شفقنا- رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار (ع) با بیان اینکه باور و نگاه به دین باید گسترده شود، گفت: اساساً توجه به وطن، بُعد اجتماعی بودن دین را به من و شما تفهیم میکند و نظر کسانی که می گویند دین فقط آمده تا یک فرد خودش را تربیت کند و کاری به دیگران و جامعه و اینکه در دنیای بشر چه میگذرد نداشته باشد، را تخطئه میکند.
به گزارش شفقنا، متن کامل سخنان آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی در دیدار مدیران و معاونین و اساتید حوزه های علمیه خواهران استان مرکزی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
از تشریف فرمایی شما تشکر میکنم و امیدوارم در این سفر که موفق به زیارت حضرت معصومه(س)شده و از جلسات با علما و بزرگان بهرهمند میگردید با دست پراز قم برگردید و حوزه مقدسهی استان مرکزی را پر رونقتر و با نشاطتر کنید.ان شاءالله
تلاش حضرت آیت الله درّی که با اهتمام این جمع بسیار معتنا به و قابل توجه را حمایت و مباحث درسی و حوزوی شان را دنبال می کنند، قابل تقدیر می باشد.
حوزه علمیه خواهران یکی از برکات بزرگ انقلاب است، قبل از انقلاب در شهرها اصلاً حوزه خواهرانی نبود و در یکی دو شهر حتی در خود قم هم خیلی کمرنگ بود. یکی از نمادهای ارج نهادن اسلام به زنان که ما می توانیم به دنیا نشان دهیم همین حوزههای علمیه خواهران است که امروز در سراسر کشور رواج یافته است بطوری که در بعضی از استانها حضور علمی، سیاسی و معنوی خواهران بیش از برادران است و این از برکات انقلاب و رهبری های داهیانه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه و امام شهیدمان رضوان الله تعالی علیه است. به سهم خودم از شما و همه اساتید محترم حوزههای خواهران تشکر میکنم. امیدوارم مورد عنایت خاص امام زمان (عج) باشید و در همان مسیری که مطلوب آن حضرت است قرار بگیرید و از خودتان یک انسان الهی، یک عالم ربانی و یک نفس صمدانی بسازید که هستید ان شاء الله.
مناسبتهای این ایام را که یکی از آنها روز کارگر است تبریک عرض میکنم. اما مناسبت بسیار مهم روز خود شما یعنی روز استاد و معلم است، شهادت شهید بزرگوار، شهید فکر و اندیشه، علامه مطهری رضوان الله تعالی علیه را هم گرامی میداریم و همان طور که تاکنون یاد و خاطره ایشان زنده است امیدواریم که تا قیامت یاد و خاطره این شهید بزرگوار مخصوصاً در حوزههای علمیه زنده باشد.
یکی از وجوه و شاید برترین وجه تمایز این انقلاب نسبت به انقلابهای دیگر، دینی بودن این انقلاب است. این انقلاب بر پایه دین تشکیل شد و مردم برای حمایت از دین به میدان آمدند. اگر امروز هم مردم در این تجمعات شبانه که الآن بیش از 60 روز از آن میگذرد حضور دارند عامل اصلی و مهم آن دین است، اگر مسئله حمایت از وطن و کشور هم مطرح میشود به جهت اینست که این هم یکی از دستورات دین است. وقتی دین میگوید: « من قتل دون ماله و عرضه شهیدٌ»، کسی که در راه دفاع از مال و آبرویش کشته شود شهید است مسلماَ آن کس هم که در راه دفاع از شهر و خانه خودش کشته شود، شهید است، این خود یکی از شاخصههای دین است. از فرمایشات بسیار مهم رهبری شهید ما این بود که دشمن تلاش می کند بین دین و وطن تقابل و تضاد نشان دهد در حالی که در اسلام چنین چیزی نیست و اساساً توجه به وطن، بُعد اجتماعی بودن دین را به من و شما تفهیم میکند و نظر کسانی که می گویند دین فقط آمده تا یک فرد خودش را تربیت کند و کاری به دیگران و جامعه و اینکه در دنیای بشر چه میگذرد نداشته باشد، را تخطئه میکند. واقعاً تعجب است افرادی اسم خودشان را متفکر گذاشتهاند اما از فکر و اندیشه درست در کوچکترین مسئله عاجزند.
