شفقنا- روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود نوشت: در عرف بينالملل، بازنده امتياز ميدهد و هرگز ديده يا شنيده نشده امتيازخواهي کند. هيأت مذاکره کننده آمريکا در پاکستان به جاي آنکه در تمام زمينهها امتياز بدهد تا ايران که برنده جنگ 40 روزه است حاضر شود پاي قرارداد پايان جنگ را امضاء کند، طلبکارانه وارد بحث شد و از مشارکت در مديريت تنگه هرمز تا تکرار محروم ساختن ايران از حق غنيسازي و برخورداري از امکانات دفاعي که از حقوق قطعي و غيرقابل انکار ملت ايران است را مطرح کرد.
تنگه هرمز در آبهاي ايران قرار دارد آنهم با هزاران کيلومتر فاصله از آمريکا و دولت آمريکا هرگز هيچ حقي در ايران تنگه نداشت و در آينده نيز نخواهند داشت. دولتمردان آمريکائي اگر با تاريخ آشنا باشند خواهند فهميد که مردم ايران بيگانگان سلطهجوئي مانند پرتغاليها و انگليسهائي که به تنگه هرمز طمع داشتند را از اين منطقه بيرون راندند و به آمريکا و هيچ کشور ديگري اجازه تکرار آن سلطهجوئي را نخواهند داد، در مورد موضوعات هستهاي و قدرت دفاعي نيز موضع ايران همين است.
هيأت آمريکائي تصور ميکند حالا که رئيس جمهور آمريکا نتوانسته با توسل به زور و به ميدان آوردن ارتش کشورش با تحمل صدها ميليارد دلار هزينه در تهاجم ناجوانمردانه 40روزه به اهداف نامشروع خود برسد، با پناه بردن به جنگ نرم از طريق مذاکره ميتواند به خواستههاي خود برسد.
البته اين احتمال هم وجود دارد که آمريکا ميخواهد با مطرح کردن مطالبات غيرمنطقي که ميداند ايران آنها را نميپذيرد، فرصتي براي تدارک آمادگي بيشتر پيدا کند و با تکيه بر اين دروغ که ايران حاضر نيست در مذاکره به توافق و تفاهم برسيم بهانهاي براي تهاجم مجدد دست و پا کند و مانند آنچه در دو مذاکره قبلي انجام داد يکبار ديگر به تهاجم نظامي متوسل شود.
ايران، همانطور که اعضاي هيأت مذاکرهکنندهاش گفتهاند اهل حُسن نيت است ولي حاضر نيست بر سر حقوق طبيعي و قانوني ملت با کسي معامله کند.
تنگه هرمز متعلق به ايران است و آمريکا هيچ حقي در آن ندارد. هدف ايران از در دست گرفتن تنگه هرمز اين نيست که آن را بر روي رفت و آمد کشتيها ببندد بلکه درصدد تأمين امنيت اين آبراه حساس و جلوگيري از سوءاستفاده ديگران از آن است.
نکته قابل توجه در مورد مذاکرات ايران و آمريکا اينست که با توجه به وحشيگري ترامپ در صادر کردن دستور حمله به زيرساختهاي ايران و تخريب پلها، خطآهن، پتروشيمي، فولاد، برق، مدارس، دانشگاهها و خانههاي مردم که همگي از مصاديق بارز جنايت جنگي هستند و با اينحال ايران در اين جنگ پيروز ميدان بود، اکنون هيأت آمريکائي بايد خود را بدهکار بداند و بپذيرد که موظف است درصدد جبران برآيد نه اينکه زيادهخواهي کند.
ايران داراي چنان قدرتي در تمام زمينههاي رزمي، ترميم خرابيها و انسجام نيروهاست که هيچ قدرتي نميتواند در عزم راسخ ايرانيان براي پشيمان کردن متجاوزان کوچکترين خللي ايجاد کند.
لابد هيأت مذاکرهکننده آمريکائي خبر دارد که مهندسان، تکنسينها و کارگران ايراني چگونه توانستند پلهاي راهآهن را در تهران، قم، کاشان و زنجان در کوتاهترين زمان ممکن بازسازي کنند و رفت و آمد قطارها را به حالت عادي برگردانند و چگونه توانستند تخريبهاي مربوط به قطع شدن برق را در کمتر از يکساعت ترميم کنند و مشکل مردم را برطرف نمايند.
با چنين کشور و ملتي درافتادن بسيار دور از عقل و درايت است. اين را اگر ترامپ نميفهمد، خوبست نمايندگان او در هيأت مذاکرهکننده به او تفهيم کنند و مانع بياعتبار شدن کشورشان از طريق ادامه خرابکاريهاي اين رئيس جمهور نامتعادل شوند.
اکنون تمام عقلاي جهان در شرق و غرب و شمال و جنوب بر اين واقعيت تأکيد ميکنند که سياست جنگافروزي ترامپ باعث بياعتبار شدن آمريکا و نمايان شدن چهره قدرتمند ايران شده است. هيأت مذاکرهکننده آمريکائي اگر ميخواهد اين ضربههاي مهلک به آمريکا ادامه پيدا نکند بايد در مذاکره با هيأت ايراني بر منطق تکيه کند و از زيادهخواهي بپرهيزد. اعضاء هيأت آمريکائي اين نکته را به خاطر بسپارند که ايران همانطور که در ميدان نبرد دست بالا را داشت در ميدان مذاکره نيز با اينکه دشوارتر از ميدان نبرد است، دست بالا را خواهد داشت. علاوه بر اين، ايران خود را براي مقابله با توطئه بمباران ديپلماسي که آمريکاي ترامپ در آن مهارت دارد نيز کاملاً آماده کرده است.











