شفقنا- عضو هیئت علمی دانشگاه مفید نسبت به تکلیف و مسئولیت حکومت و ثروتمندان جامعه در قبال فقرا هشدار داد و گفت: یکی از راههایی که می تواند گرهی از مشکل فقرا باز کرده و به آنها کمک برساند، احیای «حق معلوم» است که در تعالیم قرآنی از آن یاد شده است.
دکتر محمدرضا یوسفی در گفت وگو با شفقنا به موضوع «فقر از منظر نهج البلاغه» پرداخت و بیان کرد: فقر از پدیده هایی است که آثار منفی فردی و اجتماعی فراوان دارد و به همین دلیل باید توجه ویژه ای به آن صورت بگیرد.
وی افزود: نهج البلاغه تاثیرات منفی که فقر بر شخصیت، توانمندی و جایگاه اجتماعی فرد می گذارد را تبیین کرده است از جمله آنکه موجب تضعیف قدرت ابراز وجود و خردورزی انسان می شود به این معناکه انسان زیرک و باهوش به دلیل «فقر» نتواند از حق خود به خوبی دفاع کند. در حکمت سوم نهج البلاغه می خوانیم: «الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ» یعنی فقر شخص زیرک را از بیان دلایل حقانیت خود ناتوان می کند.
وی از دیگر تاثیرات فقر را این دانست که انسان در محیط خود احساس بیگانگی می کند و ادامه داد: معمولا انسان های بیگانه و غریب جایگاه اجتماعی ندارند و مورد توجه قرار نمی گیرند؛ فقرا هم در یک جامعه چنین وضعیتی پیدا می کنند و صدایی ندارند که صدای آنها شنیده نمی شود. در حکمت 56 نهج البلاغه می خوانیم: «وَ الْفَقْرُ فِي الْوَطَنِ غُرْبَةٌ».
استاد دانشگاه مفید «ناامیدی» را تاثیر دیگر فقر دانست و بیان کرد: انسان وقتی در فقر خود غوطه ور می شود احساس می کند که هیچ راهی برای برون رفت از این فقر و بیچارگی وجود ندارد و در خود احساس ضعف درونی می کند. در حکمت 150 نهج البلاغه می فرماید: «وَ إِنِ افْتَقَرَ قَنِطَ وَ وَهَنَ».
وی ادامه داد: از نگاه امام علی (ع) فقر یک پدیده ویرانگر است؛ همانگونه که وقتی مرگ رخ می دهد تمام مناسبات ما در زندگی به پایان می رسد و آن موقعیت های اجتماعی و دوستان او گسسته می شود و به زیر خاک می رود، فقر هم با انسان چنین می کند. امام (ع) در حکمت 163 نهج البلاغه می فرماید: «الْفَقْرُ، الْمَوْتُ الْأَكْبَرُ.»
وی به خطبه 108 نهج البلاغه اشاره کرد و افزود: در یک جامعه ای که مناسبات اجتماعی آن درست نباشد، فقرای آن جامعه هم همچون مردگان هستند. بنابراین فقر تاثیرات گسترده ای روی روح و روان انسان می گذارد.
وی به تاثیرات فقر بر دینداری اشاره کرد و گفت: فقر تهدیدی برای عقلانیت انسان است؛ لذاست که در حکمت 319 نهج البلاغه می فرماید: «فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّينِ، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ» یعنی فقر سبب کاهش دینداری می شود و عقل انسان را هم متحیر می کند. فقر موجب می شود برای به دست آوردن ذره ای مال، برای به دست آوردن یک غذا و سیرکردن شکم خود، آخرت خود را بفروشد. حضرت در حکمت 372 نهج البلاغه می فرماید: «وقتی اغنیاء وظایف اجتماعی را انجام ندهند، فقرا هم آخرت خود را به دنیا می فروشند».
وی در ادامه با اشاره به تاثیرات گسترده فقر در جامعه بیان کرد: افراد درگیر فقر در نشاط اجتماعی شرکت نمی کنند، بخشی از منابع انسانی که می تواند در تولید و مناسبات اجتماعی موثر باشند، تاثیرگذاری لازم را ندارند و آخرت خود را حتی از دست می دهند و ملعبه دیگران می شوند.
یوسفی عنوان کرد: مسئله کمک به فقرا و محرومان تنها از سر دلسوزی نیست بلکه کسی که دغدغه حفظ جامعه را دارد باید بداند که برای سلامت جامعه باید به قشر محروم جامعه کمک کند.
وی یکی از گروه هایی که باید به عنوان یک تکلیف به فقرا کمک کند، «حکومت» دانست و افزود: حکومت به طور کلان باید به گونه ای رفتار کند که سیاست هایی که اتخاذ می کند منجر به فقر مردم نشود. رسول خدا (ص) در اخرین خطبه خود بر فراز منبر فرمودند: توصیه می کنم به کسانی که بعد از من قدرت را در دست می گیرند، کارهایی را انجام ندهند از جمله مبادا کارهایی کنند که منجر به گسترش فقر در جامعه شود که اگر این اتفاق افتاد به دنبال آن بی دینی در جامعه گسترش می یابد.
وی ادامه داد: حاکمیت باید نسبت به جامعه خود حساس باشد و نباید سیاست ها، رفتارها و رویکردهایی داشته باشد که منجر به فقر مردم شود.
استاد دانشگاه مفید در عین حال تصریح کرد: با وجود اینکه یک حکومتی ممکن است سیاست های درستی را اتخاذ کند اما گروه هایی از مردم هستند که زیر خط فقر هستند. امیرالمومنین (ع) در نامه ای به مالک اشتر نسبت به فقرا هشدار می دهد و بیان می کنند که باید به طبقه سفلی رسیدگی کند و به آنها یارانه ای را اختصاص دهد. این نشان می دهد که حکومت باید سیاست خود را به گونه ای طراحی کند که کسانی که توانایی کارکردن دارند به فعالیت بپردازند و تنها کسانی در سبد فقر قرار بگیرند که توانایی کارکردن ندارند و وظیفه حکومت رسیدگی به اینهاست.
وی اغنیاء و ثروتمندان جامعه را گروه دیگری دانست که در قبال فقرا مسئول هستند و خاطرنشان کرد: در حکمت 328 نهج البلاغه می فرماید: «فَمَا جَاعَ فَقِيرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِيٌّ، وَ اللَّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِكَ». بنابراین فقر ناشی از بی تفاوتی اغنیاء و ثروتمندان جامعه است. همچنین در خطبه 233 می فرماید: « وَ لَا يَعُولُ غَنِيُّهُمْ فَقِيرَهُم». اغنیای جامعه به فقرا توجه نمی کنند. همچنین در خطبه 142 می فرماید: «وَ لْيُعْطِ مِنْهُ الْفَقِيرَ وَ الْغَارِمَ» یعنی اغنیا باید از اموال خود به فقرا و بدهکاران بپردازند.
وی به تعبیر «حق معلوم» در تعالیم قرآنی اشاره کرد و گفت: حق معلوم یعنی کسانی که وضع مالی دارند و فقیر نیستند بتوانند به فقرا و نیازمندان و خلاهای اجتماعی کمک کنند. حق معلوم یعنی افراد در سطوح مختلف درآمدی به گردن خود، مبلغی را براساس توانایی مالی خود معین کنند و به فقرا کمک کنند. این حق لزوما نباید نقدی باشد بلکه می تواند به اشکال دیگر باشد؛ مثلا یک پزشک برای خود تعیین کند که در هفته یک روز یا دو روز یا در ساعات مشخصی خدمت رایگان ارائه دهد. یا یک وکیل بگوید ماهی یک پرونده رایگان برای افرادی که توانایی مالی ندارند انجام دهم.
وی تصریح کرد: اگر ما چنین وظیفه اجتماعی را ماهیانه بر گردن خود ایجاد کنیم و در مسیر درستی انجام دهیم می توانیم بخشی از گره های اجتماعی را با آن باز کنیم در غیر اینصورت وضعیت به گونه ای خواهد بود که در آینده وضعیت نابسامانی اجتماعی را داشته باشد و در قیامت هم یقه انسان ها به دلیل عدم احساس مسئولیت در قبال این اقشار گرفته شود.