اگر ما در زاویههای متعدد دین اندیشه کنیم، می یابیم که دین افزون بر اصلاح فرد اصلاً برای اصلاح اجتماع و جامعه آمده، دین دستورات شخصی دارد! در نیمه شب بلند شو و نماز شب بخوان، اهل تهجد باش و روزه بگیر، ولی این مسائل فردی دین در مقابل مسائل اجتماعی آن بسیار ناچیز است، دین برای اداره جامعه آمده و اگر امروز در حوزههای علمیه، چه حوزه برادران و چه حوزه خواهران، این اندیشه بر یک طلبه حاکم نباشد قطعاً بدانید آن طلبه نه هزاران فرسنگ بلکه هزاران سال عقب خواهد بود. طلبه طراز در زمان ما (چه خواهر و چه برادر) طلبهای است که این اندیشه جامعیت دین را پذیرفته باشد، بداند که دین برای حکومت آمده، ببینید شما امام چه خدمتی به اسلام و حوزههای علمیه کرد؟ دستآورد امام برای حوزههای علمیه به مراتب از دستآورد او برای مظلومین و مردم، بیشتر بود. درست است که امام ملت مظلوم ایران را از شرحکومت طاغوت پهلوی نجات داد، اما آن دستاورد مهمی که امام برای حوزهها به ارمغان آورد متأسفانه هنوز مغفول مانده وآنطور که شایسته است به آن توجه نشده که اگر به آن توجه شود حرکت حوزهها با شتاب خیلی بیشتر ادامه پیدا خواهد کرد، این حرف یک شعار نیست و من در این جمع به خودم اجازه نمیدهم که حرف شعاری عرض کنم. امام این اندیشه را در حوزهها زنده کرد که دین اسلام و فقه شیعه و اعتقادات و اخلاق آن منحصر به جنبه فردی انسان نیست، ما باید به نگاه اجتماعی دین هم بنگریم. لذا مسئلهی الاسلام هو الحکومه را مطرح کرد. من این را زیاد گفته ام و باز هم می گویم در طول تاریخ هیچ یک از فقهاء این حرف را نزده! اگر کسی راجع به اندیشهی ولایت فقیه مطلبی گفته باشد مثل مرحوم نراقی و صاحب جواهر و دیگران، اما نظریه «الاسلام هو الحکومة» مختص به فکر دقیق و عمیق امام است. که مسئلهی ولایت مطلقهی فقیه یک شاخه از این نظریه است. امام در کتاب البیع خود میگوید: « الاسلام هو الحکومة و الاحکام مطلوباتٌ بالعرض»، یعنی بحث وجوب نماز، روزه و حج در مرحلهی دوم قرار دارند، در مرحله اول دین آمده نبض حکومت بشر را به دست بگیرد.
اگر یک طلبه این اندیشه را تصور و تصدیق نماید و در آن تعمق کند، ببیند چه میدانهای فکری، تحقیقی و پژوهشی بر رویش باز میشود. عده ای میگویند عبارت دین از سیاست جدا نیست، حرف مرحوم مدرس است و حرف امام نیست در حالیکه عدم جدایی دین از سیاست یک شاخهای از «الاسلام هو الحکومه» است، الاسلام هو الحکومة را هیچ فقیهی قبل از امام مطرح نکرده.
47 سال از انقلاب گذشته و متأسفانه در حوزههای علمیه راجع به این مبنا کار علمی، تحقیقی و پژوهشی نشده، شاید بعضیها در برخی مقالات چیزهایی را نوشته باشند اما حقّ علمی مسئله ادا نشده، من خودم موفق شدم سه سال در بحث خارج فقه سیاسی مبانی قرآنی این نظریه را استخراج کنم که مبنای قرآنی این حرف چیست؟ بالأخره یک فقیه آن هم در حد اعلای از فقاهت، اینطور نیست که بخواهد یک الفاظی را بگوید و چیزی را در کتابش آورده باشد، این ناشی از یک قوهی فقهی عمیق است. بالاخره باید دید مبانی قرآنی آن چیست و کدام آیات قرآن میتواند مستند این فکر عمیق و دقیق امام قرار بگیرد؟. آنچه که امام را امام کرد نگاه صحیح او به دین بود، آنچه هم که میتواند هویتی به ما بدهد همین است، اگر فکر میکنیم با تکرار مکررات و جا به جا کردن اصطلاحات و حفظ کردن بعضی از متون، عالم میشویم اشتباه است. ما باید یک هویت علمی پیدا کنیم، به خودمان حقیقت و جوهر جدیدی از علوم حوزوی بدهیم، بیائیم آیات اجتماعی قرآن را بررسی کنیم، الآن در مرکز فقهی ما آیات فقه پزشکی را بعضی از محققین استخراج کرده اند، مخصوصاً شما خانمها که الحمدلله دستی در مسائل حوزوی دارید، امروز فقه خانواده هنوز خام باقی مانده، هرچند مختصرحرفی در آن زده شده و همایشهایی هم برگزار شده و شاید کتابهایی هم نوشته شده باشد ولی به نظر منِ طلبه هنوز در مرحلهی خام قرار دارد، فقه خانواده بسیار مباحث فقهی موسعی دارد. خانواده یک بخشی از اجتماع است، آن افرادی که میگویند دین یک امر شخصی است قطعاً میگویند ما چیزی به نام فقه خانواده نداریم چه برسد به فقه الاجتماع و فقه حکومت و جامعه!
شما اگر این نگاه را در خودتان تقویت کنید که اسلام برای خانواده دستور دارد؛ این دستورات نه در حد یکسری سفارشهای اخلاقی محدود، بلکه برنامه است، ما برای خانواده نظام داریم و نظامش هم موجود است و باید استخراج بشود. این نظام غیر از آن نظامی است که یک عده در حوزه میگفتند باید این نظام ها را کنار هم بچینیم و دوباره فوق آن یک نظام به دست آوریم. اینها حرفهای بیمبنا و اساسی است. اگر آن نگاه امام نباشد این فقه خانواده یک چیز بی معنایی میشود.
لذا عرضم این است که اولاً نگاهمان را به دین گسترده و باورمان را نسبت به دین بیشتر کنیم، برای دین اهمیت بسیار قائل شویم. اصلاً برای مردم ما از اول انقلاب تا حالا عامل اولی و اصلی دین است، برای احیای دین به میدان آمدند، چون دیدند دین خدا دارد از بین میرود و قبل از انقلاب جز اسمی از اسلام باقی نمانده! الآن هم یکی از محکمات قرآن مقابلهی با ظلم است، یکی از مهم ترین آیات قرآن این است که کفار نباید بر مسلمانها حکومت داشته باشند. شما میبینید آن خط اصلیای که آمریکا و اسرائیل در دنیا دنبال میکنند این است که سیطرهی بر بشر پیدا کرده وتمام بشر را زیر مجموعه و بردهی خودشان قرار بدهند، همهی حرفها همین است. فوق مسئلهی نفت و گاز و معادن و منابعی که در کشورها وجود دارد که به دنبال اینها هم هستند و تصریح هم میکنند، اما یهود فکرش تسخیر و بردگی بشراست. اگر آمریکا میخواهد بر این کشور سیطره پیدا کند نه فقط برای بلعیدن معادن و نفت این کشور به تعبیر امام شهیدمان است، نه! میخواهند تک تک افراد ما را در همه جوانب، اسیر و بردهی خودشان کنند طبق آن فکری که در یهود وجود دارد. اسلام میگوید حکومت مال خداست، حکومت مال صالحان و اولیا و انبیاء خداست، مال انبیا و ائمه معصومین است و در زمان غیبت هم برای فقیه جامع الشرایط است، حال این حکومت کجا؟ این حکومتی که به انسان عزت و رشد و شخصیت داده و او را مستقل قرار می دهد کجا و آنچه یهود دربارهاش فکر میکند کجا؟
