شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
به گزارش شفقنا رسانه، «اصلاح ساختاری بودجه» تیتر روزنامه اعتماد است که در گفتگو با تحلیلگران به بررسی بودجه ۱۴۰۵ و ضرورت های آن پرداخت و نوشت:«پيگيريهاي «اعتماد» حاكي است كه بودجه 1405 قرار است در نيمه نخست دي ماه راهي بهارستان شود. بودجهاي كه رييسجمهور اعلام كرده بايد با كمترين احتمال كسري تدوين و تصويب شود تا زمينه مهار تورم براي سال آينده فراهم شود. در روزهايي كه گراني در كشور به رفيعترين قلل ممكن رسيده و اقلام اساسي ازجمله گوشت و مرغ، لبنيات و… يكييكي از سفرههاي مردم پر ميكشند، دستيابي به راهكاري كه از طريق آن بتوان به جنگ هيولاي گراني و تورم رفت، مهمترين دستور كار كشور است. به اعتقاد اكثريت قريب به اتفاق كارشناسان براي مقابله با اين شرايط دولت بايد زمينهاي فراهم كند تا بودجه سال آينده بدون كسري اجرايي شود. اساسا يكي از كانونهاي اصلي رشد تورم در كشور كسري بودجه است؛ كسري كه به دليل يله بودن بودجه و سهمخواهي افراد و گروههاي مختلف شكل ميگيرد و صورتحساب اين هزينههاي زائد را نيز مردم ميپردازند. مبتني بر اين ضرورت است كه رييسجمهور خواستار بودجهاي شده كه در آن هزينههاي زائد حذف شده باشد. «اعتماد» براي بررسي ابعاد مختلف اين ضرورت سراغ احمد تركنژاد و هادي حقشناس دو تن از تحليلگراني رفته كه هم دستي در آتش مديريت اجرايي داشته و دارند و هم با ضرورتهاي بودجهاي آشنايي دارند. اين تحليلگران با تاكيد بر اينكه بودجه سال آينده بايد بدون كسري راهي بهارستان شود تا دولت امكان مقابله با رشد فزاينده تورم را در سال آينده داشته باشد، بودجه نهادهاي زائد فرهنگي، صدا و سيما و حتي برخي شركتهاي دولتي اگر در راستاي منافع ملي و ايجاد ارزش افزوده نباشد، قطعا يا بايد كاهش يابد يا اينكه در مسير حذف قرار بگيرند.»
«روزی چند بار میمیریم» تیتر روزنامه شرق است که به بیان روایت زندگی نباتی و وضعیت رنجآور دو کارگر مصدوم معدن طبس از زبان خانوادهها پرداخت و نوشت:« ماجرای انفجار در معدن طبس زندگی همه آنها را ویران کرد. از علیرضا کدهای، پسر جوانی که حالا روزی چند بار تجربه تشنج و بیهوشی دارد تا مهدی علیزاده، پدری که نانآور خانه بود و حالا زیستش به تختخواب و زندگی نیمهنباتی خلاصه شده است. اینها بخشی از رنجی است که قربانیان حادثه طبس و خانواده آنها از ۳۱ شهریور ۱۴۰۳ تجربه میکنند؛ افرادی که برای کوچکترین کارهای شخصی به استخدام پرستار شبانهروزی یا انتقال به مراکز نگهداری نیاز دارند، ولی امکان انجام آن را ندارند و مسئولان طبس و نهادهای دولتی هم بهطور کل در برابر حمایت از این خانوادهها سکوت کردهاند. هر کدام از خانواده کارگران به شکلی پس از این فاجعه، دچار مصیبت شدند. اما طبق گفته خانوادههایی که عزیزانشان دیگر درمان نمیشوند، در برابر فشار روانی برای مراقبت و نگهداری و درماندگی مالی، تأکید میکنند که: «با هر تشنج، فراموشی و درد عزیزمان روزی چند بار میمیریم». با اینکه بارها درباره پرداخت دیه ۶۰ میلیاردی برای خانواده متوفیان گفته شده اما پرونده حمایت از این کارگران که حالا ازکارافتاده شدهاند و نیاز به خدمات جدی درمانی و مالی دارند، همچنان باز مانده است.»












