شفقنا- عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت: جنگ پديدهاي كلان و فراگير است، به ويژه جنگي كه به عنوان تمامعيار توصيف شود. اين جنگ براي ايالات متحده «جنگ محدود» محسوب ميشود ولي براي ايران تمامعيار است. اين جنگ گذشته و حال و آينده ما همچنين جغرافيا و همه مردم را به نحوي مستقيم يا غيرمستقيم درگير ميكند. اقتصاد، سياست، محيط زيست، خانواده، فرهنگ و روان جمعي، فناوري، ارتباطات، آزاديها، دوست و دشمن و نسبت نيروهاي سياسي به يكديگر را تغيير ميدهد. جنگ از فراگيرترين و كلانترين پديدههاي اجتماعي و تاريخي است و نبايد و نميتوان آن را به ميدان نبرد و امور نظامي محدود كرد. در ايران كنوني يكي از مهمترين ميدانهاي اين جنگ، «ميدان نت» است.
اين ميدان به طرز عجيبي از ابتداي آمدن اينترنت فعال بود و جنگي دايمي در آن قرار داشت و با اطمينان ميتوان گفت كه بيشترين خسارت به رابطه حكومت و مردم و حتي در اقتصاد در اين ميدان زده شده، زيرا پيش از دو دهه است كه با شدت هر چه تمامتر ادامه داشته و به جنگ بيپايان ميان دو طرف تبديل شده است. ترديدي نيست كه تلفات سياسي، عاطفي، اقتصادي آن از هر ميدان ديگري بيشتر بوده و بدتر از همه اينكه طي سه ماه اخير آتش اين جنگ شعلهورتر شده و در حال گرفتن قربانيان و خسارت بيشتري است. برخي افراد مسووليت آن را متوجه دولت و آقاي پزشكيان ميدانند، زيرا در زمان انتخابات ۱۴۰۳ صريحا و مكرر وعده آزاد كردن اينترنت را داده بود. اين وعدهها به نحوي بود كه تصور ميشد آقاي پزشكيان بلافاصله با آمدن به پاستور اولين اقدامش اجراي اين وعده است. نه تنها آن را انجام نداد، بلكه توضيح روشني هم درباره آن ارايه نكرد و اين ضربه سنگيني به اعتبار ايشان زد. هنوز هم كسي نميداند چرا آن را انجام نداد.
برخلاف ديگران من يقين دارم كه آن وعده را صادقانه بيان كرد و قصد دروغ نداشت ولي در عمل مردم با وعده انجام نشده مواجه بودند كه هيچ دليلي براي عدم انجامش وجود نداشت يا اگر هست كسي آن را نميداند. پس مسووليت اين امر متوجه آقاي پزشكيان بود يا اگر هم متوجه ديگران بود، ايشان با سكوت خود و در عمل آن را به عهده گرفت. ولي اين مساله تا دي ماه ۱۴۰۴ بود پس از آن متوجه نيروهاي ديگر است. به ويژه پس از جنگ كه به كلي ماجرا فرق كرد. نه اينترنت كه هيچ چيز ديگري در مسووليت مستقيم دولت نيست، مسووليتهاي دولت بهطور متعارف در ذيل مديريت جنگ تعريف ميشود.
به نظر ميرسد كه مردم به دلايل گوناگون و قابل انتظار در محدوديتهاي دسترسي به اينترنت در زمان جنگ نسبت به گذشته مخالفتهاي كمتري ابراز داشتهاند، (هنوز هم اكثريت مخالف محدوديت هستند) شايد تصور ميكنند كه آزادي كامل به زيان روند جنگ است. يكي از دلايل مهم كه براي كم كردن پهناي باند ميآورند كه موجب افتادن طولاني مدت ايران به قعر اينترنت جهاني شده، ترس از هك كردن است. اين مشكل واقعي و جدي بود ولي منطق آن پذيرفتني نيست، زيرا ساختاري كه همواره اينترنت را به عنوان يك تهديد جدي و نه يك فرصت عالي تلقي ميكرد و هيچگاه سعي نكرد خود را با اين زيرساخت جديد حياتي بشر تطبيق دهد و در برابر هك خود را مجهز كند، نميتواند درباره خطر هك توجيهاتي بياورد كه پذيرفتني باشد، زيرا به صورت پيشفرض زيرساخت ارتباطي اينترنت را نفي خود ميدانست و با آن به مثابه اكل ميته برخورد ميكرد كه بايد در حداقل باشد.
