امروز : شنبه 22فروردینماه 1405 | ساعت : 02 : 10

آخرین اخبار

بیانیه وزارت امور خارجه در پی شهادت سید کمال خرازی

شفقنا- وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با انتشار...

در میان توییت ها/ واکنش ها به دور جدید مذاکرات

شفقنا- در دنیای امروز، حضور در شبکه های مجازی...

برنامه سفر تراکتور به عربستان اعلام شد

شفقنا- مدیر تیم‌ فوتبال تراکتور برنامه سفر این تیم...

رهبر انقلاب اسلامی شهادت سید کمال خرازی را تسلیت گفتند

شفقنا-  آیت الله سیدمجتبی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی...

نوروزپور: ترور دکتر خرازی حمله به یک سنت فکری در دیپلماسی و رسانه بود

شفقنا- معاون رسانه‌ای وزیر فرهنگ، شهادت سید کمال خرازی...

داده‌های کشتیرانی نشان می‌دهد که روز جمعه تنها یک نفتکش از تنگه هرمز عبور...

شفقنا - تحلیل سی‌ان‌ان از داده‌های کشتیرانی نشان می‌دهد...

رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت: ایران در میدان سیاست و دیپلماسی از عزت و...

شفقنا- رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت نوشت: ‌امروز اگر سخن...

نتانیاهو درخواست تعویق شهادت در دادگاه فساد خود را دارد

شفقنا- وکیل نتانیاهو روز جمعه در دادخواستی به دادگاه...

سازمان همکاری اسلامی تصویب ۳۴ شهرک جدید در کرانه باختری توسط اسرائیل را محکوم...

شفقنا- سازمان همکاری اسلامی تصمیم جدید اسرائیل برای تصویب...

استاد مهریزی در گفت وگو با شفقنا: علما باید نگاه برابر به مردم داشته باشند/ در حوزه امروز، نگاه قیم مأبانه به مردم پر رنگ تر است/ جایگاه مردم در حکومت دینی، تابع نگاهی است که در رابطه مردم با عالمان دین وجود دارد/ نقش مردم، مشروعیت‌بخشی است، نه صرفاً مقبولیت‌بخشی/ نسل جدید دیگر نگاه قیم‌مآبانه را نمی‌پذیرد

شفقنا- سمانه معارف وند؛ استاد مهریزی با ترسیم دو الگوی متفاوت از نگاه عالمان دین به مردم، از یک‌سو به نقد رویکرد قیم‌مآبانه می‌پردازد که به گفته او ناخواسته جامعه را وابسته بار می‌آورد و مشارکت را محدود می‌کند، و از سوی دیگر از مدلی دفاع می‌کند که بر توانمندسازی، استقلال و کرامت انسان تأکید دارد. او با استناد به قرآن، تجربه‌های فقهی و نمونه‌هایی از رفتار برخی مراجع، هشدار می‌دهد که تداوم نگاه اول می‌تواند رابطه نسل جدید با نهاد دین را تضعیف کند و در مقابل، تقویت نگاه دوم می‌تواند مشارکت دینی و اجتماعی مردم را گسترش دهد.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهدی مهریزی در گفت وگو با شفقنا درباره نقش مردم در اندیشه حوزه، بیان کرد: این بحث دارای یک نکته مرکزی و یک هسته اصلی است و تلاش می‌شود ابتدا درباره هسته اصلی صحبت شود و سپس به شاخه‌ها، مثال‌ها و نمونه‌هایی از آن پرداخته شود.

وی تأکید کرد که تمرکزش بیشتر بر هسته اصلی است؛ یعنی اینکه مردم در سنت حوزوی چه جایگاهی دارند و نگاه حوزویان یا عالمان دین به مردم چگونه است.

استاد مهریزی افزود: می‌توان حوزویان یا عالمان دین را از این جهت به دو طیف تقسیم کرد؛ بدون اینکه فعلاً وارد بحث غلظت و شدت یا اینکه کدام طیف پررنگ‌تر است، شد. یک نگاه به مردم از بالا به پایین نگاه است؛ به‌گونه‌ای که گویی مردم موجوداتی‌اند غیر عالِم که همواره نیاز دارند کسی دستشان را بگیرد، هدایتشان کند و نجاتشان دهد.

وی در توضیح ریشه این نگاه، گفت: بخشی از این رویکرد به این باور بازمی‌گردد که روحانیت خود را وارث پیامبران می‌داند و برای خود رسالتی انبیایی و آسمانی تعریف می‌کند؛ باوری که از حدیث «العلماء ورثة الانبیاء» گرفته شده و در فرهنگ عمومی مؤمنان نیز نفوذ کرده، تا آنجا که حتی لباس روحانیت، لباس پیامبر(ص) تلقی می‌شود.

در منش، رفتار، برخی فتاوا و بعضی دیدگاه‌ها می‌توان نگاه از بالا به پایین به مردم را مشاهده کرد

وی توضیح داد: این نگاه در عمل مردم را غیر دانا و وابسته بار می‌آورد و نتیجه‌اش این است که در همه امور باید بپرسند. البته هیچ‌کسی این نگاه را به‌صراحت اعلام نمی‌کند و اگر از کسی پرسیده شود، احتمالاً پاسخ منفی خواهد داد، اما در منش، رفتار، برخی فتاوا و بعضی دیدگاه‌ها می‌توان این نوع نگاه را مشاهده کرد.

وی ادامه داد: این نوع نگاه، به‌تدریج نوعی قیم‌مآبی تولید می‌کند؛ حال آن‌که قرآن کریم اساساً پیامبران را قیّم مردم معرفی نمی‌کند، بلکه آنان را «برادر» مردم می‌داند و حتی درباره پیامبر اسلام تصریح می‌کند که او پدر مردم نیست تا نقش قیمومیت برای ایشان ترسیم شود.

وی به عنوان مثال به بحث خمس اشاره کرد و گفت: در خمس تقریباً همه فتاوا این است که فرد خود می‌تواند خمسش را محاسبه کند و سهم سادات را به سید فقیر بدهد، اما این موضوع معمولاً گفته یا نوشته نمی‌شود. به سخن دیگر، فرد می‌تواند خودش محاسبه کند که در سال چه مقدار درآمد داشته، و بدهی خمس او چقدر است ولی مسکوت گذاشته می‌شود و ترویج نمی‌شود و معمولاً باید به جایی مراجعه کند تا شخص دیگری برایش حساب کند و وظیفه‌اش را بگوید. این نگاه، نگاهی است که نتیجه‌اش وابسته بودن و وابسته شدن مردم است.

وی مثال دیگری را مطرح کرد و گفت: در حج، معمولاً از ایران حدود ۷۰ تا ۸۰ هزار نفر اعزام می‌شوند و برای این جمعیت حدود ۳۰۰ روحانی همراه می‌برند؛ یعنی هر کاروان یک روحانی و یک معین یا معینه دارد. در ایران برای زائران خانه خدا جلسات متعددی برگزار می‌شود، در عربستان هم جلسات ادامه دارد و هنگام انجام اعمال نیز روحانی کاروان دائماً اعمال را یادآوری می‌کند که مبادا چیزی اشتباه شود. در مقابل، مسلمانانی از کشورهای دیگر مانند چین یا ژاپن با زبان های مختلف به حج مشرف می شوند، و یک کتابچه کوچک در دست دارند و با مراجعه به آن اعمالشان را انجام می‌دهند.

وقتی این دو مدل را کنار هم بگذاریم، متوجه می‌شویم که در نگاه اول، فرد همیشه احساس می‌کند ناتوان است و مانند کودکی است که فکر می‌کند قادر به راه رفتن نیست و باید کسی دستش را بگیرد. این نگاه را می‌توان در طیفی از حوزویان و در برخی فتاوای فقهی مشاهده کرد.

نگاه دوم؛‌ انسان‌ها را مستقل و توانا بار می‌آورد

وی در ادامه گفت: در مقابل این نگاه، نگاه دیگری وجود دارد که می‌خواهد مردم را مستقل و روی پای خودشان بار بیاورد؛ به این معنا که گفته می‌شود خودتان بروید حساب کنید، خودتان سهم سادات را به مصرف برسانید، یا به نقل از حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی که گفته اند‌ برای اهل عراق، به دلیل کثرت نیازمندان، حتی سهم امام را اجازه داده‌اند خودشان به نیازمندان برسانند؛ این نوع نگاه، انسان‌ها را مستقل و توانا بار می‌آورد.

وی در تبیین مبنای معرفتی این تفاوت گفت: اگر انسان را از منظر خدا ببینیم، انسانی که خدا او را «دست‌ساز خود» معرفی کرده، و در او از روح خود دمیده و او را مسجود فرشتگان قرار داده، دیگر نمی‌توان با او از موضع تحقیر یا وابسته‌سازی برخورد کرد. مربی دینی اگر انسان را این‌گونه ببیند، به جایگاه او احترام می‌گذارد.

وی افزود: این دو نگاه در پاسخ به پرسش‌هایی که مطرح شده، خود را به‌خوبی نشان می‌دهند؛ و اینکه با کدام نگاه برای مشارکت جایگاه ایجاد می‌کند و با کدام نگاه محدودیت در مشارکت درست می‌کند. این دو نگاه از یک‌سری مبانی فرهنگی و معرفتی نشأت می‌گیرد و در واقع پیش‌فرض‌هایی در ذهن‌ها وجود دارد که به اینها می‌انجامد.

وی ادامه داد: نگاه دوم مبتنی بر این پیش‌فرض است که دین در خدمت انسان است، نه انسان در خدمت دین. همان‌گونه که در قرآن بر تعبیر «لَکُم» تأکید شده و دین «برای شما» معرفی می‌شود. در این چارچوب، دین آمده تا انسان را توانمند کند، نه اینکه او را قربانی خود سازد.

استاد مهریزی تصریح کرد: این دو نگاه دقیقاً تعیین می‌کند که آیا مشارکت مردم شکل می‌گیرد یا محدود می‌شود. نگاه اول محدودیت مشارکت می‌سازد و نگاه دوم مشارکت را تقویت می‌کند.

بخشی یا طیفی از حوزویان یا عالمان دین حسی دارند که انگار نماینده خدا روی زمین هستند!

وی گفت: به گمان او، بخشی یا طیفی از حوزویان یا عالمان دین حسی دارند که انگار نماینده خدا روی زمین هستند؛ و آن‌ها هستند که مردم را هدایت می‌کنند و واسطه سعادت مردم می‌شوند، حسِ نمایندگی خدا، ناخواسته قَیِّم بودن نسبت به دیگران، به وجود می آورد و همین حس، آن دیدگاه‌ها و رفتارها را ایجاد می‌کند.

وی گفت: اگر عالِم دین خودش را واقعاً مانند مردم بداند و تنها احساس کند مسئولیت بیشتری دارد، چنان‌که در تعبیرهای دینی هم آمده، نگاه متفاوتی شکل می‌گیرد.

وی به نهج‌البلاغه اشاره و تصریح کرد: در نهج البلاغه تأکید می‌شود که قبل از آنکه جاهل مجبور باشد سؤال کند، عالِم باید به سراغ او برود. درباره پیامبر نیز تعبیر «طبیب دوّار بطبّه» آمده؛ یعنی پیامبر مانند پزشک دوره‌گرد به دنبال مردم می‌رفت، نه اینکه صرفاً بگوید بپرسید تا پاسخ بدهم.

وی در توضیح تکمیلی این مسئله افزود: اگر یک روحانی نسبت خود را با خداوند به‌گونه‌ای تعریف کند که خود را واسطه اصلی فیض بداند، اخلاقی خاص از دل آن زاده می‌شود؛ اما اگر خود را «عبدالله» و یکی از بندگان خدا بداند مانند دیگر انسان‌ها، در او نوعی اخلاق فروتنانه و برابر شکل می‌گیرد.

استاد مهریزی افزود: وقتی گفته می‌شود علما وارثان انبیا هستند، باید دید خدا انبیا را چگونه معرفی کرده است. قرآن پیامبران را با تعبیر «اخوهم»[1] معرفی می‌کند؛ یعنی «برادرشان، هم‌سطح با مردم». درباره پیامبر اسلام نیز می‌گوید «ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ»[2]؛ محمد پدر شما نیست. این تعبیر، علاوه بر معنای ظاهری که مربوط به فرزندخواندگی، معنای عمیق‌تری هم دارد؛ و آن اینکه برای پیامبر نقش پدرانه و قیم‌مآبانه ترسیم نمی‌شود.

وی ادامه داد: قرآن، پیامبران را بنده خدا معرفی می‌کند و نقل می‌کند که آن‌ها می‌گویند «وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ»؛ من وکیل شما نیستم. حتی در مواردی قرآن به پیامبران تَشَر قرار می‌زند و می‌گوید «هیچ بشری که خدا به او کتاب و نبوت داده، حق ندارد به مردم بگوید بندگان من باشید.» قرآن می‌خواهد این مدل نگاه را نفی کند.

علما باید نگاه برابر به مردم داشته باشند

وی گفت: اگر علما وارث انبیا هستند، باید همین مدل را ادامه دهند؛ یعنی نگاه برابر به مردم، به‌عنوان بندگان خدا داشته باشند.

وی افزود: قرآن درباره پیامبر می‌گوید «إِنَّما أَنَا بَشَر مِثْلُکُمْ»؛ من هم بشری مثل شما هستم، فقط به من وحی می‌شود. وارثان پیامبران که در مرتبه پایین‌تری قرار دارند، نباید احساس نمایندگی خدا داشته باشند.

وی افزود: گاهی دیده می‌شود که برخی می‌گویند با دعای من این اتفاق افتاد یا روزی فلان شخص درست شد؛ در حالی که این تعبیرها با آموزه‌های دینی سازگار نیست و قرآن می‌خواهد چنین نگاهی را نفی کند. در نگاه دوم، مشارکت مردم در همه چیز پررنگ می‌شود و عالِم دین در کنار مردم است، نه مبصر، نه متولی و نه وکیل آن‌ها.

در حوزه امروز، نگاه قیم مأبانه به مردم پر رنگ تر است

وی در ادامه، در پاسخ به این پرسش که کدام نگاه در حوزه امروز پررنگ‌تر است، گفت: به نظر می‌رسد نگاه اول بیشتر به چشم می‌خورد.

وی افزود: نگاه حضرت آیت‌الله سیستانی به‌عنوان نمونه‌ای از نگاه دوم است و همچنین شخصیت‌هایی مانند امام موسی صدر چنین نگاه و مدلی را داشتند. حتی درباره برخی بزرگان پیشین حوزهٔ علمیهٔ قم مانند شیخ عبدالکریم حائری نیز نقل‌هایی وجود دارد که امور را به خود مردم ارجاع می‌دادند.

وی تصریح کرد: نگاه اول در لایه‌های مختلف حوزویان متفاوت است. امروزه با توجه به اینکه حکومت با دیانت درهم آمیخته، این نگاه به حوزه سیاست و حکومت هم سرایت کرده است. جایگاه مردم در حکومت دینی، تابع همان نگاهی است که در دینداری و رابطه مردم با عالمان دین وجود دارد.

استاد مهریزی در پاسخ به پرسشی درباره نقش مردم در مشروعیت حکومت براساس اندیشه فقهای شیعه گفت: اگر گفته شود نقش مردم فقط در اجراست و مشروعیت از خدا می‌آید، این ادامه همان نگاه اول است، اما اگر گفته شود نقش مردم مشروعیت‌بخش است، این نگاه دوم است. در برخی روایات نیز به مردم خطاب می‌شود که شما نظر بدهید و انتخاب کنید و همان انتخاب، مشروعیت‌بخش است.

نقش مردم، مشروعیت‌بخشی است، نه صرفاً مقبولیت‌بخشی

وی ادامه داد: بنابراین نقش مردم، نقش مشروعیت‌بخشی است، نه صرفاً مقبولیت‌بخشی. اگر ولی فقیه نماینده خدا دانسته شود، یک مدل است؛ اما اگر گفته شود در عصر غیبت، مشروعیت حاکم به‌وسیله مردم حاصل می‌شود، مدل دیگری است.

وی عنوان کرد: اگر نقش مردم فقط این باشد که حاکم بتواند حکومت کند، این نگاه ابزاری به مردم است؛ اما اگر مشروعیت حاکم به انتخاب و نظر مردم گره بخورد، این همان نگاه مشارکتی و انسانی است که از آموزه‌های دینی قابل استخراج است.

نسل جدید دیگر نگاه قیم‌مآبانه را نمی‌پذیرد

وی در پاسخ به پرسشی درباره آسیب‌های پررنگ شدن نگاه اول گفت: نسل جدید دیگر آن نگاه قیم‌مآبانه را نمی‌پذیرد. انسان امروزی خود را عاقل و مستقل می‌داند و وقتی نگاه اول حاکم باشد، ارتباط خود را با آن منبع قطع می‌کند. این نگاه می‌تواند به تضعیف نهاد مرجعیت منجر شود، نه به‌خاطر اصل مرجعیت بلکه به‌دلیل نگاه فرهنگی پشت آن.

وی تصریح کرد: این نگاه وابسته‌ساز نه‌تنها دینداری نسل جدید را تضعیف می‌کند، بلکه در نهایت به تضعیف خود نهاد مرجعیت هم می‌انجامد؛ نه به دلیل اصل مرجعیت، بلکه به‌خاطر مبانی معرفتی و فرهنگی‌ای که پشت این نگاه قرار دارد.

استاد مهریزی گفت: می‌توان مرجعیت را با نگاه دوم هم حفظ کرد و نمونه‌هایی مانند رفتار اجتماعی حضرت آیت‌الله سیستانی نشان می‌دهد که این مدل هم می‌تواند مرجعیت را حفظ کند و هم آثار فراوان اجتماعی، دینی و فرهنگی داشته باشد.

[1]. سورهٔ شعراء، آیات ۱۰۶، ۱۲۴، ۱۴۲، ۱۶۱.

[2]. سورهٔ احزاب، آیهٔ ۴۰.

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید