امروز : دوشنبه 24آذرماه 1404 | ساعت : 12 : 57

آخرین اخبار

بیلد: زلنسکی آماده است ظرف ۱۰۰ روز انتخابات برگزار کند

شفقنا - روزنامه بیلد در بحبوحه تلاش‌های آمریکا برای...

محققان به کشف علت ماندگاری علائم کووید نزدیک شدند

شفقنا - گروهی از میکروبیولوژیست‌های برجسته فرضیه‌ای را مطرح...

یک گزارش: داعش و دیگر گروه‌های افراطی از هوش مصنوعی برای تولید محتوای جعلی...

شفقنا- گروه‌های شبه‌نظامی به محض اینکه برنامه‌هایی مانند ChatGPT...

کاهش تعداد پرونده‌های دیوان عدالت اداری طی یک سال گذشته

شفقنا- رییس دیوان عدالت اداری از کاهش قابل ملاحظه...

معاونت زنان و خانواده ریاست‌جمهوری مطرح کرد؛ حمایت از زنان ایرانی داخل و خارج...

شفقنا- معاون بررسی‌های راهبردی، معاونت زنان و خانواده ریاست‌جمهوری...

توسعه همکاری‌های جهاد دانشگاهی با مناطق آزاد

شفقنا- با هدف توسعه اقتصاد دانش‌بنیان، حمایت از استارت‌آپ‌ها...

رئیس قوه قضاییه: فساد صرفا با زندانی کردن مفسد ریشه‌کن نمی‌شود

شفقنا- رئیس قوه قضاییه با اشاره به اینکه مبارزه با...

پیش بینی و آینده- چین می‌داند چگونه کشورهایی را که به این آنها توهین...

شفقنا آینده- نشریه اکونومیست نوشته که چین می‌داند چگونه کشورهایی...

سخنگوی شورای نگهبان: اساسنامه «صندوق ضمانت سپرده ها» تایید شد

شفقنا- سخنگوی شورای نگهبان از تایید دو اساسنامه مهم...

تراشه‌های سه‌بعدی سرعت هوش مصنوعی را ۱۲ برابر می‌کنند

شفقنا - محققان دانشگاه‌های استنفورد با همکاری چند کمپانی...

وزارت ارتباطات چه برنامه‌ای برای ارتقای امنیت سایبری کشور دارد؟

شفقنا رسانه- رئیس سازمان فناوری اطلاعات ایران گفت: در...

گاردین: رکود مشاغل در بریتانیا و بیکاری جوانان

شفقنا - بر اساس یک گزارش، جوانان در خط...

به کدام گناه؟

شفقنا- خبر ساده بود- خبرنگاری در خانه ملت گفت‌وگویی با نماینده‌ای داشته- نماینده از سخن خبرنگار دلخور شده، مشتی به صورتش کوبید، نوارش را ضبط کرده و تحویل حراستش داده… . وقتی که خبر را خواندم، بر خود لرزیدم.

غلامرضا امامی در روزنامه شرق نوشت: به چه جرئتی نماینده‌ای که باید پاسدار حق و حقوق مردم باشد، به ضرب‌و‌شتم می‌پردازد. به چه گناهی خبرنگار مظلوم، مصدوم شود؟ آن‌هم در خانه مردم و به دست نماینده مردم. تا کی فغان برآوریم که خشم و خشونت راهی به جایی نمی‌برد و گفت‌وگو کارساز است و راهگشا! من این خبرنگار شجاع را نمی‌شناسم؛ اما به حرمت قلم با او همدل و همراهم. سروده سعدی به یادم آمد که گفت: سر چشمه شاید گرفتن به بیل/ چو پر شد، نشاید گرفتن به پیل. اگر آن روز که این نماینده، زنان را نواخت و به آنان توهین‌ها کرد، پاسخی می‌شنید، امروز این‌چنین نمی‌کرد! و چنین جرئت و جسارتی نداشت. در شگفتم از نمایندگان دیگر که چرا بیانیه ندادند و این کار را تقبیح نکردند؟ در دفاع مقدس تنها هم‌میهنان آذری ما شرکت نکردند که او خود را نماینده آنان می‌نامد و نوای قوم برتر سر می‌دهد. از این بیداد به که شکایت بریم و کجا شکوه کنیم؟ وقتی که «گفت‌وگوها»ی فالاچی، خبرنگار شهره را می‌خواندم و ترجمه می‌کردم، از جسارت این بانو در شگفت شدم که چگونه با سران و چهره‌های شهره جهانی به چالش می‌پرداخت؛ اما مشتی نصیبش نشد و اینجا در کشور ما دریغ است که چنین شود… . بی‌گمان این خبرنگار تنها نیست. بسیار کسان همدل و همراهش هستند، من نیز در کنارش هستم تا داد خویش بستاند.

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید