شفقنا- حجت الاسلام امیر علی حسنلو مدیر گره تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه در نوشتاری اینگونه آورده است: «تمدن اسلامی با گستره قلمرو بزرگ اسلامی از مرزهای چین تا قسمتهایی از اروپا را شامل می شد؛ تمدنی وسیع با حیات علمی اثر گذار به همه تمدنهای بشری که با تاثیرش تمدنها وملت هارا به سوی علم وزندگی عقلانی وترقی سوق داد؛ این تمدن بزرگ از آغاز اسلام ورسالت نبوی (ص) تاسیس گردید با تربیت انسانها ورها نمودن آنها از جهالت مطلق که در گرداب جهالت وگمراهی غرق بودند؛ پیامبراکرم (ص)تمدنی بنیان نهاد وبنیان آن را بر تربیت انسان بر محورهای : توحید، علم ودانائی ودانش دوستی وبهداشت وپاکیزگی وزندگی شایسته وبرخوردار از آرامش ومهربانی با یاد خدا وارجگذاری به خانواده ومحوریت خانواده نهاد ؛ از جمله مولفه های این تمدن بزرگ این عناصر بودند؛ اهل بیت(ع) آن حضرت این مسیر را ادامه دادند تا زمان امام صادق علیه السلام که احیاگر بنیانهای راستین تمدن اسلامی بود؛ این عناصر به صورت برجسته مجددا طرح وباروشمندی خاص علمی باز آفرینی گردید؛ لذا امام صادق را باید احیاگر تمامیت اسلام وارزشهای تمدن اسلامی نامید چون رهبران همه فرق اسلامی از محضر علمی آن حضرت استفاده علمی وشاگردی نموده اند؛ نه تنها فرق اسلامی بلکه دانشمندان غیر مسلمان از اهل کتاب وغیر اهل کتاب نیز از حضورش علم آموختند وتاثیرات علمی گرفتند واین تاثیرات به تمدنهای دیگر نیز از لحاظ روشی راه یافت؛
شهرت علمی امام در بلاد اسلامی آن چنان چشمگیر و زبانزد خاص و عام بود که از نقاط دور قلمرو وسیع اسلامی برای کسب فیض به مدینه هجرت و در حوزه درس اوحاضر می شدند و از دریای بی کران علوم الهی او بهره می بردند؛ این شهرت علمی به حدی گسترش یافت که دانشمندان پیرو اندیشه وادیان دیگر و غیر مسلمان نیز برای درک این واقعیت ومشاهده این شهرت به مدینه آمده و به خدمتش رسیدند و سئوالاتی علمی از حضرت پرسیدند؛ که در منابع منعکس شده است و یاران امام این گفتگو ها را در رساله های جداگان تحت عنوان اصول جمع آوری و می نوشتند و این نوشته ها در حضور امام انجام می گرفت؛ این کتابها در تاریخ علم شیعه به اصول چهارصدگانه که در موضوعات مختلف به صورت رساله جمع آوری گردیده بود معروف است؛ آنچه از این اصول برجای مانده بود شیخ کلینی در اوایل قرن چهارم با مشقات فراوان و مسافرتهای زیاد پیدا کرد و در کتابی بنام اصول کافی جمع آوری نموده است؛
الف) نگاهی به دوره حیات:
نامش جعفر و کنیهاش «ابوعبداللَّه» و لقبش «صادق»، پدر گرامیش امام محمد باقر علیه السلام، پنجمین امام و پیشوای شیعیان است. ۲۲ سال بعد از واقعه کربلا متولد شدند.
در هفدهم ربیع الاول سال هشتاد و سه هجری قمری در مدینه به دنیا آمد، مادر گرامی آن حضرت «ام فروه» است، مدت زندگیش ۶۵ سال و امامتش ۳۴ سال، از ۱۱۴ هجری تا ۱۴۸ هجری و حاکمان عصر امامت آن حضرت عبارت بود از: «هشام بن عبدالملک»، «ولید بن یزید بن عبدالملک»، «یزید بن ولید» «ابراهیم بن ولید» و «مروان حمار» از بنی امیه و «سفاح» و «منصور دوانیقی» از بنی عباس بودند.
اوضاع سیاسی معاصر امام بویژه در دهه های آخر بسیار آشفته بود خلفای اموی با چالشهای قومی و قیامهای متعدد مواجه بودند که اقتدار سیاسی آنان را کاهش داده و مشروعیت سیاسی و اجتماعی آنان آسیب جدی دیده بود. از این روی فشار و جو اختناقی که در دوران ائمه پیشین بود در این دوره از کاهش نسبی برخوردار شده بود. به هر روی در این دوره امام شاهد تغییر قدرت سیاسی از بنی امیه به بنی عباس بود.
وضع حاکمیت:
با مرگ هشام، ولید بر مسند خلافت مینشیند او فردی میگسار و زنباره، است. لذا کارهایش بر مردم و لشکریانش گران آمد پس طی شورشی کشته شد. همچنانکه سال بعد وقتی یزید بن ولید در شرف مرگ بود ابراهیم، پسرش، جانشین او میشود اما به سرعت توسط مروان بن محمّد و در طی یک لشکرکشی از خلافت خلع میشود. مدتی بیش نگذشته بود که سلیمان بن هشام که بیش از ده هزار تن در اختیار داشت مروان را مخلوع اعلام نمود و بین آن دو جنگ سختی درگرفت که در نهایت به بقاء مروان انجامید.
اختلاف قبایل هم چشمگیر بوده است، قیسیان با عبدالملک بن مروان درافتادند؛ اما بعد با پسرش هشام همراه شدند همچنانکه در خونخواهی ولید بن یزید کوشیدند و بعد به مروان بن محمّد یاری رساندند در مقابل قبایل یمنی به عباسیان متمایل بودند و در نهایت آنان را به خلافت رساندند. دراین اوضاع نابسامان سیاسی امام به فکر حفظ تمدن اسلامی با بهترین روش وشیوه و آن تربیت نیروی علمی و تلاش فرهنگی بود چیزی که اسلام همیشه با این جهاد و کوشش گسترش یافته و باقی مانده است؛
ب) حوزه درسی امام (ع) جامع همه ملل وپیروان مذاهب
جامعیت حوزه درس و دانشگاه امام در گستره تمدن اسلامی به گونه ای بود که حتی غیر مسلمانان می توانستند و آزاد بودند که با امام گفتگوی علمی داشته باشند و سئوال علمی بپرسند ابن ابی العوجاء نمونه بارز از این ها بود؛ رهبران فرق اسلامی با واسطه یا بدون واسطه شاگردی امام را نموده و از حضورش استفاده های فراوان نموده اند.
امام ابوحنیفه در رأس این پیشوایان قرار دارد، ابوحنیفه (متوفی ۱۵۰ ق) معاصر امام صادق -علیه السلام- بود، و افتخار به شاگردی امام صادق -علیه السلام- میکرده و او را استاد بدون واسطة خویش میدانست. در جامع المسانید ابوحنیفه که مشتمل بر ۱۴ کتاب حدیث است، روایاتی که به ابوحنیفه منتهی میشود جمعآوری شده است؛ و در آن روایاتی که مضمون آنها دلالت بر استفادة علمی ابوحنیفه نزد امام محمد باقر -علیه السلام- و حضرت صادق -علیه السلام- دارد. ابوحنیفه امام صادق -علیه السلام- را اعلم و افقه از همه میدانست، و از او نقل شده است که: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد» «من از جعفر بن محمد (امام صادق -علیه السلام- )فقیهتر ندیدم.» و نیز از ابوحنیفه نقل شده است که میگفت: «لولا السنتان لهلک نعمان» اگر دو سال نبود «نعمان» (نام ابوحنیفه، نعمان بن ثابت میباشد) هلاک شده بود. «ابوحنیفه»، بارها این جمله را میگفت: من دانشمندتر از جعفر بن محمد ندیدهام.
امام مالک بن انس (م ۱۷۹ هـ) مؤسس مذهب مالکی نیز از کسانی میباشد که از محضر امام صادق -علیه السلام- استفاده کرده است. وی در کتاب الموطاء ۴۰ روایت از اهل بیت ـ علیهم السلام ـ نقل میکند، که تعدادی از این روایات مستقیماً از شخص امام صادق -علیه السلام- است و این دلالت بر استفادة علمی مالک بن انس نزد امام صادق -علیه السلام- میکند. امام مالک بن انس(م ۱۷۹ هـ) مؤسس مذهب مالکی از شاگردان رسمی آن حضرت بوده است و در کتاب خود بدون واسطه از امام صادق -علیه السلام- نقل حدیث میکند. امام شافعی (م ۲۰۴ هـ) شاگرد مالک بوده است و به وسیلة او و دیگران از امام صادق -علیه السلام- روایت نقل میکند که این روایات در مسند شافعی موجود میباشد. امام احمد بن حنبل (م ۲۴۱ هـ) مؤسس مذهب حنبلی هم شاگرد امام شافعی است و به وسیلة او از امام صادق -علیه السلام- با واسطه استفاده کرده است.
مالک» گوید: مدتی نزد جعفر بن محمد رفت و آمد میکردم، او را همواره در یکی از سه حالت دیدم: یا نماز میخواند یا روزه بود و یا قرآن تلاوت میکرد، و هرگز او را ندیدم که بدون وضو حدیث نقل کند. در علم و عبادت و پرهیزگاری، برتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است.
علاوه بر اینکه اشعار باقیمانده از او نیز دلالت بر دوستی ومحبت واطاعت از اهلبیت ـ علیهم السلام ـ دارد. او دربارة امام صادق -علیه السلام- چنین میگوید: «احدی از حیث علم، عبادت و تقوی برتر از جعفر بن محمد نیست لاوه بر ابوحنیفه و مالک بن انس عدة زیادی از بزرگان اهل سنّت نیز امام صادق -علیه السلام- را ستودهاند ابن حجر عسقلانی میگوید: «فقهاء و محدثانی همچون، شعبه، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، مالک بن انس ابن جدیح، ابوحنیفه، و حبیب بن خالد، قطان، ابوعاصم، و گروه انبوه دیگری از جعفر بن محمد حدیث نقل کردهاند.» جاحظ میگوید: «جعفر بن محمد، الذی ملأ الدنیا علمه و فقهه، و یقال ان ابا حنیفه من تلامذته و کذلک سفیان الثوری، و حسبک بهما فی هذا الباب» که صریحاً ابوحنیفه و سفیان ثوری را از شاگردان امام صادق -علیه السلام- میداند و بیان میکند که این دو نفر از مکتب آن حضرت استفاده میکردند.
جمال الدین ابوالمحاسن بیان میکند که: «جعفر بن محمد که به صابر و فاضل و طاهر ملقّب بود… و ابوحنیفه، ابن جریح، شعبه، سفیان ثوری و سفیان عنیه، مالک و غیر از اینها از بزرگان حدیث و علم از او حدیث نقل میکنند.» محمود بن وهیب بغدادی در کتاب جواهر الکلام میگوید: «جعفر بن محمد… و روایت کردهاند از او علماء بزرگی مانند یحیی، مالک بن انس و ابوحنیفه و دیگران»عبدالله شبراوی و محمد الحضرمی نیز میگوید: «جعفر الصادق که از او روایت کردهاند عدّه زیادی، از جمله، مالک بن انس، ابوحنیفه و یحیی بن سعید و ابن جریح و الثوری» پس این مطلب یقینی میباشد که ائمة مذاهب اربعة اهل سنّت بدون واسطه یا با واسطه از محضر مبارک امام صادق -علیه السلام- کسب علم کردهاند. امام ابوحنیفه (م ۱۵۰ هـ) مؤسس مذهب حنفی از معاصران آن حضرت بوده و همواره به شاگردی امام صادق -علیه السلام- افتخار میکرده است.
ج) تعلیم وتربیت امام صادق (ع) و تمدن اسلامی
مهمترین مولفه بقا و استمرار و شکوفایی تمدن داشتن نیروی علمی است که میراث علمی را نگهدارد و به دیگران آموزش دهد و جمع آوری کند دراین صورت است که تمدن پایدار می ماند؛ لذا تربیت اندشمند و متفکر است که می تواند به ماندگاری تمدن بیانجامد و هیچ تمدن و فکری بدون پشتوانه ی نیروی علمی و فکری قابل دوام و استمرار نیست؛ امام صادق علیه السلام به این مولفه ی اساسی توجه داشت و با همین انگیزه به تعلیم و تربیت نیرو پرداخت با توجه به دوران ۳۴ ساله امامت حضرت شمار شاگردانش باید بیش از این رقمها باشد، شیخ طوسی در کتاب فهرست خود که نام شاگردان حضرت را به ترتیب حروف الفبا نگاشته است، شمار شاگردان حضرت را حدود ۴۹۲۱ نفر فهرست نموده که تعدادی از آنها شاگرد مشترک امام باقر (ع) و امام صادق (ع) می باشند و این تنها مربوط به شاگردانی است که از حضرت حدیث و روایت نقل نموده اند درمیان این افراد به نام دوازده نفر از زنان که از محضر حضرت استفاده یا روایتی گزارش نموده اند وجود دارد؛ قطعا شمار زیادی از شاگردان که روایت وآثاری از آنان نقل نشده است در جمع یاران حضرت بوده اند؛ از این روی شمار شاگردان بیش از آن است که نام ونشانی از آنها باقی مانده است.
امام صادق علیهالسلام در سال های آخر حکومت امویان و اوایل حکومت عباسیان، با استفاده از درگیری بنی امیه و بنی عباس و نزاع شدید قدرت در میان آنان که موجب کاهش اختناق شده بود، نهضت علمی و مذهبی عظیمی را که پدر بزرگوارش با شکلی نوین و ابعادی وسیع تاسیس نهاده و رونق داده بود در شهر مدینه استمرار بخشید که در آن هزاران دانشجوی مشتاق، در شاخه و گرایشات گوناگون از محضر آن امام بهره می گرفتند.
وسعت دانشگاه امام صادق ـ علیه السّلام ـ: «حسن بن علی بن زیاد و شاء» که از شاگردان امام رضا(ع) و از محدثان بزرگ بوده (و طبعاً سالها پس از امام صادق(ع) زندگی میکرده)، میگفت: در مسجد کوفه نهصد نفر استاد حدیث مشاهده کردم که همگی از جعفر بن محمد(ع) حدیث نقل میکردند.
د) شمار شاگردان امام صادق(ع)
در عرصه تمدن و تکاپوی تمدنی و شکوفایی تمدنها بسط علم و تربیت دانشمندان از مهمترین مقوله های تمدن سازی و ترقی و پیشرفت تمدنهاست؛ امام صادق (ع) با توجه به فرصت مناسب سیاسی که به وجود آمده بود، و با ملاحظة نیاز شدید جامعه و آمادگی زمینة اجتماعی، کارهای اساسی وکلیدی وحتی ایده های بی سابقه در راستای حفظ و بسط تمدن مکتبی تلاشهای بی نظیری انجام داد ضمن اینکه ادامه نهضت علمی و فرهنگی پدرش امام باقر(ع) را گرفت و حوزة وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و شاگردان بزرگ و برجستهای در گرایشات مختلف علمی تربیت نمود افرادی همچون: هشام بن حکم، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، مفضّل بن عمر، جابربن حیّان و… تربیت کرد که تعداد آنها را بالغ بر چهار هزار نفر نوشتهاند.
وسعت دانشگاه امام صادق ـ علیه السّلام: «حسن بن علی بن زیاد و شاء» که از شاگردان امام رضا(ع) و از محدثان بزرگ بوده (و طبعاً سالها پس از امام صادق(ع) زندگی میکرده)، میگفت: در مسجد کوفه نهصد نفر استاد حدیث مشاهده کردم که همگی از جعفر بن محمد(ع) حدیث نقل میکردند. این تنها شمار افرادی است که ابن وشاء آنها را دیده است که در یک زمان نقل حدیث کرده اند.
هر چند وسعت علوم امام جعفر صادق قابل شمارش نیست چنانچه شیخ مفید مینویسد: به قدری علوم از آن حضرت نقل شده که زبانزد مردم گشته و آوازة آن همه جا پخش شده است و از هیچ یک از افراد خاندان او، به اندازة او علم و دانش نقل نشده است. اما امام صادق(ع) بنابر نیاز زمان خویش و توسعه علوم دینی و دفع شبهات از حوزه دین هر کدام از شاگردان خود را در یکی از رشتههایی چون: علم قرائت قرآن، علم تفسیر، علم حدیث، علم فقه، علم کلام، علم طب، علوم طبیعی، فلسفه، نجوم، ریاضیات، علم اصول فقه، ادبیات و … تربیت کرد و هنگام مراجعه بعضی از دانشمندان فرق، مذاهب و ادیان دیگر جهت مناظره و پرسش و پاسخ به یکی از شاگردان خود ارجاع میدادند.[1]
[1] .برگرفته از کتابهای : بحار الانوار ؛ امام صادق ومذاهب اسلامی ؛ زندگانی امام صادق ،











