شفقنا- روزنامه اعتماد در خصوص توقف عملیات آمریکا در تنگه هرمز اینگونه آورده است:
با تداوم حساسيتهاي امنيتي حاكم بر خليجفارس، دونالد ترامپ مدعي شد كه عمليات جديد ارتش امريكا در تنگه هرمز براي مدت كوتاهي و به خواست پاكستان متوقف شد. به ادعاي او هدف از اين عمليات بازگشايي اين شاهراه حياتي بود؛ شاهراهي كه ترامپ مدعي است حملهها و تهديدهاي ايران به يكي از چالشهاي جدي براي اجرايش تبديل شده و شريان انرژي و بهاي سوخت را افزايش داده است. در چنين شرايطي رسانههاي غربي به ادعاي ديگري هم دامن زدهاند، در ميانه تنشهاي حاكم، پايگاه خبري آكسيوس به نقل از دو مقام امريكايي و دو منبع آگاه مدعي شد، كاخ سفيد بر اين باور است كه به توافقي با ايران بر سر يك يادداشت تفاهم يك صفحهاي نزديك شده؛ توافقي كه هدف آن پايان دادن به جنگ و ايجاد چارچوبي براي مذاكرات هستهاي مفصلتر است.به ادعاي اين پايگاه خبري ايالات متحده انتظار دارد ظرف ۴۸ ساعت آينده، پاسخهاي ايران را در مورد چندين نكته كليدي دريافت كند. اگرچه هنوز هيچ موردي نهايي نشده، اما منابع اين پايگاه خبري ميگويند كه طرفين اكنون در نزديكترين نقطه به توافق از زمان آغاز جنگ قرار دارند.اين ادعا بلافاصله ازسوي مقامهاي رسمي كشورمان تكذيب شد.ايران صراحتا اعلام كرد كه رايزني با ايالات متحده در اين مرحله صرفا بر تنگه هرمز متمركز است. در حال حاضر بحثي درباره پرونده هستهاي مطرح نيست و اخبار منتشر شده در اين زمينه جعلي و گمراهكننده است.بر اساس ادعاي آكسيوس، توافق ادعايي شامل تعهد ايران به توقف غنيسازي هستهاي (Moratorium)، موافقت امريكا با لغو تحريمها و آزادسازي ميلياردها دلار از داراييهاي مسدود شده ايران و همچنين لغو محدوديتهاي تردد در تنگه هرمز از سوي هر دو طرف خواهد بود. با اين حال، بسياري از اين شرايط مشروط به دستيابي به توافق نهايي است؛ مسالهاي كه خطر بازگشت جنگ يا باقي ماندن در وضعيت بلاتكليفي (توقف جنگ بدون حل ريشهاي مسائل) را پنهان نگه ميدارد.با اين همه ايران اعلام كرده خواهان فرآيند سه مرحلهاي است كه در مرحله نخست بازه زماني 30 روزه تعريف شده و قرار بر آن باشد تا صرفا بر بازگشايي تنگه هرمز تمركز شود و پس از آن رايزنيها درباره برنامه هستهاي كشورمان با لحاظ كردن خطوط قرمز تهران و تحولات منطقهاي ميتواند آغاز شود.حال در شرايطي كه بسياري از رسانهها با استناد به عقبنشيني ترامپ از عمليات آزادسازي هرمز و همچنين ادعاي پايگاه خبري آكسيوس، عباس عراقچي، رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان به دعوت همتاي چينياش وارد پكن شد؛ سفري كه يك هفته قبل از ديدار رهبران چين و امريكا انجام شد و از اين منظر و باتوجه به مواضع نزديك ايران و چين با اهميت و قابل تأمل است. پيشتر و روز دوشنبه نيروهاي امريكايي با آغاز عمليات ادعايي «تضمين عبور آزاد»، حضور نظامي خود را در منطقه افزايش دادند و تلاش كردند مسير كشتيهاي