شفقنا- پس از اعلام آتشبس در لبنان، و علیرغم وعدههای مکرر مقامات اسرائیلی مبنی بر «شکست حزبالله» و «بازگشت امنیت کامل» به شهرکهای شمال اراضی اشغالی، گزارشهای جدید از رسانههای عبری و تحلیلگران نظامی اسرائیلی نشان میدهد که حزبالله نه تنها توانسته صفوف خود را بازسازی کند، بلکه برخی از قابلیتهایش را نیز احیا کرده است.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، به نقل از عربی 21، این وضعیت، شکاف عمیقی میان اظهارات رسمی و واقعیت میدانی را آشکار میسازد و به ناکامیهای جدی در ارزیابی و مواجهه با حزب الله صحه میگذارد.
بازسازی حزبالله و اعتراف صهیونیستها به فریبکاری
یتام آلمادون، خبرنگار امور نظامی شبکه ۱۲ اسرائیل، تأکید کرد که دیوید آزولای، رئیس شورای شهرک المطله، دیگر به هیچکس اعتماد ندارد؛ نه به کابینه، نه به افسران ارشد ارتش و نه به اظهارات پرطمطراقی که پس از آتشبس، مبنی بر «شکست حزبالله» یا «عدم کارایی نظامی» آن، به مردم عرضه شد. به گفته آلمادون، مقامات «ما را فریب دادند، زیرا ترجیح دادند اوضاع را طوری نشان دهند که همه چیز بر وفق مراد است.» او ضمن اذعان به ضرباتی که حزبالله متحمل شده و «تغییر» این جنبش نسبت به قبل از جنگ، تأکید کرد که آنچه در این درگیریها حاصل شد، «کافی نیست.»
فریب یا خوشبینی مفرط؟
در ادامه این گزارش، اشاره شده است که فرماندهان شهرکها فاش کردند، رهبران ارتش به آنها گفته بودند که پیوستن حزبالله به جنگ علیه اسرائیل به معنای افتادن در تلهای است که برایشان پهن شده بود. اما در نهایت، این ارتش اسرائیل بود که به نظر میرسد در این تله گرفتار شد. با وجود برخی موفقیتهای تاکتیکی در میدان، این دستاوردها به «پیروزی قاطع» منجر نشده است. آلمادون میافزاید: «این بدان معنا نیست که ما این ماجرا را تمام میکنیم و میتوانیم ادامه دهیم، و این چیزی است که مرا ناراحت میکند، زیرا ارتش و کابینه بار دیگر اشتباه هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و اشتباه آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ را تکرار میکنند؛ آنها یکی پس از دیگری مرتکب اشتباه میشوند.»
وی تأکید کرد که یک سال پس از هفتم اکتبر، اسرائیل عملیات گستردهای علیه حزبالله به مدت دو ماه و نیم انجام داد و «پیروزی قاطع» اعلام کرد. در آن زمان گفته شد که طرح حزبالله برای تصرف جلیل خنثی شده، لبنان از غزه جدا شده، رهبری آن از جمله سید حسن نصرالله از بین رفته و ۸۰ درصد از سامانههای موشکی حزب الله منهدم شده است. فرماندهی ارشد ارتش نیز اعلام کرد که «این دیگر حزبالله سابق نیست» و تهدید برای شمال تا حد زیادی از بین رفته است.
شکاف فاجعهبار میان وعدهها و واقعیت
این گزارش میافزاید که در طول یک سال پس از این اظهارات و دور از چشم عموم، واقعیت متفاوتی شکل گرفت. علیرغم حملات مستمر ارتش، حزبالله دست روی دست نگذاشت و به بازسازی زیرساختها و ساختارهای فرماندهی خود ادامه داد و با وضعیت جدید سازگار شد. سرعت حملات اسرائیل نتوانست با سرعت بازسازی و تسلیح مجدد حزبالله همگام شود و شکاف بین وعدهها و تحولات واقعی، بدون هیچ اعتراف علنی، عمیقتر شد. این شکاف زمانی به طور کامل آشکار شد که حزبالله به جنگ علیه اسرائیل پیوست.
رافی میلو، فرمانده فرماندهی شمالی اسرائیل، اعتراف کرده است که «شکافی بین چگونگی پایان جنگ در لبنان و آنچه ما درک و پیشبینی کرده بودیم، وجود دارد.» این اعتراف نشان میدهد که ارزیابیهای اولیه در مورد خنثیسازی قدرت حزبالله بیش از حد خوشبینانه بوده است و با وجود خسارات سنگین، این گروه همچنان قادر به اعمال قدرت آتش قابل توجهی است. ایال سیسِر، کارشناس مسائل لبنان و سوریه از دانشگاه تلآویو، معتقد است که ریشه این شکاف نه در خود حقایق، بلکه در نحوه تفسیر و ارائه آنها است، زیرا اکثر این اظهارات «تبلیغاتی و اغراقآمیز» از سوی رهبران سیاسی و نظامی بوده و بیشتر شبیه «آرزو» بودهاند.
سیسِر میافزاید که اگر گفته شود دو سوم موشکهای حزبالله نابود شده و این جنبش ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار موشک داشته است، به این معنی است که ۶۰ هزار موشک برایش باقی مانده است. این رقم ۴ تا ۵ برابر تعداد موشکهایی است که در جنگ دوم لبنان داشت و به آن اجازه میدهد دهها، اگر نه صدها موشک را روزانه به سمت شهرکهای شمال اراضی اشغالی شلیک کند. این یک خطای اطلاعاتی کلاسیک نیست، بلکه یک «شکاف در آگاهی» است، زیرا اسرائیل حقایق و دادههای ناشناخته را نادیده نگرفته، بلکه «میخواسته به یک تصویر غیرواقعی باور کند و آن را به بازار عرضه کند.»
جنگ فرسایشی و تاکتیکهای جدید حزبالله
ساریت زهاوی از مرکز مطالعات شمال «آلما» اشاره میکند که ۲۰ درصد از موشکها در اختیار حزبالله باقی مانده است و با توجه به اینکه دهها هزار موشک دارد، احتمالاً ۲۰ تا ۲۵ هزار موشک همچنان در اختیار دارد.
زهاوی تأکید میکند که علیرغم بمبارانهای روزانه، حزبالله از فعالیت باز نمانده، بلکه از دوره آتشبس از نوامبر ۲۰۲۴ برای بازسازی صفوف خود و احیای قابلیتهای نظامیاش استفاده کرده، هرچند اسرائیل روزانه دو بار به آن حمله میکرد. سیسِر نیز تأکید میکند که با وجود جان باختن فرماندهان ارشد، حزبالله دهها هزار نیرو دارد که بسیاری از آنها در ردههای میانی قرار دارند و نسل بعدی فرماندهان را تربیت میکنند. ساختار غیرمتمرکز این جنبش به آن اجازه میدهد تا حتی تحت فشار شدید نیز به فعالیت خود ادامه دهد و جایگزینی برای رهبران از دست رفته پیدا کند.
او تصریح کرد که حزبالله دیگر قادر به شلیک صدها موشک به سمت مرکز اسرائیل مانند گذشته نیست، اما «قطعاً قادر به انجام یک جنگ فرسایشی» است و میتواند روزانه دهها موشک و پهپاد را به سمت شهرکهای شمالی شلیک کند. سیسِر اشاره میکند که بلندپروازی حزبالله برای حملات استراتژیک گسترده به سبک طرح «اشغال جلیل» کاهش یافته است، اما این جنبش بیشتر بر «فرسایش مستمر» تمرکز دارد. نیروهای رضوان اکنون به شیوهای شبیه به «جنگ چریکی» عمل میکنند، با تیمهای مستقلی که در میدان حرکت میکنند و میتوانند به جای یک طرح بزرگ و سازمانیافته، به صورت منعطف عمل کنند.











