شفقنا- پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی در نوشتاری به بیان جایگاه دعا و نیایش در مقابله با دشمنان از منظر این مرجع تقلید پرداخته و آورده است: دعا و نیایش در هر زمان خوب و سازنده است، ولی به هنگام انجام کارهای مهم که انسان نیاز به نیرو و توان بیشتری دارد از اهمیت ویژهای برخودار است.[1] از جمله [در میدان جنگ و مقابلۀ با دشمنان] که از ناامیدی و یأس جلوگیری کرده و نور امید بر دل میپاشد و به انسان نیرو میبخشد و درس مقاومت پایداری و تحمّل میدهد.[2]
به همین دلیل اولیاء اللّه همواره در کارهای مهم [هم چون میدان جنگ و مواجهۀ با دشمنان] دست به درگاه پروردگار برمیداشتند، و با دعا و یاد او توان و نیرو میگرفتند، و با توکل بر ذات پاکش آرام مییافتند، و بدون ترس و واهمه به جنگ آنها میرفتند، چرا که میدانستند هر مشکلی در برابر اراده حق سهل و آسان است.[3]
نگاشته حاضر به واکاوی آثار و کارکردها و ساختار بیبدیل دعا در مقابله موثّر با دشمنان میپردازد.
دعا، سلاح مؤمن
دعا به درگاه خداوند در حق مسلمانان و حتّی غیر مسلمانان مظلومی که در بند مستکبران دنیا هستند. یکی از بهترین عبادات محسوب شده[4] و در روایات به عنوان «سلاح مؤمن» معرفی شده است.[5]
پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم فرموده است: «الدُّعَاءُ سِلَاحُ الْمُؤْمِنِ وَ عِمَادُ الدِّینِ وَ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض؛ دعا و راز و نیاز به درگاه خداوند، اسلحه انسان با ایمان و ستون [خیمه] دین و نور آسمانها و زمین است».[6]
آن حضرت در روایتی دیگر میفرماید: «أَ لَا أَدُلُّکُمْ عَلَی سِلَاحٍ ینْجِیکُمْ مِنْ عَدُوِّکُمْ؛ آیا میخواهید به شما سلاح بسیار برّنده و مؤثّری که شما را از شرّ دشمنانتان نجات میدهد»، «وَیدِرُّ رِزْقَکُمْ؛ و روزی شما را وسیع میکند»، [نشان دهم؟]، «قَالُوا نَعَمْ؛ عرض کردند: چه چیزی بهتر از این». پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمودند: «تَدْعُونَ بِاللَّیلِ وَ النَّهَارِ؛ شب و روز دعا کنید». سپس فرمودند: «فَإِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاءُ؛ سلاح اهل ایمان دعاست».[7]
حضرت علی بن موسی الرضا علیهما السلام نیز میفرماید: «عَلَیکُمْ بِسِلاحِ الْاَنْبیاءِ، قیلَ ما سِلاحُ الْاَنْبیاءِ؟ قالَ: اَلدُّعاء؛ بر شما باد اسلحه پیامبران؛ عرض کردند: اسلحه انبیاء چیست؟ فرمودند: دعا است».[8]
در حدیثی از امام صادق علیه السلام میخوانیم: «الدُّعَاءُ أَنْفَذُ مِنَ السِّنَانِ؛ دعا نافذتر از نوک نیزه است».[9]
آن حضرت در حدیث دیگری فرمود: «إِنَّ الدُّعَاءَ أَنْفَذُ مِنَ السِّلَاحِ الْحَدِید؛ دعا از سلاح آهنین بُرندهتر است».[10]
ساختار معرفتی دعا
برخی [مدعیاند] اعتقاد به دعا بر فعّالیتهای اجتماعی اثر منفی دارد و همانند آبی است که به روی شعلههای فروزان کوششها و تلاشهای پرثمر پاشیده میشود و آنها را به خاموشی میکشاند. مؤمنان با این اعتقاد که دعا سلاح مؤمن است به جای آشنایی به سلاحهای دیگر و کاربرد آنها در برابر دشمن، تنها دست به دعا برمیدارند!
ولی باید مورد دعا از یک سو، و مفهوم آن از سوی دیگر، و شرایط پذیرش آن از سوی سوم، روشن گردد.
از نظر تعلیمات اسلامی «دعا» مخصوص موردی است که تمام تلاشها و کوششهای ممکن، انجام گردد و آنچه در توان و قدرت آدمی است، برای رسیدن به هدفهای سازنده و مثبتی که دارد به کار گرفته شود و در نارساییها و آنچه از دایره توان او بیرون است متوجّه دعا شود.
«مذهب» هرگز دعا را جانشین اسباب و عللی که در دسترس آدمی است، قرار نداده؛ بلکه آن را چیزی مافوق آنها قرار داده، همان جا که هیچ راه و وسیله دیگری جز دعا ندارد و تنها روزنه امید، استمداد از نیرویی مافوق نیروی لایزال مبدأ جهان هستی میباشد.[11]
به این ترتیب هر دعایی که واجد این شرط نباشد، یک نوع تحریف و مسخ نسبت به حقیقت و مفهوم دعا محسوب میگردد. پیدا کردن این شرط اصولی در منابع مذهبی کار مشکلی نیست؛ به عنوان مثال در جلد دوم اصول کافی یک باب تحت عنوان «مَنْ تُسْتَجَابُ دَعْوَتُه؛ کسانی که دعایشان مستجاب میشود» درباره دعا دیده میشود.
در این باب از جمله دعاهایی که به اجابت میرسد «دعای جنگجویان در راه خداست».[12] در این روایت، مجاهدی که تمام نیروهای خود را بسیج کرده و حدّاکثر توانایی خود را به کار گرفته و در مسیر هدف تا آخرین حد قدرت، به پیش رفته دعای مستجابی دارد.[13]
لذا مفهوم دعا این است که ما حداکثر تلاش خود را برای رسیدن به مقاصد صحیح انجام دهیم و آنجا که توانایی نداریم، دعا کنیم: خداوندا! حل بقیه مشکل با توست.[14]
در کلمات قصار امیر مؤمنان علی علیه السلام میخوانیم: «الدَّاعِی بِلَا عَمَلٍ کَالرَّامِی بِلَا وَتَرٍ؛ دعا کننده بدون عمل و تلاش مانند تیرانداز بدون “زه” است!».[15]
کمان از دو بخش اصلّی تشکیل شده است: اوّل قوسی که حالت فنری دارد؛ دوم زهی که دو سر قوس را به هم متصل میکند.
هنگامی که تیرانداز آماده کار میشد ته چوبه تیر را به زه تکیه میداد و سپس زه و چوبه را با هم به عقب میکشید. قوس کمان جمع میشد آنگاه آن را رها میکرد، فشار قوس کمان بر زه سبب میشد که تیر به سوی مقصد پرتاب شود.
حال اگر کسی تنها قوسی داشته باشد بدون زه، آیا میتواند تیری پرتاب کند و به هدف بزند؟! به یقین نه.[16]
لذا تمام تلاشها و کوششهای ممکن، باید انجام گردد و آنچه از دایره توان او بیرون است متوجّه دعا شود.[17]
روش دعا کردن را پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم به ما آموخته است. در جنگ احزاب تمام دشمنان اسلام دست به دست هم دادند تا به پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم حمله کنند. آیا پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم در مسجد نشست و فقط دعا کرد؟ هرگز! اوّل دستور عجیب کندن خندق را به دور مدینه صادر کرد. با وسائل آن روز کندن خندق به دور یک شهر به طوری که دشمن توان عبور از آن را نداشته باشد، طاقت فرسا بود. مسلمانان شب و روز کار کردند و خندق را آماده نمودند.
هنگامی که در مقابل صفوف دشمن قرار گرفتند و عمر بن عبدود شروع به رجزخوانی کرد و حرفهای توهین آمیز به مسلمانان زد، پیامبر صلّی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام را فراخواند، عِمامه بر سرش پیچید و شمشیر به دستش داد و روانۀ میدان کرد. سپس دست به دعا برداشته و فرمود: «خداوندا! علی را بر دشمنش پیروز کن».[18]
این معنی و روش دعا کردن است که پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم به ما میآموزند به این صورت که تا آنجا که میتوانند آرایش جنگی را ایجاد کرده و قویترین افسر سپاه را به میدان میفرستند، سپس دعا میکنند.[19]
دعای اولیای الهی در مواجهه با دشمن
بیشک مردان خدا و اولیاء اللّه در همه حال متوجه خدا بودهاند، ولی در مشکلات و حوادث مهم و پیچیده [هم چون میدان رزم و مقابله با دشمن] توجّه بیشتری به ذات پاک او داشتهاند، و کار خود را در این گونه موارد با دعا و توسل به ذات پاکش شروع میکردند که هم راهگشا بود، و هم مایه قوّت قلب و آرامش روح و اعتماد به نفس.
امام علی علیه السلام که پیشوای این خیل عظیم بود به هنگامی که پا در رکاب گذاشت تا عازم میدان صفّین شود، به پیشگاه خداوند چنین عرضه داشت: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَکَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَالْحَیرَةِ بَعْدَ الْیقِینِ وَسُوءِ الْمَنْظَرِ فِی الْأَهْلِ وَالْمَالِ وَالْوَلَد؛ بار الها من از رنج و مشقّت این سفر، و بازگشت پر اندوه از آن، و مواجه شدن با منظره ناخوشایند در خانواده و مال و فرزند، به تو پناه میبرم».[20]
اگر میبینیم امام امیر مؤمنان علی علیه السلام به هنگام حرکت به صفّین [در مواجهۀ با دشمن] طبق گفتار بالا به خدا پناه میبرد، و دعا میکند در واقع به سنّت پیامبر اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم و انبیاء پیشین صلوات الله علیهم اجمعین عمل فرموده است.[21]
هنگامی که طالوت و سپاه او، به جایی رسیدند که لشکر نیرومند جالوت، نمایان و ظاهر شد، و در برابر آن قدرت عظیم صف کشیدند، دست به دعا برداشتند و گفتند: «رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَینا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ؛ پروردگارا! صبر و استقامت را بر ما فرو ریز و گامهای ما را استوار بدار، و ما را بر جمعیت کافران پیروز گردان».[22]
پیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم در روز جنگ بدر و احزاب و امام حسین علیه السلام در روز عاشورا این دعای پرارزش را خواندند: «اللَّهُمَ أَنْتَ ثِقَتِی فِی کُلِ کَرْبٍ وَأَنْتَ رَجَائِی فِی کُلِّ شِدَّةٍ وَأَنْتَ لِی فِی کُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بیثِقَةٌ وَعُدَّةٌ کَمْ مِنْ کَرْبٍ یضْعُفُ عَنْهُ الْفُؤَادُ وَتَقِلُّ فِیهِ الْحِیلَةُ وَیخْذُلُ فِیهِ الْقَرِیبُ وَیشْمَتُ بِهِ الْعَدُوُّ وَتُعْیینِی فِیهِ الْأُمُورُ أَنْزَلْتُهُ بِکَ وَشَکَوْتُهُ إِلَیکَ رَاغِباً فِیهِ إِلَیکَ عَمَّنْ سِوَاکَ فَفَرَّجْتَهُ وَکَشَفْتَهُ عَنِّی وَکَفَیتَنِیهِ فَأَنْتَ وَلِی کُلِّ نِعْمَةٍ وَصَاحِبُ کُلِّ حَاجَةٍ وَمُنْتَهَی کُلِّ رَغْبَةٍ فَلَکَ الْحَمْدُ کَثِیراً وَلَکَ الْمَنُّ فَاضِلا؛ خدایا تو در هر گرفتاری تکیه گاه منی، و تو در هر سختی امید من هستی، و تویی در هر پیش آمد تکیهگاه و یاور من، چه بسیار گرفتاریها که قلب را ضعیف کرده و چاره را کم میکند و سبب میشود که نزدیکان و بیگانگان انسان را رها کنند، و دشمن بر آن سرزنش کند و انسان را به خود مشغول کند، که آنها را به درگاه تو آوردم و شِکوه کردهام درحالیکه در آن از غیر تو رو گرداندهام، پس تو آن را گشودی و برطرف کردی و کفایت نمودی، پس تویی صاحب هر نعمت و برآورنده هر نیاز و نهایت آرزوها، پس حمد فراوان از آنِ تو و نعمتهای فراوان از جانب توست».[23]
و هنگامی که موسی علیه السلام از ترس مأموران خونخوار فرعون از مصر بیرون آمد و به سوی مدین حرکت کرد، گفت: «عَسی رَبِّی أَنْ یهْدِینِی سَواءَ السَّبِیلِ؛ امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند».[24]
هنگامی که نوح علیه السلام در آن طوفان هولناک سوار بر کشتی شد، مأموریت پیدا کرد که رو به درگاه خدا آورد و برای نجات خود از او کمک بگیرد: «فَإِذَا اسْتَوَیتَ أَنْتَ وَمَنْ مَعَکَ عَلَی الْفُلْکِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلًا مُبارَکاً وَأَنْتَ خَیرُ الْمُنْزِلِینَ؛ هنگامی که تو و همه کسانی که با تو هستند سوار کشتی شدید بگو ستایش برای خدایی است که ما را از قوم ستمگر رهایی بخشید، و بگو: پروردگارا! ما را در منزلگاهی پر برکت فرود آر، و تو بهترین فرودآورندگانی».[25]
پیامبر اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم نیز به هنگام ترک مکّه در سفر تاریخی هجرت به مدینه، سفری که بسیار مخاطرهآمیز و هولناک بود، درحالیکه از مفارقت مکه و خانه خدا سخت ناراحت بود، بشارت بازگشت به آن سرزمین را از وحی آسمانی دریافت داشت و آیه زیر بر او نازل شد: «إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ إِلی مَعادٍ؛ همان کسی که قرآن را بر تو فرض کرده، تو را به جایگاه و زادگاهت بازمیگرداند».[26] این تعبیر نشان میدهد که او در این حال دست به دعا برداشته بود، و یا حالت دعا داشت که اجابت آن از سوی حق رسید.[27]
دعای حاملان عرش الهی بر اهل ایمان
در آیات 7 تا 9 سوره غافر میخوانیم: «الَّذِینَ یحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیؤْمِنُونَ بِهِ وَیسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ * رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّیاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ * وَقِهِمُ السَّیئاتِ وَمَنْ تَقِ السَّیئاتِ یوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛ فرشتگانی که حاملان عرشند و آنها که گرداگرد آن [طواف میکنند] تسبیح و حمد خدا میگویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار مینمایند * [عرضه میدارند] پروردگارا! آنها را در باغهای جاویدان بهشت که به آنها وعده فرمودهای وارد کن، هم چنین صالحان از پدران و همسران و فرزندان آنها را که تو توانا و حکیمی * و آنها را از بدیها نگاهدار، و هر کس را در آن روز از بدیها نگاهداری مشمول رحمتت ساختهای و این است رستگاری بزرگ».
آیات مذکور هنگامی نازل شده که مسلمانان در اقلیت و محرومیت بودند، و دشمنان در اوج قدرت و دارای سلطه و امکانات فراوان.
[خداوند در آیات بالا] به مؤمنان راستین بشارت دهد که شما هرگز تنها نیستید، هرگز احساس غربت نکنید، حاملان عرش الهی و مقربترین و بزرگترین فرشتگان او با شما همصدا و دوستدار و طرفداران شما هستند، آنها پیوسته برای شما دعا میکنند و پیروزی تان را در این عالم و عالم دیگر از خدا میطلبند، و این بزرگترین وسیله دلگرمی است برای مؤمنان امروز و آن روز و فردا.[28]
دعا، رمز پیروزی
دعا سببی است برای جهاد و تلاش و کوشش بیشتر تا آخرین حد توان، به همین دلیل [در روایات] تعبیرات مهمی درباره دعا دیده میشود[29] [از جمله اینکه] به عنوان «رمز پیروزی» معرفی شده است.[30]
در حدیثی از امیر مؤمنان علی علیه السلام میخوانیم: «الدُّعَاءُ مَفَاتِیحُ النَّجَاحِ وَمَقَالِیدُ الْفَلَاحِ وَخَیرُ الدُّعَاءِ مَا صَدَرَ عَنْ صَدْرٍ تَقِی وَقَلْبٍ نَقِی؛ دعا کلید پیروزی و مفتاح رستگاری است و بهترین دعا دعائی است که از سینه پاک و قلب پرهیزگار برخیزد».[31]
امام صادق علیه السلام در روایتی دیگر میفرماید: «أَکْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ مِفْتَاحُ کُلِّ رَحْمَةٍ وَنَجَاحُ کُلِّ حَاجَةٍ وَلَا ینَالُ مَا عِنْدَ اللَّهِ إِلَّا بِالدُّعَاءِ وَلَیسَ بَابٌ یکْثُرُ قَرْعُهُ إِلَّا یوشِکُ أَنْ یفْتَحَ لِصَاحِبِهِ؛ زیاد دعا کنید و در خواندن خدا اصرار کنید؛ زیرا کلید تمام رحمتها و عامل پیروزی در هر حاجتی دعاست؛ نعمتها و برکاتی که نزد خداوند است، بدون دعا به کسی نمیرسد، و هیچ دری وجود ندارد مگر اینکه با اصرار و سماجت و پافشاری گشوده میشود».[32]
اگر این تحفه و هدیه الهی را مورد دقّت و بررسی قرار دهیم و آن را موشکافی کنیم، درمییابیم که حقیقتاً، این فضیلت برای دعا سزاوار و شایسته است.[33]
اصولاً در زندگی انسان حوادثی رخ میدهد که از نظر اسباب ظاهری او را در یأس فرو میبرد، دعا میتواند دریچهای باشد به سوی امید پیروزی، و وسیله مؤثری برای مبارزه با یأس و ناامیدی، و این چنین دعا به هنگام حوادث سخت و طاقتفرسا به انسان قدرت و نیرو و امیدواری و آرامش میبخشد، و از نظر روانی اثر غیر قابل انکاری دارد. [34] همانگونه که عامل اصلّی پیروزی جنگجویان در میدان جنگ، امید و روحیه است. از این رو، سربازان ناامید اگر پیشرفتهترین سلاحهای جنگی را نیز داشته باشند، بازنده میدان جنگ خواهند بود.
از سوی دیگر انسانی که اهل دعا و متّکی به خداوند است علی رغم [وجود] دشمنان جسور، به درگاه خداوند روی میآورد و به او امید میورزد و با او راز و نیاز کرده و به زندگی امیدوار میگردد، گویی حیات دوبارهای مییابد.[35]
سخن آخر: (استجابت دعا هنگام جهاد)
امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارشان این حدیث را نقل میکنند: «اغْتَنِمُوا الدُّعَاءَ عِنْدَ خَمْسِ مَوَاطِنَ عِنْدَ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ وَعِنْدَ الْأَذَانِ وَعِنْدَ نُزُولِ الْغَیثِ وَعِنْدَ الْتِقَاءِ الصَّفَّینِ لِلشَّهَادَةِ وَعِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومِ فَإِنَّهُ لَیسَ لَهُ حِجَابٌ دُونَ الْعَرْشِ؛ دعاء را پنج وقت غنیمت شمرید [که نزدیک به اجابت باشد] در وقت قرائت قرآن و اذان و نازل شدن باران و در وقت برخورد دو جناح [حق و باطل] در جنگ به قصد شهادت و در وقت دعوت مظلوم، در این پنج وقت حجابی برای استجابت دعا جز عرش الهی نیست».[36]
پروردگارا! در این برهه از زمان که پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ما، مشکلات روز افزون از هر سو ما را احاطه کرده، و دشمنان برای خاموش کردن نور این انقلاب تلاش و کوشش میکنند، تنها امید ما تویی، و تکیهگاه برای حل این مشکلات ذات پاک تو است.[37]
خداوندا! آنها که این جنگ خانمانسوز و ویرانگر را بر ما تحمیل کردهاند نابودشان فرما و به ما آن آگاهی در پرتو کتابت معرفی کن که برای پیروزی بر دشمنان حق و عدالت از همه وسائل مشروع و ممکن استفاده کنیم.[38]
منابع:
1. تفسیر نمونه
2. پیام امام امیر المومنین علیه السلام
[1] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج2، ص521.
[2] کلیات مفاتیح نوین، ص18.
[3] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج2، ص521.
[4] مفاهیم تحریف شده، ص۴۹.
[5] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج2، ص518.
[6] بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج90، ص288، ح1؛ (مثال هاى زیباى قرآن، ج1، ص275).
[7] همان، ص291، ح14؛ (مفاهیم تحریف شده، ص۵۰).
[8] کافی (ط – الإسلامیة)، ج2، ص468، ح5؛ (مثالهای زیبای قرآن، ج ۱، ص۲۷۶).
[9] بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج90، ص295،ح23؛ (تفسیر نمونه، ج15، ص175).
[10] بحار الأنوار، همان، ص297، ح25؛ (انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص448).
[11] پیدایش مذاهب، ص93.
[12] کافی (ط – الإسلامیة)، ج2، ص509، ح1.
[13] پیدایش مذاهب، ص94.
[14] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج14، ص710.
[15] نهج البلاغه، حکمت 337.
[16] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج14، ص707.
[17] پیدایش مذاهب، ص93.
[18] توضیح مفصّل جنگ احزاب و وقایع آن را مىتوانید در تفسیر نمونه، تفسیر آیات ۲۱-۲۵ سورۀ مبارکۀ احزاب مطالعه فرمایید.
[19] مفاهیم تحریف شده، ص۵۲.
[20] نهج البلاغه، خطبۀ46؛ (پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج2، ص516).
[21] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج2، ص521.
[22] بقره، آیه250؛ (تفسیر نمونه، ج2، ص245).
[23] بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج91، ص211، ح4 ؛ (کلیات مفاتیح نوین، ص1102).
[24] قصص، آیه22.
[25] مؤمنون، آیه28-29.
[26] قصص، آیه85.
[27] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج2، ص522.
[28] تفسیر نمونه، ج20، ص29.
[29] همان، ج15، ص175.
[30] مثالهای زیبای قرآن، ج۱، ص۲۷۷.
[31] بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج90، ص341، ح12.
[32] همان، ص295، ح22؛ (مثالهای زیبای قرآن، ج ۱، ص۲۷۵).
[33] مثال هاى زیباى قرآن، ج1، ص277.
[34] تفسیر نمونه، ج15، ص176.
[35] مثال هاى زیباى قرآن، ج1، ص278.
[36] مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل (ط – قم)، ج5، ص197، ح5677؛ (اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (شرح خطبه متقین)، ج ۱، ص۴۴۶).
[37] تفسیر نمونه، ج ۹، ص۲۸۹.
[38] همان، ج ۱۰، ص۲۵۵.