به همين دليل هم هيچگاه نتوانست خود را به آن مسلط و همراه كند، هميشه در برابرش ايستاد و ناتوان از فهم اهميت و كار با آن شد و با اين شيوه هيچگاه قادر به مقابله موثر با هك نخواهد شد و كم كردن پهناي باند نيز چاره دردش نيست. ولي سياستي كه ضربه نهايي را به انگيزه و منطق مخالفت با اينترنت زد، طبقاتي كردن آن بود. در گذشته هم طبقاتي بود، ولي بسياري از كساني كه از آن بهرهمند ميشدند فعالانه عليه اين سياست و در ضرورت آزادي اينترنت مينوشتند و مهمتر اينكه انگيزه مادي در آن نبود، در حالي كه طبقاتي شدن كنوني صرفا انگيزه مادي دارد و كل توجيهات امنيتي ماجرا را نقش بر آب كرده و آثار سوء آن چند برابر شده است. روشن است كه اين سياست ربطي به اپراتورهاي تلفن همراه ندارد. آنان در مقامي نيستند كه چنين تصميمي را بگيرند.
اين تصميم فراتر از آنان است و حتما بايد براي منافع مادي آن و نحوه توزيعش فكرهاي قبلي شده باشد. اگر مسدود كردن اينترنت پايه امنيتي داشته، در اين صورت طبقاتي كردن آن به معناي فروش امنيت است و اگر پايه امنيتي نداشته است كه در اصل ندارد و با هدف افزايش درآمد است، در اين صورت چرا طبقاتي ميكنيد؟ هزينهاش را زياد كنيد تا ميليونها نفر از آن بهرهمند شوند. مثل همه چيزهاي ديگري كه گران شده است. حداقل اين سياست عوارض تبعيض را ندارد.
در هر حال طبقاتي كردن ضد منافع عمومي و حكومتي است، زيرا باز بودن اينترنت چنان منافع اقتصادي گستردهاي دارد كه همه كشور و مردم و به تبع آن دولت و حكومت هم از آن منتفع ميشوند. سود حاصل از فروش اينترنت طبقاتي در برابر سود ناشي از باز بودن اينترنت بسيار بسيار اندك است ولي مهمتر از آن، هزينه و منافع سياسي و رواني است كه در «ميدان نت» با لشكر بزرگ دهها ميليوني مردم بايد مبارزه كرد و طبقاتي كردن آن آثار وحشتناكي دارد كه باز كردنش برعكس بسيار سودمند است. منافع عمومي و مردم را به منافع گروهي اندك نبايد فروخت.
نتيجه اين ميدان چيزي جز شكست نيست. جالب است كه اين رويكرد در نامه امام علي(ع) به مالك اشتر به خوبي تبيين شده است. خطاب به مالك مينويسند كه «نگاهت به آباداني زمين، بايد از نگاهت به گرفتن ماليات بيشترتر و كوشاتر باشد»، «هر كس ماليات را بدون آباداني بطلبد، شهرها را ويران و بندگان خدا را هلاك ميكند». اينترنت آزاد چنان تحولي در اقتصاد و معيشت و نيز رضايت مردم ايجاد ميكند كه با اين درآمدهاي اندك قابل مقايسه نيست. ده برابر درآمد حاصل از اينترنت طبقاتي را براي جبران فقر حاصل از قطع اينترنت پرداخت كنيد، باز هم ناكافي است و اين فقر و كاهش درآمد ضربه سنگيني به اقتصاد كشور است. فقر و بيكاري ناشي از بمباران دشمن قابل درك است ولي از قطع اينترنت خير. بگذريم از اينكه اين سياست تبعيضآميز منشا فسادهاي فراواني خواهد شد كه چون موريانه جامعه را از درون ميخورد و يك عرصه جديد فساد ايجاد ميكند.#خود دانيد











