شفقنا- حجت الاسلام خدابخش عبدلی استاد حوزه و دانشگاه در یادداشتی، با تأمل در آیه ۱۲۸ سوره توبه، هفت مؤلفه اساسی برای مسئولیتپذیری مؤثر را تحلیل کرده و فقدان این شاخصها را ریشه بسیاری از ناکارآمدیها میداند.
به گزارش شفقنا، متن یادداشت بدین شرح است:
«مقدمه
در روزگاری که پیچیدگی مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، بسیاری از ساختارهای مدیریتی را با چالش روبهرو کرده است، بازخوانی آموزههای وحیانی میتواند چراغ راهی برای گرهگشایی از مشکلات باشد. یکی از عمیقترین و کمتکرارترین آیات قرآن در زمینه «نظام مسئولیت» و «خصلتهای یک مشکلگشای واقعی»، آیه ۱۲۸ سوره مبارکه توبه است؛ جایی که خداوند از پیامبری سخن میگوید که «از خود مردم» برخاسته، رنجشان بر او دشوار است، و به مؤمنان رئوف و مهربان.
نویسنده در این یادداشت، با تفکّر در این آیه، باور خود را چنین بیان میکند که یکی از شاهکلیدهای «فتحالفتوح» در حل غالب مشکلات، نبودِ همه یا برخی از پارامترهای نهفته در این آیه ارزشمند است. او هفت اصل را از فرازهای این آیه استخراج کرده و به نقد وضعیت مسئولیتپذیری در سطوح مختلف میپردازد.
بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
*«لَقَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولࣱ مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ حَرِيصٌ عَلَيۡكُم بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَءُوفࣱ رَّحِيمࣱ»*
(سوره توبه، آیه ۱۲۸)
باور من این است که یکی از شاهکلیدهای فتحالفتوح در همه یا غالب مشکلات و مسائل، نبود همه یا بعضی از پارامترهای مطرح در این آیه گرهگشا و کارساز است. در ادامه، این مؤلفههای هفتگانه را از دل آیه استخراج و تبیین میکنم:
۱. «جَاءَکُمْ»؛ مسئول باید خودش به استقبال مشکل برود
کسی که میخواهد مشکلی را –چه در سطح فرد و چه در سطح جامعه– حل کند، باید خودش مبادرت و اقدام کند. مشکلگشا باید به سمت مشکل بیاید، نه اینکه منتظر بماند مشکلداران به او مراجعه کنند. از این رو، چنین شخصی حتماً باید مشکلشناس باشد. وگرنه ورود به صحنه مسئولیت، بیحاصل خواهد ماند.
به حکم برهان خلف، اگر کسی بدون داشتن «مشکلشناسی» وارد وادی مسئولیت شود، یا از روی ناآگاهی قدم برداشته (نمیداند چه میکند و چه باید بکند) یا برای حل مسائل شخصیِ خودش، آن مسئولیت را اشغال کرده است.
۲. «رَسُولٌ»؛ هم متصل به مبدأ، هم دارای پیام
پذیرنده مسئولیت باید «رسول» باشد؛ یعنی خود را از مبدأیی صاحب رسالت و پیام بداند. بدین معنا که:
– هم اتصال به مبدأ موضوعیت دارد،
– هم مأمور بودن از طرف او،
– هم داشتن پیام و برنامه مشکلگشا برای مسئولیتی که پذیرفته است.
۳. «مِنْ أَنفُسِکُمْ»؛ همجنس و متخصص در حوزه مسئولیت
کسی که مسئولیتی میپذیرد، باید:
– از جنس همان جامعهای باشد که برای حل مشکلاتش مأموریت گرفته،
– با «جنس مشکل» و مشکلات حوزه مسئولیتی خود آشنا و بلکه متخصص در حل آن مشکل یا مشکلات باشد.
۴. «عَزِیزٌ عَلَیْهِ»؛ رنج جامعه برایش غیرقابل تحمل باشد
مشکلات جامعه برای مسئول، باید سخت و غیرقابل تحمل باشد؛ به این معنا که رضایت ندهد جامعه همچنان درگیر آن مشکلات باقی بماند و برای هرچهزودتر حل شدن آنها، تقلا کند.
۵. «مَا عَنِتُّمْ»؛ تشخیص درست مشکل:
همانگونه که اشاره شد، مسئول باید مشکل جامعهاش را به درستی تشخیص دهد و از اشتباه در تشخیص مشکل پرهیز کند. («عَنِتُّمْ» به معنی بهزحمت افتادن و دچار رنج شدن است و توجه به آن، مستلزم شناخت دقیق زمینههای رنج است.)
۶. «حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ»؛ حرصِ مستمر و فراتر از رفع تکلیف
مسئول باید برای رفع مشکلات و نیز سایر امور جامعه و حوزه تحت مسئولیت خود حرص بزند؛ یعنی با توان مضاعف و نه در حد رفع تکلیف، کار کند. این حرص نباید مقطعی باشد، بلکه از لحظه ورود به وادی مسئولیت تا پایان، باید چنین روحیه و رویکردی داشته باشد.
۷. «بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ»؛ تفاوت قائل شدن بین شهروند ویژه و عادی:
به شهروندانی که به جهت همراهی با پیامها و رسالتهای آن مسئول –با همه ویژگیهای یادشده– ویژه شمرده میشوند (مؤمنان و همراهان) باید:
– انعطاف و رأفت (نه سختگیری)،
– و امتیاز ویژه قائل شود.
یعنی بین شهروند عادی (بیتفاوت یا مخالف) با شهروند ویژه (مؤمن و همراه) هم در عمل، هم در رفتار و محبت قلبی تفاوت قائل باشد.
هرگونه کارآمدی در نظام مدیریتی و مسئولیتپذیری، در گرو احیای همین هفت اصلِ برگرفته از این آیه شریفه است. نبودِ هر یک از این مؤلفهها، نهتنها گرهی از مشکلات نمیگشاید، بلکه ممکن است جامعه را با مسئولانی روبهرو کند که یا ناآگاهاند، یا دنبالکننده منافع شخصی. شاید بازخوانی این آیه، تلنگری باشد برای بازتعریف «مسئول تراز» در تراز قرآن.»











