شفقنا- علي باقري، فعال سياسي اصلاحطلب در گفتوگو با «اعتماد» با اشاره به تحولات اخير ميگويد: «فضاي عمومي كشور و همچنين بازتابهاي بينالمللي در دو روز گذشته نشان ميدهد كه تلقي غالب از يك فضاي جنگي، جاي خود را به اميدواري نسبت به مسير ديپلماسي داده است. مجموعه اخبار غيررسمي كه از داخل و خارج كشور به گوش ميرسد، حكايت از آن دارد كه افق مذاكرات روشنتر از گذشته شده و همين موضوع توانسته جو رواني حاكم بر كشور و منطقه را به شكل محسوسي تغيير بدهد. اين تغيير فضا در شرايطي رخ داده كه كشور همزمان با تنشها و بحرانهاي داخلي، تحت شديدترين تهديدات خارجي، ازجمله تهديد به جنگ از سوي امريكا، قرار داشت؛ شرايطي كه معمولا كشورها را به سمت انفعال سوق ميدهد.»
باقري با اشاره به حوادث داخلي ماههاي گذشته تصريح ميكند: «كشور هزينههاي سنگيني را پشت سر گذاشت و متأسفانه بيش از سه هزار نفر از فرزندان اين ملت جان خود را از دست دادند، اما با وجود اين فشارها، ايران توانست از اين مقطع حساس با حفظ انسجام و اقتدار عبور كند. در اوج تهديدات و لشكركشيهاي تبليغاتي امريكا و در حالي كه بسياري از كشورها در چنين شرايطي دچار سردرگمي استراتژيك ميشوند، ايران توانست با تركيبي از اقتدار و تدبير، مسير خود را حفظ كند و اجازه ندهد تهديد خارجي، تصميمسازيهاي كلان كشور را مختل كند. به نظر من، پايه اصلي شرايطي كه امروز امكان مذاكره را فراهم كرده، همين نوع مواجهه مقتدرانه و در عين حال مدبرانه ايران بوده است؛ مواجههاي كه نقش هدايتها و مواضع قاطع رهبر انقلاب در آن غيرقابل انكار است. مذاكرهاي كه امروز از آن صحبت ميشود، نه از سر ضعف، بلكه بر مبناي منافع ملي و حاصل مقاومت مرحله قبل است؛ مقاومتي كه كشور را از موضع انفعال خارج كرد و دست مذاكرهكنندگان را پر نگه داشت.»
او در پاسخ به اين پرسش «اعتماد» كه اصول حاكم بر اين دور از مذاكرات با توجه به تجربه قبلي گفتوگوها چه خواهد بود، ميگويد: «مبناي مذاكره، ذاتا بدبينانه است و هيچ مذاكرهاي با فرض حسننيت كامل طرف مقابل شكل نميگيرد. قرار نيست مذاكره مبتني بر حاصل جمع برد – باخت شكل بگيرد. چرا كه بايد شرايط برد – برد و پايدار شكل بگيرد كه تداوم داشته باشد. توافق پايدار زماني شكل ميگيرد كه توازن منافع و قدرت در آن لحاظ شود. خط قرمز اصلي ايران در هر گفتوگويي، حفظ قدرت بازدارندگي كشور است. ما همچنان با تهديدات بالفعل خارجي مواجه هستيم و تا اطلاع ثانوي، نمیتوان اين واقعيت را ناديده گرفت. در شرايطي كه اسراييل، نه يك دشمن بالقوه بلكه يك دشمن بالفعل در منطقه محسوب ميشود و نقش آن در آشوبهاي اخير كشور آشكار شده، بديهي است كه ايران حاضر به معامله بر سر توان دفاعي و امنيت ملي خود نخواهد بود. تجربه نشان داده كه نميتوان برنامهريزي راهبردي را بر اساس اظهارات مقطعي رييسجمهور امريكا بنا كرد، اما مجموعه قرائن و اخبار غيررسمي ميتواند مبنايي براي نوعي خوشبيني محتاطانه نسبت به روند مذاكرات باشد.» باقري يادآور ميشود: «در حوزه مسائل داخلي، اظهاراتي كه از سوي امريكا درباره نحوه مواجهه ايران با معترضان مطرح ميشود، فاقد اثرگذاري واقعي است؛ چرا كه تنظيم سياستهاي داخلي، امري كاملا درونزا و مبتني بر اراده ملت و حاكميت ايران است. اين گونه مواضع بيش از آنكه بخشي از دستوركار واقعي مذاكرات باشد، جنبه تبليغاتي دارد و نبايد آن را تعيينكننده دانست.»
اين كارشناس درخصوص محور هستهاي مذاكرات نيز ميگويد: «همان طور كه آقاي عراقچي در گفتوگوي اخير خود با سيانان اشاره كردند، اگر مذاكرات در اين مرحله بر مبناي منافع متقابل و بدون نگاه تحميلي و تحقيرآميز پيش برود، دستيابي به توافق دور از دسترس نخواهد بود. ديپلماسي كارآمد، ديپلماسي «هنرمندانه» است؛ ديپلماسياي كه ضمن درك واقعيتهاي ژئوپليتيك و تداوم برخي اختلافات ساختاري با امريكا، بتواند موازنهاي عقلاني ميان مقاومت و گفتوگو ايجاد كند. ايران امروز نشان داده كه هم براي مقاومت آماده است و هم براي مذاكره؛ و اين آمادگي دوگانه، مهمترين پشتوانه هر گفتوگوي احتمالي در آينده خواهد بود.»











