امروز : شنبه 22فروردینماه 1405 | ساعت : 02 : 48

آخرین اخبار

بیانیه وزارت امور خارجه در پی شهادت سید کمال خرازی

شفقنا- وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با انتشار...

در میان توییت ها/ واکنش ها به دور جدید مذاکرات

شفقنا- در دنیای امروز، حضور در شبکه های مجازی...

برنامه سفر تراکتور به عربستان اعلام شد

شفقنا- مدیر تیم‌ فوتبال تراکتور برنامه سفر این تیم...

رهبر انقلاب اسلامی شهادت سید کمال خرازی را تسلیت گفتند

شفقنا-  آیت الله سیدمجتبی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی...

نوروزپور: ترور دکتر خرازی حمله به یک سنت فکری در دیپلماسی و رسانه بود

شفقنا- معاون رسانه‌ای وزیر فرهنگ، شهادت سید کمال خرازی...

داده‌های کشتیرانی نشان می‌دهد که روز جمعه تنها یک نفتکش از تنگه هرمز عبور...

شفقنا - تحلیل سی‌ان‌ان از داده‌های کشتیرانی نشان می‌دهد...

رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت: ایران در میدان سیاست و دیپلماسی از عزت و...

شفقنا- رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت نوشت: ‌امروز اگر سخن...

نتانیاهو درخواست تعویق شهادت در دادگاه فساد خود را دارد

شفقنا- وکیل نتانیاهو روز جمعه در دادخواستی به دادگاه...

سازمان همکاری اسلامی تصویب ۳۴ شهرک جدید در کرانه باختری توسط اسرائیل را محکوم...

شفقنا- سازمان همکاری اسلامی تصمیم جدید اسرائیل برای تصویب...

ویترین روزنامه ها/ گزارش میدانی «شرق» از پل بمباران‌شده کرج/ روایت «پیام ما» از افرادی که در روزهای دشوار جنگ به هلال‌احمر پیوستند

شفقنارسانه_ صفحه یک روزنامه‌ها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامه‌های امروز، آن‌هایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.

به گزارش شفقنا رسانه، «بار اندوه بر شانه «پل ایران»» تیتر روزنامه شرق است که گزارش میدانی از پل بمباران‌شده کرج که بنا بود همین فروردین افتتاح شود. این روزنامه نوشت:« قرار بود اسمش را پل ایران بگذارند؛ همان پل عظیمیه کرج که بمباران کمرش را شکست. مردم سر جوی حصار می‌گویند «پل را که زدند دلمان سوخت». می‌خواستند همین فروردین افتتاحش کنند. بنرها را چاپ کرده بودند و تیزرهایش را تلویزیون پخش کرده بود. جنگ که شروع شد مراسم افتتاحیه پل عقب افتاد. هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد که پل را بزنند؛ آن‌قدر که مردم سبزه سیزده به‌در را زیر پل گره زدند، اما ناگهان جنگنده‌ها پل را محاصره کردند و بمب‌ها یکی‌یکی بر سر و قامت پل فرود آمدند. شب که شد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، صحنه فروریختن پل را بازنشر کرد و نوشت پل‌ها و نیروگاه‌های برق هدف‌های بعدی جنگ هستند. می‌خواستند نام پل «ایران» باشد اما ظهر سیزده به‌در درست وقتی که آفتاب روی بستر رودخانه کرج پنجه کشیده بود، سایه سیاه جنگنده‌ها به زمین افتاد و بمب‌های سنگرشکن یکی پس از دیگری بر کمر پل نشست. کمی قبل از آن نگهبان علیخانی، از کانکس فلزی درآمده بود و از بالا به درخت‌های شکوفه‌زده بستر رودخانه نگاه می‌کرد و آدم‌هایی که فارغ از هیاهوی جنگ سبزه گره می‌زدند و بچه‌هایی که پر سر و صدا بازی می‌کردند. ناگهان انفجار مهیبی پل را لرزاند و غبار و دود و ذرات سنگ و آهن و پلاستیک به هوا رفت و همه‌جا را پوشاند. چشم چشم را نمی‌دید. فقط صدای جیغ و گریه بود و بوق ممتد خودروها و جملات شکسته و نامفهومی که می‌گفت روی زمین دراز بکشید. پل همچنان می‌لرزید که دوباره انفجاری دیگر و دیگر. شدت انفجار آن‌قدر بود که تکه‌های شکسته چراغ و شیشه خردشده ماشین رهگذران به بالای پل پرتاب شد و پرده خانه‌های پایین رودخانه با ذرات گداخته سوراخ شد.»

