شفقنا- استاد هادی سروش بیان کرد: حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) معلم نخست ایستادگی در برابر انحرافات دینی ، و شاخص عظمت روح و شهامت در تاریخ اسلام است. این عظمت نهتنها زمینهساز هدایت اهلبیت و امت اسلامی شد، بلکه تا قیامت الهامبخش هر انسانی است که در مسیر حق و عدالت ایستادگی کند. روایتها و مستندات تاریخی، از جمله شهادت علمای شیعه و اهل سنت، نشان میدهد که شهامت و نورانیت حضرت زهرا(س) نقشی محوری در تثبیت دین و تربیت شاگردان مکتب او داشته است.
شرح “سیدة نساء العالمین”
به گزارش شفقنا، حجت الاسلام و المسلمین هادی سروش در سخنرانی که به مناسبت سالروز ولادت حضرت زهرا(س) در هیئت انصارالمهدی داشت، گفت: اگر برای حضرت زهرای اطهر ـ سلاماللهعلیها ـ عنوانی برتر از «سیدة نساء العالمین» وجود داشت، پیامبر اکرم همان را برمیگزید؛ ازاینرو، این تعبیر عالیترین معرفی شخصیت آن حضرت است.
وی افزود: حضرت زهرا ـ سلاماللهعلیها ـ «سیده نساء عالمین» است. واژه «سید» در لغت عرب به معنای قافلهسالار و پیشرو است؛ هرچند در عرف، آن را به «بزرگ» یا «آقا» ترجمه میکنند. مفهوم اصیل سیادت، رهبری و هدایت جمعی در مسیر هدفی معین و اصلاح کاستیهای اعضای آن در طول مسیر است.
وی توضیح داد: واژه «عالمین» همه عوالم خلقت را دربرمیگیرد؛ عوالمی که شناخت ما نسبت به آنها محدود است. انسان حتی از همین عالم مادّی آگاهی کامل ندارد، چه رسد به عوالم پیشین و پسین. امام صادق ـ علیهالسلام ـ طبق نقل شیخ صدوق در خصال فرمود: «پیش از شما هزار هزار عالَم بوده و پس از شما نیز هزار هزار عالَم خواهد بود». بنابراین، شمار عوالم وجودی فراتر از تصور انسان است.
وی گفت: بر این اساس، عنوان «سیدة نساء العالمین» محدود به جهان مادّی یا قیامت پیشِ رو نیست؛ بلکه ناظر به جایگاهی است که در همه عوالم تکوین معنا مییابد.
عظمتِ و شهامت حضرت فاطمه
استاد سروش افزود: موضوع سخن، تبیین عظمت روح حضرت فاطمه زهرا ـ سلاماللهعلیها ـ و یکی از مهمترین تجلّیات آن، یعنی «شهامت» است. تفسیر شخصیت ایشان بدون توجه به این بُعد بنیادین، شناختی ناقص خواهد بود.
وی اظهار کرد: خداوند متعال در انسان حقیقتی نهاده که در میان مخلوقات بیهمتاست. همه موجودات ظرفیت محدود دارند؛ همانگونه که یک قطعه زمین تنها به اندازه وسعت خود قابلیت بهرهبرداری دارد.
وی گفت: فرشتگان نیز دارای «مقام معلوم» هستند و حدّ وجودی آنان ثابت است؛ اما در میان آفریدهها تنها یک موجود دارای ظرفیت بیحدّ است و آن، باطن و قلب انسان است.
توسعه و وسعت پهناور روح آدمی
استاد حوزه افزود: قلب انسان مرز نمیشناسد؛ میتواند محبت خود را از یک فرد تا میلیاردها انسان گسترش دهد، میتواند از الگوی اخلاقی یک نفر یا صدها نفر بهره گیرد، و میتواند یک استاد یا صدها استاد داشته باشد. گستره گرایشها، دریافتها و توان رشد انسان، نشانه همان ظرفیت نامحدود باطن اوست.
وی گفت: محدودیتی برای باطن انسان وجود ندارد. این اصل، ریشه در کلام امیرالمؤمنین ـ علیهالسلام ـ در نهجالبلاغه، حکمت ۲۰۵ دارد؛ (سخنی که بعدها اساس پژوهشهای فیلسوفانی مانند ملاصدرا قرار گرفت) حضرت فرمود: «كلّ وعاء يضيق بما جعل فيه إلّا وعاء العلم فإنّه يتّسع به»؛ یعنی هر ظرفی با آنچه در آن ریخته میشود، پر و محدود میشود؛ مگر ظرف علم که روح و جان است که هر مقدار علم و معرفت و اخلاق به او اضافه می شود ، توسعه بیشتری پیدا میکند.
وی افزود؛ این گزاره، هم برهان عقلی و هم تجربه انسانی را تأیید میکند: باطن انسان در ساحت اخلاق، محبت و معرفت، حدّ و مرزی نمیشناسد.
وی توضیح داد: هنگامی که باطنی نامحدود با یک حقیقت بینهایت روبهرو شود، قابلیت دریافت و رشد آن نیز بینهایت میشود.
این اصل، در شواهد دینی نیز مورد تأیید است. پیامبر الهی حضرت عیسی بن مریم ـ علیهالسلام ـ در حدیثی که در منابع اهلسنّت و نیز در متون معتبر عرفانی نقل شده، فرمود: «قلبُ کلِّ إنسانٍ یمیلُ إلى ما له»؛ یعنی قلب انسان بهطور طبیعی به آنچه بدان گرایش دارد، مایل میشود.
مقام روحانی و باطن بی نهایت فاطمه
استاد سروش گفت: بر پایه این مقدمه، هنگامی که باطنی چون باطن حضرت فاطمه زهرا ـ سلاماللهعلیها ـ با بینهایت مواجه شود، میل و گرایش او نیز بینهایت خواهد بود. این پرسش بنیادین مطرح میشود که: قلب حضرت زهرا به چه حقیقتی میل پیدا کرد که منشأ آن عظمت و بیکرانگی شد؟
شرحِ میلِ روحیِ فاطمه به رسول الله
وی افزود: هر انسانی به اموری گرایش دارد؛ گاه به اموال، گاه به فرزند، گاه به امور دنیوی. اما قلبی که ظرفیت بینهایت دارد، وقتی به حقیقتی نامتناهی میل کند، از آن بینهایت بهره میگیرد. حضرت زهرا ـ سلاماللهعلیها ـ خود منشأ این پاسخ را بیان کردهاند. ایشان فرمودند: ««حُبِّبَ إِلَیَّ مِنْ دُنْیاکمْ .. النَّظَرُ فِی وَجهِ رَسولِ اللَّهِ ..» (نهج الحیاة/١٦٥) یعنی تمام میل و تعلق قلبی من در دنیا، نگاه به چهره رسول خداست.
وی بیان کرد: این محبت از نوع محبت خانوادگیِ معمول نیست؛ زیرا فرمودند «وجه رسول الله»، نه «وجه أبی». یعنی گرایش قلبی ایشان به پیامبر، نه از حیث پدر بودن، بلکه از حیث نبوت و رسالت و مقامات معنوی اوست. این همان نقطهای است که دل فاطمه به آن میل کرد.
فاطمه و آراستگی به شئونِ پیامبر
سروش گفت: پس از این گرایش، مرحله ارتباط و اتصال پدید آمد و قلب حضرت زهرا در مرتبهای قرار گرفت که شایسته دریافت شئون پیامبر اکرم شد. قلب پیامبر، که خداوند آن را ستوده است، منشأ این ارتباط و اشراق بوده و قلب فاطمه زهرا نیز به تناسب ظرفیت نامحدود خود، از این حقیقت بهره برد.
وی گفت: پیامبر اکرم ـ صلیاللهعلیهوآله ـ به مرتبهای از شهود و معرفت رسید که چیزی از دنیا و آخرت، و آنچه در آسمانها، زمین و میان آن دو است، بر او پوشیده نماند.
استاد سروش افزود: هنگامی که قلب حضرت فاطمه زهرا ـ سلاماللهعلیها ـ به قلب پیامبر گرایش یافت و «النظرُ إلى وجه رسول الله» را مقصد تعلق روحی خویش قرار داد، این گرایش سبب شد پرتوی از آن نور و معرفت پیامبر در وجود ایشان تجلی یابد. نهایت این تجلی همان نقطهای است که پیامبر به آن رسیده بود: موطن نزول جبرئیل.
