امروز : یکشنبه 30فروردینماه 1405 | ساعت : 02 : 41

آخرین اخبار

شهرداری تل‌آویو حجم خسارت منازل بر اثر موشک‌های ایران را اعلام کرد

شفقنا- ران هولداي، شهردار تل‌آویو، روز شنبه اعلام کرد که...

هزاران اسرائیلی در تل‌آویو علیه کابینه نتانیاهو تظاهرات کردند

شفقنا- در ادامه موج اعتراضات داخلی در اسرائیل، هزاران...

بلومبرگ: پنج تانکر حمل گاز LNG پس از هشدار ایران مبنی بر بستن تنگه...

شفقنا- رسانه بلومبرگ به نقل از داده‌های ردیابی کشتی‌ها...

حزب‌الله عراق: «امنیت سفارت آمریکا در گرو عدم حمله به مناطق مسکونی عراق است/باید...

شفقنا-«ابومجاهد العساف»، مسئول امنیتی گردان‌های حزب‌الله عراق در پیامی...

ارتش اسراییل از کشته شدن یک افسر و زخمی شدن سه نظامی دیگر در...

شفقنا- ارتش اسراییل اعلام کرد یکی از افسرانش در...

وزارت خارجه روسیه: عادی‌سازی روابط بین مسکو و واشنگتن هنوز دور از دسترس است

شفقنا- آلکسی دروبینین، مدیر اداره برنامه‌ریزی سیاست در وزارت...

رئیس سازمان حج و زیارت: اعزام زائران حج تمتع به زودی آغاز می‌شود

شفقنا- با موافقت مسئولان عالی کشور سفر حج هموطنان...

نیروی دریایی سپاه: تنگه هرمز از امروز عصر مسدود شد

شفقنا- نیروی دریایی سپاه خبر از مسدودی تنگه هرمز...

آغاز فرایند واکسیناسیون زائران حج تمتع ۱۴۰۵

شفقنا- رئیس مرکز پزشکی حج و زیارت جمعیت هلال...

قالیباف: اگر آمریکا محاصره را رها نکند، حتما تردد در تنگه هرمز محدود خواهد...

شفقنا- رئیس مجلس در گفت‌وگوی تلویزیونی با مردم گفت: تنگه...

معترضان در پایتخت سوئد طرح‌های الحاق کرانه باختری و حملات اسرائیل به لبنان را...

شفقنا- سوئدی‌ها به طرح اسرائیل برای انضمام زمین فلسطینی‌ها...

دبیرکل حزب‌الله: «مقاومت به نقض آتش‌بس از سوی اسرائیل پاسخ خواهد داد/از ایران بابت...

شفقنا- شیخ نعيم قاسم، دبیرکل حزب‌الله در بیانیه‌ای اعلام کرد:...

تظاهرات ده‌ها هزار نفر در شهرهای مختلف آلمان در اعتراض به سیاست انرژی

شفقنا- امروز شنبه، شهرهای بزرگ آلمان شاهد تظاهرات مردمی...

استاد حوزه علمیه قم: روحانیت دچار نوعی خلع سلاح شده است/ بسیاری از ارتباطات محدود به فضاهای بسته است/ حضور علما محدود و بی تاثیر انجام می شود

شفقنا- استاد حوزه علمیه قم گفت: سیره پیامبر(ص) و ائمه(ع) و علمای گذشته، حضور فعال در میان جامعه بود، لذا تبلیغاتشان نیز مؤثر می‌افتاد. وقتی عالم در بین مردم باشد، پناهگاه و مرجع ایشان می‌شود و مردم نیز رفتار انسانی و دینی خود را از او فرا می‌گیرند، ولی امروزه متأسفانه بسیاری از ارتباطات، محدود به فضاهای بسته است و یا حضور علما و روحانیت، محدود و بی‌تأثیر، انجام می‌شود.

به گزارش شفقنا، سخنان حجت الاسلام والمسلمین محمدتقی خلجی در پنجمین جلسه از سلسله جلسات سخنرانی‌ ماه مبارک رمضان (6 اسفند ۱۴۰۴) که در دفتر مرحوم آیت الله العظمی صانعی برگزار می شود، به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی سیدنا و نبینا و مولانا ابی القاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین، و السلام علی بقیة الله فی الارضین، علینا و علی عباد الله الصالحین.

«اللّهُمَّ اجعَل ما يُلقِي الشَّيطانُ في رُوعي مِنَ التَّمَنّي وَ التَّظَنّي وَ الحَسَد ذِكراً لِعَظَمَتِكَ، و تَفَكُّراً في قُدرَتِكَ، و تَدبيراً عَلى عَدُوِّكَ».

این فراز از دعای «مکارم الاخلاق» امام سجاد(ع) در این فراز، سه چیز را در مقابل سه چیز، قرار داده و به گونه‌ای سخن گفته که جنبه امری نداشته باشد، بلکه برای تربیت انسان‌ها توصیه‌هایی می‌فرماید. حضرت به صورت دستوری نمی‌فرماید که چنین باشید، بلکه می‌فرماید باید چنین بود.

«روع» به معنای دل و عقل است؛ یعنی همان جایی که الهامات در آن مستقر می‌شود. این معنا در روایات نیز تأیید شده است، چنان­که پیامبر اکرم(ص) در حجة الوداع فرمودند:

 «ألا وإنَّ روحَ القُدُسِ نَفَثَ في روعي وأخبَرَني أن لا تَموتَ نَفسٌ حَتّى تَستَكمِلَ رِزقَها، فَاتَّقُوا اللّهَ عزّ و جلّ، وأجمِلوا فِي الطَّلَبِ، ولا يَحمِلَنَّكُمُ استِبطاءُ شَيءٍ مِنَ الرِّزقِ أن تَطلُبوهُ بِمَعصِيَةِ اللّهِ عزّ و جلّ»؛

روح الامین (جبرئیل) در قلب و دل من القا کرد که هیچ نفسی نمی‌میرد تا رزق خود را به طور کامل، دریافت کند. تا رزق او تکمیل نشده و آخرین لقمه خود را نخورده، نمی‌میرد. پس تقوای الهی پیشه کنید و در طلب مال، راه «اجمال» را در پیش گیرید و متعادل باشید (اجمال به معنای تعادل است)، یعنی در کسب مال، حرص نورزید و اگر روزی شما به تأخیر افتاد، مبادا باعث شود که از راه حرام، آن را بجویید، چون اصولاً از روایات، استفاده می‌شود که رزق، بخش حلال روزی است و حرامی که انسان می‌خورد، رزق نیست، بلکه غصب مال دیگران و خیانت در آن است.

امام سجاد(ع) از خدا می‌خواهد: چنان کن که اگر شیطان در قلب و دل من اوصاف بد «تمنی»، «تظنی» و «حسد» را افکند، آنها را به ذکر عظمت و یادکرد قدرت خویش تبدیل کن تا من در برخورد با دشمن خود، بیندیشم و چاره‌ای بجویم. چنان که آمال و آرزوهای منفی در سر نپرورم، بدگمان نباشم و اهل حسدورزی نگردم.

حضرت با توجه به جنبه تربیتی سخن، خویش را هم در شمار مخاطبان در می‌آورد و می‌فرماید ما نباید چنین کنیم و این زیباترین شیوه تبلیغ و تشویق دیگران به انجام کارهای خوب است.

در این فراز، «تمنی» در مقابل عظمت خدا، «تظنی» در برابر ذکر قدرت خدا و «حسد» در مقابل تدبیر در مقابل دشمن آمده است. «تمنی» به معنای آرزوست و آرزو به معنای حدیث نفس و سخن گفتن انسان با خویش پیرامون آنچه شدنی است و آنچه ناشدنی است.

امیرالمومنین(ع) در نامه‌ای که به امام مجتبی(ع) نوشتند و از نامه‌های فوق العاده ایشان است و به تعبیر یکی از علمای اهل سنت، سزاوار است با آب طلا نوشته شود، می‌فرماید: پسرم! مطمئن باش که انسان‌ها در این دنیا به همه خواسته‌های خویش دست نمی‌یابند. آرزو بر دو نوع است: آرزوی مثبت،  آرزوی منفی.

درخواست آرزوی مثبت از خداوند، مطلوب است و سخن امام(ع) در این فراز، ناظر به آرزوی منفی است که شیطان به انسان، القا می‌کند. پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«الامل رحمه لامتی و لو لا الامل ما رضعت والده ولدها و لا غرس غارس شجرا»؛

آرزو، یک رحمت و عنایت الهی بر امت من است. اگر آرزو نبود و این انگیزه در وجود کسی، وجود نداشت، هیچ مادری فرزندش را شیر نمی‌داد و هیچ باغداری، درختی نمی‌کاشت. بنابراین، آرزوی مثبت، انگیزه‌ای برای عمل است. در حدیث هم می‌خوانیم که حضرت ابراهیم(ع) از مسیری می‌گذشتند که دیدند کشاورزی درحال بیل زدن زمین و آماده‌سازی آن برای کشت است. به خدا عرض کرد: آرزو را از این مرد بگیرد. همین‌که آرزو از وی گرفته شد، بیلش را به کناری افکند و در گوشه‌ای خوابید. باز حضرت از خدا خواست که آرزو را به او باز گرداند. آن کشاورز برخاست و شروع به کار کرد. حضرت(ع) از او پرسید: چه شد که ابتدا بیل را رها کردی و خوابیدی، اما پس از لختی، برخاستی و به کار، مشغول شدی؟ گفت: زمانی که بیل را به زمین انداختم، در دلم گفتم: چرا و برای چه کسی باید زحمت بکشم درحالی که عمر خود را سپری کرده‌ام، اما پس از آن، با خود اندیشیدم که من باید کار کنم تا اگر خود نتوانستم از آن، استفاده کنیم، دیگران بهره برند.

می‌گویند: روزی انوشیروان از جایی می‌گذشت. چشمش به کشاورزی افتاد که مشغول کاشتن درخت زیتون بود. پادشاه با تعجب پرسید: چه می‌کاری؟ کشاورز گفت: درخت زیتون. انوشیروان خندید و گفت: اما زیتون دیر بار می‌دهد. شاید پیش از آن­که ثمر دهد، تو نباشی. کشاورز با آرامش پاسخ داد: دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما هم می‌کاریم تا دیگران بخورند.  این سخن، پادشاه را بسیار خوش آمد و همان جا کیسه‌ای از زر به او بخشید. کشاورز آن را گرفت، نگاه کرد و گفت: اتفاقاً به نظر می‌رسد درخت زیتون من خیلی زود بار داد!

این نکته، چنان خوشایند و ظریف بود که لبخند رضایت بر چهره پادشاه نشست.

به‌هرحال، این داستان نشان می‌دهد که آرزو و انگیزه برای کار و پیشرفت، وقتی در مسیر درست باشد، امری پسندیده و شریف است. انسان به امید ثمر، می‌کارد و تلاش می‌کند، و همین امید، یکی از نیروهای الهی در وجود اوست. لذا امام نمی‌فرماید که نباید آرزو داشته باشیم، بلکه سخن ایشان ناظر به آرزویی است که انسان را به گناه و معصیت خداوند وا می‌دارد و الا آرزویی که منشأ تلاش، خدمت و خیر رسانی به دیگران باشد، پسندیده و مطلوب است.

یکی از آرزوهای حضرت امیر(ع) نیز این است که: «اَللّهُمَّ وَ مَنْ اَرادَنى بِسُوءٍ فَاَرِدْهُ، وَ مَنْ كادَنى فَكِدْهُ»؛ هرکس اراده کرده به من آسیب برساند، آن را به خودش باز گردان و هرکه قصد دارد در من، مکر، فریب و حیله به کار گیرد، آن را به خودش بر گردان: «وَاجْعَلْنى مِنْ اَحْسَنِ عَبيدِكَ نَصيباً عِنْدَكَ وَ أَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ وَ أَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ»؛ خدایا! مرا بهترین بنده‌ات قرار ده که بهتر از من نباشد. خدایا! چنان کن که نصیب من نزد تو بیش از بندگان دیگر باشد و نزدیک‌ترین بندگان از نظر مقام نزد تو باشم.

بنابراین، امام(ع) درخواست می‌کند که آن آرزوی نامطلوب را به ذکر عظمت الهی، تبدیل کن.

یکی از کارهای خداوند در آفرینش، «تبدیل» است که چیزی را به چیزی و حالتی را به حالتی دیگر، دگرگون می‌سازد. مولوی در این باره به زیبایی می‌گوید:

ای مبدل کرده خاکی را به زر         خاک دیگر را بکرده بوالبشر

خدا خاکی را به طلا تبدیل می‌کند و خاکی دیگر را به انسان. حضرت آدم(ع) از خاک، آفریده شد و ما نیز از خاکیم.

درباره گناهان نیز می‌خوانیم که اگر توبه واقعی باشد، باعث محبوبیت انسان نزد خدا می‌شود. مراد از این توبه، توبه‌ای که به تعبیر امام سجاد(ع) در دعای «ابوحمزه»، پس از آن، دیگر مرتکب معصیت نشود و این، نشان از مقبولیت توبه دارد. خداوند در عوض پذیرش چنین توبه‌ای، چیزی اضافه بر آن به انسان، عطا می‌کند و آن، محبوبیت شخص است، چنان که خود فرموده است: «ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین»؛ خدا توبه‌کنندگان واقعی را دوست می‌دارد. عجیب است که اگر کسی معصیتی سنگین کرده باشد، اما قصد کرده که آن را تکرار نکند و در پی جبران آن بر آید، چنانچه آن گناه به اندازه کوهی سنگی یا خاکی باشد، خدا آن را به طلا تبدیل می‌کند. در قرآن می‌فرماید:

«یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ»؛

اگر کسی توبه واقعی کرده باشد، خدا گناهانش را می‌آمرزد و آنها را تبدیل به حسنه می‌کند و این نشان از فراوانی لطف الهی دارد.

امام صادق(ع) نیز فرموده‌اند: «ما من قلب الا و له اذنان علی احدا هما، ملک مرشد و علی الاخری، شیطان مفتن. هذا یامره و هذا یزجره. الشیطان یامره بالمعاصی، و الملک یزجره عنها»؛

قلب انسان از دو سو گشوده شده،  از یک سو، فرشته‌ای او را به کارهای نیک، امر می‌کند و از سوی دیگر شیطانی به فتنه‌انگیزی و القای کارهای ناشایست به او مشغول است. فرشته می‌گوید: کارهای ناشایست او را ننویسد، چون ممکن است توبه کند و در صورت توبه، خدا آنچه را مرتکب شده، نادیده می‌گیرد و می‌بخشاید.

پس تبدیل گناه به کار نیک در صورت توبه، کار خداوند متعال است.

کیمیا داری که تبدیلش کنی           گرچه جوی خُم بود نیلش کنی

این چنین اکسرها از کار تو است     این چنین اسرارها اسرار تو است

امام سجاد(ع) نیز عرض می‌کند: پروردگارا! اگر آرزویی بد به ذهن و دل من القا شد، آن را نابود گردان و به یاد عظمت خویش، تبدیل کن، چون اگر عظمت خداوند در دل انسان نشست، غیرخدا را هیچ می‌انگارد. امیرالمومنین(ع) در «نهج البلاغه» می‌فرماید: برادری دینی داشتم که مسلمانی وارسته بود. حضرت هشت ویژگی برای او بر می‌شمارد و اولین آنها این­که: خدا در نظر او بسیار بزرگ بود. اگر خدا به عظمت در دل انسان نشست، دیگر جایی برای غیرخدا نمی‌گذارد و غیرخدا را هیچ می‌بیند.

آرزوی مثبت خوب است، این­که آرزو کنیم بهترین باشیم، منظم‌ترین باشیم، بهترین تاجر یا طبیب یا کشاورز شویم. اینها متعلق به امور خوب است و محبوبیت به همراه دارد و مایه کمال انسان است، چون خواستن آنها از خدا و داشتن آرزوی رسیدن به آنها، مطلوب و متبوع است، اما آنچه نباید آرزو کرد، آرزوهای منفی به شمار می‌روند. در روایت از حضرت امیر(ع) می‌خوانیم:

«إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ اثْنَانِ: اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ»؛

خطرناک‌ترین چیزهایی که از آنها بر شما می‌ترسم، دو چیز است: پیروی از هوای نفس و درازی آرزو.

یکی از آن دو، تبعیت از هوای نفس و شیطان درون است. خداوند می‌فرماید: «أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ»؛ یعنی کسانی از هوای نفس خویش چنان تبعیت می‌کنند که آن را خدای خود می‌دانند.

دیگری نیز طول الامل است که از آرزوهای نامطلوب به شمار می‌رود، مانند آرزوی داشتن بهترین خانه، یا داشتن یک شهر یا کشور، کشورگشایی و تشکیل امپراطوری که از آرزوهای باطل­اند. متأسفانه حکومت‌هایی که در دنیا تشکیل می‌شوند، غالباً در اندیشه مردم نیستند، بلکه اندیشه کشورگشایی را در سر می‌پرورانند تا سرزمین‌های دیگر را هم به قلمرو حکمرانی خود بیفزایند.

