شفقنا- ماشالله شمس الواعظین روزنامه نگار به روزنامه اعتماد می گوید: آنچه مسلم است، ايران موفق شده در اين 40 روز امتيازات قابل توجهي را به دست بياورد و اهرمهاي فشار بيشتري براي هرگونه مذاكره در آينده كسب كند. جنگي كه قرار بود ايران را ضعيف كند، نهتنها ايران را ضعيف نكرده بلكه برگهاي برنده بيشتر در اختيار ايران قرار داده است. نمونه عيني يك چنين امتيازاتي تنگه هرمز است كه گلوي اقتصاد و انرژي جهاني است. اما بايد يادمان باشد كه هنوز در نقطه اوج جنگ هستيم. نقطه پيك جنگ جايي است كه حريفان احساس عدم تابآوري ميكنند. در اين مرحله است كه راهبرد خروج از جنگ فعال ميشود.
در ادامه متن کامل گفتگوی این فعال رسانه ای را با روزنامه اعتماد بخوانید:
با گذشت حدودا 40 روز از جنگ ايران و امريكا برخي درخصوص استراتژي خروج از جنگ صحبت ميكنند. موافقتها و مخالفتهايي هم در اين زمينه شكل گرفته. شما به اين موضوع چگونه ميانديشيد؟
معتقدم هر كشوري كه در معرض جنگ و تجاوز قرار ميگيرد چه مهاجم باشد چه مدافع بايد استراتژي خروج از جنگ را نيز تدوين كند. در واقع بايد راهبردي داشته باشد كه به سه پرسش كليدي پاسخ بدهد. اول) چگونه، دوم) چه زماني و نهايتا به چه شكلي بايد از جنگ خارج شود؟ پاسخ به اين سوالها تمام عوامل اصلي و جانبي جنگ را پوشش ميدهد. موضوعاتي مانند اينكه آيا وقت آن رسيده كه ايران دستاوردهاي تاكتيكي خود را كه به صورت نقطه به نقطه به دست آورده به ارزش افزوده سياسي و ديپلماتيك و امتيازات استراتژيك بدل كند يا نه؟ اساسا بايد مشخص شود چگونه قرار است از جنگ خارج شد. با آتشبس؟ تحميل شرايط ميداني به حريف يا اينكه يك جانبه جنگ را پايان داد؟ اين ابهامات موضوعاتي است كه اين روزها هم در كاخ سفيد و هم در تلآويو در حال بحث و بررسي است. درايران هم يك چنين استراتژيهايي در دولت و نهادهاي راهبردي بررسي ميشود.
با گذشت 40 روز از جنگ چه تحليلي ميتوان از جنگ ارائه داد؟ ايران در اين رويارويي چه از دست داده و چه امتيازاتي به دست آورده است؟
آنچه مسلم است، ايران موفق شده در اين 40 روز امتيازات قابل توجهي را به دست بياورد و اهرمهاي فشار بيشتري براي هرگونه مذاكره در آينده كسب كند. جنگي كه قرار بود ايران را ضعيف كند، نهتنها ايران را ضعيف نكرده بلكه برگهاي برنده بيشتر در اختيار ايران قرار داده است. نمونه عيني يك چنين امتيازاتي تنگه هرمز است كه گلوي اقتصاد و انرژي جهاني است. اما بايد يادمان باشد كه هنوز در نقطه اوج جنگ هستيم. نقطه پيك جنگ جايي است كه حريفان احساس عدم تابآوري ميكنند. در اين مرحله است كه راهبرد خروج از جنگ فعال ميشود. هنوز نشانهاي از اينكه حريف ايران به دنبال فعالسازي مكانيسم خروج از جنگ باشد، مشاهده نشده است. من با اطلاعات كامل اين حرف را ميزنم. شايد تهديدات تند ترامپ، نشانهاي از يك چنين مرحلهاي باشد اما بايد كمي بيشتر صبر كرد. در واقع ترامپ تلاش ميكند تير آخر در تركش خود را نيز رها سازد، اگر موفق شد، ادامه ميدهد در غير اين صورت به سمت فعال كردن ساز و كار خروج از جنگ ميرود.
اگر قرار باشد تصويري از شرايط خاتمه جنگ ارائه شود، اين شرايط چه شاخصهايي دارند؟
اين روزها محافل امريكايي و انديشكدههاي غربي ديدگاههاي مختلفي را ارائه ميكنند و ساز و كارهاي مختلفي را تدوين ميكنند. بايد تا هفته آينده صبر كنيم تا تصويري واقعي از پايان جنگ ارائه شود. من فكر ميكنم هفته آينده، سرنوشت جنگ را مشخص ميكند. اما هر اتفاقي بيفتد حتي اگر زيرساختهاي توليد انرژي ايران زده شود، ايران موفق شده، موازنهاي را در زمينه به هم ريختگي حريف ايجاد كند. اين مرحله مهمي در جنگ است. اين جنگ با وجود اينكه وسعت جغرافيايي بالايي دارد، ايران موفق شده در همه حوزهها و به رغم توسعه دامنه افقي جنگ، موازنه را برقرار سازد. يادمان نرود كه امريكا نيرويي را كه براي اين جنگ بسيج كرده بود، تنها در محدوده خليجفارس و مقابله با نيروي هوايي و دريايي ايران بوده، اما امريكاي مدل ترامپ از اين واقعيت آگاه نبود كه ايران چه پاسخ خواهد داد. ايران با توسعه دامنه جغرافيايي اين جنگ، حريف را غافلگير كرد. يعني اينكه با توسعه دامنه جغرافيايي و تعدد جبههها غافلگيري عجيبي در حوزه حريف ايجاد شد. امريكا قبلا قرار بود در سه جبهه نبرد بجنگد، اما امروز ناچار است در 40 سنگر بجنگد. در آنجا كه ايران توانايي داشت كه اين جبهه را به لحاظ آتش و فعاليتهاي تاكتيكي و… توسعه بخشد، حريف سردرگم شد. به همين دليل دشمن دست به هر ابزاري ميزند. دقايقي قبل خبرها را مرور ميكردم، ديدم سيانان ميگويد، شركت ارائهدهنده خدمات ماهوارهاي اعلام كرده، به درخواست امريكا، همه خدمات ماهوارهاي و تصويربرداري از كره زمين را به درخواست واشنگتن بر خاورميانه تعطيل ميكند. اين كار انجام شده تا ايران از تصاوير ماهوارهاي استفاده نكند. اين امر نشان ميدهد طرف مقابل به هر ابزاري چنگ ميزند تا ايران را در يك بن بست قرار بدهد. اما ايران با وسيع كردن دامنه جنگ نيروهاي حريف را سردرگم كرده است. ايران كاري كرده كه حريف امكان انسجام نيروهايش را از دست داده است. اينها موفقيتهاي خوبي هستند كه در كنار برقراري موازنه وحشت و موازنه قدرت نظامي ميتواند امتيازات بيشتري را در پايان جنگ نصيب ايران كند.
يكي از موضوعات مهم در اين جنگ تهديدات تند ترامپ است. ناگهان تویيت ميزند كه ايران را به عصر حجر باز ميگرداند، ايران را به آتش ميكشد و دقايقي قبل هم توئيت زد كه اگر ايران تنگه هرمز را باز نكند جهنمي به پا ميكند و پلها و زيرساختهاي ايران را ميزند. اين تهديدات نشانه ضعف امريكا است يا قوت اين كشور؟
امريكا در بهرهگيري در ابزارهاي ماقبل تهديد كاملا ناكام بوده است. به عنوان مثال ادعا ميكند نيروي دريايي و هوايي ايران را كاملا از بين برده! اما سه روز بعد دو هواپيماي امريكا با تلاش نيروي هوايي ايران ساقط ميشوند. سپس مردان قورباغهاي ايران از زير آب بيرون آمده و در جزاير خليجفارس مستقر ميشوند. به عبارت روشنتر، همه روشهاي به كار رفتهاش با عكسالعمل به موقع ايران و كنشگري نيروهاي مسلح ايران با ناكامي مواجه ميشود. در نتيجه تهديدات فراتر و وسيعتر و از ديد واشنگتن دردناكتري را مطرح ميكند. اگر اين تهديدات را در رديف ناكامي روشهاي قبلي امريكا تصوير كنيم، روشهاي بعدي امريكا هم توفيقي نخواهد داشت. حرف من اين نيست كه اين حملات به زيرساختهاي ايران آسيب نميزند. به هر حال امريكا ناجوانمردانه پل كرج را زد اما اين اقدامات ديوانهوار ايران را وادار به تسليم نميكند. امروز آموزهاي در دانشكدههاي جنگ جهان شكل گرفته كه تلاش ميكند تابآوري كشورهاي مختلف را پيشبيني كنند. ايران از منظر تابآوري در سطح بسيار بالايي قرار دارد. از منظري خاص توانايي ايران در مقاومت بسيار بالا رفته. به همين دليل است كه ترامپ از واژگان ناسزاگونه بهره ميبرد. در تویيت نيم ساعت قبلش ميگويد، چرا تنگه هرمز را نميگشاييد. ديوانگان من جهنم به پا ميكنم! اين ناسزاها نشانه ضعف است. فردي كه احساس قدرت ميكند با حريفش نبرد ميكند و فحش نميدهد. طرفي كه اقدام به فحاشي ميكند در موضع ضعف قرار دارد. چند روز قبل ترامپ تویيتي زد و گفت من به مردم ايران احترام ميگذارم چرا كه تحملپذيري بالايي دارند. اما امروز ناسزا ميدهد. يك روز ايرانيان را به عنوان قهرمان معرفي ميكند و روز ديگر از لفظ ديوانگان استفاده ميكند. افرادي كه طرف مشاورت ترامپ قرار دارند دچار سردرگمي شدهاند. نميدانند او چه راهبردي را مدنظر دارد.
طي اين 40 روز آيا ميتوان يك طرف را به عنوان پيروز نبرد اخير معرفي كرد؟
ايران هرچند در جنگ اخير، امريكا را ضربه فني نكرد (البته توقعي هم نميرفت كه ايران، امريكاي ابرقدرت را ضربه فني كند) اما اجازه نداد، امريكا نيز او را ضربه فني كند. در عين حال ايران امتيازات نقطه به نقطهاي از حريفانش به دست آورد كه مجموعه آنها يك رهاورد استراتژيك براي ايران ميسازد. يكي از اين دستاوردها بازدارندگي مطلق در قدرت به نفع ايران ايجاد ميكند تا كسي ديگر جرات نكند به ايران نگاه چپ كند.
اگر فرض بگيريم در اين شرايط كه ايران مقاومت بالايي از خود نشان داده و امتيازاتي كسب كرده به مرحله پايان جنگ برسد، دورنماي منطقه چه خواهد شد؟ اين جنگ ما را به كدامين قلههاي رفيع يا نقاط فرودست ميرساند؟
پرسش خوبي است. معتقدم فرودستي براي ايران وجود نخواهد داشت. ايران در هر شكلي از گونههاي خروج از جنگ كه پيش برود به عنوان قدرت اول غرب آسيا معرفي ميشود ضمن اينكه در عرصه جهاني هم بازيگر مهمي خواهد بود. در اين واقعيت هيچ ترديدي ندارم. ژئوپليتيك خاورميانه پس از جنگ اخير دستخوش تحولات زيادي خواهد شد. تمام تركيب كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس و… در معرض تهديدات جدي خواهد بود. پيمانهاي دفاعي منطقه تغيير ميكند. در آستانه جهاني نو (به لحاظ روند تامين انرژي) قرار خواهيم گرفت. در عرصه منطقهاي هم با يك وضعيت نوين مواجه ميشويم كه ايران حرف اول را در خاورميانه خواهد زد. در رابطه با حريفان خود هم ايران براي 200 سال آينده كسي جرات نزديك شدن به ساحت مرزي ايران را نخواهد داشت. در اين مساله ترديدي ندارم. امروز در جهان بحثي شكل گرفته كه تلاش ميكنند دليل ناكامي امريكا در مواجهه با ايران را بيابند. دو پاسخ به اين پرسش ميتوان داد. اول اينكه امريكا درخصوص تواناييهاي خود مبالغه بسياري ميكرد. دوم اينكه در مورد تابآوري ايران در مواجهه با جنگهايي اين گونه دچار سوءبرداشتهايي شده بود. يعني هم درك درستي از قدرت ايران نداشت و هم شناخت درستي از قدرت خود نداشت. اين دوگانه براي ترامپ توهم قدرت و پيروزي سريع ايجاد ميكند. ترامپ در ابتداي جنگ ادعا ميكرد براي يك تفريح چند روزه به ايران ميرود. اما امروز از اين واژهها استفاده نميكند. امروز ترامپ متوجه شده كه با حريف قدري روبهرو است كه به اين راحتي عقبنشيني نميكند.