نزول جبرئیل بر فاطمه و تجلی مقام رسول الله
وی توضیح داد: بهره پیامبر از نزول جبرئیل، قرآن کریم بود. و چون قلب حضرت زهرا متصل به قلب پیامبر شد، اثر این اتصال باید در او نیز نمود یابد. روایتی با سند صحیح ـ به نقل کلینی در کافی، کتاب الحجة، باب مولد زهرا ـ میفرماید: «إِنَّ فَاطِمَةَ ع مَكَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ ص خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً وَ كَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ يَأْتِيهَا جَبْرَئِيلُ ع فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ وَ يُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرِّيَّتِهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَكْتُبُ ذَلِكَ . امام صادق عليه السلام فرمود: فاطمه عليها السلام بعد از پيغمبر صلي الله عليه و آله 75 روز زنده بود و از مرگ پدرش اندوه سختي او را گرفته بود، جبرييل نزدش مي آمد و او را در مرگ پدرش نيكو تعزيت ميگفت و خوشدلش ميساخت و از حال پدرش و مقام او و آنچه بعد از وي براي ذريه اش پيش مي آيد گزارش ميداد و علي عليه السلام آنها را مينوشت.»(اصول کافی ج ۱ ص ۴۵۸)
مصحف فاطمه و قرآن
وی گفت: این نزول، نشاندهنده توسعه بینظیر ظرفیت معرفتی و باطنی حضرت زهرا است؛ زیرا قلبی که به نور قلب پیامبر متصل شده، آماده دریافت چنین تجلیاتی است و مجموعهای آن تجلیات به «مصحف فاطمه» شهرت یافت.
وی تأکید کرد: مصحف فاطمه قرآن دیگری نیست. امام صادق ـ علیهالسلام ـ با سوگند بیان میکنند که هیچ کلمهای از قرآن در آن نیست و موضوع آن، ناظر به حوادث آینده است؛ نه متن وحی قرآنی. این مصحف، هماکنون نزد حضرت ولیعصر ـ عجلاللهتعالىفرجه ـ محفوظ است.
وی افزود: عظمت روح حضرت زهرا در همین ظرفیت بینهایت آشکار میشود؛ ظرفیتی که تجلی نور پیامبر را در خود پذیرفت و به مرتبهای رسید که دریافت نزولات جبرئیلی برای آن ممکن شد. این حقیقت تنها با مقداری از شرح و روایت برای ما قابل تصور است، اما عمق آن فراتر از ادراک ماست.
وی توضیح داد: این تجلی نوری تنها برای شخص حضرت زهرا نبود؛ بلکه آثار آن در وجود امیرالمؤمنین و فرزندان ایشان نیز ظهور یافت. یکی از معانی لقب «زهرا» ـ به نقل روایات ـ همین نورافشانی است؛ روایتی از امام صادق بیان میکند که حضرت زهرا برای امیرالمؤمنین نور میافشاند؛ «اَنَّها تَزْهَرُ لِاَمیرِالْمُوْمِنینَ..» (بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۱)
تاثیر پذیری مردان از زنان
استاد حوزه علمیه گفت: عالمان عرفان بر اساس قاعدهای معروف میگویند: «کلُّ زوجٍ على صورةِ زوجه»؛ یعنی هر مردی، خواهناخواه تحت تأثیر همسر خویش قرار میگیرد. این اصل در آثار عرفانی، از جمله در درسهای مرحوم علامه حسنزاده آملی، گزارش شده است.
اتحادِ صورت باطنی امیرالمومنین و فاطمه زهرا
وی افزود: اگر این قاعده عرفانی را در خانه فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین در نظر بگیریم، معنای آن چنین خواهد بود: امیرالمؤمنین (ع) در بسیاری از شئون معنوی و باطنی، بر صورتی بود که حضرت زهرا بر آن بود؛ یعنی نور فاطمه در ساحتهایی بر علی ـ علیهالسلام ـ تأثیر میگذاشت. این تأثیر نه از جهت نقص، بلکه از جهت تجلیات خاصهای بود که حضرت زهرا به واسطه اتصال به قلب پیامبر که با تمایل قلبی و توجه تامّ به قلب پیامبر حاصل شد ، تجلّی همان نور را در وجود خویش دریافت نمود.
تجلی نور فاطمه در اهلبیت
وی گفت: نه تنها روایات معتبری دلالت دارند که امیرالمؤمنین از نوری که خداوند از طریق جبرئیل بر قلب فاطمه نازل کرد بهره میبرد ، بلکه مقام نورانیت اهلبیت (ع) نیز به تجلیات نور فاطمه (س) بازگشت دارد ، شیخ صدوق در علل الشرایع حدیثی را از امام صادق نقل میکند که به تعبیر استاد آیت الله وحید خراسانی سند بسیار قوی دارد ، فرمود «خداوند فاطمه را از نور عظمت خویش آفرید و از نور فاطمه، ائمه اطهار پدید آمدند ؛ اخرج من ذلك النور ائمة یقومون». وحی که از قلب پیامبر نور گرفت و خود سرچشمه نور برای امیرالمؤمنین و ائمه بعد از او شد.
نور عظمت فاطمه در شهامت او در ایستادگی در برابر انحراف و ظلم
وی اضافه کرد: این عظمت، تنها در سطح فضائل ملکوتی نیست؛ بلکه تحلیل علمیِ ظرفیت بینهایت قلب فاطمه زهرا ـ سلاماللهعلیها ـ و تجلی نور پیامبر در او، افقی تازه در فهم جایگاه آن حضرت میگشاید.
وی توضیح داد: تمامی حرکتهای اصلاحی اهلبیت در برابر انحرافات تاریخی، ادامه همان درسی بود که اولین بار حضرت زهرا ارائه کرد. وی گفت: اگر آزادیخواهان جهان از شرق و غرب، آزادگی را از امام حسین ـ علیهالسلام ـ میآموزند، این حقیقت را باید شناخت که امام حسین نیز الگوی خود را از مادرش فاطمه زهرا اخذ کرده است؛ چنانکه امام زمان نیز میفرماید: «در ظهور، الگوی من مادرم فاطمه است».
استاد سروش افزود: آنچه این مقام را برای حضرت زهرا فراهم ساخت، شهامت برخاسته از عظمت روح او بود؛ روحی که در برابر انحرافات دینی ایستاد و این ایستادگی، نخستین درس عملی اعتراض به تحریف در تاریخ اسلام شد.
علت هجوم شبهات در مورد حضرت زهرا و حساسیت نسبت به شهادت او چیست ؟!
وی توضیح داد: همین جایگاه است که موجب شده پرداختن به شهادت حضرت زهرا همواره حساسیتزا باشد. وی گفت: در حالی که عزاداری بر امام حسین یا سایر ائمه معمولاً با واکنشهای گسترده روبهرو نمیشود، هر ساله پیش از فرارسیدن ایام فاطمیه، دهها رسانه وابسته به جریانهای وهابی به شدت به انکار شهادت آن حضرت میپردازند.
وی افزود: علت این تمرکز آن است که فاطمه زهرا معلم نخست ایستادگی در برابر انحراف است و حذف او به معنای تضعیف الگوی مقاومت دینی است.
شبهه درب خانه فاطمه !
وی اظهار کرد: برخی شبهات نیز از این جهت مطرح میشود که اصل حادثه زیر سؤال رود؛ از جمله اینکه «خانههای مدینه در نداشته است». وی گفت: این سخن بیپایه نخست توسط یک نویسنده عرب مطرح شد و سپس در رسانهها تکرار گردید. وی افزود: روایات مشترک شیعه و سنی—از جمله حدیث «سدّ الأبواب إلا بابها»—به روشنی از وجود درِ خانه حضرت زهرا و باز بودن آن به مسجد سخن گفتهاند.
وی گفت: در کتاب وفاء الوفا اثر سمهودی، از علمای اهل سنت، نقل شده ؛ ” جهتِ درب خانه عایشه به سوی شام بوده و جنس آن از چوب عَرعَر یا ساج بوده است.” وی افزود: این گزارشها نشان میدهد ادعای «نبودن در در خانههای مدینه» فاقد پایه تاریخی است.
آیا علی در شرائط عادی ایستاد و همسرش آزار دید!
وی توضیح داد: شبهه دیگری نیز مطرح میشود که چگونه ممکن است امیرالمؤمنین ایستاده باشد و به همسرش ظلم شود. وی گفت: این برداشت نتیجه بریدن آغاز و میانه و پایان واقعه است؛ زیرا هر حادثه تاریخی را باید در بستر خود سنجید.
وی افزود: عقل به تنهایی قادر به درک تمام وقایع ظلم نیست؛ همانگونه که عقل نمیپذیرد سرِ امام حسین ـ علیهالسلام ـ در برابر خیمهها جدا شود، اما این امر واقع شده است.
وی گفت: بر اساس احساسات و عواطف انسانی ممکن است پذیرش وقوع برخی حوادث دشوار باشد، اما دشواریِ پذیرش به معنای عدم وقوع نیست.
وی افزود: طبق گزارشهای تاریخی و تحلیلهای محققان، سه بار (و نه یک بار) به خانه امیرالمؤمنین (ع) هجوم برده شد ! و در یکی از این موارد، آن حضرت را با دستهای بسته از خانه بیرون بردند.
وی توضیح داد: آلوسی، از علمای برجسته اهل سنت، نیز در این زمینه نقل کرده است که امیرالمؤمنین در زمان هجوم به خانه، برخلاف برخی ادعاها که مدعی سکوت ایشان هستند، به پا خاست. وی گفت: آلوسی روایت میکند که هنگامی که فاطمه ـ سلاماللهعلیها ـ پشت در قرار گرفت و صدای او را شنیدند، علی ـ علیهالسلام ـ کمر مهاجم را گرفت و او را به زمین افکند و سپس پای خود را بر گردن او نهاد و فرمود: «پیامبر به من دستور داده است برای حفظ اسلام صبر کنم». وی افزود: تحریف و تقطیع این رخدادها سبب شده برخی بخشهای حادثه حذف یا وارونه عرضه شود.
گزارش مهم سید مرتضی و شیخ طوسی درباره حمله به خانه فاطمه
استاد حوزه علمیه گفت: سید مرتضی در کتاب الشافی و نیز شیخ طوسی، پس از نقل گزارش حمله با آتش به خانه فاطمه زهرا، تصریح میکنند: «این روایت آنچه را در آن روز رخ داده بازگو میکند و بدون کمترین دخل و تصرف نقل شده است.» وی توضیح داد: سید مرتضی مینویسد که این رخداد—هجوم به خانه حضرت زهرا و ضرب و فشار واردکردن بر در—در میان اهل سنت نیز مشهور بوده است.
استاد سروش اضافه کرد و گفت: سید مرتضی نقل میکند؛ “محدثان و تاریخنگاران در ابتدا از ذکر این وقایع ابایی نداشتند، اما با گذشت زمان، به دلیل ناخوشایندی نتایج، برخی تلاش کردند این بخش از تاریخ را حذف یا پنهان کنند.”
این نکات در مناظرات ایشان با قاضی عبدالجبار، از بزرگترین علمای معتزلی، ثبت و در کتاب باقی مانده است.
آزادی خواهان و ایستاده های در برابر ظلم و انحراف بر سُفره شهامت فاطمه حضوردارند
وی توضیح داد: هدف اصلی از بیان این شواهد، تأکید بر آن است که عظمت روحی فاطمه زهرا ـ سلاماللهعلیها ـ ثمراتی بزرگ برای امیرالمؤمنین و اهلبیت ـ علیهمالسلام ـ به همراه داشت و شهامتی که در ایستادگی در برابر انحرافات دینی نشان داد، نخستین پایهگذاری مقاومت در برابر تحریف بود. وی افزود: از آن زمان تا امروز، هر صاحبفکری که در برابر انحرافات دینی میایستد، بر سر سفره همان درسی قرار دارد که فاطمه زهرا به جامعه اسلامی آموخت.
وی گفت: تمام این تحلیلها نشان میدهد که مفهوم مقاومت و دفاع از حقیقت، نخستینبار در رفتار و سخنان حضرت زهرا متجلی شد و این الگو تا قیامت الهامبخش خواهد ماند.
وی گفت: «فاطمه زهرا(س) معلم نخست ایستادگی در برابر انحرافات دینی است؛ و تا قیامت، هر کس که در برابر انحرافهای دینی قد علم کند، شاگرد مکتب اوست. عظمت روحی آن حضرت، این شهامت را به جهان اسلام هدیه کرده است.»











