شفقنا- «در حالی که اسرائیل راهبرد توسعهطلبانه خود را تحت عنوان ایجاد مناطق امنیتی و با اشغال بخشهایی از سرزمینهای کشورهای همجوار پیش میبرد، کشورهای عربی در وضعیت سکون و انفعال باقی مانده و دکترین نظامی و چشمانداز راهبردی ندارند. نه جنگ نسلکشی در غزه و نه اشغال بخشهایی از لبنان و سوریه نیز، هیچکدام باعث نشده پایبندی آنها به توهم توافقهای صلح دچار تغییر شود. هدف این توافقها در واقع بیش از هر چیز، حفاظت از خودِ نظامهای حاکم است و به نظر میرسد مماشات با اسرائیل و روند عادیسازی روابط که امتداد وابستگی این نظامهاست، به یکی از اصول اصلی راهبردهای عربی تبدیل شده است.»
به گزارش شفقنا، «لمیس اندونی»، نویسنده و روزنامهنگار اردنی در مقالهای که امروز (دوشنبه) تحت عنوان «پیامدهای جنگ، عادیسازی روابط با اسرائیل بار دیگر در افق نمایان است» در پایگاه اینترنتی روزنامه فرامنطقهای «العربی الجدید» منتشر شده، نوشته است:
«در حالی که تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران محدودیتهای قدرت نظامی برتر که قادر به فلج کردن هر نیرویی است که در مقابل امپراتوری آمریکا قرار بگیرد را آشکار ساخت، هیچ نشانهای دیده نمیشود که کشورهای عربی آماده باشند از این تجربه درس بگیرند و برای توقف عادیسازی روابط با اسرائیل یا حتی تعلیق آن اقدام کنند؛ یا دستکم از کشورهای مورد تهدید مانند لبنان در رویارویی با تهدیدهای اسرائیل حمایت نمایند.
برعکس، آنچه رخ داده و همچنان در حال وقوع است، روندی معکوس است: نوعی فضای رعب و تسلیم بر مواضع رسمی حاکم شده است، آن هم با وجود اینکه پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران روشن شده بود که توافقهای موسوم به صلح هیچ کشوری را از تهدیدهای اسرائیل مصون نمیکند.
از نگاه اسرائیل، هیچ توافق و هیچ روند عادیسازی قادر نیست دکترین صهیونیستی آن را تغییر دهد. این رژیم در عمل راهبرد گسترش خود را تحت عنوان ایجاد مناطق امنیتی دنبال میکند؛ یعنی اشغال بخشهایی از سرزمینهای کشورهای همجوار و قرار دادن آنها تحت کنترل نظامی خود.
در حالی که اسرائیل این راهبرد توسعهطلبانه را پیش میبرد، طرفهای عربی در وضعیت سکون و انفعال باقی ماندهاند؛ نه دکترین نظامی دارند، نه چشمانداز راهبردی. نه جنگ نسلکشی در غزه و نه اشغال بخشهایی از لبنان و سوریه نیز، هیچکدام باعث نشده پایبندی عربی به توهم توافقهای صلح دچار تغییر شود. هدف این توافقها در واقع بیش از هر چیز، حفاظت از خودِ نظامهای حاکم است. به نظر میرسد مماشات با اسرائیل و روند عادیسازی روابط که امتداد وابستگی این نظامهاست، به یکی از اصول اصلی راهبردهای عربی تبدیل شده است.
از این رو، طبیعی است که دونالد ترامب، رئیسجمهوری آمریکا برای آتشبس، شرط آغاز مذاکرات صلح میان لبنان و اسرائیل را مطرح کند. از یک سو این روند در خدمت پروژه واشنگتن برای ادغام اسرائیل در منطقه و پایان دادن به وضعیت خصومت با آن است؛ و از سوی دیگر، به معنای پذیرش اسرائیل بهعنوان یک دولت عادی و در نتیجه پذیرش پروژه استعماری نژادپرستانه آن خواهد بود؛ بهویژه پس از آنکه عملیات هفتم اکتبر 2023 مسیر توافق رسمی عادیسازی روابط میان اسرائیل و عربستان سعودی را متوقف کرد.
عادیسازی روابط در اصل صرفا نتیجه رویکرد مماشات با اسرائیل نیست؛ بلکه مهمتر از آن، بیانگر تلاش نظامهای عربی برای کسب حمایت و تضمین امنیت از آمریکا است، هرچند این امر بهطور کامل درباره روابط اسرائیل و امارات صدق نمیکند.
اکنون فرصتی فراهم شده تا همه کشورها به توافقهای ابراهیم که در سال 2020 میان اسرائیل و امارات آغاز شد، کشیده شوند و لبنان نیز به دروازه ورود دیگر کشورهای عربی به این چارچوب تبدیل گردد؛ چارچوبی که نه تنها مرکزیت، بلکه حتی وجود مسئله فلسطین را به رسمیت نمیشناسد.
باید روشن باشد که حفظ مسیر عادیسازی روابط یکی از اهداف اصلی آمریکا است. در واشنگتن، معیار ارزیابی نه تعداد قربانیان در فلسطین، لبنان یا ایران، بلکه میزان تأثیر این جنگها بر روند عادیسازی روابط با اسرائیل است.
آنچه اهمیت دارد، تداوم تجارت، همکاریهای امنیتی و روابط دیپلماتیک میان کشورهایی است که با اسرائیل توافق دارند. بر اساس گزارش مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، جنگ علیه فلسطینیان هرچند گسترش عادیسازی روابط را به کشورهای دیگر محدود کرده، اما آن را میان اسرائیل و امارات متوقف نساخته است. در مقابل، روابط اردن و اسرائیل به بدترین وضعیت خود رسیده و حتی ارتباطات رسمی میان امان و تلآویو قطع شده، هرچند این تنش به قطع کامل روابط منجر نشده و تنها به تعلیق موقت برخی همکاریها، مانند صادرات گاز، انجامیده است.»
مطلب اصلی را در العربیالجدید ببینید