خواهران محترم؛ اگر نگاه به دین نگاه فردی شد همین فکر باطل انجمن حجتیه مطرح میشود که به ما چه ارتباطی دارد که یک عدهای در عالم فساد میکنند، ما هم باید کمکشان کنیم که فساد بیشتر بشود، این فکر باطل از این نگاه فردی به وجود میآید. اینها میگویند هر حکومتی قبل از حکومت حضرت حجت (عج) بر پا شود طاغوت است! ما این همه در حوزهها درس خواندیم، این همه بزرگان به ما یاد دادند که اگر روایتی دیدید که سندش کاملاً صحیح و دلالتش کاملاً روشن و هیچ روایت معارضی هم ندارد اما با قرآن مخالف است آن روایت را به دیوار بزنید، حال آیا این روایات با تفسیر مورد ادعای حجتیه با قرآن ما سازگاری دارد؟ این روایات میگوید قبل از ظهور حضرت بنشینید که به شما ظلم بشود و اسیرتان کنند و حق قیام ندارید؟. شما دیدید یک گوشهای از این جنایتهای آمریکا داعش بود، چه کردند با زنها، کودکان، مردان و جوانها، از هیچ جنایتی ابا نداشتند.
باید به این روایات خوب دقت بفرمائید، یک وقتی جمعی از علما و وعاظ تهران به من گفتند ما وقتی منبر میرویم بعد از منبر در مورد این روایات از ما سوال می شود. آنها ازمن میپرسیدند ما با این روایت چکار کنیم؟ متوجه شدم یک عده در صدد تبلیغ و ترویج این روایات برآمده اند، البته در بعضی از بزرگان و مراجع گذشته رضوان الله تعالی علیهم هم شبیه این نظر وجود داشت که می گفتند قبل از قیام حضرت حجت (عج) هر قیامی که واقع بشود و هر پرچمی که برافراشته گردد طاغوت است، منتها این روایات ناظر به بطلان حکومتی است که مدعی مهدویت باشد، قرائن درآن روایات وجود دارد، حکومتی که حاکمش مردم را به سوی خودش دعوت کند را تخطئه میکند، آنگاه گفتم اگر دلالتش هم روشن باشد اینها با قرآن سازگاری ندارد.
چه کسی باید به این شبههها پاسخ بدهد؟ حوزهها باید پاسخ بدهند، در حوزهها هم فرقی بین حوزه خواهران با برادران نیست هرچند گاهی اوقات خواهران در بعضی از شبهات پاسخهای محکم، دقیقتر و عمیقتری می دهند. به هر حال خواهران محترم از این فرصت استفاده کنید، که امروز درخشانترین دوران حوزههای علمیه است.
من این جمله را قبلاً نیزگفته ام اما متاسفانه برخی افراد کج فهم و معاند در رسانه ها نوشتند بله شما آخوندها همه چیزتان درست است و از نظر مالی مشکلی ندارید و میگوئید درخشانترین! در حالیکه هر کس حرفهای من را می خواند می فهمید منظور درخشان ترین زمان از جهت میدان تحقیق و پژوهش است والا از نظر مالی که معیشت طلاب در سخت ترین شرایط است . یک استاد باید بداند چه شرایط و میدانهای تحقیقی برای او وجود دارد که هر سال بتواند قدمهایش را جلوتر بردارد، مطالب قبل را دائماً تکرار نکند، مسلم است که این دین با این جامعیت و وسعت را با یک عمر طبیعی نمیتوان به گوشهای از حقایقش رسید، لذا از این فرصت استفاده کنید. بحثهای جدید را حتماً مطالعه کنید، این مجلات فقهی اصولی اعتقادی که معمولا بحثهای جدیدی در آن مطرح میشود را بخوانید و مباحثه کنید.
اگر یک طلبهای امروز بخواهد مثل طلبه قبل از انقلاب کفایه بخواند و درس بدهد این هزار سال از قافلهی علم در حوزه عقب است.. خیلی خدا به ما عنایت کرده که در چنین زمانه ای در حوزهها قرار گرفتیم، که مجال نیست بخواهم جزئیات این مسئله را روشنتر کنم، ولی به نحو کلی مبنای اصلیاش را عرض کردم که روی نگاه امام تکیه کنید و آنرا دنبال نمانید، با بزرگانی که فکر و ذهنشان با مسائل روز است، خود اندیشههای رهبری شهید را دنبال کنید که واقعاً یکی از نقاط بسیار درخشان دوران 37 سال رهبری ایشان مطالبی است که به حوزههای علمیه فرمودهاند، این منشوری که در یکصدمین سال حوزه دادند که من همان زمان در صحبتهایم گفتم اگر کسی این منشور را با دقت بخواند،_ چون همان موقع بعضی از افرادی که خدمت ایشان بودند به من گفتند که آقا سه هفته کارهایشان را تعطیل کردند و این منشور را مرقوم فرمودند_، اگر کسی آنرا دقیق بفهمد یک تحولی در حوزههای علمیه به وجود میآید، اینها را دنبال کنید، افکار امام را دنبال کنید. امروز با وجود یک چنین حوزههایی مربوط به خواهران، هیچ شبههای در مسائل بانوان نباید باقی بماند.
از اول انقلاب یک حرفی را در ذهن همه وارد کردند به نام عدالت، این بحث که اسلام و حکومت برای عدالت آمده را در تشریع و دستورات خدا سرایت دادند. گفتند هر حکمی از ناحیه خدا صادر شود باید با عدالت سازگار باشد، بعد هم عده ای با همین حرف احکام خدا را زیر سؤال بردند، گفتند اینکه ارث زن نصف مرد است لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ با عدالت سازگاری ندارد، چکار کنیم؟ بعضی گفتند این حکم مربوط به زمانصدر اسلام بوده و تمام شده! الآن باید قانون دیگری بیاید. و مسائل زیاد دیگر مثل حجاب که چرا زن حجاب داشته باشد و مرد نداشته باشد؟ چرا زن اگر بخواهد از خانه بیرون برود باید با اذن شوهر باشد و بالعکس نباشد؟ تک تک این احکام را کسانی که عاجز از فقاهت و اجتهاد بودند انکار کردند، با تمسک به حرفی بنام عدالت، دین را خطکشی کردند. ما به ایشان میگفتیم، اولا قرآن وقتی یک حکم راجع به طلاق، نکاح، ارث و وضو بیان میکند پس از آن میفرماید: « تلک حدود الله و من یتعد حدود الله فاولئک هم الظالمون»، این یتعدّ تا قیامت پابرجاست، ثانیا درست است که هر حکمی ملاک دارد، الاحکام تابعةٌ للمصالح و المفاسد، ولی چه کسی گفته در ملاک حکم عدالت هم باید باشد؟ از شما میپرسند اگر شک کردیم این ظرف نجس است یا نه؟ میگوئید پاک است، این شبهه موضوعیه است و همه میگویند پاک است، اگر شک کردی یک چیزی نجس است یا پاک، خانه کسی رفتید و نمیدانید غذایش پاک است یا نجس؟ اصالة الطهاره را جاری میکنید. من از شما میپرسم اصالة الطهاره با کجای عدالت ارتباط دارد؟ شک میکنیم یک چیزی حلال است یا حرام؟ اصالة الحلیة جاری می شود. بعد میگوئیم ملاکش چیست؟ ملاکش تسهیل خدا بر بندگانش است، شارع طهارت و نجاست را مطرح کرده ولی نمیخواهد کار را بر انسان مشکل کند، برای تسهیل میگوید هر جا شک کردید بگوئید پاک است و تمام.
این بحث ملاک تسهیل در« قاعده لا حرج» و در« حدیث رفع» و خیلی جاهای دیگر میآید. یا در این مسئلهی «الطلاق بید من اخذ بالساق» که طلاق دست شوهر است با اینکه در صیغهی عقد نکاح، ایجاب را زن میگوید و مرد آن را قبول می کند، اما طلاق به دست مرد است، نمی توان گفت چون نفقه را مرد میدهد پس طلاق به دست اوست، ممکن است مردی مریض باشد و همسرش خرج او را بدهد، پس بگوئیم این جا طلاق به دست زن باشد؟ همچان که نمیشود گفت چون مرد سوادش بیشتر است؟ خیلی جاها زن سوادش بیشتر از زن است، خانوادههایی هستند که زن دکتر است و مرد دیپلم، اینها نمیتواند ملاک باشد. پس چرا شارع فرموده الطلاق بید من اخذ بالساق؟ شارع روی آن علم غیبی که در مورد بشر از اول خلقتش تا قیامت دارد،_ هر چند این را هم نمیتوانیم به صورت قطعی بگوئیم_، میگوید من حساب کردم اگر طلاق دست مرد باشد کمتر واقع میشود! اگر دست زن باشد لعلّ بیشتر واقع بشود، بعید نیست اینطور باشد، نمیگوئیم قطعاً همین است چون ما علم غیب نداریم، ولی آن کسی که این را با خطکش عدالت بررسی میکند اشتباه میکند، یک کسی میمیرد و از دنیا میرود و ده تا بچه دارد، یکی از آنها ثروتمند و بقیه فقیر هستند، اما شما در ارث میفرمائید اینها مساوی ارث میبرند، زیرا شارع میخواهد یک بهرهای از این میت در کاسهی زندگی فرزندان میت باشد چه غنی باشند و چه فقیر. البته بعضی جاها «اعدلوا هو اقرب للتقوی» سفارشی است که خدا به ما میکند و میگوید شما در رفتارهایتان عدالت به خرج دهید، اما هیچ وقت دلیل نمیشود که احکام شما هم طبق عدالت باشد! این غلط است.
خدا رحمت کند یکی از اساتید دانشگاه مفید قم را آقای دکتر قرباننیا که بسیار مرد مؤدب و فاضل و عالم و انقلابی وحوزوی هم بود؛ دو جلد کتاب راجع به حقوق زنان تنظیم کرده بودند و می خواستند به قول خودشان این مسایل را به نحوی اصلاح کنند. در مقدمه کتاب با ذکر مطلبی از مرحوم آقای مطهری خواستند استفاده کنند که همه احکام باید طبق عدالت باشد، من یک جلسه مفصلی با ایشان بحث کردم و گفتم آقای قرباننیا این فکر اشتباه است، چه کسی گفته در همه احکام ملاک عدالت باید باشد؟ آن کسی که دستی بر اجتهاد دارد چنین نمیگوید! حال این حرف آقای مطهری از کجا آمده و به چه مناسبتی گفته شده من نمیدانم، اما کسی که دستی بر فقاهت دارد میداند عدالت را نمیشود معیار برای احکام قرار داد و گفت صبح اگر دو رکعت خواندیم عدالت است و اگر سه رکعت شد خلاف عدالت است، ربطی به عدالت ندارد. زن اگردر ایامی که نباید نماز بخواند وروزه بگیرد، نماز بخواند خلاف عدالت است، اینها حرفهای عوامانه و جاهلی است و واقعاً برای کسی که در اجتهاد دستی داشته باشد روشن است که جعل احکام بر اساس معیار و ضابطههای دیگری است.
نتیجه آنکه اگر میخواهید علمتان قوی بشود و توسعه پیدا کند نگاهتان به دین، چنانچه نگاه فردی و محدود باشد در علم چیزی گیرتان نمیآید، اما اگر نگاهتان عمیق و وسیع همانگونه که امام فرمودند باشد، در علم خیلی رشد میکنید.