تجاري را تحت هدايت مستقيم درآورند. اين اقدام در شرايطي انجام گرفت كه ايران، در پاسخ به فشارها و تهديدهاي خارجي، تدابير امنيتي و كنترلي خود را جهت حفظ حقوق حاكميتي، امنيت ملي و دفاع از منافع مشروع در اين آبراه بينالمللي تقويت كرده. از همين رو ناظران ميگويند اختلال در تردد، بيش از آنكه نتيجه سياستهاي ايران باشد، ريشه در زنجيرهاي از تنشهاي خارجي، عدم توجه به نگرانيهاي امنيتي تهران و اقدامات يكجانبه داشته است. در همين راستا نيويوركتايمز به نقل از دادههاي شركت كپلر گزارش داد كه تا اوايل عصر سهشنبه هيچ كشتياي از تنگه هرمز عبور نكرد و تلگراف نيز تاكيد كرد كه كشتيراني دنيا براي عبور از تنگه هرمز به طرح ترامپ اعتماد ندارد. اين بياعتمادي با افزايش بحران در خليجفارس بالاخص حملات ادعايي به امارات به اوج رسيد. از روز دوشنبه گزارشهايي درباره حملههاي پهپادي و موشكي به بندر فجيره در امارات متحده عربي رسانهاي شد؛ حملاتي كه منجر به آتشسوزي محدود در برخي تاسيسات و مجروح شدن تعدادي غيرنظامي گرديد. ابوظبي انگشت اتهام را به سمت تهران نشانه گرفت و ايران صراحتا هرگونه مداخله در اين زمينه را رد كرد. وزارت امور خارجه ايران ضمن رد ادعاهاي ناصواب ابوظبي مبني بر پرتاب موشك و پهپاد ازسوي ايران، تشريح كرد كه اقدامات دفاعي نيروهاي مسلح ايران منحصرا متوجه دفع شرارت امريكاييها است. وزارت امور خارجه همچنين خاطرنشان كرد كه امارات از ادامه همدستي با امريكا و اسراييل خودداري كند و افزود: بديهي است جمهوري اسلامي ايران در اتخاذ تدابير لازم و مقتضي براي دفاع از منافع و امنيت ملي خود از هيچ اقدامي فروگذار نخواهد كرد. با اين حال سهشنبه نيز حملات به امارات تكرار شد؛ حملاتي كه نگرانيها درباره پيامدهاي ماجراجويي امريكا در خليجفارس را افزايش داد. گروهي بر اين باورند كه تصاعد بحران در خليجفارس شايد براي ترامپ فرصتساز باشد و او بتواند به اين بهانه ائتلافي را در برابر ايران تعريف كند، اما چهرههاي واقعگرا با اين تحليل مخالفاند و ميگويند، عمليات امريكا در هرمز و محاصره دريايي ايران صرفا هزينهها به متحدان منطقهاي و غيرمنطقهاي ايالاتمتحده را افزايش داده، رويارويي را فرسايشي كرده و درنهايت امريكا را در باتلاقي خودساخته فروخواهد برد. در همين راستا و با هدف بررسي چشماندازهاي پيش روي بحران حاكم بر خليجفارس و همچنين ارزيابي سفر آقاي عراقچي به چين، روزنامه اعتماد با دكتر حسين ربيعي، استاد دانشگاه و كارشناس مسائل بينالملل، گفتوگو كرده است. حسين ربيعي، استاد دانشگاه و كارشناس مسائل بينالملل، در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره پيامدهاي حاصل از افزايش تنشها در تنگه هرمز و سناريوهاي احتمالي و ادعايي پيش رو گفت: افزايش تنشها در اين تنگه يك مساله ناخوشايند و خبري بسيار منفي براي منطقه، ايران، كشورهاي خليجفارس و حتي براي جهان است؛ چراكه وابستگي گستردهاي به اين گذرگاه حياتي وجود دارد. به گفته اين استاد دانشگاه، در يكي، دو ماه گذشته نيز ثابت شده كه افزايش تنشها ميتواند تبعات گستردهاي در ابعاد اقتصادي، اجتماعي و سياسي براي كشورهاي منطقه و همچنين در سطح جهاني به همراه داشته باشد. از همين رو قابل انتظار بود كه كشورهايي كه به اين مسير وابسته هستند، ازجمله كشورهاي اروپايي، خواستار باز ماندن تنگه و تداوم جريان عادي تجارت جهاني باشند و آنها را به سمت اعمال فشار بر ايالاتمتحده براي بازگشايي اين مسير سوق دهد. اين كارشناس مسائل بينالملل در ادامه تصريح كرد: براي حفظ اعتبار ايالاتمتحده، باز ماندن تنگه هرمز يك ضرورت به شمار ميرود و عملا امكان تداوم بسته بودن آن وجود ندارد. اين استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان كرد كه حتي ميتوان انتظار افزايش سطح تنشها را نيز داشت، چراكه دونالد ترامپ علاقهمند است دستكم يك دستاورد قابل توجه در اين جنگ ارايه كند. هر چند بازگشايي تنگه هرمز به معناي بازگشت به وضعيت پيشين است و دستاوردي خارقالعاده محسوب نميشود، اما همين ميزان نيز ميتواند براي ترامپ رضايتبخش باشد؛ بنابراين، اين احتمال وجود دارد كه حتي با تشديد تنشها و درگيريهاي نظامي، تلاش براي باز نگه داشتن تنگه ادامه يابد. هر چند فعلا ادعاهاي ترامپ توسط ناظراني كه تردد كشتيها در بازه زماني كنوني را رصد ميكنند قابل اعتنا نيست، شايد به همين دليل است كه رييسجمهوري امريكا فعلا عمليات خود را متوقف كرده، چراكه اين عمليات دستاوردي جز تشديد تنش و هزينه به دنبال نداشته است. اين استاد دانشگاه در ادامه تصريح كرد: عليرغم مطرح شدن ادعاها درباره آزادي عبور، هنوز سطحي از امنيت و اطمينان كه بتواند خيال كشورهاي مختلف را از آزادي كشتيراني در تنگه هرمز آسوده كند، حاصل نشده و به نظر ميرسد بخش قابل توجهي از اين روايتها جنبه تبليغاتي دارد. حسين ربيعي در بخش ديگري از اين گفتوگو، در توضيح ابعاد تعيين يك محدوده مشخص و نظم تازه در تنگه هرمز اظهار كرد كه اگر اين وضعيت به محدود شدن يا بسته شدن تنگه منجر نشود و تردد كشتيها، حتي با اطلاع، اعلام يا اخذ نظر ايران ادامه يابد، احتمال بروز واكنش بسيار سخت چندان بالا نخواهد بود. به باور اين كارشناس مسائل خاورميانه در شرايط فعلي، مهمترين دغدغه ايالاتمتحده اين است كه عبور و مرور از تنگه هرمز تسهيل شود تا دستكم اخبار مثبت در اين حوزه بتواند بازارهاي انرژي را تحت تاثير قرار دهد، قيمتها را تا حدي كاهش داده و فشار وارد بر ترامپ، چه در داخل امريكا و چه در سطح بينالمللي، كمتر شود. ربيعي با اشاره به سازوكار مدنظر تهران براي ايجاد نظم جديد معتقد است كه اگر محدودهاي كه ايران تعيين كرده و نظمي كه در نظر دارد بهگونهاي باشد كه عبور و مرور كشتيها با اطلاع يا با اجازه ايران انجام شود، اين چارچوب آنقدر پيچيده و سخت نيست كه براي ايالاتمتحده به منزله يك شكست جدي تلقي شود يا خود به خود به آغاز جنگي تازه بينجامد. با اين حال به باور ربيعي و شخصيت غيرقابل پيشبيني ترامپ اين احتمال بالا است كه واشنگتن اين وضعيت را به سادگي نپذيرد و دستكم تلاش كند عبور و مرور در تنگه هرمز به شرايط پيش از جنگ بازگردد و از زير كنترل و نظارت مستقيم ايران خارج شود. ربيعي در پاسخ به سوال «اعتماد» مبني بر احتمال ايجاد ائتلافي عليه ايران ازسوي امريكا با محوريت عبور و مرور در تنگه هرمز، تاكيد كرد كه خواست بسياري از كشورها براي باز شدن تنگه، زمينه و خميرمايه لازم را براي شكلگيري چنين ائتلافي فراهم كرده است. به تعبير اين استاد دانشگاه، هماكنون نيز ميتوان از نوعي «ائتلاف نانوشته» ميان كشورهايي سخن گفت كه خواهان باز شدن تنگه هرمز هستند، اما پرسش اصلي اين است كه اين ائتلاف در چه سطحي شكل بگيرد، به چه نوع واكنشي منجر شود و چه اقداماتي عملا ازسوي آن قابل تصور باشد. اين كارشناس مسائل خاورميانه با اشاره به محدوديتهاي عملي اين ائتلاف يادآور ميشود كه بسياري از كشورهايي كه كم و بيش به تنگه هرمز وابستهاند، حاضر نشدهاند براي عمليات نظامي اعلام آمادگي كنند. به گفته ربيعي، با وجود آنكه امريكا از ابتداي جنگ، بارها به اشكال مختلف اعلام كرده هر كشوري كه نياز دارد بايد خود براي تامين امنيت عبور و مرور اقدام كند و حتي در مقاطعي از كرهجنوبي و ديگر كشورها خواسته شده به اين ائتلاف بپيوندند يا مستقلا براي باز شدن تنگه هرمز وارد عمل شوند، نشانهاي جدي از تمايل اين كشورها براي مشاركت در يك ائتلاف نظامي يا دفاعي ديده نميشود. ربيعي يادآور شد كه بارها از احتمال اقدام مشترك كشورهايي مانند فرانسه، انگليس يا برخي ديگر از بازيگران صحبت شده، اما اين «خواستن» هنوز به «توانستن» تبديل نشده و در حد طرح و بحث باقي مانده است. به باور اين استاد دانشگاه، از همين رو احتمال آنكه قدرتهاي اروپايي يا كشورهاي شرق آسيا كه به بازگشايي تنگه هرمز نياز حياتي دارند، بخواهند از مسير يك عمليات نظامي با هر سطحي از شدت، براي باز كردن تنگه وارد عمل شوند، چندان روشن نيست. از همين رو هر چند زمينه سياسي و اقتصادي براي ايجاد ائتلافي به منظور تسهيل عبور و مرور از تنگه هرمز وجود دارد، اما نشانهاي دال بر شكلگيري يك ائتلاف يا اتحاد نظامي منسجم براي توسل به زور و انجام عمليات نظامي با هدف بازگشايي تنگه مشاهده نميشود. اين استاد دانشگاه اين وضعيت را ناشي از آن ميداند كه اساسا جنگي كه امريكا آغاز كرده، از منظر بسياري از كشورها فاقد توجيه كافي بوده و خودِ اصل اين درگيري با ترديد و حتي مخالفت جدي در سطح بينالمللي روبهرو است؛ بر همين اساس، چشمانداز تشكيل يك ائتلاف نظامي «محكم» براي مقابله با ايران يا وادار كردن تهران به بازگشايي تنگه هرمز چندان محتمل نيست. حسين ربيعي در ارزيابي واكنش احتمالي ايران به شكلگيري ائتلافي براي بازگشايي تنگه هرمز، بر جايگاه اين تنگه به عنوان يك برگ برنده راهبردي براي تهران تاكيد كرد. به تعبير اين استاد دانشگاه، كنترل ايران بر اين آبراه تا حدي خاصيت بازدارندگي پيدا كرده و همانگونه كه برخي تحليلگران غربي نيز اشاره كردهاند، براي تهران كاركردي شبيه يك «سلاح هستهاي» دارد؛
از اين رو، بديهي است كه در صورت شكلگيري هرگونه ائتلاف، ايران از همه ابزارهاي ديپلماتيك، سياسي و در صورت لزوم نظامي براي حفظ برتري خود بر اين گذرگاه استفاده خواهد كرد و اين موضوعي نيست كه به سادگي از آن چشمپوشي كند. اين كارشناس مسائل خاورميانه با اشاره به پيوند اين اهرم فشار با پرونده تحريمها و جنگ، يادآور ميشود كه اگر ايران كنترل تنگه را از دست بدهد و شرايط به وضعيت عادي گذشته بازگردد، عملا ابزار جايگزين موثري براي اعمال فشار بر ايالاتمتحده، كاهش تحريمها يا پايان دادن به جنگ دراختيار نخواهد داشت. از نگاه ربيعي، همين واقعيت موجب ميشود كه واكنش تهران به هرگونه ائتلاف احتمالي، واكنشي حداكثري باشد؛ به اين معنا كه ايران با تمام توان در برابر چنين ائتلافي خواهد ايستاد و تلاش خواهد كرد با اتكا به همه ظرفيتهاي موجود، از جمله بهرهگيري از ديگر نقاط حساس ژئوپليتيك مانند بابالمندب و مسيرهاي مشابه، سطح فشار بر اقتصاد جهاني را حفظ كند تا در مذاكرات ديپلماتيك دوجانبه يا چندجانبه، امكان كسب امتيازات ملموس از طرف مقابل را افزايش دهد. حسين ربيعي در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» مبني بر بنبست در فرآيند ديپلماسي تاكيد ميكند كه هنوز نميتوان از توقف كامل گفتوگوها سخن گفت. روند ديپلماتيك همچنان در جريان است؛ خواستهاي دو طرف، چه در قالب مكتوب و چه غيرمكتوب، مبادله ميشود، پاسخها رفت و برگشت دارد و اصلاح ميشود و از اين منظر، شكلهايي از مذاكره و كنش ديپلماتيك فعال است و فرآيند به بنبست نرسيده است. او در ادامه با اشاره به ظرفيتهاي داخلي ايران براي خنثيسازي فشارها يادآور ميشود كه جمهوري اسلامي، عليرغم شدت گرفتن فشارها به ويژه پس از محاصره دريايي، ابزارهاي معيني براي كاهش اثر تحريمها دراختيار دارد؛ از جمله مرزهاي گسترده زميني و شمار بالاي همسايگاني كه امكان تامين بخشي از نيازمنديها از مسيرهايي غير از خليجفارس را فراهم ميكنند. در عين حال، بخشي از شركاي اقتصادي ايران، قدرتهاي بزرگي مانند چين هستند كه ميتوانند در مهار يا مديريت بحران محاصره دريايي و تنشهاي مرتبط با تنگه هرمز نقشآفريني كنند و در جهت كنترل يا حل و فصل اين وضعيت اعمال نفوذ داشته باشند. به گفته ربيعي، موضعگيريهاي اخير پكن درباره كشتيهايي كه به مقصد ايران در حركت هستند نيز نشان ميدهد اين قدرتها تنها تماشاگر بحران نيستند و در معادله فشار و خنثيسازي فشار حضور فعال دارند. ايران همچنان ابزارهايي دراختيار دارد كه هم براي دور زدن يا تضعيف كارايي تحريمها و محاصره دريايي قابل استفاده است و هم ميتواند از آنها براي اعمال فشار متقابل در ساير نقاط ژئوپليتيك بهره ببرد؛ به ويژه در مناطقي مانند بابالمندب كه تهران از طريق نيروهايي چون انصارالله، با توجه به اعلام مكرر همسويي و حمايت آنان از ايران، داراي قدرت مانور است و ميتواند از اين حوزه نيز به عنوان اهرم فشاري براي خروج از وضعيت كنوني استفاده كند.اين كارشناس مسائل خاورميانه در ادامه خاطرنشان كرد كه موضوعاتي كه امريكا در آغاز بحران پيگيري ميكرد نيز همچنان روي ميز باقي است و در برخي حوزهها، از جمله در ارتباط با مواد غنيشدهاي كه واشنگتن به شدت خواهان دريافت آنهاست، دست ايران بالا است؛ تهران تا اين مقطع اين ذخاير را حفظ كرده و اين ابزار نيز به عنوان يك كارت مهم در اختيارش باقي مانده است. از منظر ربيعي، مجموع اين عوامل نشان ميدهد كه هر چند شرايط پيچيده و پرتنش است، اما نه ديپلماسي به انسداد كامل رسيده و نه ابزارهاي فشار و چانهزني ايران پايان يافته؛ همين واقعيتها فضايي براي تداوم گفتوگو و امكان جابهجايي موازنهها از مسير مذاكره برجاي ميگذارد. حسين ربيعي در ادامه گفتوگو و در پاسخ به سوال «اعتماد» درباره چرايي سفر رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان به چين در اين بازه زماني گفت: سفر عباس عراقچي به پكن به طور مستقيم در پيوند با تحولات خليجفارس و بحث عبور و مرور كشتيها، به ويژه نفتكشهاي چيني، قابل تحليل است. چين بزرگترين خريدار نفت ايران است و در روزهاي اخير نيز اعلام كرده تحريمهاي امريكا را نميپذيرد و خواهان تداوم تجارت انرژي با تهران است، ربيعي در ادامه بر اين نكته انگشت ميگذارد كه موضوعاتي مانند امنيت كشتيراني، تداوم صادرات نفت و چگونگي عبور كشتيهاي چيني از مسيرهاي تحت فشار، به احتمال زياد از محورهاي اصلي گفتوگو در اين سفر خواهد بود. اين استاد دانشگاه با تاكيد بر همزماني اين سفر با نزديك شدن موعد ديدار ترامپ و شي جينپينگ، اين تقارن را معنادار توصيف كرده و ميافزايد كه امريكا در پي آن است كه چين را به نقشآفريني بيشتر در مديريت بحران تنگه هرمز وادار كند، در حالي كه تهران ميكوشد از وزن پكن به عنوان يك قدرت بزرگ و ذينفع در ثبات بازار انرژي براي ايجاد موازنه در برابر فشارهاي واشنگتن بهره ببرد. در همين راستا ايده حضور چين و روسيه به عنوان قدرتهاي تضمينكننده در هر توافق احتمالي ميان ايران و امريكا پيشتر نيز مطرح شده و اكنون، سفر عراقچي ميتواند بستري براي طرح روشنتر اين انتظار و گفتوگو درباره ساز و كارهاي تضمين باشد.ربيعي با تاكيد بر جنبه راهبردي اين رفتوآمدها، اين سفر را بخشي از سلسله فعاليتهاي ديپلماتيك ايران براي انتقال مطالبات، منافع و خطوط قرمز خود به طرف چيني ميداند. به باور اين استاد دانشگاه، در آستانه گفتوگوهاي پكن و واشنگتن، اين احتمال وجود دارد كه عراقچي تلاش كند بستهاي از خواستهها و ملاحظات تهران را به چين منتقل كرده تا در صورت طرح پرونده ايران در مذاكرات دوجانبه چين و امريكا، اين ملاحظات در محاسبات و مواضع پكن بازتاب پيدا كند.