 

«مردمی که در جنگ امیـد شدند» تیتر روزنامه پیام ماست و روایتی از افرادی کار کرد که در روزهای دشوار جنگ به هلال‌احمر پیوستند. این روزنامه نوشت:« این روزها هر صدای انفجاری، حتی اگر بارها شنیده شده باشد، همه ما را به بهت و وحشت فرومی‌برد. در هر واقعه، سایه‌ای از مرگ و ویرانی بر سر خانواده‌ها سایه می‌اندازد؛ یادآور اینکه جایی احتمالاً کسی جانش را ازدست‌داده، زیر آوار گیر افتاده یا شاهد مرگ عزیزی بوده است. در این فضای پر از ترس و ناامیدی، ناجیان بی‌لباس، نیروهای هلال‌احمر، اولین کسانی هستند که سر هر صحنه می‌رسند. آنها در خط مقدم نبرد با مرگ ایستاده‌اند، درحالی‌که خودشان نیز در معرض خطراتی مانند ریزش آوار و حملات احتمالی قرار دارند. شاید در نگاه اول تصور شود که در این روزهای پرخطر، هیچ‌کس جرئت نزدیک‌شدن به این خطوط را ندارد. اما نکته‌ای تکان‌دهنده وجود دارد: سیل داوطلبان از اقشار مختلف جامعه، از هنرمندان و نویسندگان تا پزشکان و دامپزشکان، برای پیوستن به هلال‌احمر راهی شده‌اند. این افراد، با وجود تفاوت در عقاید و حرفه‌ها، در یک هدف مشترک متحد شده‌اند: کمک به هم‌وطنان آسیب‌دیده. بیشتر از یک ماه است که از جنگ می‌گذرد. یک ماهی که ساده نگذشته. هر انفجار و موج ناشی از آن عده‌ای را به شهادت رسانده و دیگران را مجروح و داغدار کرده است. در خط مقدم پس از هر انفجار نیروهای قرمزپوش هلال‌احمرند که سریع‌تر از دیگران به صحنه می‌رسند. این روزها ویدئوهای زیادی از حضور این نیروها دیده می‌شود، مردان و زنانی که زیر آوارها دنبال نشانه‌ای از زندگی می‌گردند و زیر لب دعادعا می‌کنند که همه اعضای ساختمان‌های فروریخته را سالم پیدا کنند. از طرف دیگر هم عده‌ای دیگر از این قرمزپوش‌ها به بازماندگان امید می‌دهند یا حداقل سعی می‌کنند داغ افراد را کمی تسکین بخشند. حالا علاوه بر این شرایط دشوار جسمی و روحی که اعضای هلال‌احمر را تحت‌فشار می‌گذارد باید خطر حمله مجدد دشمن و یا تخریب ناگهانی خانه‌ای بمب خورده هم به این موارد اضافه کرد. برای همین شاید بسیاری گمان کنند حداقل در این روزهای طاقت‌فرسا دیگر کسی داوطلب پیوستن به این سازمان نباشد و افراد ترجیح دهند در گوشه‌ای شاید نسبتاً امن منتظر پایان جنگ بمانند. از نگاه آنها احتمالاً این کار از حرکت داوطلبانه به سمت نقطه خطر عاقلانه‌تر است. ولی در این شرایط سخت هم هنوز افرادی مشتاق‌اند آموزش‌های لازم را ببینند و در صحنه خطر حضور داشته باشند. افرادی از همه شکل و عقیده که وجه اشتراکشان تنفر از جنگ تحمیلی و تلاش برای نجات و تسکین هم‌نوعشان است.»

 

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید