شفقنا- مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه گفت: بحث های چالشی درباره برخی از شبهات و نظریه پردازی ها و تبادل رای و نظر برای رسیدن به راه و روش درست سزاوار نیست در محیط های عمومی طرح شود بلکه بایسته است در محیط های علمی خاص مورد تبادل نظر و چکش کاری قرار گیرد.
گفت وگوی خبرنگار شفقنا با حجت الاسلام امیر علی حسنلو استاد سطوح عالی حوزه و مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه را در ادامه بخوانید:
آزادی بیان در مواجهه با ساحت مقدسات چه مرزهای اخلاقی و معرفتی دارد؟
واژه آزادی، یکی از واژههای پرجاذبه، مقدس و انگیزاننده برای انسانهاست. انسان بالفطره و طبیتا آزادی را دوست دارد و برای رسیدن به آن و رهایی از هرگونه بند و مانعی میکوشد و آزادی برای او اولین هدف است؛ آزادی پیششرط بسیاری از پیشرفتها و بالندگیهای مادی و معنوی است و این امر در جانب پیشرفتهای علمی، اخلاقی و معنوی انسان، اهمیتی فروان دارد. حتی اطاعت و عبادت خداوند، که اوج بندگی هرانسانی است، اگر از سراختیار و انتخاب آزاد انسان صورت نگیرد و آدمی خود را ناخواسته به اطاعت و عبادت خداوند مجبور انگارد، اثر تعالیبخشی نخواهد داشت لذا خداوند برای انسان دراین زمینه اختیاراتی داده است چون خداوند خود آفریننده انسان و طبع و ذات او را اینگونه خلق کرده و شناخت دارد به تمام ابعاد وجودی انسان و روش های تعالی او؛ البته مفهوم و معنای واژه آزادی به همان میزان که اهمیت و محبوبیت دارد، بسیار مبهم و واژه و مفهوم تعریف شده روشن و دقیق ندارد.
یکی از مهمترین مصادیق بارز آزادی، آزادی بیان است؛ آزادی بیان به معنای حق فرد در اظهار نظر و انتقاد به دیگران، خصوصا به حاکمان و سیاستمداران کشور است؛ در اصل آزادی بیان و اینکه هرفرد یا گروه حق دارد عقائد، نظرات، پیشنهادات و انتقادهایی که به آن باور دارد را در فضای عمومی جامعه مطرح کند، تردیدی نیست. اما در حدود، شیوهها و مقررات آن بحثهای زیادی وجود دارد؛ به یقین آزادی افراد در ابراز نظرات و دیدگاه های خود، از لحاظ حقوقی دامنه وسیع تری نسبت به احکام شرع و ارزشهای اخلاقی دارد؛ مرزها و حدود و ثغوری در آزادی بیان باید مدنظر باشد؛ برخی از مهم ترین مولفه های آن اشاره می شود:
حفظ حریم های امنیتی و روانی و عاطفی و ارزش های اعتقادی جامعه
امنیت روانی و فکری در جامعة مؤمنان دارای احترام و حساسیت خاصی است؛ مؤمنان باورها، هنجارها و نمادهایی دارند که برایشان مقدس است؛ حق طبیعی مؤمنان است که احترام مقدساتشان حفظ و رعایت شود و این امر منحصر به جامعه اسلامی نیست، بلکه هر جامعه و گروهی مقدساتی دارد که دیگران باید به آن احترام بگذارند؛ این فرمایش قرآن هست به مسلمانان «وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ » دشنام ندهید غیر مسلمانان و آنچه می پرستند را تا آنان بدون آگاهی درباره خدا مانند شما رفتار نمایند؛ مگر آنکه هنجارهای آنان برخلاف شهود اخلاقی و به زیان دیگر انسانها باشد؛ چرا که در هر جامعهای هنجارهای اجتماعی مورد احترام وجود دارد که جایگاه والای در ذهن و عاطف و رفتار مردم آن جامعه دارد و توهین به آن موجب رنجش خاطر و جریحه دار شدن احساسات و عواطف آنان میشود.
