شفقنا- استاد کلام و عرفان حوزه علمیه قم معتقد است: سنت های اصیل حوزوی که به عنوان سرمایه های راهبردی حوزه های علمیه شناخته می شوند باید متناسب با زمان بروز شوند و برای این امر لازم است بزرگان حوزه، مراجع تقلید، شخصیت های شاخص و تاثیرگذار حوزه ورود کنند تا هم سنت های اصیل حفظ شود و هم طلاب با توجه به اقتضائات روز تربیت شوند.
به گزارش شفقنا، حفظ و پاسداشت سنت های اصیل حوزه های علمیه همچون «ساده زیستی»، «مردمداری»، «مباحثه»، «استقلال و عدم وابستگی به دولت» همواره مورد توجه بزرگان و علما بوده است؛ اما با توجه به ورود برخی از روحانیون به عرصه سیاست و قدرت تا چه اندازه این امور در حوزه های علمیه امروز ایران حفظ می شود، موضوعی است که شفقنا با حجت الاسلام والمسلمین حسن رمضانی، استاد علوم عقلی و عرفان حوزه علمیه قم و عضو هیئت تحریریه فلسفه و کلام مرکز فرهنگ و معارف قرآن قسمت دائرةالمعارف قرآن کریم در میان گذاشته است.
متن گفت وگوی خبرنگار شفقنا با این استاد حوزه علمیه قم را بخوانید:
تا چه اندازه سنت سادهزیستی در حوزههای امروز پاس داشته میشود؟
اگر مراد از حوزه تمام کسانی که ملبس به لباس روحانیت هستند باشد، نمی توانیم این ادعا را داشته باشیم چون در هر صنف و طبقه ای یک اصیلی و یک دخیلی در کار است؛ کسانی که اصیل هستند حسابشان متفاوت از کسانی است که دخیل هستند. روحانیون اصیل اهل علم و عمل هستند و خود را به متاع دنیا نفروخته و نمی فروشند، بلکه کار خود را در راستای کار انبیای الهی تعریف می کنند. این روحانیون عمل به تکلیف برای آنها تعیین کننده است. اینها دین را تبلیغ و حقایق را تبیین می کنند. بنابراین در حوزه، افرادی هستند که ساده زیستی را در پیش گرفته و تنها به تکلیف خود که تبلیغ رسالت الهی است عمل می کنند، نمونه آن رهبر انقلاب اسلامی است که با وجود جایگاه رفیعی که دارند زندگی ایشان زاهدانه است و به حداقل ها اکتفا می کند.
در مقابل، افرادی هم هستند که لباس روحانیت را بر تن دارند اما ساده زیستی را مراعات نمی کنند و البته اینها ملاک نیستند. کسانی که آگاه و بصیر هستند باید به روحانیون اصیل نگاه کنند و آنها را ملاک قضاوت خویش قرار دهند.
همواره در حوزه ها، انسان های پاک، شریف، فاضل، فداکار و قانع وجود داشته و الان هم وجود دارد همانگونه که در سابق مدعیان کاذب وجود داشته و الان هم وجود دارند. در ارزیابی حوزه ها باید انصاف داشت و خوبی ها و بدی ها را باهم دید و با انصاف، اینها را از یکدیگر تفکیک کرد.
آیا سنت راستگویی و صداقت علمی در برابر فشارهای سیاسی و رسانهای همچنان حفظ شده است؟
روحانیت اصیل همواره صادق بوده و نیز صادق هستند، کذب و دروغ و ریا و ظاهرسازی در کار آنها نبوده و نیست. در نقطه مقابل، مدعیان هستند که با وجود برتن داشتن لباس روحانیت، صداقت لازم را ندارند. نمی توان اینها را به عنوان یک روحانی اصیل پذیرفت و براساس همین ها قضاوت کرد. همواره سِره (خالص) و ناسِره (مغشوش) وجود داشته است. راه روحانیت اصیل، راه امیرالمومنین (ع) است که هیچگاه برای پیشبرد اهداف سیاسی حاضر به دروغگویی و کلاه بر سر دیگران گذاشتن نشد. هنگامی که موضوع خلافت ایشان بعد از عمر مطرح شد، سخنگوی شورای خلافت به امیرالمومنین (ع) گفت که آیا تعهد می کنی که براساس سیره پیامبر (ص) و خلفای پیشین عمل کنی؟ حضرت درپاسخ فرمود: «من براساس سیره پیامبر اکرم (ص) و سیره خودم عمل می کنم».
کسی که علوی فکر می کند و حوزوی است و به سیره امام علی (ع) عمل می کند، قطعا هیچگاه صداقت خود را به خاطر ریاست چندروزه دنیا مخدوش نمی کند و زیر سوال قرار نمی دهد.
سنت مردمداری در حوزه امروز چه جایگاهی دارد؛ آیا روحانیون همچنان در متن زندگی مردم حضور دارند یا بیشتر در ساختارهای رسمی و اداری محدود شدهاند؟
هر دو حالت وجود دارد. روحانیت اصیل هیچگاه از مردم جدا نبوده و نیست و نخواهد بود. روحانیت اصیل فانی در مردم است، در راستای انبیاء و اولیا حرکت می کند. انبیا و اولیای الهی یک دست به سمت خدا داشتند و از او دریافت می کردند و یک دست به سوی مردم داشتند و به آنها خیر را می رساندند. همانگونه که در خدمت خدا بودند و نسبت به خداوند احساس دِین می کردند، در رابطه با مردم هم احساس دِین می کردند. روحانیتی که غیر از این باشد، «مدعی روحانیت» است. و البته کسانی هستند در لباس و کسوت روحانیت که خود را از مردم جدا می کنند و در راستای منافع خود حرکت می کند که ما اینها را نه «روحانی» که «جسمانی» می دانیم.
روحانی اصیل دارای چه ویژگی هایی است؟
روحانی اصیل دو ممیزه دارد؛ اول اینکه اهل علم و فضل است و از تخصص های مربوطه و علوم دینی بهره می برد و در راس همه اینها، عقاید، معارف، اخلاقیات و فقه و امثالهم قرار دارد. دوم؛ پاک بودن؛ اهل تقوا و طهارت است.
روحانی اصیل که هم عالم و فاضل و پاکدست است هیچگاه رابطه خود را با مردم قطع نمی کند همانگونه که رابطه خود را با خدا قطع نمی کند؛ یک دست به طرف بالا دارد و از خدا تحویل می گیرد و یک دست به طرف مردم دارد و به مردم تحویل می دهد.
آیا استقلال مالی حوزهها از دولت همچنان برقرار است یا وابستگیهای جدید آن سنت دیرینه را تضعیف کرده است؟
بزرگان حوزه تلاش می کنند که استقلال مالی حوزه را حفظ کنند و همواره سعی بر این بوده است. حالا گاهی اوقات به دلیل اقتضائات زمان و تراکم نیازها و تورم موجود، ایجاب کرده که خارج از این قاعده برخی حرکت ها صورت بگیرد اما بزرگان حوزه همواره سعی می کنند که براساس همان سهم امام حوزه ها را اداره کنند و اصل هم این است. هرچند ممکن است کمک هایی محدود از سوی دولت به برخی مراکز صورت بگیرد اما اصل همان اداره حوزه با وجوهاتی است که مومنین به عنوان سهم امام به مراجع می پردازند.
سنت مباحثه و آزاداندیشی تا چه اندازه در شرایط فعلی حفظ شده است؟
بزرگان حوزه همواره توصیه داشتند که طلاب هم آزاداندیش باشند و هم سنت مباحثه را حفظ کنند البته در زمان های مختلف شدت و ضعف هایی وجود داشته است. مثلا در حوزه علمیه مشهد زمانی که ما درس می خواندیم روی مباحثه تاکید فراوان داشتند و طلاب به دلیل ترک مباحثه تنبیه می شدند. مباحثه برزخی میان درس گرفتن و تدریس کردن است.
نسبت به آزاداندیشی هم همینگونه است. هنر و ارزش ما به همین آزاداندیشی است. تقلید در فضای حوزه مطرح نیست. حوزه فضای اجتهاد در زمینه های مختلف است یعنی هنر طلبه این است که خودش فکر کند و به نتایج و مطالب جدید دست پیدا کند. روحانیت اصیل اهل ابتکار و آزاداندیشی است و حاضر به تقلید از این و آن نیست.
آیا حوزههای امروز همچنان در تولید الگوی اخلاقی و معنوی برای جامعه موفق هستند؟
بر حسب ظاهر احساس می شود که این امر مقداری کمرنگ شده است.
از نظر شما این به دلیل درگیرشدن در مسائل اداری و سازمانی و حکومتی نیست؟
مسائل اقتصادی همه را گرفتار و فَشَل کرده است و طلاب هم استثناء نیستند. اما دغدغه دارند و نسبت را که نگاه می کنیم توقع بالاتر از این باید باشد. باز هم وقتی یک انسان خودساخته لب به سخن می گشاید در فضای تهذیب و اخلاق و تطهیر درون، دلها را می رباید و طلاب جوان جذب او می شوند.
سنت زهد و فروتنی چه نسبتی با جایگاه اجتماعی و رسانهای امروز برخی روحانیون دارد؟
از باب ضرورت ممکن است برخی تن به عوارض زندگی مدرن دهند اما باید زهد را معنا کنیم. آیا زهد به این معناست که انسان چیزی نداشته باشد یا بدین معناست که بهره مند باشد ولی وابسته نباشد. ابن عطاء الله سکندری می فرماید: «زهد این نیست که مالک چیزی نباشید بلکه زهد این است چیزی مالک تو نشود و تو متعلق و وابسته به چیزی نشوی».
امام خمینی (ره) که در راس قدرت قرار داشت می فرمود: «افرادی هستند که در راس حکومت هستند ولی وابسته و متعلق به او نیستند، اینها در عین بهره مندی و برخورداری «زاهد» هستند اما کسانی هستند که یک تسبیح بیشتر ندارند ولی به آن وابسته هستند، اینها «زاهد» نیستند.
ما رهبر انقلاب اسلامی را «زاهد» می دانیم؛ در راس قرار دارد، قدرت و امکانات در اختیارش است اما همواره زاهد است و زهد می ورزد. متعلق و وابسته به اینگونه امور نیست. از این دست افراد در حوزه بسیار وجود دارد که خودباخته و وابسته به این امور نیستند.
چگونه میتوان سنتهای کهن (مثل سادهزیستی و مردمداری) را برای شرایط جدید جامعه مدرن بازتعریف کرد تا هم ارزش اصیل حفظ شود و هم پاسخگوی نیازهای امروز باشد؟
روحانی که عارف به زمان بوده و متوجه جایگاه خود بوده باشد به صورت طبیعی مردمدار و ساده زیست است. هرگاه اصول روحانیت اصیل در کسی وجود داشته باشد، به طور طبیعی به طرف اینگونه امور می رود و اگر هم مدعی بوده باشد، از مدعی چه انتظاری می توان داشت؟ ما اگر بتوانیم طلاب را بر اساس سنت قدیم حوزه تربیت کرده و علوم و معارف را کما ینبغی و اخلاق را تدریس کرده و افراد را با دوبال علم و پاکی تربیت کنیم، این مقصود حاصل خواهد شد.
آیا امکان دارد برخی سنتها مثل استقلال حوزه یا سادهزیستی بهعنوان سرمایههای راهبردی حوزه در بازسازی اعتماد اجتماعی بازتعریف شوند؟
بله، باید همه اینها را بروز کنیم و مطابق با زمان حرکت کنیم؛ به گونه ای که نه سنت های گذشته حوزه فراموش شود و نه انسان از اقتضائات زمان دور بیفتد. با توجه و تکیه بر سنت قدیم حوزه و شناخت زمان می توان به این هدف نزدیک شد.
چه اصلاحات یا نهادسازیهایی لازم است تا این سنتها در عمل بازتولید شوند و صرفاً در خاطره یا شعار باقی نمانند؟
بزرگان حوزه، مراجع، شخصیت های تاثیرگذار و کسانی که شاخص بوده و مورد اعتماد طلاب هستند اگر در این زمینه وارد شده و کمک کنند این امر حاصل می شود والا در حدّ یک آرزو باقی می ماند.











