شفقنا- بهروز بهزادی در روزنامه اعتماد نوشت: نگاهي به جنگهاي بزرگ تاريخ ايران نشان ميدهد كه ايرانيان ملتي نبودهاند كه مثل بسياري از كشورهاي ديگر جنگ را براي كشورگشايي چپاول و غارت پيشه كنند، بلكه بيشتر جنگهاي ايران حالت دفاعي داشته است و همين امر نشان ميدهد كه جنگطلب نبودهاند ولي در دفاع از سرزمين خود هيچگاه كم نگذاشتهاند.
تاريخ ايرانزمين نشان ميدهد در جنگهايي كه بر اساس عرف زمان و بيشتر در دوران باستان اتفاق افتاده و جنبه كشورگشايي داشته، گزارشي از خشونت و غارت يا دستدرازي به زنان كشورهاي مختلف ديده نميشود، مثلا كوروش كه از جمله پادشاهان كشورگشا بوده كمتر از ديگران دست به خشونت زده است.
او پس از شكست نبونيد و تصرف كشور بابل فرماني صادر كرد كه در آن نوشته بود: «من بردهداري را برانداختم، به بدبختي آنان پايان بخشيدم. فرمان دادم همه مردم در پرستش خداي خود آزاد باشند و آنان را نيازارند. فرمان دادم تمام نيايشگاههايي را كه بسته شده بود، بگشايند… .» كوروش حتي فرمان داده بود مردمان آواره را به جاي خود برگردانند و حتي خانههاي ويران آنان را دوباره ساخته بودند. گفتني است فرمان كوروش كه بر لوحي نوشته شده بود در سازمان ملل متحد نگهداري ميشود و البته به زبانهاي زنده دنيا نيز ترجمه شده است.
بعد از كوروش، كمبوجيه دومين پادشاه هخامنشي كه به مصر لشكر كشيد بهرغم نوشته تاريخنويسان يونان بر اساس كتيبههايي كه در قرون اخير به دست آمده است، بسياري از مردم مصر او را همچون فرعون مصري پذيرفته بودند. مقايسهاي بين لشكركشيهاي بزرگ كوروش كه در همه تاريخها از او به نيكي ياد شده است..
با لشكركشي اسكندر مقدوني به ايران نشانگر اين واقعيت است كه كوروش و سپاهيانش تفاوتهاي آشكاري با اسكندر و سپاهيانش داشتند كه براي خشونت و لشكرگشايي آمده بودند و خزانه ايران را بار شتران كردند و بردند و تخت جمشيد را به آتش كشيدند.
دوري ايرانيان از قتل و غارت به گونهاي بوده كه دشمنان اين مرز و بوم به آن اشاره كردهاند. مثلا گفتهاند ايرانيان ملتي جنگجويند ولي اهل خشونت آشكار نيستند. اين سخن زماني نشان از فرهنگدوستي نياكان ما دارد كه در دنياي باستان يعني روم و يونان جنگهاي پرخشونت و بردهداري زبانزد تاريخنويسان بوده است.
تاكيد ايرانيان به فرهنگسازي تا به آنجا رسيده بود كه در دوره ساسانيان تمدن ايراني در بسياري جهات در حال شكوفايي و پويايي بودند. اين فرهنگ همچنين تاثيرات زيادي بر غرب و شرق و جنوب خود يعني روم، هند، چين و آفريقا گذاشته بود. در همين دوره بود كه شهرسازي و سدسازي و رسيدگي بر امور مردم رونق گرفت.
گفتني است در دوره ساساني براي اولين بار در جهان اسبهاي پير سربازان كه چابكي خود را از دست ميدادند در علفزارها رها ميكردند كه دوران بازنشستگي خود را بگذرانند و اين امر نشانه رأفت بالاي ايرانيان بوده است.
البته در اين دوره نيز جنگهاي بسياري در مرزهاي ايران اتفاق افتاده كه اكثر آنها ناشي از حمله اقوام ديگر بوده است.