حفظ مصالح کلان کشور و میهن
آزادی بیان درجایی که به مصالح عالیه جامعه و منافع کلان کشور آسیب وارد کند، ممنوع است و این ممنوعیت پیش از آنکه مبنای دینی داشته باشد، مبانی منطقی و عقلایی دارد. آزادی بیان برای ایجاد احساس امنیت روانی و عزتمندی شخصیت انسانی و در جهت اعتلای فرد و جامعه رواست و اگر خود به عاملی برای اختلال در فرایند رشد و تعالی جامعه به کار گرفته شود، نقض غرض لازم آمده و عاملی مخرب و ویرانگر خواهد بود. البته عقلای هر جامعه و مدیران و نخبگان هر جامعه باید در این راستا منشور روشن و مصداقی موارد اخلال را کشف کرده و در اختیار مردم قرار دهند.
مثلا بسیاری از مباحث سیاسی، اقتصادی و مسائل اجتماعی که در گفتگوهای میان مردم و شبکههای اجتماعی رایج است ، مباحثی بیپایه، ناقص و غیر منطقی است. این مطالب به جای اطلاعرسانی، ایجاد شفافیت، و کمک به جامعه در رفع نواقص و کاستیها، برهم خوردن اعتماد عمومی، موجب میشود امنیت روانی جامعه آسیب ببیند و به بدبینی دامن بزند. بنابر این فضای آشفته در مسأله آزادی بیان نه تنها سبب شنیده نشدن حرفهای خوب و سازنده میشود بلکه زمینه بهره مندشدن جامعه از موهبت آزادی را هم از میان میبرد.
حفظ حدود مرزهای مبانی اعتقادی و اخلاقی و شرعی جامعه
یکی از مرزهای روشن آزادی بیان در اسلام اخلال در مبانی فکری و مرزهای عقیدتی جامعة مؤمنان است. مجموعهای از باورها و ارزشها در جامعه ایمانی، از چنان استحکام و اهمیتی برخوردار است که مبنای همه تعاملها و روابط اجتماعی در ابعاد گسترده است. وقتی جامعه اسلامی شکل گرفت و مسلمانان باورهایی را به عنوان باورهای بنیادین با آگاهی و اختیار خود پذیرفتند، برهم زدن آرامش فکری مردم در اصول اعتقادی، کار نابخردانه و زیانباری است.
آشفته نمودن باورهای مردم و آشفتهکردن اطمینان قلبی و موازین و باورهای شرعی آنان آسیب هایی را در جامعه ایجاد می کند که درمان آن به سادگی ممکن نیست. برخی در پوشش روشنفکری و با بهانه مبارزه با خرافات و جهالتها و بیتوجه به مصالح و منافع کلان جامعه وظیفه خود را در شبههافکنی نسبت به اصول عقائد دینی و مبانی شرعی و ارزشی جامعه اسلامی میبینند. در حالیکه این مبانی و حریم های فردی و اجتماعی باید مراعات شود و در هر کشوری برای این حریم ها قوانین و ضوابطی وجود دارد.
مرور سیاستهای کلی و دائمی همه کشورهای جهان به خوبی نشان میدهد که هیچ جامعه و نظام سیاسی، برهمزدن نظم عمومی و امنیت فکری جامعه در سطح کلان را اجازه نداده و با عوامل برهم زننده به شدت برخورد میکنند. قرآن کریم نیز حدود و مرزهایی مقرر کرده است که بیشتر برای بازدارندگی و پیشگیری از ابتلا شدن به این آسیبهاست.
اخلال در حقوق عمومی واجتماعی
حاکمیت و حکمرانی از وظایف اولیه همه دولتهاست. در واقع همین عنصر، دولت را از دیگر گروه ها و…متمایز میکند. در هر دولتی اقتداری وجود دارد که اراده آن از نظر حقوقی بر همه افراد و گروهایی که در داخل قلمرو آن قرار دارند، الزامآور است.
دولت به عنوان برترین نهاد حقوقی در هر جامعه ایفای نقش می نماید و مانع اخلال در حقوق عمومی است. چراکه اخلال در حقوق عمومی از چند لحاظ مشکلافرین است: ۱. تزلزل در اقتدار دولت را موجب میشود و حکومت را در رسیدن به اهداف معقول ناکام میکند ۲. دولت نماینده ملت و حافظ حقوق عمومی است و وظیفه دارد که از حقوق اجتماعی و فردی جامعه صیانت کند. مهمترین وظیفه دولت ایجاد و نگهداری از امنیت و آسایش شهروندان است. از این رو اخلال در حقوق عمومی یکی از مرزهای آزادی بیان است. اگرچه جنبة اقتدارگرایی دولتها ممکن است به افراط گراید و مشکلات زیادی را برای شهروندان و آزادیهای مشروع شان ایجاد نماید، اما کاهش نامعقول اقتدار حکومت حتی برای عامه مردم هم خسارتبار خواهد بود.
لذا امام علی علیه السلام در مواجهه با گروه شورشی خوارج تا هنگامی که امنیت جامعه را به خطر نیانداخته بودند و آشکارا در حقوق عمومی مردم اخلال ایجاد نکرده بودند، با آنان مدارا و مماشات میکرد؛ ابراز عقیده، نمازگزاردن در مساجد و استفاده از حقوق عمومی از بیتالمال را برای آنان مجاز میدانست. اما چون به اخلال در امنیت عمومی روی آوردند و امنیت را شکسته و از مرزها عبور نمودند پس از روشنگری ها و اتمام حجت ها با آنان مقابله و آنان قلع و قمع نمود.
در نظام سیاسی و حقوقی اسلام هرج و مرج و آشوب از هرفرد و گروهی که سر زند، مقبول نیست و به سختی کیفر دارد و حدود شرعی برای این شرایط است؛ آزادی بیان و عمل تا حدی مورد پذیرش است که نظم عمومی را مختل نکند، ایجاد آشوب و ناامنی چه در بیان و چه در عمل چیزی است که هیچ دولتی آن را برنمیتابد؛ اگر دولتها نتوانند این آسیبها را جمع کنند هرج و مرج کامل جامعه را فرا خواهد گرفت.
اخلال در حقوق خصوصی و سلب آزادی دیگران
از منظر نظام حقوقی اسلام، حقوق خصوصی افراد، بسیار مورد احترام و اهمیت است؛ چنانکه آزادی بیان تا حدی که شرایط و ضوابط را رعایت کند محترم و مشروع است؛ هیچکس به حقوق فردی دیگران حق تعرّض ندارد. در این راستا میان مؤمن و کافر، زن و مرد، عالم و عامی، پیر و جوان و حتی کودکان تفاوتی نیست. از این رو اگر کسی بخواهد از فرصت آزادی بیان برای اتهام، افترا، فحش، ناسزا و … به دیگران سوءاستفاده کند، حدود شرع و قانون مانع این رفتار و گفتار خواهد بود و اگر چنین کند، فردی که به حقوق خصوصاش تجاوز شده میتواند علیه فرد تجاوزگر اقامه دعوا کند. در این راستا اگر فرد مظلوم نتواند یا نخواهد شکایت کند، دادستان، به عنوان مدعی العموم، اگر مصلحت بداند میتواند علیه فرد متجاوز به دستگاه قضا شکایت کند.
براساس قانون مسئولیت مدنی، ماده یکم، مصوب شده «هرکس بدون مجور قانونی عمداً یا در نتیجة بیاحتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هرحق دیگری، که به موجب قانون، برای افراد ایجاد گردیده است، لطمهای وارد کند، که موجب زیان مادی یا معنوی دیگری شود، مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود خواهد بود»
یک بحث تخصصی درباره دین و اعتقادات در چه شرایطی میتواند وارد عرصه عمومی شود و در چه مواردی باید در محیطهای علمی و نخبگانی باقی بماند؟
بحث تخصصی از عنوانش مشخص است که هرگز نباید عمومی شود چون پیامدها و آسیبهایی ممکن است در پی داشته باشد که به باورهای مردم و جامعه لطمه بزند؛ لذا بحث پیشگیری و نهی اخلاقی و شرعی در متون دینی برای همین منظور است حتی شارع و شرع مقدس علنی کردن برخی از علوم را نیز در متون دینی منع نموده است تا چه رسد به بحثهای علمی تخصصی که برای حل و فصل و رسیدن به نتیجه مشخص و معقول طرح می شود؛ مثل علم سحر و علم طلسمات یا علم جفر و جبور؛ بحث های چالشی درباره برخی از شبهات و نظریه پردازی ها و تبادل رای و نظر برای رسیدن به راه و روش درست سزاوار نیست در محیط های عمومی طرح شود بلکه بایسته است در محیط های علمی خاص مورد تبادل نظر و چکش کاری شود؛ فرضا و بعنوان مثال آیا سزاوار است مباحث غرایز طبیعی جنسی انسان در حضور نوجوان نا بالغ مطرح شود؟ قطعا سزاوار نیست؛ مفهوم حکایت هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد همین است کاربرد این جمله برای زمانی است که فردی بدون توجه به مکان و فکر کلمه ای را به زبان می آورد که باعث ناراحتی دیگران و آسیب به شخصیت آنها می شود. هر حرفی را نمی شود در هر جایی گفت و باید شرایط را با توجه به شرایط مردم و مکان ارزیابی کرد و گفت. این مثل برگرفته از حافظ شیرین سخن است : خَمِ ابرویِ تو در صنعتِ تیراندازی
بُرده از دستِ هر آن کس که کمانی دارد
در رَهِ عشق نشد کَس به یقین محرمِ راز
هر کسی بر حَسَبِ فکر، گُمانی دارد
با خرابات نشینان ز کَرامات مَلاف
هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد
مرغِ زیرک نزند در چمنش پرده سرای
هر بهاری که به دنباله، خزانی دارد
مدعی گو لُغَز و نکته به حافظ مفروش
کِلکِ ما نیز زبانی و بیانی دارد
از منظر نظریههای حوزه عمومی، چگونه میتوان میان آزادی بیان و احترام به مقدسات توازن برقرار کرد؟
رعایت حریم ها و اصول مقرره و ضوابط و قوانین مهمترین معیار حفظ حریم آزادی بیان و حفظ حرمت مقدسات است؛ حق نقد آرا و اندیشه های علمی برای همه محفوظ و آزاد است؛ اما توهین به شخص صاحب نظر و فحش و ناسزا گفتن یا ضرب و جرح و شتم او دارای حدود شرعی و تعزیرات است؛ مقدسات دینی هم از این قاعده مستثنی نیست؛ کسی شبهه ای درباره دین دارد می تواند برای پاسخ گرفتن از اهل تخصص آن را مطرح نموده و جواب برای آن بگیرد؛ اما کسی با قصد اخلال در باورهای دینی و به بهانه آزادی بیان نمی تواند چنین شبهات را رسانه ای نماید یا در فضای جامعه منتشر کند. رعایت اصول اخلاقی و حریم های شرعی در دین بسیار محترم است و خود رسول الله (ص) که شارع دین مقدس و خاتم پیامبران است در سیره و اخلاق خود بسیار به حقوق انسانها ولو مشرکین احترام می گذاشت لذا دین حضرت بر اساس همین سلوک پیشرفت داشت و قرآن بر همه سیره حضرت با جمله زیبای وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ صحه گذاشته است.
چه سازوکار یا مدلی میتواند هم آزادی پژوهش و بیان علمی را تضمین کند و هم حرمت مقدسات را حفظ نماید؟
رعایت حریم ها مهم است؛ در طول تاریخ گاهی برای شکستن حریم مقدسات دشمنان دین با استفاده از آزادی بیان موضوعاتی مطرح می کنند و یا کارهایی مرتکب می شوند که بیشتر هدفشان ایجاد تردید در باورهای عمومی جامعه است؛ گاهی برخی از وقایع و نوشته ها و تحقیقات پشت صحنه های بسیار پیچیده و هدفمند و طراحی شده دارند؛ لذا لازمه ساز و کار داشتن برای آزادی اندیشه و حفظ حریم مقدسات نیازمند پشتوانه شناختی و معرفتی است؛ اگر توطئه باشد یا حاصل فرایند توطئه دشمن یا صرفا بیان یا نوشتار برای نیل به حقیقت، طرح ارائه شده شبهه ناک است برای موازین شرع و حریم مقدسات؛ این دو عرصه تفاوت دارد؛ لذا اول باید شناخت حاصل شود و سپس بر خوردها و واکنش ها تعریف شده باشد؛ لازمه این رویکرد ها تدوین و داشتن قوانین و ضوابط است؛ باید بررسی های کامل ابتدا صورت پذیرفته و قوانین و ضوابط مشخص شود؛ در عین حال اصول و موازین و حریم ها باید مراعات شود.
با توجه به اینکه رسانهها و شبکههای اجتماعی سخن را تشدید و رادیکالیزه میکنند، نقش نخبگان در بهرهگیری مسئولانه از فضای رسانهای چیست؟
نخبگان در این زمینه دارای مسئولیت های خطیری هستند:
1-واکسینه کردن جامعه و افراد بویژه مراقبت از جوانان؛ اولین نقش و وظیفه و تکلیف آنها بالا بردن آگاهی و معرفت و شناخت جامعه هست؛ خصوصا در زمینه باورهای دینی که با بیان دقیق و علمی و عقلانی باورهای دینی و بیان آسیبهای تاریخی گذشته و عبرتهای تاریخی و محسوسات از وقایع تلخ و شیرین …
2- مسئولین فرهنگی رسانه ها که در تبیین و روشنگری نقش مهم دارند؛ از جمله در بحث جلب رضایتمندی مخاطبین، ارائه برنامه های غنی و رضایتمندانه مخاطبین و جذب حداکثری و…که همه اینها در صیانت از آسیبها موثر است؛
3- آموزش و سواد رسانه بسیار مهم است؛ دراین زمانه که هوش مصنوعی و دیگر دست آوردهای بشری و علوم بشری در حال پیشرفت سریع است و سلطه فنی و رسانه ای حرف اول را می زند آموزش این آگاهی و سواد بسیار مهم است؛ لذا بالا بردن سواد رسانه ای باید از مدارس ابتدایی تا سطوح اجتماعی از مراکز تبلیغی و فرهنگی فراگیر باشد و دولتها و مسئولین فرهنگی باید زمینه این آگاهی دادن را فراهم تر نمایند .
4- مسئولیت مهم دیگر و هشدار مهم این است که زود داوری کردن و قضاوت نمودن مسئولین فرهنگی و حقوقی براساس این فن آوری باید با تامل باشد؛
5- فراهم سازی و زمینه سازی بهره گیری از این فضا هم یک مسئولیت دیگر برای مسئولین فرهنگی است که بجای فیلترینگ سطح آگاهی را بالا ببرند چرا که فلترینگ نیز دردسرها و آسیبهای فروان و ناگفته دارد، از جمله نفوذ و جاسوسی دشمنان بیرونی … از طریق نرم افزارهای فیلترینگ که همه مردم را حریص تر برای ورود با این نرم افزارها می نماید. چنانکه حدیثی از پیامبر (ص) است که می فرماید” الانسان حریص علی ما منع منه »انسان به آن چه از آن منع شود، طمع می ورزد” لذا مسئولین فرهنگی بهتر است به جای هزینه بر این روشها روشهای معقول تری در پیش بگیرند.
در این زمینه کتاب های خوبی نوشته شده است؛ از جمله کتابی با عنوان «آزادی عقیده در قرآن » از انتشارات آئینه خرد که برای مطالعه خوب است.











