شفقنا- عضو هیات موسس و رئیس سابق انجمن علمی مطالعات سیاسی حوزه های علمیه گفت: در اندیشه میرزای نائینی، مردم باید سوال کننده و حکومت هم پاسخگو باشد.
دکتر شیرخانی در گفت وگو با شفقنا در خصوص جایگاه مردم در اندیشه حوزه اظهار داشت: از میرزای نائینی در مشروطه یک کتاب «تنبیه الامه و تنزیه المله» باقی مانده است. ایشان در «تنبیه» مطرح می کنند که حکومت اولا و بالذات متعلق به امام معصوم (ع) است و در زمان ایشان کسی غیر از معصوم حق تصرف در آن را ندارد و این از شئونات امام هست.
وی ادامه داد: نظر میرزای نائینی درباره حکومت در زمان غیبت امام معصوم این است که «فقیه» شان حکومت دارد و اگر «فقیه» نبود، عدول مومنین و به همین ترتیب ادامه می یابد تا آنجا که به فاسقین می رسد. زیرا علما معتقد به «اصل وجود حکومت» هستند و آن را ضروری می بینند.
وی گفت: مشارکت براساس دیدگاه آیت الله نائینی و امام خمینی و علمای متعدد شیعه، مشارکت «نخبه گرایانه» است یعنی فقیه یا عدول مومنین در راس قرار می گیرند و سپس توده مردم آن را باید حمایت کنند.
وی ادامه داد: براین اساس، نقش مردم در اندیشه آیت الله نائینی، نقش تقویت کننده آن چیزی است که آموزه های دینی بیان می کنند بنابراین برای جلوگیری از هرج و مرج لازم است که مردم مشارکت کنند.
عضو هیات موسس و رئیس سابق انجمن علمی مطالعات سیاسی حوزه های علمیه ادامه داد: مجلسی شورایی که مرحوم نائینی تقویت می کند با مشارکت مردم است. اینکه حکومت، مقیده و مسئوله و محدوده باشد و مردم باید سوال کننده باشند و حکومت هم پاسخگو باشد.
وی پیروی و حمایت مردم از حکومت را مشروط به این دانست که حاکم منافع ملت و اسلام و مسلمین را در نظر بگیرد و ادامه داد: امام خمینی هم بعد از انقلاب همین نظر را بیان می کنند و بر این باور است که مشارکت مردم به نوعی پشتیبانی از حاکم و حکومت خواهد بود.
وی اضافه کرد: امام خمینی هم، نظر عدول مومنین را مطرح می کنند و به مشارکت مردم در حکومت اهمیت می دهند و حتی با فرض اینکه نظام، نظام جمهوری اسلامی و در راس آن ولی فقیه باشد.
شیرخانی به نظر حضرت آیت الله العظمی سیستانی در این باره اشاره کرد و گفت: چنان که از مواضع حضرت آیت الله سیستانی درک می کنیم به نظر من، حضرت آیت الله سیستانی از پایگاه مرجعیت و اینکه مرجع اعلای شیعه هستند، بر این باور است که مردم باید بیایند و سرنوشت خود را تعیین کنند کمااینکه در تدوین قانون اساسی و وقایع بعد از فروپاشی نظام بعث، حضرت آیت الله سیستانی نقش آفرین بودند البته دخالتی در اینکه چه کسی در قدرت باشد یا نباشد، نکردند.
وی اضافه کرد: نقش آفرینی حضرت آیت الله العظمی سیستانی در زمان ظهور جریان داعش در عراق نیز قابل توجه است، ایشان در زمان داعش اطلاعیه جهاد می دهند و خواستار مشارکت مردم و بسیج عمومی در دفاع از حق مردم می شوند. آقای سیستانی بسیار به مردم اهمیت می دهند و براساس همان نظارتی که دارند بویژه از اواخر دوره دوم آقای مالکی وقتی دیدند آنچه در رابطه با مسائل حکومتی و رسیدگی به مردم در نظر داشتند، عملیاتی نشد، اطلاعیه ای صادر نکردند و حتی مسئولان حکومتی را به حضور نپذیرفتند و در مسائل انتخاباتی نظر نمی دهند و امور مردم را به خود مردم و صندوق رای واگذار می کنند.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی درباره نگاه حوزه های سنتی به مقوله اطاعت مردم و مشارکت آنها در حکومت به آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ ……» اشاره کرد و گفت: از آنجاکه ما باور داریم خداوند بر چیزی «بد» و «قبیح» امر نمی کند، وقتی پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) به انجام چیزی امر می کنند، درواقع امر به نیکی است و مردم هم به نیکی علاقه پیدا کرده و انجام می دهند لذا وقتی خدا و پیامبر و ائمه را مطرح می کنیم امر به نیکی با مشارکت و اطاعت مردم خواهد بود و کسی هم از نیکی فرار نمی کند.
وی با بیان اینکه نظریه ولایت فقیه، ولی فقیه را تالی تلو امام معصوم می دانند، افزود: براساس نظریه ولایت فقیه تقریبا همان شئون امام برای ولی فقیه هم تکرار می شود. ولی فقیه، هم مباحث دینی را در راستای سعادت و کمال مردم مطرح می کند و وقتی کمال مردم مد نظر باشد، تجلی و ظهور اصلی اطاعت مردم در مشارکت است.
وی به نگاه کسانی که به ولایت در زمان غیبت اعتقاد ندارند، اشاره کرد و گفت: این دسته افراد، فرامین و دستورهایی در رابطه با مشارکت سیاسی در زمان غیبت نخواهند داشت تا اطاعت و یا مشارکتی صورت گیرد. اینجاست که اوامرشان ارشادی خواهد بود که اگر فقیه هم در آن زمان چیزی بیان کند، ارشاد به عقل است. بنابراین باید میان این نوع نگاه ها، تفکیک قائل شد چراکه خروجی آن در مشارکت مردم تاثیرگذار است.
وی درباره رابطه اراده مردم و مرجعیت دینی قائل به تفکیک در دو زمان قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شد و افزود: قبل از انقلاب اسلامی، مرجعیت دینی نهادی بود که عده ای از فقها آن را به دست می گرفتند و علاوه بر طرح احکام فرعی فقهی و شرعی مردم، در امور حسبیه ورود پیدا می کردند و این ورود، براساس مشارکت و فعالیت مردم بود. ولی در مسائل سیاسی و اجتماعی سابقا خیلی دخالت نمی کردند، مگر در موارد ضروری، چون حکومت های استبدادی بودند و تلاش عالمان دوری از آنها بود ولی علما برخی اوقات با حکومت ها همکاری داشتند که از صفویه آغاز شد و در زمان آل بویه هم دیده می شود، در این موارد، مرجعیت دینی در برخی بزنگاه ها وارد می شد که نمونه آن را در ماجرای تحریم تنباکو می بینیم.
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: بعد از انقلاب اسلامی مرجعیت دینی به گونه دیگری شد و امام خمینی چون مقلدانی داشت از پایگاه مرجعیت، رهبری را برعهده گرفت و لذا هم مرجع و هم رهبر شد. در این وضعیت می بینیم، اراده مردمی در راستای اراده رهبری است، هرچند این اراده را باید به این صورت تفکیک کرد که آیا بروز و ظهور دارد یا ندارد. مثلا اراده امام در خردادماه 1367این بود که جنگ ادامه یابد ولی به دلایل متعددی انجام نشد و امام خمینی یکماه و اندی، بعد قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت و از آن به نوشیدن جام زهر تعبیر کرد.
شیرخانی تاکید کرد: اگر نظر و اراده مرجعیت اعلام شده باشد، ممکن است با اراده مردم تطابق داشته باشد یا تطابق نداشته باشد، اما با در نظر گرفتن تئوری ولایت فقیه، اراده مرجعیت اراده مردمی هم خواهد بود و مردم مومن در راستای اراده مرجعیت دینی گام برمی دارند و البته عکس آن هم صادق است به این صورت که چنانچه مردم مومن آنچه را ایمانی باشد و خلاف نصوصات و ظهورات دینی نباشد، درخواست داشته باشند و اراده مرجعیت و رهبری هم در راستای اراده مردمی خواهد بود.
گفتگو از: اعظم حاتمی











