شفقنارسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
«مختصات مذاکرات اسلامآباد» تیتر روزنامه دنیای اقتصاد است که در گزارشی به بررسی امکان عبور از فاز درگیری به فاز توافق پرداخت و نوشت:«با اعلان آتشبس دوهفتهای پس از ۴۰ روز تهاجم سنگین نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران که با تابآوری ایرانیان مواجه شد، اکنون نگاهها به مذاکرات روز جمعه تهران و واشنگتن در اسلامآباد دوخته شده است؛ گفتوگوهایی که نه نشانه توافقی فوری، بلکه محک زدن امکان پیشروی در مسیر توافقی جامع و متوازن است. آتشبس و مذاکرات که بر پایه طرح ۱۰مادهای ایران و در پی میانجیگری پاکستان شکل گرفته، از یکسو بازتاب نوعی واقعگرایی تحمیلی بر طرف آمریکایی و از سوی دیگر نشانهای از تغییر موازنههای پیشین در منطقه است. استقبال گسترده بازیگران بینالمللی نیز بر اهمیت این نقطه عطف افزوده است. در چنین شرایطی، مذاکرات اسلامآباد میتواند به آزمونی تعیینکننده برای سنجش امکان گذار از فاز درگیری به مسیر ثبات و توافق در منطقه تبدیل شود؛ مسیری که اگرچه با توجه به رویکرد متغیر ترامپ و اخلالگری و کارشکنیهای اسرائیل شکننده است، اما میتواند آغازگر بازتعریف قواعد بازی در یکی از بحرانیترین مقاطع ژئوپلیتیک سالهای اخیر در خاورمیانه و خلیجفارس باشد.»
«افزایش تعرفههای «روان» در میانه جنگ» تیتر روزنامه شرق است که گزارشی از بالارفتن هزینههای مشاوره و رواندرمانی در روزهای گذشته و ناتوانی افراد در پرداخت هزینهها کار کرد و نوشت:«در میانه روزهایی که صدای انفجار و جنگ، به بخشی از تجربه زیسته مردم تبدیل شده بود، حالا خبر آتشبس میان ایران، آمریکا و اسرائیل، اگرچه بهمثابه مکثی در میدان درگیری تلقی میشود، اما بههیچوجه به معنای پایان فشارهای روانی نیست. جنگ، حتی وقتی متوقف میشود، اثراتش را در ذهن و روان افراد ادامه میدهد؛ اضطرابی که فروکش نمیکند، ترسی که بهسادگی جای خود را به آرامش نمیدهد و خستگی مزمنی که از دل هفتهها تنش مداوم بر جا مانده است. در چنین شرایطی، نیاز به خدمات سلامت روان بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت اجتماعی بدل میشود. تجربههای جهانی نیز نشان دادهاند که در دورههای پس از بحرانهای نظامی و ناآرامیهای داخلی، میزان مراجعه به روانشناسان و مشاوران به طور درخورتوجهی افزایش پیدا میکند؛ از اختلالات اضطرابی و افسردگی گرفته تا نشانههای اختلال استرس پس از سانحه (PTSD). این در حالی است که بسیاری از افراد، حتی در اوج نیاز، یا دسترسی مناسبی به خدمات تخصصی ندارند یا به دلیل هزینههای بالا از دریافت این خدمات صرفنظر میکنند. در ایران نیز، همزمان با تداوم فشارهای اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی، تعرفههای خدمات روانشناسی به یکی از موانع جدی برای دسترسی عمومی تبدیل شده است. برای بخش درخورتوجهی از جامعه، مراجعه به روانشناس نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی حیاتی است که در عمل، به دلیل محدودیتهای مالی به تعویق میافتد یا بهکلی کنار گذاشته میشود.«