نقل شده که اسکندر وصیّت کرده بود وقتی مرا برای دفن می‌برید، دست مرا از تابوت، بیرون نگاه دارید تا همه بفهمند که با دست خالی از این دنیا می‌روم و چیزی با خود نمی‌برم.

حضرت امیر(ع) در فلسفه خطرخیزی هوای نفس فرمود: «مَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ»، چون شما را از حقیقت، انسانیت، عدالت، انصاف، کارهای خوب و آنچه شایسته است انسان انجام دهد، باز می‌دارد و البته مصداق کامل حق، خدای متعال است. پیروی از هواس نفس، انسان را از خدا باز می‌دارد.

«وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَيُنْسِي الْآخِرَةَ»؛ آرزوی دراز هم موجب می‌شود که انسان زندگی پس از مرگ را فراموش ‌کند و به بهانه‌هایی مانند شور جوانی و داشتن امکانات، از یاد مرگ نیز گریزان می‌شود، چنان­که امروزه در دنیای غرب، معتقدند کار هرکس با مرگش پایان می‌یابد و مرگ به موضوعی بی اهمیت، مبدل شده درحالی که زندگی واقعی و اصلی، زندگی آخرت است و این مرگی که از آن وحشت داریم، در زندگی انسان، اتفاق می‌افتد.

یکی از فلاسفه قدیم یونان می‌گوید: وقتی که مرگ می‌آید، من نیستم و زمانی که من هستم، مرگ نیست. این تصور، اشتباه است، چون مرگ در زندگی انسان، رخ می‌دهد و «كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ»؛ هر انسانی طعم مرگ را می‌چشد و الا اگر کسی زنده نباشد، طعمی را نمی‌چشد. این مرگ، یک دروازه است که انسان را از این عالم به عالم دیگر،  منتقل می‌سازد. انسان در حالت مرگ، بدنی است که در کناری افتاده و به حقیقت او ربط ندارد، چون این بدن به منزله جفت انسان است که از وی جدا می‌شود، درست مانند جفتی که از بچه در هنگام تولد، جدا می‌کنند و به انسانیت او لطمه‌ای وارد نمی‌شود، ولی در اسلام، مؤمن چنان احترام دارد که مرده او نیز محترم است، لذا باید با شرایط و آدابی، او را غسل دهند، تکفین و تدفین کنند و مردم به بازماندگان، تسلیت بگویند و بازماندگانی و همه کسانی که مرگ را احساس کرده‌اند، عبرت بگیرند.

امروز، روحانیت ما دچار نوعی خلع سلاح شده است و تبلیغات از پشت شیشه انجام می‌شود، لذا تأثیر خود را از دست داده و الا مجلس ترحیم، تنها برای مرده، برگزار نمی‌شود، بلکه بیشتر برای عبرت‌آموزی و موعظه زندگان، تشکیل می‌شود و در روایت هم مرگ، بهترین واعظ، شمرده شده است: «کَفَى بِالْمَوْتِ وَاعِظاً».

دلیل این امر، دوری از مردم است. سیره پیامبر(ص) و ائمه(ع) و علمای گذشته، حضور فعال در میان جامعه بود، لذا تبلیغاتشان نیز مؤثر می‌افتاد. وقتی عالم در بین مردم باشد، پناهگاه و مرجع ایشان می‌شود و مردم نیز رفتار انسانی و دینی خود را از او فرا می‌گیرند، ولی امروزه متأسفانه بسیاری از ارتباطات، محدود به فضاهای بسته است و یا حضور علما و روحانیت، محدود و بی‌تأثیر، انجام می‌شود.

خداوند در آیه 16 سوره حدید، هشداری جدی به مؤمنین می‌دهد که مستقیماً به بحث طول اَمل می‌پردازد و به ما هشدار می‌دهد که آیا وقت آن نرسیده که دل‌هایتان برای یاد خدا نرم شود و از راه غلطی که در پیش گرفته‌اید، باز گردید.

«أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ»؛

همانند کسانی نباشید که آرزوهای طولانی داشتند و باعث شد دچار قساوت قلب گردند، چون وقتی که قلب، قساوت پیدا کرد، انسان راه حق را هم گم می‌کند.

برای همه رفتگان، خصوصاً بانوی محترمه تازه‌گذشته، آرزوی مغفرت می‌کنیم و به ایشان تسلیت می‌گوییم. همگی از خدای متعال می‌خواهیم که این مرگ را برای این بانوی گرامی، مبارک گرداند و او را با اولیای خود، محشور کند.

و السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید