شفقنا- روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: تا زماني که يکساني ارزش واقعي قهرماني در جنگ و صلح براي بعضي از فعالان سياسي به درستي قابل درک و فهم نباشد، کشور ما با مشکل مواجه خواهد بود. در شبهاي اخير، افرادي که خود را تجسم اسلام ميدانند، انقلاب را در وجود خود خلاصه ميکنند و همگان را زيرمجموعه فکري خود ميخواهند، صحنهگردان بعضي تجمعات شدهاند و فرمان جنگ صادر ميکنند بدون آنکه توجه کنند اين امور متولي دارند و تصميمگيري درباره اين موضوعات مهم نبايد در اختيار تريبونداران باشد. يکي ميگويد ما بايد به جنگ ادامه بدهيم و سخن گفتن از توافق، مساوي با کفر و زندقه است، آن ديگري فحش دادن به هرکس که از مذاکره دم بزند را مستحب موکد بلکه واجب عيني ميداند و از اينها عجيبتر کساني هستند که آيات قرآن را به دلخواه خود بر همان چيزي منطبق ميکنند که خود ميخواهند!
به اين واقعيت بسيار مهم توجه کنيم که عامل اصلي موفقيت ملت ايران در جنگ کنوني وحدت کلمه بود. قدر اين نعمت را بدانيم، بر عهدي که با ايران و نظام جمهوري اسلامي بستهايم وفادار باشيم، از کساني که مسئوليت تصميمگيري درباره موضوعات خطير را برعهده گرفتهاند سبقت نگيريم و خود را اسلام و انقلاب و ديگران را خائن و جاسوس و خطاکار ندانيم. اين، سرآغاز انحراف و کشاندن جامعه به لبه پرتگاه اختلاف و تفرقه و سقوط است.
براي درک و فهم درست حساسيت موضوع، لازم است دو نکته را به افرادي که اين روزها و شبها در تجمعات، محافل مختلف، فضاي مجازي و حتی رسانه ملی هرچه به زبان و قلمشان ميآيد مطرح ميکنند يادآور شويم. اول اينکه قهرمان واقعي کسي است که زمان و موقعيت درست جنگ و صلح را بشناسد و هر کدام را در زمان مناسب خودش بپذيرد. آنکس که در برابر تهاجم دشمن، در قعر خانه نشستن را بر حضور در ميدان جنگ ترجيح نميدهد و مردانه به ميدان نبرد ميرود قطعاً «قهرمان واقعي» است ولي قهرماني فقط به حضور در عرصه جنگ نيست بلکه آنکس که به درستي ميفهمد چه وقت بايد شمشير زد و چه وقت بايد همزمان با در دست داشتن شمشير براي برقراري صلح اقدام کرد، او هم «قهرمان واقعي» است.
تاريخ و به ويژه تاريخ اسلام در مقاطع متعدد اين واقعيت را نشان داده است که قهرمانان صلح همواره با دشواريها و ملامتهاي زيادي مواجه شدهاند و به همين دليل ورود به عرصه مذاکره و صلح، شجاعت بيشتري را ميطلبد و چون عامل حفاظت از جان و مال و سرمايههاي اجتماعي است ارزش زيادي هم دارد. به همين دليل است که در همه جاي دنيا فرمان جنگ و صلح در اختيار عموم نيست و متولي خاصي دارد که مسئوليت همهجانبه نيز برعهده اوست.
نکته دوم اينست که در موقعيت امروز آنکس که ميل شديد به ادامه جنگ دارد و به هر دري ميزند تا مانع پايان يافتن آن شود، نتانياهو و رژيم صهيونيستي است. اين جنگ را صهيونيستها شروع و آمريکا را هم آنها وارد اين جنگ کردند و حالا هم آنها هستند که با پايان يافتن آن مخالفند زيرا خواهان ويراني بيشتر و کشتار زيادتر هستند. صهيونيستها بيشترين سود را از اين جنگ ميبرند و تضعيف کشورهاي اسلامي را براي شکلگيري «اسرائيل بزرگ» لازم ميدانند. با توجه به اين واقعيت قطعي که صهيونيستها خواهان ادامه جنگ هستند، آيا همصدا شدن با آنها عاقلانه و منطبق با منافع ملي ايران است؟!
به اين استدلال که تجربه نشان داده آمريکا اهل فريب است و ما با ادامه جنگ ميتوانيم به پيروزي نهائي برسيم، متوليان امور هم توجه دارند. به همين دليل است که ميگويند دست نيروهاي مسلح ما بر ماشه است و در زمان مقتضي هوشيارانه وارد عمل خواهند شد. متوليان امور در کنار اين آمادگي و هوشياري، بر حفظ وحدت و انسجام ملي نيز تأکيد ميکننئد چون از خطر بزرگ کاهش حضور مردم در صحنه در صورت ادامه تحرکات اختلافانگيز آگاهند و آن را آفت اصلي ميدانند.











