شفقنا- وزرای خارجهٔ اتحادیهٔ اروپا تنها به یک نشست کوتاه و سریع نیاز داشتند تا بهصورت اجماعی، بستهای سنگین از تحریمها علیه ایران را تصویب کنند. این جلسه نه شاهد بحثهای طولانی بود و نه تردید و درنگی در آن دیده شد؛ نه نیازی به کمیتههای حقیقتیاب بود و نه گزارشهای پیچیده. با چند جملهٔ عاری از توضیح، نظام ایران محکوم شد و شایستهٔ سختترین تحریمها دانسته شد، چراکه به زعم آنها، «مردم خود را سرکوب میکند و معترضان را میکشد».
به گزارش شفقنا، «علی انوزلا» نویسنده مراکشی و برنده جایزه «رهبران به خاطر دموکراسی در سال ۲۰۱۴» با اشاره به این موضوع، در العربی الجدید نوشته است: به این ترتیب و با یک امضا، «سپاه پاسداران» ایران—که یک نیروی نظامی رسمیِ وابسته به دولتی دارای حاکمیت است—در فهرست سازمانهای تروریستی قرار گرفت؛ اقدامی بیسابقه در تاریخ معاصر که هرگز در مورد ارتشهای نظامیِ حاکم بر کشورهایی که مرتکب کشتارهای مستند علیه ملتهای خود شدهاند و همچنان میشوند، اعمال نشده است. نمونهٔ روشن آن برمه (میانمار) است؛ جایی که ارتش حاکم از زمان کودتا علیه دولت غیرنظامی در سال ۲۰۲۱، هزاران نفر را کشته و میلیونها نفر را آواره کرده، بیآنکه حتی به ذهن بروکسل خطور کند ارتش آن کشور را «تروریستی» بنامد.
وی افزود: در نقطهای نهچندان دور از اتحادیهٔ اروپا، یعنی سودان، که یک شبهنظامی وابسته مرتکب جنایات هولناک علیه مردم سودان شده است، اتحادیهٔ اروپا در همان هفته به صدور تحریمهایی بسیار سبک بسنده کرد؛ تحریمهایی در حد مسدودسازی حسابها و ممنوعیت سفر، آن هم علیه چند نفر محدود از اعضای این گروه، که تعدادشان از انگشتان یک دست هم فراتر نمیرفت!
تمام اتهاماتی که تحریمها علیه ایران بر پایهٔ آنها بنا شده، در بخش قابلتوجهی به گزارشهای اطلاعاتی غربی و اسرائیلی متکی بوده است.
در نگاه نخست، همهٔ تحریم ها و اتهام زنی های اروپا علیه ایران با ارزشهای اعلامی اتحادیهٔ اروپا، گفتمان حقوق بشری آن، و شعارهایش دربارهٔ حمایت از غیرنظامیان، کرامت انسان و حاکمیت قانون همخوان به نظر میرسد. اما پرسش اصلی اینجاست: این دوگانگی آشکار معیارها که دیگر بر کسی پوشیده نیست—و حتی خود اتحادیهٔ اروپا نیز ظاهراً زحمت توجیه آن را به خود نمیدهد—بهویژه هنگامی که پای غزه و رنج فلسطینیان در میان است، چگونه قابل توضیح است؟ مردمی که زیر اشغال دولتی زندگی میکنند که شریک راهبردی اتحادیهٔ اروپا و کشورهای عضو آن است.
در مورد غزه—که دو سال و نیم است در معرض جنگی ویرانگر و نسلکشانه قرار دارد—با وجود کشتار جمعی، هدف قرار دادن نوزادان نارس، کودکان، زنان، غیرنظامیان و حتی حیوانات خانگی، بمباران کورکورانهٔ بیمارستانها، مدارس و چاههای آب، ویرانی گستردهٔ مناطق مسکونی، جلوگیری از ورود دارو، غذا و کمکهای انسانی، مرگ کودکان از گرسنگی و سرما، قتل روزنامهنگاران، امدادگران و نیروهای انسانی، ممنوعیت سفر، رها شدن بیش از دو میلیون نفر در فضای باز زیر چادرهای فرسوده یا در ساختمانهایی در آستانهٔ فروپاشی، جلوگیری از ورود رسانهها به غزه… همهٔ این فجایع، اتحادیهٔ اروپا—که خود را مدافع حقوق بشر میداند—را وادار نکرد حتی یک نشست اضطراری یا جلسهای فوری برگزار کند. در عوض، نوعی انجماد سیاسی تا مرز فلجشدگی دیده میشود. نه تحریمی علیه متجاوز وضع شد، نه ارتش جنایتکار آن و فرماندهان و سیاستمدارانش تروریستی خوانده شدند. بلکه برعکس، آنچه در دو سال گذشته شاهد بودهایم، تردید، تعلل، چشمپوشی، و حتی توجیههای زننده بوده است؛ آنهم زمانی که بروکسل از انجام هر اقدام «معنادار» علیه شریک خود، اسرائیل، ناتوان میماند.
تناقض تلخ اینجاست که خود اتحادیهٔ اروپا، بر اساس یک تحقیق رسمی، به این نتیجه رسیده که اسرائیل بند حقوق بشرِ توافقنامهٔ مشارکت با اتحادیه را نقض کرده است. با این حال، نه این توافق تعلیق شد، نه تحریمی اعمال گردید، و نه از ابزارهای فشاری استفاده شد که اتحادیهٔ اروپا بهراحتی علیه کشورهای آفریقایی و رژیمهای آمریکای لاتین و آسیا به کار میگیرد.
این تناقض آشکار—که اتحادیهٔ اروپا را در برابر ایران سختگیر و شتابزده، و در برابر اسرائیل سهلگیر و مردد نشان میدهد—زمانی برجستهتر میشود که بدانیم بخش قابلتوجهی از اتهامهای مبنای تحریمهای ایران بر گزارشهای اطلاعاتی غربی و اسرائیلی، مطالب رسانهای درزکرده، ویدئوهایی با زمینهٔ زمانی و مکانی نامشخص، و منابع مخالف مقیم خارج استوار بوده است. حتی جعلیبودن برخی از این موارد آشکار شد؛ از جمله تصویری که از زنی بهعنوان قربانی سرکوب در ایران منتشر شده بود، اما در واقع متعلق به یک شهروند اسرائیلی بود که بعدها در ویدئویی از فلسطین اشغالی ظاهر شد و تأکید کرد هرگز به ایران سفر نکرده است.
همچنین، آمار قربانیان که به دهها هزار نفر توسط آنها افزایش داده شد، با گزارشهای مستقل و مستند پشتیبانی نشد. این در حالی است که بمباران و کشتار جمعی بهصورت روزانه و زنده در برابر دیدگان جهان در غزه جریان دارد و شمار قربانیان آن—شهیدان، مفقودان و مجروحان—از ۱۷۰ هزار نفر فراتر رفته است؛ که اغلب آنان کودکان، زنان و غیرنظامیان بیدفاعاند.
با این همه، حتی اگر همهٔ اتهامها علیه ایران را هم بپذیریم، پرسش نگرانکننده همچنان پابرجاست: چرا همین معیارها با سختگیری کامل علیه ایران اجرا میشود، اما وقتی نوبت به اسرائیل میرسد، معلق میگردد؟
متن خبر در العربی الجدید











