شفقنا – ادب و تواضع، از والاترین ارزشهای انسانی و اسلامی است که در سیره اهلبیت علیهمالسلام جایگاهی بنیادین دارد. امیرالمؤمنین(ع) این فضیلت را گرانبهاترین میراث انسان دانسته و فرزندان خود را به رعایت آن سفارش کرده است. حضرت عباس(ع) بهعنوان پرورشیافته این مکتب، با ایمان، بصیرت و فروتنی مثالزدنی، نام خود را در تاریخ اخلاق اسلامی جاودانه ساخت.
یکی از ارزش های والای انسانی و اسلامی، رعایت ادب و فروتنی نسبت به افرادی است که در مقایسه با انسان، دارای برتری باشند.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام به این ارزش والا بسیار سفارش می کرد و فرموده است: «لا مِیراثَ کَالْأَدَبِ؛ هیچ میراثی گران بهاتر از ادب نیست.»(4) آن بزرگوار همواره پاسداری از این میراث گران بها و ارزشمند را به فرزندان خویش وصیت
می کرد و می فرمود: «فرزندم! هیچ گاه در برخوردهایت کسی را تحقیر مکن؛ زیرا او یا بزرگ تر از تو است که جای پدرت به شمار می رود یا همانند توست که جای برادرت است یا کوچک تر از توست که جای فرزندت خواهد بود.»(1) همچنین در زمینه رفتارهای درست اجتماعی و برخورد با افرادی که آنان را نمی شناسیم، به فرزند خود حسین علیه السلام این گونه سفارش فرموده است: «حسین جان! هرگاه در شهری غریب و ناآشنا بودی، با آداب و رسوم آن مردم زندگی کن. عقل خود را به کار گیر و در میان آنان خود بزرگ بینی به خویش راه مده؛ زیرا هر جامعه ای خردمندانی دارد که آداب و رسوم خود را محترم می شمارند.»
آن بزرگان، تربیت اسلامی به ویژه ادب را در این می دیدند که همواره انسان به هم نوع خویش احترام گذارد. این گونه رفتار سبب می شود انسان برای کسی که دارای برتری است، احترامی دوچندان قائل شود و نسبت به او بیشتر فروتن باشد. عباس علیه السلام که پرورش یافته این مکتب درخشان است، سفارش های پدر بزرگوار خود را به بهترین صورت عملی کرد و تا آن جا پیش رفت که نام او در دیباچه دفتر ادب و فروتنی نقش شد. هم اکنون نام گرامی او، یادآور این ارزش گران قدر اسلامی است. در تاریخ، نمونه های گویایی از این ویژگی ایشان به چشم می خورد که به بیان برخی بسنده می کنیم.
وی هرگز بدون اجازه در محضر امام حسین علیه السلام نمی نشست و پس از اجازه گرفتن نیز بسیار فروتنانه – به صورت دو زانو – در گوشه ای می نشست.
آن بزرگوار در طول عمر خود هرگز برادرانش را به اسم یا کنیه صدا نمی زد، بلکه با تعبیرهایی مؤدبانه مانند فرزند پیامبر خدا، مولای من و سرور من، جایگاه بلنئد ایشان را پاس می داشت و مانند دیگر دوستداران، بدون در نظر گرفتن برادری خویش، آنان را مورد خطاب قرار می داد. این مسأله نیز به بینش وصف ناپذیر آن حضرت باز می گردد. او می دانست که آنان نخست، اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم، معصومین و امامان اویند و در مرحله بعد، برادران و خانواده او هستند. او باور دا شت که در برادری، نباید جایگاه امامت فراموش شود و این، همان سفارش فراوان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم بود که عباس علیه السلام باید از آن پیروی می کرد.
این مسأله ادب و تواضع عباس علیه السلام را بیشتر می کرد و اخلاق مادر وی، ام البنین نیز در آن بی تأثیر نبود.
امام صادق علیه السلام در آغاز زیارت نامه حضرت عباس علیه السلام، او را با صفت ایمان و خداباوری خوانده و در پایان، بر ایمان محض و بصیرت والای ایشان گواهی داده است و می فرماید: «اَشْهَدُ اَنَّکَ لَمْ تَهِن و لم تَنْکُلْ و اَنَّکَ مَضَیْتَ علی بصیرهٍ من اَمرِک؛ گواهی می دهم که تو لحظه ای از خود سستی نشان ندادی و برنگشتی، بلکه مَشی تو بر ایمان و بصیرت در دین رقم خورده بود»
انتخاب شفقنا از کتاب ماه در فرات: نگرشي تحليلي به زندگاني حضرت











