۲۵ تیر ۱۴۰۵

آخرین اخبار

تولیدات صنعتی بریتانیا بیش از حد انتظار کاهش یافت

شفقنا - داده‌های رسمی منتشرشده در روز پنج‌شنبه نشان...

نماینده مجلس: ماینرهای غیرمجاز برق مردم را می‌بلعند

شفقنا- عضو کمیسیون انرژی مجلس با تأکید بر ضرورت...

قطعی برق ۱۳ هزار خانه در فرانسه پس از طوفان شدید

شفقنا - خبرگزاری فرانس اینفو گزارش داد که شرکت...

حمله سپاه به پایگاه آمریکا در شیخ عیسی بحرین

شفقنا- روابط‌عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از اجرای موج...

لبنان از اسرائیل خواست به اشغالگری در سرزمین‌های این کشور پایان دهد/تصمیم به پایان...

شفقنا- لبنان خواستار پایان اشغالگری اسرائیل شد. به گزارش سرویس...

شب تاریخی مسی؛ او به تنهایی یک تیم است

شفقنا- لیونل مسی در دیدار برابر تیم ملی فوتبال...

بریتانیا از تیک تاک درباره اقدامات ایمنی کودکان تیک‌تاک تحقیقات می‌کند

شفقنا- نهاد نظارتی بریتانیا بر رسانه‌ها، درباره اقدامات تیک...

یک پسر چهارده ساله به توطئه علیه مساجد لندن متهم شد

شفقنا- پلیس بریتانیا می‌گوید مظنون به «آماده‌سازی برای اقدامات...

اطلاعیه آموزش‌وپرورش درباره لغو امتحانات نهایی در ۴ استان

شفقنا- وزارت آموزش‌وپرورش درباره لغو امتحانات نهایی ۴ استان...

از رسانه‌ها/ همه جای ایران سرای من است

شفقنا- روزنامه ایران در مطلبی با عنوان« همه جای...

نخست وزیر عراق «حمله پهپادی» به اربیل را محکوم کرد

شفقنا- نخست وزیر عراق حمله پهپادی که گفته شده...

مجلس سفلی فرانسه متن نهایی قانون مرگ خودخواسته را تصویب کرد

شفقنا- مجلس ملی فرانسه روز چهارشنبه لایحه‌ای را تصویب...

آخرین وضعیت کودکان سرطانی بیمارستان بقایی اهواز

شفقنا- بر اثر حمله شبانه موشکی آمریکا به محوطه...

سازمان سنجش: نتایج اولیه آزمون ارشد اواخر مردادماه اعلام می‌شود

شفقنا- رئیس سازمان سنجش آموزش کشور گفت: نتایج اولیه...

از «تحمیل مذاکره» تا «تقسیم کار راهبردی»؛ چرا سیاست خارجی را نباید ساده انگاشت؟/ یادداشتی از خدابخش عبدلی

شفقنا- حجت الاسلام خدابخش عبدلی استاد علوم سیاسی در حوزه و دانشگاه در یادداشتی اینگونه آورده است: «پس از جنگ ۱۲ روزه (خرداد-تیر ۱۴۰۴) و جنگ ۳۹ روزه که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ با حمله مستقیم آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و به شهادت رهبر انقلاب انجامید، روایتی در فضای تحلیلی کشور شکل گرفته که ساده و اغواگرانه است: «اگر مذاکره شروع نمی‌شد، رهبر شهید نمی‌شد» و «وقتی رهبری خود مذاکره را شرافتمندانه و عاقلانه نمی‌دانستند، پس انجام مذاکرات به معنای تحمیل آن به ایشان است». این روایت، هرچند از دغدغه‌ای صادقانه برمی‌خیزد، اما سیاست خارجی را به اندازه یک علیّت خطیِ ساده، تقلیل می‌دهد.

این یادداشت می‌کوشد با بهره‌گیری از نظریه‌های تثبیت‌شده در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، نشان دهد که مواضع علنی رهبران و عملکرد دیپلمات‌ها در میدان مذاکره، لزوماً در تضاد با یکدیگر نیستند، بلکه می‌توانند اجزای یک «تقسیم کار راهبردی» برای تقویت قدرت چانه‌زنی در برابر دشمنی فریبکار و عهدشکن باشند.

۱. رقص دوگانه بر صحنه سیاست: منطق «پلیس خوب/پلیس بد»

در نظریه مذاکره، یکی از شناخته‌شده‌ترین تاکتیک‌ها، الگوی «پلیس خوب / پلیس بد» (Good Cop / Bad Cop) است. پلیس بد با تندی و تهدید، موضع حداکثری می‌گیرد و فضای مانور طرف مقابل را محدود می‌کند، سپس پلیس خوب با لحنی معقولانه، همان خواسته‌ها را به عنوان «تنها راه حل معقول» ارائه می‌دهد.

در سپهر سیاست داخلی و خارجی، نقش‌ها به همین شکل میان رهبری و تیم دیپلماتیک تقسیم می‌شود. رهبری با «نهی از مذاکره» و ترسیم «خطوط قرمز» کف مطالبات را چنان بالا می‌برد که هرگونه عقب‌نشینی از آن، هزینه سیاسی سنگینی برای طرف مقابل داشته باشد. سپس تیم مذاکره‌کننده با ورود به اتاق مذاکره، در حالی که «تهدید وتوی رهبری» بر سر میز سایه انداخته، می‌گوید: «ما تا همین جا هم فراتر از خطوط قرمز آمدیم؛ اگر این توافق را نپذیرید، با رهبری مواجه می‌شوید که از همین مقدار انعطاف نیز حمایت نخواهد کرد». این یک بازی مکمل است، نه یک تضاد واقعی.

۲. نظریه بازی‌ها: چانه‌زنی بر لبه پرتگاه

توماس شلینگ (Thomas Schelling)، برنده نوبل اقتصاد، در کتاب کلاسیک «استراتژی تعارض» مفهوم «Brinkmanship» (لبه پرتگاه) را پرورش داد: «قدرت چانه‌زنی یک بازیگر، به میزان توانایی او در باورپذیر ساختن تهدید به اقدامات غیرمنطقی یا پرهزینه بستگی دارد». از منظر شلینگ، آنچه در مذاکره تعیین‌کننده است، «قدرت واقعی» نیست، بلکه «قدرت درک‌شده» است – یعنی طرف مقابل چقدر باور دارد که شما آماده عبور از لبه پرتگاه هستید.

تا پیش از سال ۱۳۹۰، ایران و غرب در چارچوب «بازی‌های تقابل‌گرایانه» از جمله بازی «لبه پرتگاه» و «جنگ فرسایشی» عمل می‌کردند؛ اما با تغییر شرایط، طرفین به «بازی‌های همکاری‌جویانه» مانند «معمای زندانی» و «بازی چانه‌زنی» گذار کردند. در این گذار، نقش رهبری در ترسیم خطوط قرمز و نهی از مذاکره، دقیقاً همان «تعهد باورپذیر» شلینگی است که به تیم مذاکره‌کننده امکان می‌دهد در چارچوب بازی همکاری‌جویانه، از موضع قدرت چانه‌زنی کند.

۳. بازی دو سطحی پاتنام: میز مذاکره همزمان داخلی و خارجی

رابرت پاتنام (Robert Putnam)، استاد دانشگاه هاروارد، در مقاله «دیپلماسی و سیاست داخلی: منطق بازی‌های دو سطحی» استدلال می‌کند که رهبران ملی همزمان بر سر دو میز مذاکره می‌کنند: میز بین‌المللی (Level I) و میز داخلی (Level II). «برنده» (Win-set) مجموعه توافقاتی است که در سطح داخلی قابل تصویب است. هرچه این «برنده» محدودتر باشد، قدرت چانه‌زنی در سطح بین‌المللی بیشتر می‌شود.

این سه لایه – رهبری، دولت، مجلس – هر یک نقشی مکمل را در یک بازی پیچیده ایفا می‌کنند که هدف آن، نه «تسلیم در برابر مذاکره»، بلکه «استفاده از مذاکره به عنوان یک سنگر» است.

جمع‌بندی

جهان سیاست، میدان ساده‌سازی‌های عوام‌پسند نیست. آنچه «تحمیل مذاکره به رهبر شهید» خوانده می‌شود، ناشی از نگاهی تک‌بُعدی است که پیچیدگی تعاملات سیاسی-امنیتی را به روابط علی ساده تقلیل می‌دهد. نظریه‌های شلینگ، پاتنام و الگوی «پلیس خوب/پلیس بد» همگی نشان می‌دهند که فاصله میان «موضع علنی» و «عملکرد دیپلماتیک» لزوماً نشانه شکاف درونی نیست، بلکه می‌تواند یک طراحی هوشمندانه برای افزایش قدرت چانه‌زنی باشد.

رهبر شهید، با پافشاری بر خطوط قرمز، در واقع سنگرهای چانه‌زنی را برای تیم مذاکره‌کننده مستحکم می‌کردند – همانگونه که مجلس با قانون الزام، میدان مانور دیپلمات‌ها را گسترش داد. این الگو نه تنها نشانه تضاد و شکاف نیست، بلکه دقیقاً همان «بازی قوی‌تر» است که در برابر دشمن فریبکار و عهدشکن مورد نیاز است. درک این پیچیدگی، پیش‌شرط هرگونه تحلیل منصفانه از سیاست خارجی و پاسداشت حقیقی میراث رهبر شهید است.

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید