شفقنا- یکی از موضوعاتی که همواره مورد سوال گروه های حقوق بشری بوده است، در نظر گرفتن و اجرای مجازات هایی بر پایه فقه اسلام است که در بسیاری از موارد زمینه ساز سوءاستفاده های سیاسی می شوند. با توجه به اینکه چرایی مجازات به طور کلی در دنیای امروز بسیار بحث برانگیزاست و با در نظر گرفتن حکیمانه بودن نظام حقوقی جزایی اسلامی پرسش هایی مطرح می شود از جمله این پرسش ها اهداف این نظام حقوقی، همینطور تامین شدن یا نشدن آن با اجرای این حکم ها در دنیای امروز و کیفرگرا بودن یا نبودن اسلام است که خبرنگار شفقنا با آیت الله موسوی بجنوردی به بحث گذاشته است.
آیت الله موسوی بجنوردی بر اینکه اصل نظام حقوقی جزایی در اسلام بر نظام تربیتی و برای اصلاح و تربیت جامعه است، تاکید می کند و می گوید: هدف اصلی حقوق جزایی این است که انسان سازی کند و انسانی که دچار انحراف شده است را به نظام انسانی خود بازگرداند. باید مجازات هایی که برای انسان در نظر گرفته می شود، متناسب با بازگرداندن وی به همان فطرت و خصلت اولیه اش باشد که خداوند او را خلق کرده است.
او با اعتقاد بر اینکه نظام حقوقی جزایی اسلام در حال انتقام و تشفی نیست، بیان می کند: نظام حقوقی جزایی اسلام صرفا جنبه اصلاحی دارد. قانونگذارانی که حقوق جزا را تنظیم می کنند، باید همه انسان های خطاکار را به یک شکل نبینند.
متن گفت وگوي شفقنا با آيت الله موسوي بجنوردي را بخوانید:
*در یک نظام حقوقی حکیمانه تمام بخش ها و اجزاء گوناگون تحقق هدف یا اهداف معینی را دنبال می کنند، نظام کیفری اسلام در تعیین و اجرای مجازات های فیزیکی و غیر فیزیکی به دنبال برآوردن چه اهداف کلانی است؟
موسوی بجنوردی: اصل نظام حقوقی جزایی در اسلام بر نظام تربیتی است یعنی بناست جامعه را اصلاح و تربیت کند و می خواهد جامعه را منزه کند از انحرافات و فرهنگ های باطل یا عادات ناپسندی که بر آنها حاکم شده است. اسلام به دنبال این است که جامعه اسلامی یک جامعه مهذب و منزه از همه ناپسندی ها شود، می خواهد با تربیت انسانی که منحرف شده و بر اثر عوامل خارجی، خصلت های انسانی را از دست داده است را بازگرداند و انسان سازی کند. هدف اصلی حقوق جزایی این است که انسان سازی کند و انسانی که دچار انحراف شده است را به نظام انسانی خود بازگرداند، زیرا انسان که شد، از همه کجروی ها و انحرافات مهذب است. پس اساس نظام حقوقی جزایی را نه جنبه انتقامی و نه جنبه تشفی می گیریم و نه اینکه بخواهیم فرد مجرم را آزار دهیم و اذیت کنیم، بلکه اساس آن نظام تربیتی است. نظام تربیتی برای جامعه ای که بعضی افراد آن منحرف شده اند و خوی انسانیت در آنها ضعیف شده است. نظام حقوقی جزایی در این مقام است که انحرافی که برای این انسان پدیده آمده است را به همان نظام انسانی خود بازگرداند چون نظام انسانی است که جامعه را جامعه ای مهذب می کند. جامعه مهذب همان جامعه ای است که اسلام به دنبال تحقق آن است؛ جامعه ای که امنیت، عدالت، آزادی و همه نیکی ها در آن فرهنگ شود.
*شما معتقد هستید که روح قوانین اسلامی کیفرگرا نیست و هدف نهایی نظام جزایی حقوقی اسلام را تربیت بشر می دانید. با توجه به این مساله و با فرض نگاه هدف گرایانه در نظام حقوقی اسلام، آیا صدور و اجرای مجازات هایی سخت و سنگین در عصر کنونی، اهداف مجازات را تامین می کند؟
موسوی بجنوردی: این واقعیت دارد که انسان تربیت می شود چون انسان یک موجود عقلانی است و فطرت دارد. خداوند همه انسان ها را بر فطرت خلق کرده است و براساس روایتی «کل مولود یولد علی الفطره؛ هر نوزادی بر فطرت متولد می شود» و در قرآن گفته شده است که «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم؛ ما انسان را از عالیترین سرشت خلق کردیم». انسان، خلیفة الله است یعنی موجود بسیار باارزشی است بنابراین اگر انسانی منحرف شد، این طبیعت اولیه او نیست و خارج از طبیعت اولیه و قابل اصلاح است. همه احکام اسلام هم برای اصلاح جامعه است و تمام حقوق جزایی اسلام در این مقام است که انسان منحرف شده را به حالت اولیه، فطرت و همان عقلانیتی بازگرداند که خداوند او را خلق کرده است. بر این اساس باید مجازات هایی که برای انسان در نظر گرفته می شود، متناسب با بازگرداندن وی به همان فطرت و خصلت اولیه اش باشد که خداوند او را خلق کرده است. ذات باریتعالی فرموده است که «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم» پس این شبهه پیش نیاید که نظام حقوقی جزایی اسلام در حال انتقام و تشفی است؛ این اشتباه است، نظام حقوقی جزایی اسلام صرفا جنبه اصلاحی دارد. قانونگذارانی که حقوق جزا را تنظیم می کنند، باید همه انسان های خطاکار را به یک شکل نبینند. برخی افراد فطرتشان از بین نرفته است بلکه بر اثر عوامل خارجی، احتیاج، فریب خوردن و … این کار را انجام داده اند. با این دسته انسان ها باید مدارا شود و برای آنها روشنگری کنند. اساس یک نظام اسلامی این است که مردم را به فطرت و خصلت اولیه اش بازگرداند. انسان، عزیزترین و شریف ترین موجودی است که خداوند خلق کرده است، بنابراین حقوق جزایی اسلام باید متناسب با این معنا باشد.
*اگر قانونگذاران یا کسانی که بر مبنای قانون حکم صادر می کنند در عملکرد خود رویکرد اصلاح جامعه و تربیت مجرم را در نظر نداشته باشند، چه آسیب هایی متوجه نظام حقوقی، جامعه و دینی که این نظام جزایی بر مبنای آن شکل گرفته است، می کنند؟
موسوی بجنوردی: نظام حقوقی جزایی اسلام، انتقامی نیست و اصلاحی است یعنی اصلا در مقام انتقام و تشفی نیست بلکه در مقام اصلاحی است. اسلام دین رحمت و رحمة للعالمین است. هدف اصلی اسلام این است که جامعه ای ایده آل بسازد؛ جامعه ای که عدالت و انسانیت بر آن حاکم شود. انسان قابلیت اصلاح دارد چرا که بر مبنای آیات قرآن بر عالیترین سرشت خلق شده است. باید در فکر اصلاح باشیم و تمام سعیمان این باشد که جامعه اسلامی ایده آلی بسازیم؛ جامعه ای که همه مردم در آن به فطرت اولیه خود برگردند و عدالت، عجین انسان شود و بر جامعه تحمیل نشود. عدالت باید فرهنگ جامعه شود و وقتی این اتفاق رخ داد، دیگر به کسی ظلم نمی شود و اصلا ظلم در چنین جامعه ای معنا ندارد. ظلم و ظالم در جامعه ای وارد می شود که عدالت در آن فرهنگ نشده است. اسلام به دنبال این است که عدالت را تبدیل به فرهنگ جامعه اسلامی کند یعنی طوری شود که خصلت اولیه انسان ها این باشد که عدالتخواه و عدالتجو باشند؛ در همه کارهای خود عادل باشند، از ظلم، انزجار داشته باشند. آنچه فطرت می پذیرد، عدالت، محبت و عاطفه است. اسلام نیز به دنبال همین است و می خواهد در جامعه دوستی و محبت حاکم باشد.
*عملکرد فعلی ما چقدر در این راستاست؟
موسوی بجنوردی: قصد مبالغه ندارم که بگویم صددرصد عملکرد ما در این راستاست، اما الحمدلله ما جمهوری اسلامی هستیم و هدف اصلی ما این است که جامعه را به طرف این بکشانیم که عدالت برای همه مردم فرهنگ شود و از ظلم و تعدی انزجار داشته باشند. در این زمینه تا حدی موفق بوده ایم، اما باید بیش از این سعی کنیم. باید تمام کوشش ما و مسیر اقدامات ما این باشد که فرهنگ جامعه، عدالتخواه و عدالتجو باشد. روزی که جامعه ما به اینجا رسید، روزی است که می توان گفت جامعه اسلامی صددرصد است. چرا اینقدر انتظار فرج می کشیم؟ زیرا می دانیم که وقتی حضرت مهدی(عج) بیاید، این کار را انجام خواهد داد، عدالت را فرهنگ جامعه می کند، ظلم را به کلی در جامعه از بین می برد و انسان ها همه با هم برادرانه و با دوستی زندگی می کنند. این جامعه ای است که می توان بحق آن را عدالتخواه و عدالتجو نامید. این آرزوی مااز آمدن حضرت مهدی است بنابراین باید مقدمات آن را آماده کنیم. فراهم کردن این مقدمات بر ما واجب است تا زمانی که حضرت مهدی(عج) تشریف می آورد، بتواند هدف اصلی جامعه یعنی عدالتخواهی و عدالتجویی را پیاده کند. این وظیفه ای برای همه ما است که به دنبال جامعه ای عدالت خواه و عدالتجو باشیم.
*یکی از زمینه سازی ها برای ساخت جامعه ای عدالتخواه و عدالتجو، برقراری عدالت قضایی در جامعه است. در این جهت به این نکته اشاره می کنم که صدور و اجرای برخی احکام در زمان قحطی مجاز شمرده نشده است. برخی کارشناسان نیز معتقدند که مفهوم قحطی در زمانه ما تغییر کرده است. این دسته از افراد، تورم شدید، شکاف طبقاتی فوق العاده و تعداد فراوان افراد زیر خط فقر را به یک معنا قحطی تعبیر می کنند و بر این اساس اجرای احکام سنگین و سخت در این عصر را ملغی می دانند. نظر شما در این مورد چیست؟
موسوی بجنوردی: هنگامی که جامعه ای به این حالت دچار شود، باید تا می توان شرایط را به گونه ای فراهم کرد که جامعه را از فقر و حالتی که عده فراوانی مبتلا به تهیدستی شده اند، نجات دهیم. به همین دلیل مشاهده می شود که حضرت امام(ره) در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، کمیته امداد تشکیل داد. یکی از اهداف مهم کمیته امداد این است که به خانواده هایی که فقیر و نیازمند هستند و نمی توانند معاش کل خانواده را تامین کنند، کمک کند. حکومت اسلامی وظیفه دارد که برای مردم ایجاد اشتغال کند چون خود ایجاد اشتغال در کشور یکی از راه های فقرزدایی است. «لیس للانسان الا ما سعی» باید همه سعی و کوشش کنند چرا که «نابرده رنج، گنج میسر نمی شود/مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد». باید همه به دنبال کار و تلاش بروند و زحمت بکشند تا بتوانند جامعه را از فقر و نیاز نجات دهند. به این صورت می توان جامعه ای مترقی شد، جامعه ای اسلامی که اساس آن عدالت است.











