شفقنا- شیما مفیدی راد: در چند هفته گذشته تغییراتی در سیاست خارجی ترکیه و مناسباتش با منطقه و جهان را شاهد بوده ایم که برخی آن را به تحولات پساکودتا نسبت می دهند و برخی دیگر آن را پروسه ای آغاز شده پیش از کودتای نافرجام ترکیه می دانند. دکتر افشار سلیمانی، سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان از دسته دوم است و در گفت وگویش با شفقنا ضمن تأکید بر اینکه روند تغییر در سیاست خارجی ترکیه پیش از کودتا و از زمان روی کار آمدن نخست وزیر جدیدش ایلدیریم آغاز شده است، این نرمش را چندان عمیق نمی داند و در مورد حضور روسیه در منطقه می گوید: عربستان و کشورهای عربی و خود اسراییل می دانند که نزدیکی روسیه به ایران و ترکیه نمی تواند ضرر چندانی به آنها بزند و به همین دلیل واکنش های چندان تندی هم نشان نمی دهند.
خبرنگار شفقنا روند تحولات سیاست خارجی ترکیه و آثار حضور جدی تر روسیه در منطقه و نزدیک شدن به قدرت های منطقه ای را بر واکنش غرب و عربستان به بحث گذاشته است.
*امروز، ترکیه از موضع قبلی خود که رفتن بشار اسد بود، عقب نشینی کرده است، این موضوع تا چه حد می تواند در حل بحران سوریه کمک کند؟
سلیمانی: در حقیقت قبل از کودتای نافرجامی که اتفاق افتاد، ترکیه این قصد را داشت. قبل از کودتا، وقتی ترکیه شروع به حل مشکلاتش با روسیه، همینطور اسراییل کرد و صحبت از این بود که مسایل خود با مصر را نیز حل و فصل کند، این احتمال هم داده می شد که بخواهد مواضع خود نسبت به سوریه را تا حدی تعدیل کند. بعد از کودتا هم با توجه به شرایطی که پیش آمد و چالش هایی که ترکیه و آمریکا و اروپا در رابطه با نوع برخورد با کودتاچیان و همچنین بحث حضور فتح الله گولن در آمریکا پیدا کردند، باعث شد که ترکیه به لحاظ تاکتیکی، بیشتر به این سمت رود که رایزنی های خود را با روسیه و ایران افزایش دهد. در همین ارتباط نیز آقای اردوغان به روسیه رفت و صحبت از این است که به ایران هم بیاید و روند تعدیلی که در سیاست خارجی ترکیه شروع شده بود، بعد از کودتا بیشتر شد. زمانی که آقای بینالی ایلدیریم، نخست وزیر شده بود، اعلام کرد که «ما می خواهیم بر دوستانمان بیافزاییم و از دشمنان خود بکاهیم» و با این موضع گیری به این سمت رفت که مسایل را حل کند. امروز هم صحبت از این است که تا اندازه ای نرمش در سیاست خارجی آنها اتفاق بیافتد. البته من قبلاً هم در مصاحبه های دیگر گفته بودم که به نظر نمی رسد این نرمش چندان عمیق باشد و به طور مثال ترکیه راضی شود که دیگر بشار اسد در سوریه بماند و … . در ظاهر، این تعدیل را صورت می دهد تا آن هم به این فرایند بپیوندد که آقای بشار اسد به عنوان جزیی از فرایند حل بحران در دوران گذار در سوریه باشد، به شرطی که آتش بس شود، مذاکرات به نتیجه برسد، درگیری ها تمام شود، آوارگان برگردند، بعد هم دولت و پارلمان تشکیل شود و دوباره انتخابات شود. مجموعه تحولات در سوریه و داخل ترکیه و مسایلی که بین ترکیه و سوریه و ترکیه و دیگر بازیگران بوده است، ترکیه را به این سمت کشانده که در این قضایا-که به طور مرتب می گفت بشار اسد باید برود و بعد مسایل حل شود- پافشاری چندانی نکند و در قالب فرایند صلحی که قرار است مشکلات سوریه را حل کند با هم همکاری کنند. نخست وزیر و معاون نخست وزیر ترکیه نیز با تأکید بر حفظ تمامیت ارضی سوریه و حقوق برابری که سیاسیون، اقوام و مذاهب و… باید از آن بهرهمند شوند، اعلام کردند که می خواهند در این فضا همکاری کنند تا این مشکل حل شود. چرا که ترکیه نگران بحث کردها در سوریه است زیرا اگر در سوریه، خودمختار یا مستقل شوند، در ترکیه تأثیرگذار است و با توجه به ارتباط پ.ک.ک با کردهای سوریه، نگران است مدلی که در سوریه برای کردها در نظر گرفته شود، کردهای ترکیه هم مطالبه کنند. با توجه به آنکه از سوی دیگر اقلیم کردستان عراق هم صحبت از استقلال می کند، طبیعی است که ترکیه نگران این مسایل باشد. با توجه به نگرانی ترکیه از مسایل کردهای خود، دوست دارد وارد این فرایند شود که بحران سوریه از طریق مذاکرات حل شود، حتی اگر بشار اسد جزو فرآیند حل این مساله باشد که بعدها در قالب مذاکراتی که خود سوری ها اعم از مخالفین و دولت و غیره با هم دارند، به مسایلشان بپردازند. فعلاً تا اینجا موضوع به این شکل است.
*بعد از کودتا ترکیه به شکلی جدی تر شروع به تحرکاتی از جمله حرکت هایی در جهت گسترش روابط خود با روسیه و ایران کرده است و به نظر می رسد در تلاش است خود را از حالتی که قبل از کودتا داشت و به نوعی در گوشه رینگ قرار گرفته بود و نمی توانست مناسبات منطقه ای و بین المللی اش را به خوبی تنظیم کند، خارج شود. فکر می کنید این موضوع در مسایل منطقه ای چطور پیش برود و چقدر می تواند در این موضوع موفق عمل کند؟
سلیمانی: این نظر که صرفاً کودتا باعث رخ دادن این اتفاق شده است را چندان قبول ندارم. نخست وزیر جدید -بینالی ایلدیریم- قبل از کودتا روی کار آمده و همانطور که گفتم اعلام کرده بود که «ما می خواهیم بر دوستانمان بیافزاییم و از دشمنان خود بکاهیم» و در همان قالب با اسراییل، مسایلشان را حل کردند، شروع به حل مسایل با روسیه کردند، حتی با مصر هم می خواستند جلو بروند و نرمشی هم در مقابل سوریه پیدا کردند. در مورد ایران هم ترکیه هیچ زمانی مشکل خاصی با ایران نداشته است؛ بحث سوریه مشکلاتی ایجاد کرده بود که بعد از داستان های اخیر، وضعیت به گونه ای شد که ترکیه به توسعه روابط خود با ایران بیشتر علاقه مند شد، اما به نظر می رسد ترکیه در همان خطی که قبلاً در توسعه روابط با ایران بود، حرکت خواهد کرد و تفاوت چندانی در مورد توسعه روابط با ایران نخواهد داشت زیرا روابط قبل از این هم وجود داشت و توسعه هم پیدا می کرد و فقط اگر مواضع آنها در مورد سوریه به هم نزدیک شود، باعث می شود همکاری بیشتری با هم داشته باشند. همچنن روسیه و ترکیه در مورد موضوع سوریه تا حدی به هم نزدیک می شوند و قرار شده است که ماجرای 8 ماه پیش را هم فراموش کنند و بیشتر به دنبال همکاری های اقتصادی و تجاری باشند. رویکرد اقتصادی ترکیه در مناسبات با روسیه و ایران بر بقیه زمینه های روابط می چربد و نگرانی هایی که ترکیه بعد از داستان سرنگونی هواپیمای روسیه داشت نیز بیشتر مسایل اقتصادی بود. مبادلات 37 میلیارد دلاری روسیه و ترکیه در 8 ماه به 24 میلیارد دلار کاهش پیدا کرده بود و زیان هایی برای ترکیه به همراه داشت. البته تأثیرات منفی برای روسیه هم داشت، اما بیشتر ترکیه از این موضوع آسیب می دید. به نظر می رسید که در این موضوع، بیشتر شاهد تعمیق روابط اقتصادی خواهیم بود و این هم روندی است که ترکیه قبل از کودتا هم می خواست دنبال کند. در عین حال این تحول جدیدی خواهد بود که در مورد سوریه، تا حدی نرمش از طرف ترکیه می بینیم و با توجه به چالش هایی که ترکیه با غرب پیدا کرده است، این موضوع تا اندازه ای پررنگ تر شده است. شاید در مورد سوریه این موضوع، تا حدی نیز جنبه ی عمل گرایانه و مقداری هم جنبه تاکتیکی داشته باشد، نه این که ترکیه، سیاست خود را 180 درجه تغییر دهد و کاملاً در کنار ایران و روسیه قرار بگیرد. من به این شکل نمی بینیم، مگر اینکه اتفاق خاصی بیفتد و میان ترکیه و آمریکا تنش خاصی ایجاد شود، تا این وضعیت رخ دهد. حتی بعضی ها احتمال آمدن چین را هم مطرح می کنند، اما به اعتقاد من چین هم نمی آید در بحث سوریه قرار بگیرد و بیشتر مسایل اقتصادی را اولویت قرار می دهد و نمی خواهد هزینه کند، اما در عین حال کمی هم از این بازی ها انجام می دهد. این رویکردها را بیشتر، تاکتیکی می بینم و در عین حال بعضی از آنها می تواند تا حدی عمل گرایانه باشد.
*اینکه روسیه در حال نزدیک شدن به قدرت های منطقه ای است و تلاش می کند بحران سوریه را حل کند، چه تأثیری می تواند بر روابطی داشته باشد که غرب با کشورهای منطقه دارد؟
سلیمانی: بحث سوریه، پدیده ای نیست که روسیه بخواهد تنهایی حل کند یا ایران و روسیه یا ایران و روسیه و ترکیه بخواهند حل کنند. این امکان پذیر نیست که یک طرفه حل کنند، کما اینکه آن طرف ماجرا هم یعنی آمریکا و عربستان و کشورهای اروپا که در سوریه به عنوان ائتلاف آمریکا در کنار آن هستند نیز نمی تواند به تنهایی حل کند. حل بحران سوریه مستلزم هماهنگی همه بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای است که به یک نقطه و مخرج مشترکی برسند که این مساله را حل کنند. با قوای داخلی و مخالفان دولت اسد صحبت کنند تا آتش بس برقرار شود و داعش از آنجا برود یا خیلی ضعیف شود و مخالفان دولت سوریه هم در عین اختلاف باید تا حدی با این بازیگران همسو باشند تا وقتی مذاکرات سوری سوری انجام می شود، مشخص باشد که دولت سوریه با کدام مخالفان خود صحبت می کند. به این شکل که مخالفان واقعی دولت سوریه و همینطور تروریست ها مشخص و از هم تفکیک شوند، مذاکرات با دولت سوریه نیز با نظارت سازمان ملل و کمک های حاشیه ای این بازیگران انجام شود و یک مخرج مشترک بگیرند و مساله را حل کنند. یک ائتلاف این سمت یا سوی دیگر به تنهایی نمی تواند مشکل سوریه را حل کند. با توجه به اختلافات فراوانی که در موضوع سوریه –در داخل، بین میانجی گرها و همینطور بخش های تروریستی- وجود دارد، به این زودی چشم انداز مثبتی دیده نمی شود و به نظر نمی رسد به این زودی حل شود. در عین حال اگر همه برای حل آن تلاش کنند، حداقل از فرسایشی شدن این بحران جلوگیری می شود. چه نیروهای داخلی و چه نیروهای خارجی دخیل در بحران سوریه باید پیش بروند و موضوع را حل کنند و در گفت وگوها به یک مخرج مشترک برسند و مسایل را حل کنند و آتش بس شکل بگیرد تا انتخابات انجام و دولت جدید سوریه تشکیل شود، قانون اساسی جدید نوشته شود، انتخابات ریاست جمهوری صورت بگیرد و …
*با همه این تفاسیر نمی توان این را هم انکار کرد که روسیه در حال پیدا کردن نقشی فعال تر و قابل توجه در منطقه است، با ترکیه ارتباطی نزدیک تر گرفته است و رابطه اش با ایران تا جایی رفته که آقای پوتین، ایران را متحد استراتژیک خود در منطقه معرفی می کند. این موضوع و روند رو به رشد حضور روسیه در منطقه موجب واکنش غرب نخواهد شد به گونه ای که بخواهد در منطقه یارگیری کند؟ و اصلا آمریکا و اروپا بعد از قرن ها اجازه می دهند که روسیه در منطقه، یکه تازی داشته باشد؟
سلیمانی: نه موضوع به این شکل نیست. یک اینکه روسیه در تلاش است که از این بازی، سهم بگیرد و اصلاً ورود روسیه به بحث سوریه نیز برای همین بوده است که سهم بگیرد، مشکلات خود را درباره اوکراین و تحریم هایی که شده است و پیشروی های ناتو نزدیک روسیه با آمریکا حل کند. به نظر می رسد روسیه می خواهد در اینجا امتیازهایی بگیرد تا از این طریق بتواند مثلاً جلوی پیشروی های ناتو را بگیرد، تحریم ها را بردارد و… . روسیه بیشتر دنبال این است. ضمن این که روسیه به تنهایی هر چه تلاش کند نخواهد توانست، می تواند تا حدی کفه را سنگین کند اما حتی روسیه و ترکیه و ایران در کنار هم نیز به تنهایی نمی توانند مساله سوریه را به سرانجام برسانند و به نظر می رسد همه باید با یکدیگر به توافق برسند. برخی حرکات روسیه در این موضوع نیز تاکتیکی و بیشتر برای امتیاز گرفتن است. اتحاد استراتژیک وقتی معنا دارد که جامع الاطراف باشد. روسیه با اسراییل رابطه دارد، با آمریکا در عین اختلافات رابطه دارد، با عربستان و بسیاری از کشورهای دیگری که با ایران مساله دارند یا رابطه ندارند، رابطه دارد. روسیه از همه اینها استفاده می کند. می توانید تصور کنید که اتحاد استراتژیک ایران و روسیه علیه اسراییل شکل بگیرد و به جبهه ی مقاومت کمک کند؟ این اتفاق نمی تواند رخ دهد. خیال آنها آسوده است که این اتفاق نمی افتد. مگر ائتلاف ایران و روسیه می تواند علیه اسراییل باشد؟ در شرایطی که آقای پوتین در سفر اخیر نتانیاهو به روسیه گفت که اسراییل، متحد ماست. این موارد، داستان های طولانی خواهد بود و به شکلی که بعضی ها تصور می کنند ائتلاف عمیقی شکل می گیرد و علیه غربی ها عمل خواهد کرد، نیست. در نهایت هر چه هم کفه را سنگین تر کنند، باید با هم مساله را حل کنند و سهم خود را بردارند.
*بنابراین شما رویکرد منطقه ای فعلی روسیه را یک استراتژی راهبردی نمی بینید؟
سلیمانی: نه من تاکتیکی می بینم. ضمن این که حتی اگر بخواهد راهبردی هم باشد، روسیه به تنهایی نمی تواند با این کشورها در منطقه حضور داشته باشد و مسایل را حل کند.
*وفکر می کنید به دلیل راهبردی نبودن شکل حضور فعلی روسیه در منطقه و نوع مناسباتش با ایران و ترکیه، حساسیت برانگیز نیست؟ عربستان در قبال نزدیکی روسیه و ترکیه و روسیه و ایران چه واکنشی ممکن است داشته باشد؟
سلیمانی: عربستان و کشورهای عربی و خود اسراییل می دانند که نزدیکی روسیه به ایران و ترکیه نمی تواند ضرر چندانی به آنها بزند و به همین دلیل واکنش های چندان تندی هم نشان نمی دهند.











