امروز : شنبه 29فروردینماه 1405 | ساعت : 10 : 29

آخرین اخبار

6 بازیکن قربانی تغییر در یونایتد؛ طرحی نو در شیاطین سرخ

شفقنا- منچستر یونایتد یکی از باشگاه های است که...

سردار طلایی‌نیک: تنگه هرمز در کنترل کامل ایران است

شفقنا- سخنگوی وزارت دفاع گفت: تثبیت کامل امنیت در این...

لوکاشنکو: روسیه و چین دوستان ما هستند و من علیه آن‌ها با آمریکا گفت‌وگو...

شفقنا– الکساندر لوکاشنکو، رئیس‌جمهور بلاروس، تأکید کرد که هیچ...

افزایش قیمت طلا شتاب گرفت

شفقنا- قیمت طلا در معاملات روز جمعه بازار جهانی...

پکن قصد دارد شهر ماهواره‌ای راه‌اندازی کند

شفقنا- رسانه دولتی پکن دیلی روز شنبه گزارش داد...

برگزاری دومین ماراتن ربات‌ها در چین با حضور 300 شرکت کننده + تصاویر

شفقنا- ربات‌های انسان‌نمای چینی در دوی نیمه ماراتن، جهش‌های...

انتخاب رشته بیش از 87 هزار داوطلب در آزمون دکتری 1405

شفقنا-مشاور سازمان سنجش آموزش کشور اعلام کرد: تاکنون بیش...

هشدار پاپ لئو درباره هوش مصنوعی و ترویج خشونت

شفقنا- رهبر کاتولیک‌های جهان درباره ابعاد منفی هوش مصنوعی...

عضو انجمن داروسازان مطرح کرد: وضعیت مطلوب ذخایر استراتژیک دارویی

شفقنا- عضو هیات مدیره انجمن داروسازان ایران با اشاره...

شهرداری کریات شمونه: توافق آتش‌بس با حزب‌الله تسلیم است، نه پیروزی

شفقنا– شهردار کریات شمونه، آویخای شتیرن، در بیانیه‌ای اعلام...

بسته ۳۰۰ میلیونی «خرید اعتباری» لوازم خانگی برای تسهیل ازدواج

شفقنا- مدیرکل توسعه و برنامه‌ریزی معاونت جوانان وزارت ورزش...

زلزله‌ ۵.۳ ریشتری در شمال‌شرق افغانستان

شفقنا- زلزله‌ای به بزرگی ۵.۳ ریشتر صبح امروز (شنبه)...

ویترین روزنامه ها/ اشاره «پیام ما» به تبعات ۴۰ روز جنگ بر طبیعت ایران/...

شفقنارسانه_ صفحه یک روزنامه‌ها به عنوان ویترین در مقابل...

از رسانه ها/ زمان هوشياری و آمادگی همه‌جانبه

شفقنا- روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود نوشت:...

تبلیغات/ ترمیم و بازسازی کیبورد Microsoft Surface Pro

رپرتاژآگهی- چکیده: کیبورد Surface Pro 3,4,5,6,7,7PLUS که با نام...

درخواست مقام سابق آمریکایی برای از سرگیری روند عزل ترامپ

شفقنا- بروس فاين، معاون پیشین دادستان کل آمریکا، خواستار...

استاد سیدضیاء مرتضوی: بخشی از فسادها برخاسته از نگاه‌های آلوده است/ حاکمان سراغ زندگی خصوصی مردم نروند/ نباید محدودیت‌ها تبدیل به قاعده شود – بخش هشتم

شفقنا- با هدف تبیین عمیق‌تر معارف اخلاقی و انسان‌شناسانه نهفته در خطبه همّام، سلسله مطالبی از استاد سیدضیاء مرتضوی منتشر می‌شود؛ نوشتارهایی که می‌کوشد با نگاهی تحلیلی و روزآمد، ویژگی‌های متقین در کلام امیرالمؤمنین(ع) را برای مخاطب امروز بازخوانی و کاربردی کند.

آيت الله سیدضیاء مرتضوی در بخش هشتم گفت وگو با شفقنا، بیان کردند: مسئولان باید گوش و چشم خود را به واقعیت‌های جامعه، صداهایی که بلند می‌شود و رفتارهایی که بروز داده می‌شود، باز کنند. مشاوران و تحلیلگران، با سلایق مختلف، می‌توانند راه‌حل‌ها و تحلیل‌های خود را ارائه دهند، اما برداشت‌ها و خواسته‌های شخصی خود را نباید به عنوان خبر یا گزارش رسمی در معرض دید و شنیدن مسئولان قرار دهند.

 متن کامل بخش هشتم بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

و به نستعین، إنَّه خیرُ ناصرٍ و معین، و صلّی الله علی سیّدنا محمد و آله الطاهرین؛ بهم نتولّی و من أعدائهم نتبرّأ.

ماه مبارک رمضان فرصت مغتنمی است برای تحولات درونی و خودسازی و به دست آوردن آمادگی برای اصلاحات درونی، همچنین تعدیل و تصحیح رفتارهای بیرونی و آنچه مربوط به اعضا و جوارح آدمی است؛ هم در سطح فردی و عمومی و اجتماعی، و هم در سطوح مختلف مسئولان، کارگزاران و حکمرانان جامعه اسلامی.

آنچه در این سلسله بحث، نقطه محوری مباحث شد، کتاب شریف نهج‌البلاغه و به‌صورت خاص خطبه معروف متقین، و به عبارتی دیگر خطبه همّام است. در فراز دیگری، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در وصف متقیان این‌گونه فرموده است: «غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ، وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ».

امام(ع) در این دو جمله شریف، اشاره می‌کند که متقیان و انسان‌های پرهیزکار چنین‌اند که دیده‌های خود را از آنچه خدای تبارک و تعالی بر آنان حرام کرده است، بازمی‌دارند و خودداری می‌کنند از اینکه نگاهی آلوده داشته باشند. تعبیر «غَضّوا» برگرفته از همان آیه شریفه سوره نور است که نخست به مردان مؤمن دستور به خودداری از نگاه حرام داده است: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ». پیامبر به مؤمنان و مسلمانان بگو که از نگاه‌های خود بکاهند. این تعبیر «غَضّ» البته با «غَمْض» متفاوت است؛ «غَمْضُ العَيْن» فروبستن چشم است، اما «غَضّ» چنان‌که در لغت آمده و در تفسیر نیز به آن توجه داده شده، به معنای شکستن نگاه و فروانداختن آن است؛ یعنی چشم را پایین آوردن.

گاه انسان به‌طور کامل دیده خود را می‌بندد که این «غَمْض» است، و گاه چشم را نمی‌بندد، بلکه نگاه خود را مثلاً به سمت دیگری برمی‌گرداند یا نگاه گذرا و اتفاقی دارد؛ در واقع، نگاه خود را می‌شکند و از آن می‌کاهد. در باب دستور به مراقبت چشم، آیه شریفه از ریشه «غَضّ» استفاده کرده است؛ یعنی به مؤمنان بگو از دیده‌ها و نگاه خود بکاهند، آن را بشکنند و نگاه را پایین افکنند و «وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ» و دامن خود را نگه دارند.

البته در روایتی آمده است که در اینجا مقصود از نگه داشتن دامن خود، نگه داشتن از نگاه آلوده دیگران است. سپس همین دستور را به زنان مسلمان می‌دهد: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ»، حتی اگر به‌صورت خاص هم تصریح نمی‌شد، با الغای خصوصیت، آیه نخست درباره زنان مؤمن نیز، مانند دیگر دستوراتی که در قرآن آمده است، جاری بود.

وقتی گفته می‌شود مؤمنین یا مسلمین، یا تعابیر عام دیگر، شامل مردان و زنان مسلمان مشترکاً می‌شود؛ اما در اینجا با توجه به تأکید ویژه‌ای که در مسئله بوده است، به‌ویژه درباره بانوان، و اینکه علاوه بر خودداری در نگاه، از آنان خواسته شده است که خود را نیز از نگاه نامحرم بپوشانند، به‌صورت خاص از آنان نام برده شده است که به زنان مسلمان بگو: «يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ»؛ از نگاه‌های خود فروبکاهند، نگاه‌های خود را بشکنند، و از نگاه آلوده پرهیز کنند، و «وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ»؛ دامن‌های خود را نگه دارند و حفظ کنند.

اگر ما بر اساس آن روایت که اشاره کردم تفسیر کنیم، یعنی خود را از چشم‌چرانی و نگاه آلوده دیگران، حفظ کنند و دامن خود را نگه دارند. سپس به‌صورت خاص به آنان دستور داده شده که به درستی خود را بپوشانند و زینت خود را جز آنچه خود آشکار است، جز برای افراد محرم از خویشان خود مانند شوهر و پدر و برادر و برخی افراد دیگر که از آنان نام برده شده، هویدا نسازند: «وَ لَا يُبْدِينَ زینتهنّ إلا ما ظَهَرَ مِنها و لْیَضرِبنَ بِخُمُرِهنّ علی جُیُوبهنّ و لا یُبدینَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ …».

در اینجا حضرت امیر(ع) نخست به تکلیفی توجه می‌دهد که انسان درباره نگهبانی و مراقبت از دیده‌های خود دارد و از آنچه خداوند حرام کرده است و متقیان از چشم‌چرانی و نگاه کردن به آنچه حرام است خودداری می‌کنند.

بخشی از فسادها و گرفتاری‌های روحی، جسمی و اجتماعی برخاسته از نگاه‌های آلوده است

بخشی از فسادها و گرفتاری‌های روحی، جسمی و اجتماعی برخاسته از همین نگاه‌های آلوده است. شارع مقدس با توجه به مصالحی که در نظر داشته که یک نکته آن جنبه پیشگیری از مفاسد احتمالی است و نکته دوم آن حفظ شئون زنان و مردان مسلمان، حتی نگاه غیر آلوده را نیز در مواردی منع کرده است. البته این مسئله استثناهایی دارد، مانند دست‌ها تا مچ و صورت و مواردی که فقهای ما بیان کرده‌اند. این مسئله مهم اجتماعی است، هم برای کسی که نگاه می‌کند و هم برای کسانی که به آنان نگریسته می‌شود.

آنچه امیرالمؤمنین(ع) در اینجا فرموده، مرحله نخست و قدر متیقن آن است که انسان همین دیده ظاهری را حفظ و مراقبت کند؛ و به هر جایی ننگرد، به‌ویژه در محدوده‌هایی که خدای تبارک و تعالی از نگاه شرعی و فقهی حرام کرده است؛ یعنی پرهیز از نگاه‌های ظاهری که البته بسیار مهم است و در روایات ما نیز بر خودداری از آن تأکید شده است و فقهای ما فتاوای الزامی و گاه احتیاطی روشنی دارند.

نگاه حرام تیری از تیرهای شیطان است

حتی در برخی روایات آمده است که نگاه حرام تیری از تیرهای شیطان است. وقتی انسان چشم می‌دوزد، گویا تیری رها کرده است یا تیری به سوی او رها شده است. این نگریستن مانند تیراندازی شیطان است؛ گویا شیطان تیراندازی می‌کند. کسی که نگاه آلوده دارد، در واقع به خود تیراندازی می‌کند و انسان باید با مراقبت از دیده خود مواظب باشد که خودزنی نکند. این یک مرحله است که بسیار هم مهم است.

دستور به «غضّ بصر» مرحله عمومی‌تری نیز دارد و آن چشم فرو بستن از هر آن چیزی است که حرام و ناپسند است؛ یعنی چشم‌پوشی کردن، که اختصاص به نگاه با چشم سر ندارد. هر آنچه برای انسان حرام و نامطلوب است و باید از آن پرهیز کند، از نگاه حرام گرفته تا خوردن حرام و تا آرزوهای دور و درازی که ذهن و روح او را به خود مشغول می‌کند، انسان باید چشم فرو ببندد و چشم‌پوشی کند و متقیان چنین‌اند.

از الزامات پرهیزکاری این است که شخص از اینکه به دنیا و به مادیات بیش از حد توجه کند و دائماً همّ و غمّ او دستیابی به دنیا و رفاه و آسایش مادی باشد نیز باید دوری کند؛ البته زندگی نیازمند رفاه و آسایش است، نیازمند داشتن یک زندگی سالم و روبه‌راه است؛ هر انسانی چنین است. مسلمانان و مؤمنان و متقیان نیز همین‌گونه‌اند؛ اما اینکه انسان مسلمان چه نگاهی به دنیا، رفاه و مادیات داشته باشد، مهم است.

اینکه انسان به دنیا برای خودِ دنیا بنگرد، این دنیا انسان را کور و نابینا می‌کند؛ اما اگر نگاه به دنیا برای آخرت باشد، نگاه ابزاری و آلی باشد و دنیا وسیله‌ای تلقی شود، در این صورت همین دنیا و همین مادیات، چنان خواهد بود که در برخی روایات ما، از جمله در نهج‌البلاغه، آمده است که این دنیا «مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ» است؛ یعنی تجارتخانه بندگان خداست، و این را امام(ع) در وقتی فرمود که شنید کسی دنیا را نکوهش می‌کند و حضرت از جمله خاطرنشان ساخت:

«دنیا خانه صدق است برای کسی که با آن راست باشد و خانه عافیت است برای کسی که به درستی آن را بفهمد و خانه ثروت و بی‌نیازی است برای کسی که از آن توشه برگیرد و خانه پند است برای کسی که از آن پند گیرد؛ دنیا مسجد دوستداران خداوند و نمازخانه فرشتگان و محل هبوط وحی خداوند و تجازتخانه اولیای خداوند است که در آن کسب رحمت کردند و در آن بهشت را سود بردند.»

همین دنیایی که ممکن است انسان را گرفتار جهنم کند، می‌تواند مزرعه آخرت به معنای ارزنده آن باشد. بنابراین، یک مرحله از «غَضِّ بصر» در سخن امیرالمؤمنین(ع) همان نگاه فقهی است که مربوط به چشم سر می‌شود؛ اما به صورت عام‌تر، مسئله در چشم سر محدود نمی‌شود، بلکه سخن از چشم‌پوشی از حرام است.

چشم‌پوشی از حرام لزوماً به‌واسطه چشم سر نیست. اینکه انسان از غذای حرام و از مال حرام خودداری می‌کند، این چشم‌پوشی است. اینکه انسان از تحقیر دیگران، از غیبت و تهمت و استهزای دیگران و از تفرقه‌افکنی در جامعه خودداری می‌کند، این نیز در واقع نوعی غضّ بصر است؛ یعنی چشم‌پوشی کرده است از اینکه هوای نفس و شیطان درون را پیگیری کند.

همچنین، اینکه انسان با زبان خود از گفتن آنچه نباید بگوید خودداری کند، و به چیزی که نباید بشنود گوش فرا ندهد، این نیز نوعی چشم‌پوشی است. اینکه انسان شهوت خود را مراقبت و حفظ کند و خود را محدود به آنچه حلال و مشروع است، سازد، این هم چشم‌پوشی است. پس «غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ» را محدود به فرو بستن چشم سر نمی‌شماریم، بلکه چشم‌پوشی از هر آن چیزی است که حرام است.

چنان‌که برای «غضّ بصر» مرحله سومی نیز دارد و آن غضّ بصر باطنی از همه محرمات و آلودگی‌هاست؛ یعنی انسان چشم دل، چشم جان و چشم روح خود را بر آنچه ناپسند است و او را وابسته به دنیا می‌کند و دل او را سراسر آلوده می‌سازد و روح او را ناپاک می‌کند، ببندد.

تحول‌خواهی باید در رفتارهای ظاهری نمود داشته باشد

این نیز نوعی غضّ بصر است، بلکه به یک معنا مرحله بالاتری از آن و نیازمند مجاهده فراوان است. ماه مبارک رمضان، اگر ماه تحول‌خواهی است، این تحول‌خواهی هم باید در رفتارهای ظاهری نیز نمود داشته باشد؛ چنان‌که متقیان، رفتارهای ظاهری‌شان در چارچوب شرع است و چشمشان بر حرام بسته است و هیچ‌گاه به روی حرام باز نمی‌شود و هم بر رفتارهای ناپسند. متقیان چشم‌داشتی به دنیا نیز ندارند و از آن  از هر رفتاری که ناپسند یا حرام است، چشم‌پوشی می‌کنند. مرحله سوم آن است که چشم دل خود را به روی نورانیت و بندگی خدای تبارک و تعالی می‌گشایند و از محرمات و از اخلاق رذیله رویگردان‌اند.

ما همان‌گونه که چشم سر خود را باید به روی واقعیت‌های بیرونی بگشاییم و راه درست را طی و از کجروی پرهیز کنیم، باید چشم دل را نیز به روی حقایق و ارزش‌ها باز کنیم و خود را متصف به آنها سازیم و دل را پاک گردانیم. مؤمنان و به‌صورت خاص متقیان، کسانی هستند که چشم‌های خود، یعنی دیدگان درونی و قلبی خویش را، از آنچه مایه آلودگی روح آنان می‌شود، بازمی‌دارند و می‌بندند. این چشم ندوختن به دنیا، چشم‌پوشی از ظواهر دنیوی و از مظاهری که انسان را به خود مشغول می‌کند و از یاد خدا می‌اندازد، مورد تأکید مکرر قرآن است؛ حتی در دو آیه شریفه در سوره حجر و در سوره طه خطاب به پیامبر اکرم(ص) نیز آمده است.

در سوره حجر آمده است: «و لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ». حتی پیامبر اکرم(ص) در آن جایگاه نیز مخاطب قرار می‌گیرد که از نگاه به ظواهر دنیایی و دلفریب زندگی دیگران خودداری کند. علامه طباطبایی در تفسیر این جمله نوشته‌ است: چشم دوختن به آنچه دیگران از ظواهر زندگی دنیا بهره‌مند شده‌اند، کنایه است از تعدی محدوده نگاه به نعمت‌هایی که خداوند به شخص داده است: «مد العينين إلى ما متعوا به من زهرة الحياة الدنيا كناية عن التعدي عن قصر النظر على ما آتاه الله من نعمة».

یعنی انسان به آنچه خداوند به او داده است از نعمت‌های شخصی، عمومی و خانوادگی اکتفا نکند. انسان، آن مقدار زیبایی و تناسب اندامی که خداوند به او داده، رفاه و آسایشی که به او عطا کرده، اطرافیان و خویشان و سطح و جایگاه اجتماعی‌ای که نصیب او شده است، همه را نادیده بگیرد و دائماً نگاه خود را متوجه زندگی دیگران و برخورداری‌ها و نعمت‌های آنان کند و طبعاً به دنبال آن، حسرت بخورد.

در آیه دیگر نیز مشابه همین مضمون، با اندکی تفاوت آمده است: «وَ لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى». پیامبر، مبادا چشم‌های خود را بدوزی به آن بهره‌مندی‌ها و نعمت‌هایی که به آنان داده‌ایم؛ از همسران گرفته تا جایگاه‌های اجتماعی، جمعیت‌ها و نعمت‌های مادی که همه نمود «الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» هستند.

اینها ظواهر زندگی دنیایی‌اند. برای بسیاری، اینها چشم‌روشنی است و چشم آنان را پر می‌کند و مجذوب این ظواهر دنیوی می‌شوند؛ اما تو مبادا به چنین وضعیت‌هایی که دیگران دارند چشم بدوزی. اگر به دیگران داده‌ایم و به بخشی نداده‌ایم؛ این نعمت‌ها، این ظواهر، موقعیت‌ها، قدرت‌ها، زیبایی‌ها و ثروت‌ها، همه برای آزمون و فتنه الهی است؛ تا آنان را بیازماییم و ببینیم چگونه با وضع و وضعیت خود رفتار می‌کنند. دنیا دار امتحان است و این نعمت‌ها ابزارها و راه‌هایی برای آزمون‌هایی است که خدای تبارک و تعالی برای یکایک انسان‌ها و برای جوامع برپا می‌کند.

وقتی به پیامبر اکرم(ص) چنین گفته می‌شود، تکلیف دیگران روشن است؛ البته ممکن است خطاب به پیامبر اکرم(ص) از باب «إِيَّاكِ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يَا جَارَةُ» باشد؛ یعنی به تو می‌گویم تا دیگری بشنود. اما پیامبر(ص) که اشرف مخلوقات است و بالاترین مقام را در پیشگاه خدای تبارک و تعالی دارد، خود نیز نیازمند مجاهده نفسانی و عبادت‌های سنگین و پیوسته بود.

ازاین‌رو نقل شده است که نوافل شب بر آن بزرگوار واجب بوده است. در قرآن نیز آمده است که پیامبر از فرصت شب بهره ببرد و استفاده کند؛ زیرا روز، مسئولیت سنگین رسالت و هدایت مردمان را بر عهده دارد و از نظر درونی و روحی بیش از همه نیازمند ارتقا و تقویت است تا بتواند ناسازگاری‌های جامعه را تحمل کند. پس از آنکه پیامبر را نهی می‌کند از اینکه چشم به ظواهر زندگی دیگران بدوزد و تأکید می‌کند که این نعمت‌ها برای آزمودن آنان است، می‌فرماید: آنچه خداوند روزی تو کرده است، همان مقدار، بهتر و ماندگارتر است.

روزی روحی، روزی معنوی، روزی وحی و روزی قرآن، این فرصت‌هایی که برای پیامبر اکرم و اهل‌بیت علیهم‌السلام فراهم آمده بود ـ بی‌تردید بهتر و ماندگارتر است. ظواهر دنیوی، هرچه باشد، برای هر کسی حتی پیامبر اکرم و اهل‌بیت و اولیا و اوصیا گذراست.

«مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ»؛ آنچه نزد شماست زوال‌پذیر است و از میان می‌رود، و آنچه نزد خداست و متصل به مقام ربوبی حضرت حق جلّ و علاست، باقی و ماندگار است. قرآن به پیامبر(ص) تأکید می‌کند، که به زندگی دیگران چشم ندوزد و آنچه خداوند روزی ایشان کرده، بهتر و ماندگارتر است.

بنابراین، مسئله چشم فروبستن یا کاستن از نگریستن که در این وصف متقیان آمده است، دست‌کم در سه مرحله باید مورد توجه قرار گیرد:

متقیان کسانی هستند که دیده‌های ظاهری و چشم سر خود را بر حرام بسته‌اند. اما اگر انسان پرهیزکار نابینا باشد، باز مشمول این دستور هست، زیرا مراحل دیگری نیز وجود دارد که آن چشم را هم باید بست. چشم‌پوشی به معنای وسیع آن، یعنی خودداری، کناره‌گیری و دست شستن از آنچه آلودگی و حرام است. انسان باید از مال حرام، از رفتار حرام و از گفتار ناپسند فاصله بگیرد و چشم بپوشد.

مرحله سوم، مسئله تصفیه درون است؛ اینکه انسان از درون، چشم دل خود را بر حقایق و نورانیت بگشاید و در مقابل، چشم دل را بر آنچه سیاهی و کدورت روحی می‌آورد ببندد؛ متقیان چنین ویژگی‌ای دارند.

امیرالمؤمنین(ع) در همین سیاق فرمود: «وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ». متقیان کسانی‌اند که گوش‌های خود را وقف شنیدن آنچه به حال آنان سودمند است ساخته‌اند؛ دانشی که برای آنان سودمند است، اطلاعات و آگاهی‌ها و گفتارهایی که می‌تواند راه خیر و سعادت را به روی آنان بگشاید. آن دانش و آگاهی و مطالعه و آن شنیدنی‌ای که برای آنان سودمند است؛ سودمند برای دنیا و سودمند برای آخرت آنان؛ سودمند برای دنیایی که در مسیر آخرت قرار دارد؛ دانشی که اخلاق آنان را نیکو کند و بر مکارم اخلاق آنان بیفزاید. همان‌گونه که چشم نیازمند مراقبت و تعدیل است، گوش نیز همین نقش را دارد؛ هر یک در جای خود.

این بسیار مهم است که ما بتوانیم مراقب گوش خود باشیم؛ همان‌گونه که متقیان «مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ»، مراقب زبان خود هستند که سخنی ناروا نگویند، مراقب چشم و گوش خود نیز هستند و از آنها نگهبانی می‌کنند. در روایت شریفی از امام باقر(ع) که ناقل آن حسن بن علی بن یقطین است و جناب کلینی در «کافی» شریف آورده، این نکته کلیدی بیان شده است؛ نکته‌ای که با توجه به گسترش فضای مجازی و آسان شدن ارتباط با دیگران، برای ما بسیار راهگشاست، اگر به حقیقت آن توجه کنیم.

برابر این نقل، امام فرمود: «مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ». کسی که گوش فرا دهد به گوینده‌ای، او را پرستش کرده است. مسئله فقط گوش دادن نیست، بلکه سخن از نوعی اتصال و پیوندی است که ایجاد می‌شود. اگر من پای یک سخنرانی بنشینم یا به یک نوار صوتی گوش بدهم، باید بدانم که حقیقت این «إصغاء» و «استماع»، نوعی بندگی است. کسی که به نطق گوینده‌ای گوش فرا دهد، در واقع او را معبود خود ساخته و عابد او شده است و باید بنگرد که چه اثری در روح و جان او می‌گذارد.

«فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ، وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ الشَّيْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّيْطَانَ». اگر آن گوینده سخن حق بگوید، گویی سخنگوی خدای تبارک و تعالی است؛ از خداوند بگوید، از نیکی‌ها و معارف الهی سخن بگوید، از قرآن و سنت اهل‌بیت علیهم‌السلام بگوید و آنچه خیر و مصلحت جامعه است بیان کند و راه حق را به سوی شنونده بگشاید، در این صورت، شنونده در حقیقت عبادت خدا را کرده است؛ زیرا این گوینده چیزی جز یک واسطه و ابزار و یک طریق نیست؛ همچون بلندگویی که صدایی را پخش می‌کند.

مهم آن است که این گوینده چه می‌گوید و پیام او چیست؛ آیا مبلّغ نیکی‌ها و خوبی‌هاست و از خدا سخن می‌گوید، یا از شیطان؟ از خوبی‌ها می‌گوید یا از آنچه مایه فساد و بدبختی در روح و اخلاق و زندگی است؟

پس اینکه انسان اگر به سخن دیگری گوش فرا دهد، در واقع او را عبادت کرده، به این معناست که او را وسیله عبادت خود قرار داده و برای او حساب باز کرده و اهمیت قائل شده است تا ببیند چه می‌گوید. آن محتوا بسیار مهم است؛ اینکه گوینده اصلی آن سخن کیست: خدا یا شیطان.

اگر گوینده‌ای شیطانی باشد، یعنی «يُؤَدِّي عَنِ الشَّيْطَانِ»، سخنگوی شیطان باشد و از طرف شیاطینِ انس و جن سخن بگوید ـ سخنی که از زبان یا قلم او صادر می‌شود، اما در واقع پیامی شیطانی است ـ در این صورت، اگر من به سخن او اعتنا کنم، برای او حساب باز کنم و وقت بگذارم، در حقیقت بردگی یا عبادت شیطان کرده‌ام.

از این رو مهم است که انسان پای سخن چه کسی می‌نشیند و به سخن چه کسی گوش فرا می‌دهد: آیا او طریقی و ابزاری برای شناخت پیام خدای تبارک و تعالی است و واسطه‌ای میان شنونده و خداوند است، یا ابزاری برای شیاطین انس و جن که چه بسیارند و چه نزدیک به ما، با رنگ‌ها و شکل‌های گوناگون، به‌ویژه در فضای مجازی؟

باید توجه داشته باشیم که چشم و گوش ما چه نسبتی با این فضا دارند. حجم مطالبی که امروز در فضای مجازی و به‌طور عام‌تر در رسانه‌ها ـ مطرح می‌شود، چه شنیدنی، چه دیدنی و چه خواندنی، نیاز به توضیح ندارد: چه اندازه اطلاعات بیهوده، چه مقدار مطالب مضر، فسادآور و تباهی‌آفرین، و چه حجم گسترده‌ای از دروغ، تهمت و ناسزا؛ و چه بسیار راه‌های کج و الگوهای نادرستی که پیش چشم ما و پیش چشم دختران و پسران ما قرار داده می‌شود. انسان باتقوا و جامعه باتقوا آن است که هم چشم و هم گوش خود را مراقبت کند و آنچه از مسیر دیدن و شنیدن دریافت می‌کند، تحت نظارت و مراقبت قرار دهد. متقیان کسانی‌اند که گوش‌های خود را وقف دانش و آگاهی مفید کرده‌اند.

حال، وقتی به حجم انبوه اطلاعات و مطالبی که امروز در رسانه‌های رنگارنگ و فضاهای مجازی در دسترس همگان است، نگاه می‌کنیم، باید پرسید: چند درصد این مطالب واقعاً مفید به حال ماست و ارزش وقت گذاشتن برای شنیدن، دیدن یا مطالعه را دارد؟ چه برسد به اینکه بعضی از این مطالب مفسده‌انگیز باشد یا الگوهای متعالی زندگی ما و نسل آینده را تحت تأثیر سوء قرار دهد.

نسل گوشی و نسل رسانه‌های مجازی

نسلی که امروز با این حجم اطلاعات و دسترسی به فضای مجازی رشد می‌کند، باید گفت که نسل گوشی و نسل رسانه‌های مجازی است. البته این ابزار یکی از بهترین امکانات و نعمت‌های الهی است که به دست بشر برای جوامع پیشرفته فراهم آمده و هر روز شاهد توسعه و پیشرفت روزافزون آن هستیم. اما مشکل آنجاست که به‌طور صحیح از این ابزار بهره‌برداری نشود.

مدیریت صحیح نباید صرفاً به کنترل‌های فیزیکی محدود شود

جامعه با تقوا و متقیان آن جامعه، کسانی هستند که می‌توانند فضای رسانه‌ای و مجازی و این ارتباطات آسان میان انسان‌ها را مدیریت کنند. مدیریت صحیح نباید صرفاً به کنترل‌های فیزیکی محدود شود، مانند فیلتر کردن. تجربه نشان داده که این روش، اگر در برخی موارد نتیجه‌ای هم داشته باشد، در مجموع مشکل را حل نمی‌کند و حتی ممکن است در برخی مواقع به توسعه برخی آلودگی‌ها و فسادها دامن بزند، زیرا انسان نسبت به آنچه منع شده است، حریص می‌شود («الإنسان حریصٌ علی ما منع»).

حل مسئله تنها با اقدامات فیزیکی ممکن نیست

حل مسئله تنها با اقدامات فیزیکی ممکن نیست، بلکه نیازمند تحولات روحی و درونی، تلاش‌های فرهنگی و اعتمادسازی است که از خانه و خانواده آغاز شده و به سطح جامعه گسترش می‌یابد. مدیریت صحیح فضای مجازی و رسانه‌ها، با توجه به این محورهای انسانی و اخلاقی، می‌تواند تضمین‌کننده بهره‌برداری مفید و سالم از این نعمت عظیم الهی باشد.

اعتمادسازی میان متولیان، مربیان جامعه، سیاستمداران و سیاستگذارانی که در سطوح مختلف اجتماعی و حکومتی حضور دارند و حکمرانی می‌کنند، از مسائل بسیار حیاتی است. جامعه‌ای که بر پایه تقوا شکل گرفته باشد، نیازمند پرورش پرهیزکاری و پارسایی درونی شهروندان است. برای رسیدن به این هدف، باید از گروه‌های مرجعی بهره گرفت که بتوانند «ناطق عن الله تبارک و تعالی» باشند؛ یعنی گوینده خوبی‌ها باشند و نه تنها در گفتار، بلکه در عمل نیز الگوهای شایسته ارائه دهند. چنین کسانی می‌توانند جامعه و نسل آینده را از امواج سهمگین آلودگی، فسادهای فکری، اخلاقی و رفتاری محافظت کنند، به ویژه در دریای متلاطم فضای مجازی که امروزه به راحت‌ترین و در دسترس‌ترین مسیر برای نفوذ افکار و الگوهای نامطلوب تبدیل شده است.

نباید محدودیت‌ها تبدیل به قاعده شود

پیش از آنکه متولیان و مسئولان صرفاً به فیلتر کردن یا اعمال محدودیت‌های شدید بپردازند، لازم است از راه‌های فرهنگی و تربیتی وارد شده و الگوهای عملی ارائه دهند. جامعه با تقوا، جامعه‌ای است که حکمرانی صالح دارد؛ حکومتی که خود پیشگام در نیکی‌ها و اخلاقیات است و شهروندان را به دنبال خود فرا می‌خواند تا در ارتقاء روحی، کمال‌یابی و رعایت اصول اسلام، از او پیروی کنند. البته حکومت‌ها در شرایط خاص وظایف تعریف‌شده‌ای دارند و ممکن است نیازمند اعمال کنترل‌هایی باشند؛ این امر عقلایی است، اما نباید این محدودیت‌ها تبدیل به قاعده شود یا مانع اصلی کارهای فرهنگی و تربیتی گردد، زیرا مأموریت اصلی، رشد و ارتقاء روحی جامعه است.

با توجه به ماه مبارک رمضان، می‌توان این نکات را با آموزه‌های کافی شریف و روایت معتبر از جراح مدائنی از امام صادق علیه‌السلام مرتبط دانست. روزه‌داری صرفاً به نخوردن و نیاشامیدن ظاهری محدود نمی‌شود، بلکه همان‌گونه که در مراقبت از چشم، مراحل مختلفی وجود دارد، در روزه‌داری نیز باید مراقبت از گوش و دل و چشم دل لحاظ شود. به بیان دیگر، انسان همان‌گونه که گوش سر خود را کنترل می‌کند و به هر صدایی گوش فرا نمی‌دهد، در روزه‌داری نیز باید گوش دل خود را نگه دارد و تنها به امور مفید و الهام‌بخش توجه کند. روزه، فراتر از ابعاد جسمانی، شامل تصفیه درونی، کنترل نفس و تقویت روحیه پرهیزکاری است که مسیر انسان را به سوی رشد معنوی و اخلاقی هدایت می‌کند.

اینکه روزه‌دار، به‌عنوان مثال، طبق فتوای برخی از فقهای ما، نباید سر خود را کاملاً زیر آب ببرد یا برخی امور دیگر که در رساله‌ها ذکر شده‌اند، مانند خودداری از خوردن و آشامیدن، آیا متقیان نیز در روزه‌داری خود را تنها به این مسائل محدود می‌سازند؟

امام(ع) در روایت یادشده فرمود: «إِنَّ الصِّيَامَ لَيْسَ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ وَحْدَهُ ثُمَّ قَالَ: قَالَتْ مَرْيَمُ- إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمٰنِ صَوْماً أَيْ صَوْماً صَمْتاً (وَ فِي نُسْخَةٍ أُخْرَى أَيْ صَمْتاً) فَإِذَا صُمْتُمْ فَاحْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ وَ لَا تَنَازَعُوا وَ لَا تَحَاسَدُوا»؛ روزه‌داری تنها خودداری از خوردن و آشامیدن نیست. چنان که مریم گفت: إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا؛ «من برای خدای رحمان روزه‌ای نذر کرده‌ام».

آیا مریم علیها السلام مانند ما، از اذان صبح تا غروب شرعی از خوردن و آشامیدن خودداری کرده بود یا مقصود چیز دیگری بود؟ طبق این روایت، آنجا که مریم می‌گوید نذر روزه کردم به معنای روزه سکوت بوده است؛ ایشان با اشاره سخن می‌گفت و به زبان چیزی نمی‌گفت، زیرا نذر کرده بود که سکوت کند.

بنابراین، یک مرحله روزه‌داری امساک از خوردن و آشامیدن و دیگر محرّمات است، اما مرحله دیگر آن روزه همه اعضاء و جوارح است. احکام شرعی روزه در رساله‌ها آمده است؛ اما شرح ضرورت حفظ زبان، چشم، دست و مراقبت نفس، کار فقها در رساله احکام نیست، بلکه کار ائمه اهل‌بیت علیهم‌السلام است که شریعت و دین شریف را به صورت جامع برای ما تفسیر و تبیین می‌کنند و کار عالمان اخلاق که آن را تدوین و تفسیر می‌کنند. امام(ع) فرمود: وقتی روزه گرفتید، زبان‌های خود را نگه دارید و دیدگان خود را از آنچه حرام است، فرو ببندید،  با یکدیگر درگیر نشوید و به همدیگر حسادت نورزید.

کشمکش با دیگران از زبان آغاز می‌شود و ممکن است به مراحل بدتر بیانجامد. اگر چشم خود را نبندیم و خود را اصلاح نکنیم، طبیعتاً مایه حسادت می‌شود؛ زیرا وقتی به دیگران نگاه می‌کنیم، همسالان، هم‌شاگردان و اقران که به مقاماتی رسیده‌اند و ما نرسیده‌ایم یا در شرف دستیابی هستند، این توجه بدون خودساختگی، موجب حسادت و دل‌نگرانی خواهد شد. بنابر این همان گونه که زبان آدمی را به کشمکش می‌کشاند، دیدن یا شنیدن وضع دیگران نیز می‌‌تواند به حسادت و رشک بردن در انسان غیر وارسته دامن بزند و انسان روزه‌دار باید چنین مواظبت‌هایی درباره اعضاء و جوارح خود داشته باشد تا گرفتار چنین آسیب‌هایی نشود؛ آسیب کشمکش و تنازع و آتش حسادت و تلاش برای حذف دیگران.

سپس امام صادق علیه‌السلام افزود: «رسول خدا(ص) شنید زنی روزه‌دار، به کنیز خود ناسزا می‌گوید. پیامبر(ص) غذایی خواست و به زن گفت: بخور! زن گفت: من روزه هستم. پیامبر(ص) گفت: چگونه روزه هستی در حالی که به کنیز خود ناسزا گفتی؟! روزه که (تنها) از خوردن و آشامیدن نیست».

آن زن در حالی که دهان خود را از خوردن و آشامیدن بسته بود، اما زبان خود را آلوده ساخته بود؛ به خشونت کلامی و ناسزاگویی علیه یک زیردست. سپس امام(ع) خود در تاکید بر این معنا افزود:

«إِذَا صُمْتَ فَلْيَصُمْ سَمْعُكَ وَ بَصَرُكَ مِنَ الْحَرَامِ وَ‌ الْقَبِيحِ وَ دَعِ الْمِرَاءَ وَ أَذَى الْخَادِمِ وَ لْيَكُنْ عَلَيْكَ وَقَارُ الصِّيَامِ وَ لَا تَجْعَلْ يَوْمَ صَوْمِكَ كَيَوْمِ فِطْرِكَ»؛ وقتی روزه می‌گیری، گوش و چشم تو نیز باید از حرام و کار زشت خودداری کند. جدال و خودنمایی و کشمکش در بحث را و آزار رساندن به خادم را رها کن، و باید در تو متانت و وقار روزه‌داری باشد و روز روزه‌داری خود را مانند روز روزهای دیگر قرار نده».

اعضای ظاهری و جوارح دیگر انسان نیز باید روزه باشند و حتی روزه درونی شامل فکر و دل نیز باید مراقبت شود تا انسان از کشمکش‌ها و مراء پرهیز کند.

نباید به آتش اختلافات دامن زد

بر سر موضوعات بیهوده‌ای که هیچ مشکلی را حل نمی‌کند و حتی بر مشکلات می‌افزاید، مانند آنچه در فضاهای مجازی شاهد هستیم، نباید به کشمکش پرداخت، به ویژه در ماه مبارک رمضان و در شرایطی که انواع فشارها از جوانب مختلف متوجه مرکزیت تشیع و جامعه اسلامی است. نباید به آتش اختلافات دامن زد.

آزار دادن دیگران زشت و نارواست به ویژه نسبت به زیردستان. ماه مبارک رمضان ماه سازگاری صاحبان قدرت و منصب با مردم است و ماه خودداری و پرهیز از خشونت‌های کلامی و غیر کلامی. انسان روزه‌دار باید از مردم‌آزاری و زیر دست‌آزاری دوری کند. وقار و متانت روزه‌داری باید در ظاهر و سراسر رفتار انسان هویدا باشد. چهره، رفتار، گفتار، نوع گوش دادن، نگاه، داوری و نوشتار انسان باید نشان‌دهنده روزه‌داری او باشد. روزه‌دار واقعی، این وقار و آرامش را حفظ می‌کند و جامعه‌ای که روزه‌دار است، چنین ویژگی‌هایی را نمایان می‌سازد. فرق ماه رمضان با غیر ماه رمضان در این است که رفتار، ظاهر و باطن انسان در این ماه باید هماهنگ با روزه‌داری و تقوا باشد.

وقار و متانت روزه‌داری باید در زندگی، رفتار و جامعه آشکار باشد. این ویژگی باید در محیط‌های تحصیلی، حوزه‌ها، دانشگاه‌ها، کلاس‌های درس و به ویژه در فضای رسانه‌ای، به‌ویژه رسانه‌های عمومی که از پایگاه بیت‌المال اداره می‌شوند و مربوط به عموم جامعه هستند، مشاهده شود. این رسانه‌ها باید منشاء وحدت، ائتلاف، مهربانی و تألیف قلوب باشند و جامعه احساس کند که سخنگوی آن است و بر زخم‌های مردم مرهم می‌گذارد.

اگر معیار همین شد، آنگاه شب‌های ماه رمضان از نظر اثرات روحی و اخلاقی تفاوت چندانی با روزهای آن نخواهد داشت. در ماه رمضان، کل ماه را باید روزه‌دار بود. البته روزه‌داری شرعی، همان روزه از اذان صبح تا اذان مغرب است و فراتر از آن، اگر با قصد روزه باشد، نامشروع است. اما اگر معنای روزه‌داری را توسعه دهیم، سکوت نیز مرتبه‌ای از روزه‌داری محسوب می‌شود، همانگونه که حضرت مریم علیها السلام روزه سکوت گرفته بود. اگر بنا شود زبان، چشم، گوش و دست انسان روزه‌دار باشد، اهمیت این مسئله در ساعات روزه گرفتن دوچندان است، ولی محدود به آن زمان نیست.

از الزامات تقوایی این است که ابزارها و حواس انسان در خدمت دانش سالم و صالح قرار بگیرد. این مسئله در سطوح فردی اهمیت دارد، در سطح خانواده و زندگی فامیلی نیز نقش‌آفرین است و در سطح اجتماعی نیز باید رعایت شود.

حکمرانان در نگهبانی از گوش خود کوشا باشند و به هر سخنی گوش ندهند

در پایان به صورت خاص، بر وظیفه‌ای که حکمرانان دارند تأکید می‌کنیم. اگر کسانی در بیخ گوش آنان یا از طریق بولتن‌ها و مشاورانی با جهت‌گیری‌های خاص سخن بگویند، مشاورانی که ممکن است کاسبانی باشند و تنها به دنبال منافع شخصی خود باشند،‌ حکمرانان ما باید همچنان که چشم‌های خود را به واقعیت‌ها باز می‌کنند و می‌بینند در جامعه چه می‌گذرد، گوش‌های خود را نیز به همان واقعیت‌ها فرا دهند. از سوی دیگر، لازم است که در نگهبانی از گوش خود کوشا باشند و به هر سخنی گوش ندهند.

در حقیقت، فرصت دادن به سخنان افراد فرصت‌طلب، تنگ‌نظر یا افرادی که با حسن نیت اما با دید محدود یا ناقص صحبت می‌کنند، می‌تواند خسارت و زیان به حال مسئول و جامعه به همراه داشته باشد. مسئولان ما باید مشاورانی ناصح و خیرخواه داشته باشند؛ کسانی که نه فقط دلسوز و متدین، بلکه کاردان و کاربلد هستند. کسانی که متولی تهیه بولتن‌ها و گزارش‌ها هستند، باید راویان صادقی از آنچه در جامعه می‌گذرد باشند. اشکالی ندارد که نظرات شخصی خود را نیز ارائه کنند، اما این نظرات نباید به عنوان متن اصلی به خرد مسئولان که تصمیم‌گیرنده هستند، منتقل شود.

مسئولان باید گوش و چشم خود را به واقعیت‌های جامعه، صداهایی که بلند می‌شود و رفتارهایی که بروز داده می‌شود، باز کنند. مشاوران و تحلیلگران، با سلایق مختلف، می‌توانند راه‌حل‌ها و تحلیل‌های خود را ارائه دهند، اما برداشت‌ها و خواسته‌های شخصی خود را نباید به عنوان خبر یا گزارش رسمی در معرض دید و شنیدن مسئولان قرار دهند.

اگر عملی با توجه و آگاهی انجام شود، آن عمل خیانت است؛ و اگر بدون توجه باشد، گرچه نمی‌توان آن را خیانت نامید ولی نتیجه هر دو مشترک است. بنابراین، تنها کسانی که از سر عمد و موضع خیانت، مانند جاسوسی، اقدام می‌کنند، موجب خسارت نمی‌شوند؛ بسیاری از افراد نیز با نیت صادق، ولی از سر جهل و ناآگاهی، همان نتیجه زیان‌باری را ایجاد می‌کنند که دیگرانی که درصدد خیانت هستند، به بار می‌آورند.

ما نباید ارشادات ائمه اهل‌بیت علیهم‌السلام را به معانی فردی یا حداکثر خانوادگی محدود کنیم؛ بلکه باید در نگاه‌های کلان نیز تفسیر و تطبیق شوند. اگر امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید متقیان کسانی هستند که «وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى العِلْمِ النَّافِعِ لهم»، این توصیه برای تصمیم‌گیرندگان و متولیان امر جامعه نیز صادق است. هرچه جایگاه فرد بالاتر باشد، اهمیت این رهنمود بیشتر است.

مسئولان نیز باید گوش خود را به خبرها، گزارش‌ها و واقعیت‌هایی بدهند که به دانش مفید و اطلاعات خیر و سازنده برای آنان و جامعه می‌افزاید. زندگی مسئولان شامل زندگی فردی و خانوادگی است، اما آنچه ما درباره آن سخن می‌گوییم، مربوط به جایگاه اجتماعی و مسئولیت آنان است، نه زندگی شخصی یا خانوادگی. از این نظر، فرقی نمی‌کند که سخن درباره زید باشد یا بکر، درباره زن باشد یا مرد، روحانی باشد یا غیر روحانی، تحصیل‌کرده باشد یا غیر تحصیل‌کرده، در اینجا بحث درباره جایگاه مسئولیت اوست.

کانال‌های ارتباطی و راه‌های اطلاع‌رسانی مسئولان باید به گونه‌ای باشد که اطلاعات مفید و نافع را در اختیار آنان قرار دهد. با این روش، شرایط جامعه با تقوا و حکومت با تقوا شکل می‌گیرد؛ حکومت متقیان و پارسایانی که چشم آنان به واقعیت‌ها باز است، ولی بر آنچه بر آنان حرام است، چشم می‌بندند.

حاکمان نباید سراغ زندگی خصوصی مردم بروند و مسائل شخصی افراد را کشف کنند

حاکمان نباید سراغ زندگی خصوصی مردم بروند و مسائل شخصی افراد را کشف کنند، زیرا این مسائل نه به حوزه امنیت و نه به سیاست‌های کلان مربوط می‌شود. حریم خصوصی افراد باید محفوظ بماند، و گوش و چشم مسئولان باید باز باشد تا واقعیت‌ها را ببیند و بشنود، اما بر برخی امور بسته شود؛ به ویژه گزارش‌ها، گفته‌ها و خبرهای یک‌طرفه که ذهنیت مسئولان را نسبت به یک جریان، شخصیت یا فرد تخریب می‌کند و بدبینی ایجاد می‌کند.

این روند موجب شکل‌گیری مرزهای خودساخته میان مؤمنان می‌شود: جایی که باید چشم‌ها بسته شود، بسته نشده و جایی که باید باز باشد، باز نشده است. جایی که گوش‌ها باید بسته شود، بسته نشده و جایی که باید باز باشد، باز نشده است. متأسفانه، در چنین شرایطی، به اندازه کافی گوش شنوا وجود ندارد و نتیجه آن، شکل‌گیری مرزهای خودی و غیرخودی‌های ساختگی است که با اهداف واقعی جامعه و دین همخوانی ندارد.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید