امروز : شنبه 22فروردینماه 1405 | ساعت : 21 : 40

آخرین اخبار

بقایی: ترغیب علنی به تروریسم دولتی باید توسط همگان محکوم شود

شفقنا- اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه با اشاره...

ابراز امیدواری حکیم نسبت به تحقق صلح پایدار در منطقه

شفقنا- سید عمار حکیم، رهبر جریان حکمت ملی عراق،...

روایت دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت از روند مذاکرات اسلام‌آباد

دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت در مورد روند مذاکرات اسلام‌آباد...

چرا با وجود آتش‌بس، قیمت بنزین در آمریکا کاهش نمی‌یابد؟

شفقنا-روزنامه «وال استریت ژورنال» نوشت:آمریکایی‌ها با یک وضعیت اقتصادی...

وزیر پاکستانی: «تمام اقتصاد جهانی، ذینفع مذاکرات ایران و آمریکا است»

شفقنا- وزیر برنامه‌ریزی و توسعه پاکستان، ابراز امیدواری کرده...

مذاکرات با گذشت نزدیک به 4 ساعت هنوز ادامه دارد

شفقنا- مذاکرات با گذشت نزدیک به 4 ساعت هنوز...

فرانس24: گفتگوی تلفنی رییس جمهور فرانسه و دکتر پزشکیان

شفقنا- رئیس جمهور فرانسه به صورت تلفنی با رئیس...

پزشکیان: هیات ایرانی شجاعانه مذاکره خواهد کرد

رئیس‌جمهوری تأکید کرد: هیئت ایرانی عالی رتبه‌ای که در...

اعلام شیوه فعالیت مدارس تا پایان فرودین 1405

شفقنا- صادقی، رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی...

«نزار آمیدی» رییس جمهور عراق شد

شفقنا- پارلمان عراق امروز شنبه در دومین دور رای‌گیری،...

بازخوانی تاریخ/ بازگشت امام خمینی(ره) به ایران و سخنرانی در فرودگاه و بهشت زهرا

شفقنا- بازگشت امام خمینی (ره) به ایران با اما و اگرهایی مواجه بود و بستن فرودگاه ها به وسیله بختیار هم مضاعف بر این اما و اگرها شد. شاید به جز خود امام بقیه نگران جان ایشان بودند و دلشوره داشتند اما امام محکم و استوار بودند بی آنکه سر سوزنی ترس به خود راه دهند. مرحوم صادق طباطبایی از همراهان امام در هواپیما آن ساعت ها را اینگونه توصیف کرده است:

در هواپیما جنب و جوش خاصی وجود داشت. یک ساعتی که از پرواز گذشت قسمت بالای هواپیما را آماده کردند و امام به آنجا رفتند و یکی از همراهان هم روی پله ها مستقر شد که افراد متفرقه بالا نروند تا امام بتوانند استراحت کنند. بعد از مدتی من رفتم بالا، ایشان مشغول نماز بودند. در فاصله نمازها، پهلوی ایشان نشستم و مقداری با هم صحبت کردیم.

من اجازه گرفتم که یک خبرنگار و فیلمبردار بالا بیایند و در این لحظات گفتگویی انجام دهند، امام پذیرفتند و من به آقای پیتر شولاتور گزارشگر و مفسر کانال دوم تلویزیون آلمان اطلاع دادم و او به همراه آقای کافمن که فیلمبردار او بود، آمدند و مقداری از عبادت های امام تصویر برداشتند و دو سه تا سؤال هم از امام کردند.

در این فاصله آقای محتشمی آمد بالا و یک یادداشتی به امام داد و گفت نقل است که به هنگام دلهره و اضطراب این دعا خوانده شود و پایین رفت. وقتی ایشان رفت امام آن یادداشت را بدون آن که به آن نگاه کنند، تا کرده و زیر پتوی خود گذاشتند و نشان دادند که چقدر اضطراب و التهاب دارند!

حدود 20 دقیقه این خبرنگاران فیلم گرفتند و رفتند. حاج احمدآقا آمد بالا و روی کاناپه دراز کشید… بعد از نماز صبح دوباره نزد امام رفتم، کمی التهاب و اضطراب هم داشتم… در این فاصله یکی از برادران آمد بالا و رفت به طرف حاج احمدآقا. امام پرسیدند چه کار داری؟ گفت می‌خواهم بیدارشان کنم چون چند دقیقه دیگر نماز قضا می شود. امام گفتند به شما گفته است که برای نماز بیدارش کنید؟ او گفت: نه به من نگفته است. امام گفتند: حق ندارید بیدارش کنید او هم برگشت و رفت.

ورود امام(ره) به ایران

سرانجام امام پس از تحمل 14 سال دوری از وطن و در میان استقبال گرم و باشکوه ملت در 12 بهمن 57 حدود ساعت 9:30 صبح به وقت تهران وارد فرودگاه مهرآباد تهران شدند و در سخنرانی کوتاهی که در فرودگاه انجام دادند بر هوشیاری مردم نسبت به نفوذ بیگانگان تأکید کردند.

سخنرانی تاریخی امام(ره) در فرودگاه مهرآباد

“بسم‌ اللّه‌ الرحمن الرحیم

من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر می‌ کنم. عواطف ملت ایران به دوش من بار گرانی است که نمی‌ توانم جبران کنم. من از طبقۀ روحانیون که در این قضایای گذشته جانفشانی کردند، تحمل زحمات کردند، از طبقۀ دانشجویان که در این مسائل مصایب دیدند، از طبقۀ بازرگانان و کسبه که در زحمت واقع شدند، از جوانان بازار و دانشگاه و مدارس علمی که در این مسائل خون دادند، از اساتید دانشگاه، از دادگستری، قضات دادگستری، وکلای دادگستری، از همۀ طبقات، از کارمندان، از کارگران، از دهقانان، از همۀ طبقات ملت تشکر می‌ کنم.

آن زحمت های فوق‌العادۀ شماست که با وحدت کلمه پیروز شدید؛ البته در قدم اول، پیروزی شما… الآن[در مرحله اول است] و آن اینکه خائن اصلی را که محمدرضا نام دارد، از صحنه کنار زدید. گرچه گفته می‌ شود که در خارج از کشور به دست و پا افتاده است؛ و حالا که ارباب ها هم دست رد بر سینۀ او زده‌ اند و او را راه نمی‌ دهند، حالا متوسل شده به بعضی همجنس های خودش، شاید بتواند باز راهی پیدا کند. و این یک خیال خامی است که بعد از پنجاه سال خیانت های این سلسله و بعد از سی و چند سال جنایات و خیاناتِ این شخص خائن به این مملکت، که مملکت ما را به عقب راند، مملکت ما را ـ فرهنگش را فرهنگ استعماری کرد، زراعتش را به باد فنا داد، خزاینش را به باد فنا داد، مملکت را ویران کرد، و جُندیِ او و ارتش او را تابع ارتش غیر کرد، تابع مستشاران غیر کرد و اینها تأسفاتی است که ما داریم و ملت ما دارند، [بار دیگر بتواند به قدرت باز گردد].

ما پیروزی مان وقتی است که دست این اجانب از مملکت مان کوتاه شود و تمام ریشه‌ های رژیم سلطنتی از این مرز و بوم بیرون برود و همه رانده بشوند. و این کارها و این چیزهایی که اخیراً واقع می‌ شود و دست و پا می‌ زنند عمال اجانب که یا شاه را برگردانند ـ یعنی شاه سابق ـ و یا رژیم دیگری و یا رژیم سلطنتی را حفظ کنند، این مطلب را باید بدانند که گذشته است مطلب؛ و اینطور مسائلی که شما پیش می‌ آورید دست و پایی بیش نیست. و اگر تسلیم ملت نشوید، ملت شما را به جای خودش می‌ نشاند.

ما باید از همۀ طبقات ملت تشکر کنیم که این پیروزی تا اینجا به واسطۀ وحدت کلمه بوده است. وحدت کلمۀ مسلمین ـ همه، وحدت کلمۀ اقلیت های مذهبی با مسلمین، وحدت دانشگاه و مدرسۀ علمی، وحدت طبقۀ روحانی و جناح سیاسی. باید همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه رمز پیروزی است؛ و این رمز پیروزی را از دست ندهیم و ـ خدای نخواسته ـ شیاطین بین صفوف شما تفرقه نیندازند. من از همۀ شما تشکر می‌ کنم و از خدای تبارک و تعالی سلامت و عزت همۀ شما را طالب، و از خدای تبارک و تعالی قطع دست اجانب و ایادیِ بسته به آنها را خواهان هستم.

سخنرانی امام در بهشت زهرا(س)

پس از پایان مراسم استقبال در فرودگاه، امام به سمت بهشت زهرا حرکت و سخنرانی مهمی کردند.

امام خمینی در این سخنرانی با استناد به قانون، دولت بختیار را غیرقانونی معرفی و گفتند: مجلسی که بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس مجلسِ غیرقانونی است… و اما دولتی که ناشی مى‌شود از یک شاهی که خودش و پدرش غیرقانونی است، خودش علاوه بر او غیر قانونی است، وکلایی که تعیین کرده است غیرقانونی است، دولتی که از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است.

سپس امام با اشاره به کارنامه شاه فرمودند: در تهران مرکز مشروب‌فروشی بیشتر از کتابفروشی است.‌.. سینماى ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم، ما با مرکز فحشا مخالفیم‌… ما با آن‌چیزى که درخدمت اجانب براى عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروى انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ایشان در ادامه افزودند: من باید عرض کنم که محمدرضاى پهلوى… مملکت ما را خراب کرد، قبرستان‌هاى ما را آباد کرد. و در خصوص آسیب‌های اصلاحات ارضی که از دوره نخست وزیری دکتر علی امینی آغاز شده بود، بیان داشتند: اصلاحات ارضى‌شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد که به‌ کلی دهقانی از بین رفت، به‌ کلی زراعت ما از بین رفت، و الآن شما در همه چیز محتاجید به خارج. یعنی محمدرضا این کار را کرد تا بازار درست کند براى آمریکا و ما محتاج به او باشیم.‌.. «اصلاحات ارضى» یک لطمه‌اى بر مملکت ما وارد کرده است که تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بکنیم. سپس در رابطه با تعیین دولت فرمودند: من دولت تعیین مى‌کنم! من تو دهن این دولت مى‌زنم! من دولت تعیین مى‌کنم! من به پشتیبانى این ملت دولت تعیین مى‌کنم!

امام در ادامه سخنان خود، خطاب به شاپور بختیار تصریح کردند: مى‌گوید که در یک مملکت که دو تا دولت نمى‌شود! خوب، واضح است این؛ یک مملکت دو تا دولت ندارد؛ لکن‌ دولت غیر قانونی باید برود. تو غیرقانونی هستى! دولتی که ما مى‌گوییم، دولتی است که متکی به آراى ملت است؛ متکى به حکم خداست.

امام خمینی بعد از این سخنرانی تاریخی با هلی‌کوپتر از بهشت زهرا خارج می‌شود. هلی کوپتر ایشان در مکانی خلوت در غرب تهران به زمین می‌نشیند و امام خمینی از آن جا جهت اقامه نماز و استراحت به منزل یکی از اقوام در خیابان ولیعصر می‌روند. ایشان شب سیزدهم بهمن ماه به مدرسه رفاه می‌روند که جهت اقامت ایشان در نظر گرفته شده بود و از فردای آن روز به مدرسه علوی شماره دو در خیابان ایران منتقل می‌شوند. و تا ده اسفندماه 57؛ یعنی قبل از عزیمت به شهر قم، در مدرسه علوی می‌مانند.

با اطلاع عموم مردم از محل اقامت ایشان در روز سیزده بهمن ماه، سیل جمعیت به سمت مدرسه علوی به راه می‌افتد. کمیته استقبال از امام خمینی نیز که انتظار چنین استقبالی را از قبل داشت، طی اطلاعیه‌ای ساعات دیدار با امام را مشخص کرد. براساس این اطلاعیه، مردان از ساعت 9 صبح تا 12 و زنان از ساعت 3 بعدازظهر تا 6 می‌توانستند برای دیدار با امام به محل اقامت ایشان بروند.

منابع: 

صحیفه امام؛ ج ۶، ص ۸-۹

صحیفه امام (1379)، همان، ج 6، ص 13-19

خاطرات سیاسی- اجتماعی دکتر صادق طباطبایی، ج 3، ص 213-214

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید