رضا حاتمی- در فصل نقلوانتقالات فوتبال ایران، گاهی شاهد اتفاقاتی هستیم که با هیچ منطق مديريتی و ورزشی جور در نمیآید. انگار یک مسابقه وجود دارد برای اینکه چه کسی میتواند «نامهای بزرگ» را جذب کند، بدون اینکه توجه شود آیا این بازیکن در حال حاضر آمادگی دارد یا خیر.
مشکل اصلی اینجاست که ما گاهی جذبِ «رزومه» بازیکنان میشویم نه «وضعیت فعلی» آنها. اما سوال کلیدی که اغلب نادیده گرفته میشود این است: «آیا این بازیکن امروز هم همان کیفیت را دارد یا به دلیل مصدومیتهای متوالی و دوری از مسابقات، فقط یک نام بزرگ است؟» جذب بازیکنانی که مدتهاست بازی نکردهاند یا درگیر مصدومیت هستند، صرفاً هزینههای سنگینی را به باشگاهها تحمیل میکند و در عمل، تیم را در روزهای سخت دستخالی میگذارد.
ریشههای این تصمیمات چیست؟
چرا مدیران ما سراغ چنین ریسکهای خطرناکی میروند؟ به نظر میرسد دو عامل اصلی در این روند تاثیرگذار است:
1. تیمداری نهادهای دولتی و صنعتی:
وقتی بودجه باشگاهها از منابع دولتی یا کارخانههای صنعتی تامین میشود، گاهی حساسیت روی نحوه خرج کردن پول کمتر میشود. در بخش خصوصی، برای هزینه کرد هر مبلغ حسابوکتاب دقیق دارد چون نحوه حساب کتاب بارها توسط مدیران مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. اما در ساختار دولتی، گاهی فشار هواداران و تمایل به نمایش قدرت در بازار نقلوانتقالات، باعث میشود مدیران چشمشان را روی ریسکهای پزشکی و فنی ببندند تا فقط آن «بمب نقل و انتقالاتی» را بترکانند.
2. تغییرات مداوم مدیران (بیثباتی):
عمر مدیریت در فوتبال ما بسیار کوتاه است. مدیری که نمیداند سال بعد هست یا نه، به دنبال نتیجهگیری سریع و راضی کردن لحظهای هواداران است. او بازیکنی با نام بزرگ را جذب میکند تا امروز محبوب شود. اگر این بازیکن فردا مصدوم شد یا شکایت کرد، احتمالا مدیر بعدی باید پاسخگو باشد. این «کوتاهمدت نگری» باعث میشود آینده باشگاه فدای هیجانات امروز شود.
راهکار چیست؟ الگوبرداری از استانداردهای جهانی
برای خروج از این وضعیت و جلوگیری از هدر رفتن سرمایهها، باید نگاهی به نحوه مدیریت باشگاههای موفق دنیا داشته باشیم. راهکارهای زیر میتواند مسیر نقلوانتقالات ما را اصلاح کند:
1. قراردادهای «پرداخت در ازای بازی» :
در فوتبال جهان و مشخصا فوتبال اروپا، برای بازیکنی با سابقه مصدومیت یا سن بالا، حقوق ثابت زیاد نمیدهند. بیشتر پول به تعداد بازیها، زمان حضور در میدان و عملکرد مانند گل یا پاس وابسته است. اگر بازیکن مصدوم شود یا آماده نباشد، باشگاه ضرر نمیکند. ما هم باید از قراردادهای تضمینی دور شویم و بیشتر به سمت این مدل حرکت کنیم.
2. استفاده از تحلیل داده پیشرفته:
باشگاههای بزرگ دنیا قبل از خرید، فقط به فیلم بازیهای قدیمی نگاه نمیکنند. آنها از نرمافزارهای پیشرفته استفاده میکنند تا ببینند بازیکن در ۶ ماه گذشته دقیقاً چقدر دویده، چند بار تکل زده و وضعیت فیزیکیاش چطور بوده است. در ایران باید از تکیه صرف به «نام بازیکن» و «هایلایتهای یوتیوب» دست برداریم و بر اساس آمارهای واقعی و بهروز تصمیم بگیریم.
3. تستهای پزشکی چندمرحلهای و سختگیرانه:
در باشگاههای تراز اول، تست پزشکی فقط یک تشریفات ساده نیست. اگر بازیکنی سابقه مصدومیت زانو دارد، متخصصان آن ناحیه را با اسکنهای دقیق بررسی میکنند و حتی ریسک مصدومیت مجدد را محاسبه میکنند. اگر ریسک بالا باشد، قرارداد امضا نمیشود، حتی اگر آن بازیکن ستاره بزرگی باشد. ما نباید به خاطر فشار هوادار، از این مرحله حیاتی چشمپوشی کنیم.
4. کمیته فنی مستقل و باثبات:
در بسیاری از باشگاههای موفق، تصمیم خرید بازیکن فقط با سرمربی یا مدیرعامل نیست. یک «مدیر ورزشی» یا «کمیته فنی» وجود دارد که فارغ از تغییرات مدیریتی، سیاستهای بلندمدت باشگاه را حفظ میکند. آنها اجازه نمیدهند بودجه باشگاه صرف خریدهای هیجانی و کوتاهمدت شود. وجود چنین ساختاری در باشگاههای ما میتواند جلوی تصمیمات احساسی مدیران موقت را بگیرد.
فوتبال ما شایسته این است که منابعش صرف ساختن زیرساخت و پرورش استعداد شود، نه پرداخت غرامت به بازیکنان نامداری که دیگر توان بازی ندارند. با کمی الگوبرداری از روشهای حرفهای دنیا، میتوان هم تیمهای قویتری داشت و هم از هدر رفتن سرمایه جلوگیری کرد.











