شفقنا- کاووس صادقلو، عکاس گفت: قدرت عکس در این است که با یک عکس، جنگی، ۱۰ سال بهطول بینجامد و با یک فریم عکس دیگری، جنگی، یک روزه خاتمه پیدا کند. عکاسی جنگ، توان ویران کردن سیاستمداران جهان را دارد.
کاووس صادقلو، عکاس مستند و استاد دانشگاه در گفت و گو با ایرنا درباره نقش عکاس و عکاسی جنگ در ثبت واقعیت، اظهار کرد: عکاسان بزرگ جهان، عکاسان رسانه بودند که عکاسی جنگ کردهاند، پس از آن به این افراد، عکاسان جنگ گفتهاند.
وی افزود: اصولا جنگ به لحاظ لغوی یک واژه تلخ و زشت است. فرقی نمیکند کجای دنیا اتفاق افتاده باشد، جنگ یعنی نابودی، در دنیا، جنگهای زیادی اتفاق افتاده است و پس از ظهور دوربین عکاسی، انسانها توانستند وقایع را مستند کنند.
صادقلو ادامه داد: در جنگ جهانی اول، عکاسی به دلیل ابزارهای آن، آنقدر قدرت نداشت. زیرا سرعت ثبت عکس همانند امروز نبود. بنابراین بیشتر عکسها قالب صحنهای داشت.
وی تصریح کرد: پس از آن با پیشرفت دوربینها و ثبت آسانتر وقایع، بخصوص در جنگ جهانی دوم به بعد، جنگ ویتنام و غیره، تاثیر بعضی از عکسها، ویران کننده بود و این آثار تصویری، سیاستمداران جهان را مجاب کرد تا جنگ را تمام کنند. این قدرت رسانهای عکس بود.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: اگر بر این موضوع آگاه باشیم، متوجه نقش بزرگ عکاسان در این جنگ و حمله صهیونی آمریکایی به ایران عزیزمان میشویم. اما ما به عنوان یک عکاس، برای ثبت این وقایع با موانع زیادی روبهرو میشویم.
صادقلو با اشاره به اینکه کسانی که موانع ایجاد میکنند از عکاسی شناخت درست ندارند، توضیح داد: اگر آنها میدانستند که به طور مثال با شلیک یک تیر در مغز انسانی در زمان جنگ ویتنام، جهت جنگ تغییر کرد، آن وقت متوجه میشدند که اگر من نوعی، یک عکس خوب تولید کنم و با پشتیبانی رسانهام، آن عکس منتشر شود، آنوقت شاید تمام جهت جنگ تغییر کند.
وی ادامه داد: قدرت عکس در این است که با یک عکس، جنگی، ۱۰ سال بهطول بینجامد و با یک فریم عکس دیگری، جنگی، یک روزه خاتمه پیدا کند. این نقش بهروز، نه نقش تاریخی، عکس را نشان میدهد که تا چه اندازه میتواند برای سرنوشت جنگ مهم باشد.
این عکاس مستند خاطرنشان کرد: عکاسی از یک ساختمان موشک خورده، پیامرسانی است و اگر عکاس نتواند این کار را انجام دهد، چگونه سالها بعد، امروز را قضاوت خواهند کرد. در جنگ هشت سال دفاع مقدس، آنجایی که به عکاسان اجازه کار میدادند، چقدر به پیام رسانی کمک میکرد. امروز هم اگر بخواهید به آن دوران استناد کنید، به چه رجوع میکنید؟ عکس. تمام شد و رفت.
صادقلو معتقد است، در تمام دنیا و در تمام جنگها، کنترل بر انتشار عکسهای جنگ، امری طبیعی و به لحاظ تاکتیکی در بحث نظامیگری نکته مهم و درستی است. فیلترینگ همیشه بد نیست، شاید انتشار یک عکس در رسانه، ضربه خیلی بدی به سیستم نظامی وارد کند و آنجا را باید کنترل کرد. اما اگر ترکش یک موشک، سبب کشته شدن یک بیگناهی شده، این موضوع را من عکاس، باید به تصویر بکشم تا دنیا این خشونت را ببیند.
صادقلو افزود: اگر بخواهیم این بخش تلخ جنگ را سانسور کنیم، یعنی رسانه را نمیشناسیم و بلد نیستیم از آن بهرهبرداری کنیم.
این استاد دانشگاه در پاسخ به خبرنگار هنرهای تجسمی ایرنا، مبنی بر اینکه امروز عکاسی به سبب موبایل، برای عامه مردم آسان و سریع شده، اما نگاه حرفهای یک عکاس در این بین وجود ندارد و انتشار این تصاویر در شرایط جنگی به دلیل عدم دانش رسانهای مردم، میتواند به امنیت ملی آسیب بزند، گفت: در تمام دنیا حاکمیتها از نقش عکس، بهره میبرند.
صادقلو افزود: فرق من عکاس با یک فرد عادی موبایل به دست، در شناسنامهدار بودن من در عکاسی است. به طور کامل شناخته شده هستم، منبع عکس مشخص است و رسانه من، بنابر شرایط، میتواند بگوید یک عکس منتشر بشود یا نشود. این عدم انتشار، برای جلوگیری از آسیب به سیستم است.
وی اضافه کرد: اما آن فرد عادی در خیابان، منبع مشخص محسوب نمیشود. اگر مدیران این کشور حساسیت کمتری نسبت به کار عکاسان حرفهای و رسانهای در مواقع حساس داشته باشند، عکاسی کردن راحتتر باشد و آثار منتشر شود، دیگر انگیزهای برای فرد عادی نمیماند که به دنبال این موضوعات برود. حتی خود عکاسان رسانه، باتوجه به سواد رسانهای، میدانند که شاید زمان مناسبی برای انتشار برخی عکسها نباشد. امروز کنترل کردن راهکار نیست، باید این موضوع مدیریت بشود.
صادقلو خاطرنشان کرد: معتقدم، استفاده درست از یک رسانه، و جلب اعتماد مردم برای قرار دادن تصاویرشان به رسانههای داخلی، سبب میشود تا تصاویر با مدیریت منتشر شوند. حتی اگر زمان مناسبی برای انتشار آن تصاویر نباشد، میتواند به عنوان یک منبع غنی برای ثبت در تاریخ، گردآوری شود تا آیندگان برای بررسی و پژوهش، به این واقعیتهای ثبت شده، رجوع کنند.
این هنرمند گفت: گاهی نقش یک عکس از هزار کلمه اثر گذارتر است. همیشه همینطور بوده، زیرا عکس یک “لحظه” و “آن” است. میتوان بدترین و تلخترین صحنه را تنها با یک عکس نشان داد و دیگر هیچ حرفی هم نزد. تنها با عکس موشکی که وسط مدرسه میناب خورد و باعث آن جنایت هولناک و شهادت کودکان مدرسهای شد، میشد آبرو و حیثیت آمریکا و اسرائیل را برد. امیدوارم مسئولان بیش از پیش با عکاسان مطبوعات و جنگ همراه باشند تا بتوانیم این سند جنایت را برای امروز و آینده ثبت کنیم.











