شفقنا افغانستان- در حالی که آسمان شرق افغانستان بار دیگر با غرش جتهای جنگی و دود انفجارها تیره شده، مردم کشوری که هنوز از زخمهای چهار دهه جنگ التیام نیافتهاند، خود را میان دو آتش میبینند. از یکسو حاکمیتی که با انزوای سیاسی، محدودیتهای گسترده و بحران مدیریت امنیتی دستوپنجه نرم میکند و از سوی دیگر تنشهای فزاینده با پاکستان که به حملات هوایی، تبادل آتش مرزی و جنگ روایتها انجامیده است.
به گزارش شفقنا افغانستان؛ در چنین فضایی، نه آمارهای متناقض تلفات و نه ادعاهای پیروزی نظامی، قادر به پنهانکردن واقعیتی نیست که در کوچههای کابل و روستاهای مرزی جریان دارد؛ واقعیت ترس، بیاعتمادی، فقر و اضطرابی که هر شب با صدای شلیک و هر روز با سایه اخبار ضدونقیض تکرار میشود و آیندهای مبهمتر از همیشه را پیش روی میلیونها شهروند افغانستان قرار داده است.
گسترش دامنه درگیریها؛ از ننگرهار تا پکتیکا
در روزهای اخیر، ننگرهار، پکتیا، خوست و پکتیکا شاهد حملات هوایی، تبادل آتش توپخانهای و درگیریهای مستقیم بودهاند. دو طرف یکدیگر را مسئول آغاز حملات میدانند و آمارهای کاملاً متفاوتی از تلفات ارائه میکنند.
مقامهای طالبان مدعیاند که مواضع ارتش پاکستان را هدف قرار داده، برخی پوستهها را تصرف کرده و پهپادهای این کشور را سرنگون کردهاند. در مقابل، وزیر اطلاعات پاکستان از کشتهشدن صدها نیروی طالبان، تخریب پاسگاهها و انهدام تجهیزات سنگین خبر داده است.
گزارشهایی نیز از هدف قرار گرفتن پایگاه بگرام و برخی مراکز نظامی منتشر شده؛ هرچند منابع مستقل امکان راستیآزمایی فوری این ادعاها را ندارند.

ترس در پایتخت؛ مردم زیر سایه فیرهای هوایی
ابعاد بحران تنها به مناطق مرزی محدود نمانده است. شماری از باشندگان کابل با انتشار ویدیوهایی از صدای جتهای جنگی و فیرهای هوایی، از فضای رعب و نگرانی شبانه سخن گفتهاند. به گفته آنان، فیرهای هشداردهنده و شلیکهای هوایی جنگجویان طالبان، هراس عمومی را تشدید کرده و شهروندان بیم آن دارند که گلولههای سرگردان جان غیرنظامیان را بگیرد.
در حالی که سخنگویان طالبان تلاش کردهاند با اعلام «حملات دفاع هوایی» فضای اطمینان ایجاد کنند. کارشناسان امنیتی معتقدند این گروه در مدیریت سیستمهای پیشرفته پدافندی و تأمین مهمات با محدودیت جدی روبرو است؛ بهویژه پس از کنار گذاشتن نیروهای آموزشدیده حکومت پیشین.

جنگ روایتها و سیل اطلاعات تأییدنشده
در کنار درگیری میدانی، جنگ تبلیغاتی نیز بهشدت جریان دارد. رسانههای تحت کنترل طالبان از «حملات پهپادی به اسلامآباد و پشاور» خبر دادهاند؛ ادعاهایی که از سوی منابع مستقل تأیید نشده است.
کارشناسان میگویند در شرایطی که دسترسی رسانههای آزاد محدود است، فضای اطلاعاتی کشور مستعد انتشار اخبار جعلی و روایتهای اغراقآمیز شده است؛ مسئلهای که اعتماد عمومی را بیش از پیش تضعیف میکند.
بحران ساختاری طالبان در مدیریت جنگ
تحلیلگران امنیتی باور دارند که طالبان برای یک تقابل گسترده کلاسیک با پاکستان آمادگی نداشتهاند. به گفته برخی کارشناسان، این گروه تصور میکرد تنشها محدود به هدفگیری گروههایی چون تحریک طالبان پاکستان خواهد بود و اکنون با شرایطی فراتر از پیشبینی خود روبرو شده است.
ادعا میشود هدف قرار گرفتن دیپوهای مهمات و مراکز سوقواداره، سراسیمگی در سطوح مختلف طالبان ایجاد کرده و تمرکز اصلی این گروه بیش از آنکه بر حفاظت از زیرساختهای عمومی باشد، بر حفظ رهبری و ساختار فرماندهی متمرکز شده است.

مردم؛ قربانی همیشگی معادلات قدرت
در این میان، گزارشهایی از کشته و زخمی شدن غیرنظامیان، تخریب خانهها و آوارگی خانوادهها منتشر شده است. آمارهای ارائهشده از سوی طالبان درباره تلفات غیرنظامیان و در مقابل ادعاهای سنگین پاکستان درباره تلفات نیروهای طالبان، تصویر روشنی از واقعیت میدانی ارائه نمیدهد؛ اما آنچه مسلم است، افزایش ناامنی و اضطراب در میان شهروندان است.
همزمان با تداوم درگیریها، هیچ میانجیگری مؤثری برای کاهش تنش صورت نگرفته است. رهبران مذهبی از جمله پاپ لئو چهاردهم نیز با ابراز نگرانی نسبت به احتمال گسترش بحران، خواستار توقف فوری خشونت و آغاز گفتوگو شدهاند.

افغانستان میان سه بحران همزمان
آنچه امروز در افغانستان جریان دارد، صرفاً یک درگیری مرزی نیست؛ بلکه تلاقی سه بحران عمیق است:
۱. بحران مشروعیت و انزوای سیاسی طالبان در داخل و خارج
۲. بحران امنیتی ناشی از تنشهای منطقهای
۳. بحران معیشتی و فقر گستردهای که میلیونها شهروند را درگیر کرده است.
در چنین فضایی، هرگونه تشدید نظامی میتواند اقتصاد نیمهفروپاشیده کشور را بیش از پیش فلج کند و موج تازهای از مهاجرت و بیثباتی اجتماعی ایجاد نماید.
این در حالیست که تداوم تقابل طالبان و پاکستان، در غیاب یک چارچوب دیپلماتیک و مشروع، افغانستان را به میدان تسویهحسابهای امنیتی منطقهای تبدیل کرده است. اگر روند فعلی مهار نشود، بیشترین هزینه نه از سوی بازیگران نظامی بلکه از سوی مردمی پرداخت خواهد شد که سالهاست میان جنگ، فقر و بیثباتی گرفتار ماندهاند.











