شفقنا- نشست «نواندیشی دینی و حقوق زنان» به همت پژوهشکده اندیشه دینی معاصر و با همکاری معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری برگزار شد. در این نشست استاد ایازی قرآن پژوه و استاد دانشگاه مفید سخنرانی و اساتید در دو پنل نظری و فقهی حقوقی به ارائه مطالب خود پرداختند.
گزارش شفقنا از این نشست علمی را بخوانید:
استاد ایازی: در اسلام زن و مرد هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند
استاد محمدعلی ایازی در نشست نواندیشی دینی و حقوق زنان که در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر برگزار شد، به موضوع «جایگاه انسان در قرآن با تکیه بر مسئله جنسیت» پرداخت و اظهار داشت: دسته ای از آیات هستند که وقتی از انسان سخن گفته، تفکیک جنسیتی نکرده است و این آیات با توجه به همه جوانب آن، از اصل پیدایش خلقت تا همه مراحل گفته شده، یک موجود مخاطب است و آن «انسان» است.
وی افزود: در تورات و انجیل، مرد درجه اول و زن درجه دوم است و در اندیشه اسرائیلی، زن طفیلی مرد است. و در معنای استعاری، زن از دنده چپ مرد آفریده شده است. اما در سراسر قرآن کریم، می خواهد بگوید که «انسان»، «انسان» است.
وی با طرح این سوال که اگر این یکسان نگری به زن و مرد در قرآن وجود دارد، چه نظریاتی بین مفسرین، عالمان و مصلحان اجتماعی در باب این مسئله وجود دارد؟ اظهار داشت: اولین آیاتی که «انسان» را مبنا قرار داده است چه به صورت کلی «انسان»و چه انجا که می فرماید: «ذکرٍ او انثی»؛ مثلا در آیه نخست سوره نسا می فرماید: « يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً» اینجا می گوید «یا ایها الناس» جنبه جنسیتی ندارد و مشترک بین زن و مرد است و می فرماید که زن و مرد از نفس واحده آفریده شده است.
وی ادامه داد: یک اشتباهی که اینجا به وجود آمده این است که «خلقا منها» را به مرد برگرداندند درحالیکه منها به نفس به معنای «موجود» برمی گردد یعنی پدیده ای که یک ماده ای را ایجاد کرده و از همان، زن و مرد را آفریده است. اشتباهی که تفاسیر گذشته براساس تفاسیر اسرائیلی انجام دادند این است که گفته اند «منها» به مرد باز می گردد.
وی به سوره حجرات اشاره کرد و گفت: خداوند در آیه ۱۳ سوره حجرات می فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا… » اینجا به صراحت آمده است که تفاوتی بین زن و مرد نیست و مبنا را «انسانیت» قرار می دهیم.
این قرآن پژوه به دسته دیگری از آیات اشاره کرد که فرصت رشد و پاداش را بیان کرده و روی «انسان» تاکید می کند.
وی به آیه کرامت اشاره کرد و افزود: آیه ۷۰ سوره اسراء می فرماید: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا»؛ اینجا مفسران و بویژه علامه طباطبایی بیان کردند که مقصود از «کرّمنا» در این آیه، کرامت ذاتی انسان است.
وی به دسته چهارم آیات اشاره کرد و گفت: این آیات درباره خلافت انسان سخن می گویند مانند این آیه ۳۰ سوره بقره که می فرماید: «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ». این خلافت فقط برای آدم نیست چون در آیات دیگر تعبیر به «آدم» نمی کند.
وی در باب خلافت انسان گفت: در میان عالمان ما از گذشته تا امروز مشهور و تقریبا یک امر مسلم است که این خلافت، خلافت از خداوند متعال است نه خلافت از موجودات قبل.
وی خاطرنشان کرد: در این اواخر برخی از مفسرین مناقشه کردند که این خلافت عام بوده و خداوند بین انسان و ملائکه این را اعلام کرده و سپس برخی ملائکه اعتراض کردند و شیطان سجده نکرد بر آدم چون اعتراض داشت. درحالیکه مسئله خلافت انسان، خلافت خاص بوده یعنی خداوند متعال در روی زمین یک موجودی را می خواهد بیافریند که تجلی اسماء الهی باشد.
وی به دسته پنجم از آیات اشاره کرد و افزود: در این آیات، مسئله امانتداری انسان مطرح می شود؛ خداوند در آیه ۷۲ سوره احزاب می فرماید: «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ ۖ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا»؛ این آیه از آیات بسیار مهم و کلیدی است که هم عرفا، هم مفسرین و هم متکلمین ما به این مسئله پرداختند.
وی خاطرنشان کرد: نکته اساسی که در این امانت هست اینکه این امانت یک معنایی را می خواهد نشان دهد که موجودات دیگر نه تنها از پذیرش آن سر باز زدند بلکه ترسیدند. مهم این است که در مسئله حمل امانت تفاوتی بین زن و مرد قرار نداده است.
ایازی به آیات مربوط به مسخرکردن آسمان ها و زمین اشاره کرد و گفت: از آیات دیگری که خیلی فراوان هم هست بحث تسخیر قرار دادن زمین، آسمان، خورشید، ماه و موجودات هست که خداوند فرموده این را برای شما تسخیر کردم. در اینجا هم تفاوتی بین زن و مرد نگذاشته است.
استاد دانشگاه مفید به دسته هفتم آیات اشاره کرد و گفت: این دسته از آیات مربوط به مخاطبت یکسان زن و مرد در انتساب خداست. دسته ای از آیات هست که اولا دستور می دهد که مثلا ملائکه سجده کنند که در اینجا نگفته به یکی از انها لذا یعنی به همه انسان سجده کنند. یا در سوره «ص» می فرماید: «قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ ۖ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعَالِينَ» خداوند در اینجا می فرماید من خودم او را آفریدم و از روح خودم در او دمیدم. مرحوم علامه طباطبایی در ذیل همین آیه ۷۶ سوره احزاب در باب امانت بحث می کند و نکاتی را برمی شمارد. نکته ی اساسی که آنجا تاکید می کند مسئله حق اراده انسان است.
وی این سوال را مطرح کرد که که آیا اسلام زن را همانند مرد در موضع انسانی برابر می داند یا برای او درجه متاخری قائل است؟
وی پاسخ داد: در این زمینه سه نظریه وجود دارد؛ یک نظریه این است که هر چند در ذات انسانی بین زن و مرد در آفرینش و جایگاه تفاوتی نیست اما این لازمه اش این نیست که در بهره مندی از فیض الهی یک اندازه باشند. آقای علامه سید محمدحسین تهرانی لاله زاری در کتاب خود می گوید زن و مرد در دو درجه هستند و تفاوت دارند. وی حرفی در این جهت دارد که خیلی نکته اساسی است و آن اینکه می گوید که آیات «وللرجال علیهن درجة» و «الرجال قوامون النساء» آیات دیگر در این زمینه را تخصیص می زند.
وی ادامه داد: نظر دوم که استاد مطهری مطرح کردند مبنی بر اینکه جنسیت هیچ نقشی در اصل انسانیت ندارد و موجب نقص و کمال یا شدت و ضعف در انسان بودن نیست با این وجود جنسیت در حقوق و وضع قوانین تاثیرگذار است و موجب تفاوت حقوقی می شود زیرا منشا تفاوت متعدد است یعنی برخی از آن تفاوت ها بر حسب جنسیت و برخی بر اساس عوامل و شرایط بیرونی هست.
وی تاکید کرد: مرحوم استاد مطهری می فرماید: «از نظر اسلام زن و مرد هر دو انسانند و از حقوق انسانی متساوی بهره مندند آنچه از نظر اسلام مطرح است اینکه زن و مرد به دلیل اینکه یکی زن است و دیگری مرد در جهات زیادی مشابه یکدیگر نیستند. خلقت و طبیعت آن را یکنواخت نخواسته است و همین جهت ایجاب می کند که از لحاظ بسیاری از حقوق و تکالیف و مجازات ها وضع مشابهی نداشته باشند».
ایازی بیان کرد: نظریه سوم نظریه کسانی است که می گویند در اصل انسانیت و حقوق بین زن و مرد هیچ تفاوت نیست و منظور از حقوق هم حقوق عامه هست یعنی مرد می تواند قاضی بشود زن هم می تواند قاضی شود. مرد می تواند مفتی بشود زن هم می تواند مفتی شود. مرد می تواند شاهد باشد زن هم به همان اندازه می تواند شاهد باشد، هیچ فرقی نمی کند و ده ها مسئله دیگری که در این زمینه هست و می گوید زن و مرد به دو «صنف» تقسیم می شوند نه دو «جنس». تفاوت جنسیتی در زن و مرد منجر به تفاوت حقوقی نمی شود. اگر منشا تفاوت میان آنان ها امری خارج از ذات فرض شود یعنی به مثابه یک امر عرضی که به سبب شرایط و موقعیت خاص همراه با ذات گشته است. بنابراین هیچ تفاوت همیشگی نخواهد بود بلکه این تفاوت تا زمانی خواهد بود که آن شرایط خاص وجود داشته باشد والا در غیر آن شرایط، بین زن و مرد تفاوت نخواهد بود.
وی با بیان اینکه در بحث از جایگاه زن باید مبنا را اصالت قرآن قرار دهیم، گفت: همانگونه که آیت الله سیستانی در کتاب تعارض الادله بدان اشاره می کند، روایات دو دسته هستند؛ یکسری روایات جنبه «تعلیمی» دارند و یکسری روایات جنبه «استفتائی» دارند.
وی مسئله «تبعیض» را مورد اشاره قرار داد و گفت: روایاتی در این زمینه وجود دارد و حتی برخی فقها در آثار خود و در لسان خود این «تبعیض» را به کار برده اند یعنی این ذهنیت در آنها وجود داشته است که وقتی اختلاف بین قبائل است، تفاوت بین زن و مرد هم است.
وی واقعیات آسیب پذیری زنان در گذشته را مورد توجه قرار داد و گفت: طبیعی است که این آسیب پذیری و ایجاد محدودیت هایی برای آنها در حوادثی چون جنگ و قحطی و بیماری های گسترده و امثالهم به سبب بارداری و بزرگ کردن فرزند باعث شود که زنان را درجه دوم بدانند.
در ادامه، نشست با دو پنل ادامه یافت. در پنل فقهی حقوقی نیز اساتید معصومه ظهیری، اعظم خوش صورت و سید شمسی الدین حسینیکیا به ارائه مطالب خود در موضوعات مهریه، حق جدایی و تغییر جنسیت پرداختند که به تفصیل در ادامه می آید:
حسینی کیا : «خُلع» یک راه جدایی مختص زن است
دکتر سید شمسی الدین حسینی کیا در این نشست به بیان «بازشناسی ماهیت خلع به مثابه نهادی مستقل از طلاق» بیان کرد: در نگاه کوتاهی به آیات و روایات متوجه می شویم که «مسئله جدایی» از ابتدا مورد توجه شارع مقدس و پیامبر اکرم (ص) و معصومان بوده است.
وی با بیان اینکه 166 تفاوت فقهی را برخی پژوهشگران بین زن و مرد احصاء کرده اند، گفت: مرحوم آیت الله العظمی سید احمد شبیری زنجانی در کتاب «الهدی الی الفرق بین الرجال والنساء» 166 تفاوت زن و مرد را در فقه شیعه برشمردند که گمان می کنم هیچ کدام به اهمیت بحث جدایی نیست.
وی ابراز داشت: هیچ روایت صحیح السندی در مذمت و تنقیص زنان نداریم و متاسفانه بعضا روایاتی هم که به آن استناد می شود در منابع شیعه هم وجود ندارد و حتی در برخی روایات اهل سنت دیده می شود مانند «الطلاقُ بِیَد مَن اخَذَ بالساق».
وی با بیان اینکه «طلاق انگاری خُلع» از زمان شیخ طوسی بسیار پررنگ می شود، گفت: تلقی مشهور قریب به اجماع در زمان کنونی از «خُلع» این است که یکی از اقسام طلاق است و در نتیجه همان احکام طلاق را دارد و اصلی ترین این است که به دست مرد است.
وی این سوال را مطرح کرد که آیا مرد هر وقت خواست می تواند زن خود را طلاق دهد و زن هیچگاه نمی تواند الا با اقدام همسرش گفت: براساس تحقیقات صورت گرفته، در ایران، درصد قابل توجهی از موارد همسرکُشی، فرار از منزل و روی آوردن به ازدواج سپید در نتیجه همین قضیه بوده است که زن وقتی می بیند نمی تواند تحت هیچ شرایطی از همسرش جدا شود به این اقدامات روی می آورد.
وی عنوان کرد: طلاق به عنوان یک راه جدایی نیست که شریعت آن را تنها به مرد اختصاص داده باشد. طلاق یک راه جدایی است که اختصاص به مرد دارد و در مقابل آن هم «خُلع» است که یک راه جدایی مختص زن است.
وی گفت: فدیه دادن زن، خود سبب تحقق جدایی است و نیازی به انشای طلاق از سوی زوج ندارد. روایات متعدد هم، تحقق جدایی را در خلع بدون نیاز به صیغه طلاق تأیید می کنند.
وی تاکید کرد: «خُلع» یک نهاد مستقل است و آیات قرآن هم به این اشاره دارد و تاکید ما روی آیه «فیما افتدت به» است که براساس آن فدیه در عرف و لغت بدین معناست که مالی را می دهی و آزاد می شوی بدون تشریفات.
حسینی کیا گفت: روایات متعدد با سند صحیح، تحقق جدایی را در خلع بدون نیاز به صیغه طلاق تأیید می کنند.علاوه بر این، تطبیق برخی احکام خلع بیانگر اشتراکات حکمی و نه وحدت ماهوی با طلاق در روایات، صرفا بیانگر اشتراکات حکمی و نه وحدت ماهوی است.
ظهیری: قانون جدید مهریه موقعیت زن در طلاق را تضعیف می کند
دکتر معصومه ظهیری، دبیر ستاد زن و خانواده حوزه های علمیه به موضوع مهریه زن در اسلام پرداخت و اظهار داشت: در فقه اسلامی، «مهریه» حق مالی زن است و زن قبل از ازدواج آن را مورد شرط قرار می دهد و از آن منتفع می شود.
وی با بیان اینکه ما یک فقه فردی و یک فقه اجتماعی داریم، گفت: در فقه فردی، ذینفعان موضوع، خود فرد است اما در فقه اجتماعی علاوه بر شرایط فقه فردی، جامعه را مورد انتفاع قرار می دهد.
وی عنوان کرد: از نظر فقها، مهریه شرط صحت عقد نیست بلکه از احکام تبعی عقد نکاح است و اگر در عقد ذکر نشود، زن مستحق مهرالمثل می شود.
وی درباره ضمانت اجرای مهریه در ازدواج خاطرنشان کرد: برخی فقها، مهریه را نوعی ضمانت برای حقوق زن در ازدواج می دانند؛ این دیدگاه بر این اساس است که مهریه می تواند پشتوانه ای برای زن در صورت بروز اختلافات خانوادگی باشد. در برخی مواردف مهریه نوعی جبران حق زناشویی هم بیان شده است که البته مهریه نوعی حق مالی هم برای زن مطرح می شود.
وی افزود: مهریه، نحله و هدیه بلاعوض است و نوعی نشانه احترام هم در آن قرار دارد. مهریه در قالب مهرالمسمی و مهرالمثل و مهرالمتعه نماد مسئولیت مالی مرد در برابر زن و ابزاری برای تامین کرامت زن در آغاز زندگی مشترک است.
وی در تعریف انواع مهریه گفت: «مهرالمسمی» مهریه ای است که زوجین قبل از عقد بر مقدار آن توافق می کنند. «مهرالمتعه» مهریه ای است که در صورت طلاق و قبل از اینکه زناشویی واقع شود به زن تعلق می گیرد. «مهرالمثل» مهریه ای است که چنانچه در عقد ذکر نشود به زن تعلق می گیرد. (آیات 236 و 237 سوره بقره).
وی به حق الزامی زن از نتایج توافق مشروع زوجین اشاره کرد و افزود: محدودسازی آن ممکن است سلب مشروعیت این توافقات شرعی را در پی داشته باشد یعنی نقش شما در توافقی که بین دو نفر درحال وقوع است این است که حقی را می ستانید. براساس قاعده «الناس مسلطون علی اموالهم» دارید حقی را از دیگری دارید می گیرید براساس شرطی که آن دو نفر بین خود قرار دادند.
وی به شرایط ضمن عقد اشاره کرد و افزود: هر شرط ضمن عقدی که ما داشته باشیم اگر با حقوق ذاتی عقد منافات نداشته باشد نافذ است حقوق ذاتی یعنی ما نمی توانیم در عقد دائم شرط کنیم که تمکین وجود نداشته باشد.
ظهیری ادامه داد: هیچ سقفی در متون شرعی ما چه فتاوا چه روایات و چه آیات برای میزان مهریه پیدا نکردیم.
وی با بیان اینکه مهریه زنان در زمان پیامبر و خلفا متفاوت بوده است، گفت: مهریه زیاد حتی در آن زمان وجود داشته است.
وی گفت: ما نمی توانیم از زوجین از توافقی که کردند سلب اختیار کنیم چون مختار بودن زوجین جزو عقد ازدواج است.
وی یادآور شد: در فقه اسلامی، مهریه یک حق مالی برای بانوان است که باید قابل پرداخت باشد. محدودکردن آن به هر عددی اگر با اصل رضایت طرفین منافات داشته باشد، نمی توانیم آن را تامین کنیم.
وی «مالیت داشتن» را از شرایط مهریه برشمرد و گفت: تعیین سقف مشخص برای مهریه ممکن است با اصل عدم انطباق با اصل شرعی مهریه طبق احکام فقهی در تنافی باشد. چون مهریه باید براساس توافق طرفیت و توانایی مالی زوج تعیین شود.
وی گفت: زمزمه تعیین سقف برای مهریه سبب شده تا ما خشونت های خانگی را بالا ببریم یعنی مرد همسر خود را مجبور می کند یا مهریه اش را ببخشد یا به تعیین سقف برسد.
ظهیری به ماده 1082 قانون مدنی اشاره کرد و گفت: براساس این ماده، زن به مجرد عقد مالک مهریه می شود و می تواند در آن هرنوع تصرفی کند. در ماده 1087 قانون مدنی قانونگذار می گوید اگر مهریه در عقد ذکر نشده باشد، زن مستحق مهرالمثل می شود.
وی به ماده 22 قانون حمایت از خانواده اشاره کرد و گفت: براساس این ماده، مهریه تا سقف 110 سکه قابل اجراست و مازاد بر آن باید استطاعت مرد احراز شود.
وی این سوال را مطرح کرد که ایا حکومت اسلامی می تواند قوانین محدودکننده در امور اجتماعی مانند مهریه وضع کند؟ و پاسخ داد: ما یک قانون نفی ضرر و نفی حرج داریم بنابراین نقش حاکمیت باید اول، آموزش باشد یعنی به مردم طبق قوانین فقهی آموزش دهد تا کسی به خود ضرر وارد نکند و کسی مصالح عمومی جامعه را تحت الشعاع قرار ندهد.
وی گفت: بر اساس اصل پذیرفته شده حقوق مدنی در زمینه آزادی اراده در قراردادها، تعیین مهریه توسط قانون نقض حاکمیت اراده است و می تواند اعتماد عمومی را نسبت به اعتبار قراردادهای عمومی تضعیف کند.
استاد حوزه علمیه خواهران بیان داشت: حکومت اسلامی می تواند به دلایل اجتماعی و مصالح عمومی، در ثبت و اجرای مهریه محدودیت هایی اعمال کند، اما اصل مشروعیت آن محفوظ است.
وی گفت: همان زمان که زمزمه محدودسازی و تعیین سقف برای میزان مهریه شد، پیشنهاد کردیم که قوانین جایگزین بگذارید تا بتوانیم فرهنگ عمومی حقوقی جامعه را بالا ببریم. به عبارت دیگر، حفظ آزادی طرفین در تعیین مهریه با تنظیم «ضمانت اجراهای متناسب« و تعیین سیاستهای تشویقی برای مهریه متعادل، بهتر از تعیین سقف اجباری است.
وی تاکید کرد: اصلاح قانون مهریه نیازمند توازن حقوق فردی و منافع جمعی است. اصل آزادی اراده و رضایت طرفین در مهریه شرط است و لذا نمی توان نه زنان و نه مردان را اجبار به پذیرش حد معینی به عنوان مهریه کرد.
وی با تاکید بر اینکه مهریه حق شرعی و قانونی زن است و محدودسازی سقف آن، مشروعیت ندارد، مگر در سطح ثبت و اجرا برای حفظ مصالح عمومی، عنوان کرد: تعیین عدد ۱۴ سکه هیچ مبنای شرعی یا حقوقی الزام آوری ندارد و بیشتر توصیه ای و تشویقی است.
وی اظهار داشت: قانون باید به نحوی تعبیه شود که اقبال عمومی نسبت به آن وجود داشته باشد نه اینکه به نحوی قانون گذاشت که متروک یا مطرود شود.
وی تاکید کرد: اگر مهریه های نجومی منجر به زندان و مفاسد خانوادگی یا سوء استفاده شود، دولت می تواند در راستای مصالح جامعه محدودیت هایی را برای ثبت یا ضمانت اجرای آن مطرح کند. باید توجه داشت محدودیت سازی مهریه در حد ثبت قانونی یا وضع سیاست های تشویقی و تنبیهی مشروع است اما اصل تعیین مهریه حتی به مبالغ بالا همچنان معتبر است هرچند اجرای آن با محدودیت مواجه شود.
وی گفت: با این قانون، موقعیت زن در طلاق را تضعیف می کنیم، ضمن اینکه عدم تناسب با تورم و ارزش واقعی را هم باید بدان افزود.
ظهیری بیان داشت: زنان ممکن است با توجه به اینکه امکان انتخاب مرد دلخواه خود را از دست دهند اما محدودیت هایی را برای حق مهریه خود احساس کنند. این تغییر ممکن است احساس نابرابری در حقوق زن و مرد را تقویت کند لذا اگر می خواهیم در جامعه ای قوانینی را تغییر دهیم باید نسبت به آن قوانین بسترسازی، فرهنگ سازی و اقبال عمومی داشته باشیم.
جوان آملی: اگر قرار باشد دموکراسی پایدار باشد باید زندگی و سرنوشت انسان دست خودش باشد
خانم سارا جوان آملی در نشست علمی نواندیشی دینی و حقوق زنان که در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر برگزار شد، گفت: در کشورهای توسعه یافته، دانشکده هایی تاسیس شدند که فقط علوم میان رشته ای تدریس می کنند، علومی که مهندسان فناوری، فلاسفه و اساتید علوم انسانی در آن هستند چون جهان از حدود دو دهه گذشته با بحران هایی مواجه شده که همیشه کشورهای پیشرو در اولین نگاه دانشکده ها را تجهیز و علوم میان رشته ای را فعال می کنند تا ارتباط علوم انسانی و دیجیتال بتواند تغییری را ایجاد کند.
وی تصریح کرد: فناوری های دیجیتال پتانسیل عظیمی را برای پیشرفت بشر خصوصا در سال های اخیر در زمینه هوش مصنوعی ایجاد کرده اما در این بین ما همیشه مشکلاتی حیاتی در زمینه دیجیتال سازی داریم. تحولاتی که فناوری و دیجیتال در جهان ایجاد کرده، شکل زیست اجتماعی انسان، روابط قدرت و الگوهای معرفتی را تغییر داده است. و پرسش هایی چون هویت انسان و زن، بدن دیجیتال، اقتصاد توجه، عدالت الگوریتمی، اخلاق داده، دگرگونی های روابط خانوادگی را مطرح شده است.
وی به دو حوزه دین و تکنیک اشاره کرد و گفت: ما به ظاهر همیشه فکر می کردیم از زمان انقلاب صنعتی این دو قلمرو خیلی با هم متفاوتند اما در سطوح مختلف فلسفی و اجتماعی نقاط اشتراک خیلی فراوانی دارند.
وی ادامه داد: براساس تحقیقات صورت گرفته، تغییرات فناوری در تجربه زیستی زنان بیشتر از مردان احساس می شود. دانشگاهی که نقش مهمی در جاافتادن انسان گرایی دیجیتال ایفا کرد دانشگاه فناوری وین است. فلسفه فناوری می گوید انسان ابزار است اما انسان گرایی دیجیتال یک ذات تفکر انتقادی دارد، غایت مدار و ارزش محور است و انسان را در مرکز می گذارد و می گوید فناوری باید در خدمت آزادی و رشد اخلاقی و کرامت انسان باشد.
وی با بیان اینکه ما کشورهای جهان سوم نباید پذیرش جبرگرایانه فناوری داشته باشیم، گفت: اگر قرار باشد دموکراسی پایدار باشد زندگی و سرنوشت او نباید دست فناوری باشد بلکه باید دست خود انسان باشد.
وی گفت: انسان گری دیجیتال یک چارچوب اخلاقی انسان محوربرای فهم هدایت دیجیتال جهان است. نواندیشی دینی هم در حقیقت همین مطلب را می گوید و بیان می دارد انسان فاعل است، زن فاعل است و منفعل نیست. در جهان دینی سنتی که برای زن هم بین سنت و مدرنیته گیر کرده دچار یک بحران شده است. نواندیشی دینی می خواهد زن را فاعل اخلاقی و معرفتی ببیند وزن را سوژه ای فعال ببیند، تفسیر مردسالارانه را کنار بگذارد، زن به سوژه ی تولید اندیشه تبدیل شود، کرامتش به رسمیت شناخته شود همه اینها جزو سرفصل های انسانگرایی دیجیتال هم است.
جوان آملی با اشاره به تحقیقات صورت گرفته بیان کرد: زنان بیشتر از هرقشر دیگری در نقطه ی تلاقی سنت و مدرنیته قرار دارند به جهت روانشناسی و اجتماعی.
وی به دنیای مجازی انسان اشاره کرد و گفت: این مجازی بودن ها، هویت مجازی داشتن ها، فناوری های نو، سواد رسانه ای، شکل گیری هویت های سیال، افزایش میان فرهنگی ها و جهانی شدن، ساختارهای اجتماعی ما را زیر سوال برده است. دیگر مفاهیمی مثل بدن دیجیتال، حریم خصوصی قدرت، اطاعت، مردانگی، زنانگی، زمان، مکان، جمع، اجتماع و مرجعیت همه معنایی نو پیدا کرده است. موضوعات زنان هم قطعا با این عناوین تحت تاثیر قرار گرفته و بر این اساس آقای وتنر می گوید جهان معاصر که در آن، مرزهای قدرت، جنسیت و دین دستخوش تحولاتی شده فناوری، ارتباطات دیجیتال، تغییرات شناختی و دگرگونی های اخلاقی نه تنها شیوه زیست انسان را تغییر داده بلکه افق های تازه ای برای تفسیر بازخوانی به وجود آورده و نواندیشی دینی هم در این زمان صدای تازه ای در الهیات معاصر ایجاد کرده است.
وی در پایان گفت: در سال ۲۰۱۸ به کوشش پروفسور هانس ورتنر از دانشگاه فنی وین، قانون هوش مصنوعی در کمیسیون اتحادیه اروپا و شورای اتحادیه اروپا که متشکل از بیست و هفت کشور بود تصویب شد. شرکت های بزرگ فناوری با اینکه سدی بودند این وزنه بزرگ بود و توانستند بیانیه خود را وارد کنند.
خوش صورت: در مدل فقه تجزّی، رجوع ناکافی به عرف داریم
خانم اعظم خوش صورت در پنل فقهی حقوقی نشست علمی نواندیشی دینی و حقوق زنان که در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر برگزار شد، به مبحث «تغییر جنسیت» پرداخت و اظهار داشت: مسئله نخست در این زمینه، مدل ها و الگوهای فقاهتی است که بویژه در دهه های اخیر با آن مواجه هستیم.
وی با اشاره به پیچیدگی و ذوابعادبودن مسئله جنسیت در دوران معاصر بیان کرد: دو رویکرد در این زمینه وجود داشت؛ یک رویکرد که از زمان شیخ عبدالکریم حائری یزدی با نگاه تجزّی آغاز شد و معتقد بود مسئله را باید به مکلّف واگذار کرد (فقه تجزّی). رویکرد دیگر، فقه تخصصی است که به نظر می رسد یک گام جلوتر از فقه تجزی است. گرچه فقیه بر محورهای مختلف تمرکز دارد اما با چالش های مختلفی مواجه هم است.
وی با بیان اینکه شاید بتوان گفت فقه تخصصی نوع دیگری از مدل فقیه – کارشناس است، گفت: اساسا موضوعاتی که در فقه می نشینند دوگونه هستند یا موضوعات شرعی هستند که تاسیس آنها توسط شرع صورت می گیرد یا موضوعات عرفی هستند که غالب موضوعات این دسته هستند.
وی تاکید کرد: فقیه در فقه تجزّی دچار چالش هایی می شود که چهار یا پنج گونه هستند. از همین روست که ما شاهد فتاوای تطوری و نیز فتاوای مختلف فقها در زمینه تغییر جنسیت هستیم.
وی به تعریف تغییر جنسیت پرداخت و گفت: این پدیده اختلال جسمی همزمان زنانگی و مردانگی است و این غیر از «خنثی» است. افرادی که دچار این اختلال هستند هیچ اقبالی به همجنسگرایی ندارند و به نوعی از لحاط روانی دچار اختلال می شوند. مثلا خانمی که دچار این پدیده است در مشاوره های روانشناسی می گوید که من تمایل ندارم یک خانم باشم و از کودکی هم تمایل داشتم پسر باشم. خانم بودن، حال من را بد می کند. حال آیا باید این را متهم به همجنسگرایی کرد؟ پاسخ منفی است. از این جهت، تغییر جنسیت مرز خوبی با همجنسگرایی ایجاد کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب بیان کرد: تغییر جنسیت وقتی در فقه تجزّی مورد بحث واقع می شود، با دو یا سه مسئله مواجه می شود. اول اینکه از آنجاکه در فقه تجزی موضوع به مکلف واگذار می شود، گاهی فقیه به سمتی می رود که در موضوع فرضی بیان حکم کند.
وی مسئله بعدی در فقه تجزی را چالش اعتماد به کارشناس دانست و گفت: اگر بین کارشناسان پارادوکس ایجاد شد، کسی که در طرف دیگر میز قرار دارد و تخصصی در این زمینه ندارد چگونه می خواهد جمعبندی کند؟
وی با بیان اینکه علم خالی از پارادایم نیست، گفت: فتوای رهبر انقلاب در زمینه تغییر جنسیت نشان می دهد که ایشان به نظر کارشناس اعتماد کردند. فتاوای دیگر فقها مانند امام خمینی و حضرت آیت الله جوادی آملی در این زمینه هم قابل تامل است.
وی گفت: ما در مدل فقه تجزّی، رجوع ناکافی به عرف داریم؛ ما در جاهایی که بناست فقیه به فضای عرف مراجعه کند بی نیاز از ارائه دلیل معتبر برای احراز خود است چون شخصی بودن حجیت فقهی جایگزین وجه اثباتی علم فقه شده است. اینجا ممکن است مراجعه حداقلی یا حداکثری به عرف داشته باشد.
وی با بیان اینکه به جنسیت باید یا نگاه ذات گرایانه داشت یا نگاه غیر ذات گرایانه، گفت: ذات گرایانه یعنی شما بگوئید که جنسیت زیستی خلاف است و هرچه در جنسیت زیستی دیدید معیار نیست و لذا اگر کسی را به عنوان ترنس دیدید بگوئید که بناست شما تغییر کنید. گرایش غیر ذات گرایانه می گوید که ملاکف ادراکی است و جنسیت چیزی است که فرد درک می کند.
خوش صورت با بیان اینکه برای حل موضوعاتی شبیه تغییر جنسیت باید مدلی وجود داشته باشد، ابراز عقیده کرد: در فقه تخصصی علاوه بر فهم مستقیم موضوعات به دلیل فهم ادبیات علمی موضوع، با توجه به نقش آموزه های کلامی در فهم موضوع، فهم زمینه مند موضوعات و مواجهه انضمامی، اطمینان بیشتری به سازوکار فهم موضوع حاصل می شود. این دو الگوی مواجهه با موضوع در تغییر جنسیت منجر به دو فتوای متفاوت نیز گشته است. برخی از فقها تغییر جنسیت به مثابه موضوع فرضی را جایز دانسته اند و برخی دیگر با فهم موضوع واقعی فتوای به حرمت آن داده اند.
در پنل نظری هم اساتید سید حمید موسویان، خدیجه برزگر، بتول سادات بنیادی، نفیسه مرادی و سارا جوان آملی مطالب خود را ارائه کردند که به تفصیل در زیر می خوانید:
موسویان: دغدغه محوری فمینیست های مسلمان بحث «عدالت» و «برابری جنسیتی» است
دکتر سید حمید موسویان در نشست علمی نواندیشی دینی و حقوق زنان که در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر برگزار شد، اظهار داشت: آنچه مورد توجه زنان فمینیست مسلمان هست بحث فقهی است و انتقادات در این زمینه جنبه های مختلفی دارد.
وی با بیان اینکه محور بحث فمینیست های مسلمان، تفسیر قرآن یا حدیث یا موضوعات دیگر است، تاکید کرد: دغدغه محوری فمینیست های مسلمان بحث عدالت و برابری جنسیتی است، آنها به اجتهاد فقهی، نقدهای هستی شناختی، معرفت شناختی، الهیاتی، روان شناختی و زبان شناختی هرمنوتیک دارند.
وی به نقدهای هستی شناسانه فمنیست های مسلمان اشاره کرد و گفت: وقتی صحبت از نقد هستی شناختی می کنیم یعنی فهم ما از هستی دچار یک اخلالی هست و به این دلیل دچار یک برداشت های اشتباه در لایه های بعدی اندیشه شده است؛ طبیعتا یک فردی که با رویکرد زنانه نگر به موضوع نگاه می کند محور بحث هستی شناختی او این مسئله هست که جایگاه زن در این عالم کجاست و در بین مرد و زن چگونه باید قضاوت کرد.
وی در بحث «تمایزگذاری میان موضوع جنسیت و جنس» خاطرنشان کرد: «جنس» یک امر زیست شناختی و بیولوژیکی است که به واسطه ظاهر بدن برای افراد ایجاد می شود ولی «جنسیت» یک امری است که افراد در روند تربیت اجتماعی با آن مواجه می شوند و قابل تغییر و تحول است. اینکه آن اتفاق منجر به این بشود که در روند حقوق ما تغییراتی را ببینیم این موضوع ممکن است مورد اشکال قرار گیرد.
وی با اشاره به قدمت سیطره «پدرسالاری» در تاریخ زندگی بشر عنوان کرد: این موضوع مورد مطالعات خیلی زیادی قرار گرفته و کتاب هایی هم در این زمینه نوشته شده است. اساسا یک ذهنیتی شکل گرفته که اصلا خود زن ها هم خیلی اوقات به خود اجازه نمی دهند که بحث را به گونه دیگری فهم کنند و موضوع را به شکل دیگری اجازه بدهند.
وی افزود: موضوع دیگری که در آثار و افکار فمنیست های مسلمان دیده می شود اینکه اساسا ما در موضوع زن با یک ماجرایی مواجهیم و آن اینکه زن به لحاظ جسمی و به منزله «کالا» مورد توجه در مباحث فقهی حقوقی قرار می گیرد که به نظر می رسد برآمده از یک نگاه سلسله مراتبی و نگاه جامعه برده داری یا نگاه پدرسالاری است که در نظام خانواده وجود دارد و خود را به جاهای دیگر سرایت می دهد.
موسویان در حوزه نقدهای معرفت شناسانه فمنیست های مسلمان نیز گفت: در این بخش نیز دو اشکال را وارد می دانم؛ یک مسئله بحث تقدس شریعت و دین مقدس است. اما آیا برداشت ما از دین هم مقدس است؟ فمینیست های مسلمان اشکالی که مطرح می کنند این هست که چرا تقدس شریعت سرایت کرده به فهم های بشریت و این یک اشکال مجموعه ای است که در واقع ذهنیت ما را در این زمینه پیش می برد.
وی »فقه» را یک دانش مردمحور دانست و گفت: اساس در فقه، مرد تلقی شده و زنان به عنوان یک حاشیه شمرده شدند و هر وقت در مورد زنان صحبت می شود به عنوان نسبت آنها با مردان مورد توجه قرار می گیرد.
وی به نقدهای الهیاتی فمنیست های مسلمان هم اشاره کرد و گفت: وقتی به متون دینی نگاه می کنیم توحید در خوانش ما از متون دینی محوریت ندارد. به عنوان مثال، واژه «قانتات» در آیه ۳۴ سوره نساء تنها جایی است که در مناسبات بین دو انسان تفسیر و معنا شده است. یعنی «قانتات» را به این معنا گرفتند که زن باید از شوهرش تبعیت کند. یعنی آیه زن را توصیف می کند که حافظات للغیب هستند یا قانتات هستند و این را مفسر به این شکل تفسیر می کند. اما توحید در این ماجرا کجاست؟ برتری یکی بر دیگری در نظام توحیدی کجا ترسیم می شود؟ این یکی از اشکالات معنایی است که اینجا وجود دارد.
وی، بی توجهی به روش بیان خدا در قرآن را از دیگر انتقادات فمنیست های مسلمان بر فقه عنوان کرد و گفت: قرآن وقتی نکته ای را بیان می کند حتی در مباحث حقوقی یک شکل بیان می کند ولی ما وقتی می خواهیم فقه بنویسیم طور دیگری حرف می زنیم. خداوند در موضوعات مختلف سعی می کند مباحث را در قرآن به شکلی بیان کند که متعادل باشد ولی این وقتی در فقه می آید، آن تعادل را ندارد. ما نیاز به این داریم که بررسی بکنیم روش قرآن چیست و ما در فقه چه مدلی را پیگیری کردیم.
وی انتقادات روش شناسانه فمنیست های مسلمان را هم مورد توجه قرار داد و افزود: یکی از مسئله هایی که ما به لحاظ روشی با آن مشکل داریم این است آن چیزی که در متن دینی آمده وابسته به شرایط زمان و مکان است. که این مبنا نیازمند دلیل است.
وی متن محوری را نیز مورد نقد قرار داد و گفت: گاهی اوقات به قدری روی متن گیر می کنیم که واو به واو متن را می خوانیم و ظاهر نصّ برای ما اهمیت دارد اما وقت نمی کنیم به فلسفه پیدایش این متن و سرنوشت آن فکر کنیم. ظواهر نصوص مهم است اما هدف کلی نصّ، موضوع ما نیست. علوم جدید اساسا مورد توجه در روند اجتهادی و فقهی نیست و اگر فقیهی به علوم جدید توجه می کند، این را از سر لطف می داند و اصلا وظیفه خودش نمی داند که به علوم جدید توجه داشته باشد.
این پژوهشگر حوزوی با بیان اینکه فقه نسبت به مسائل جدید سکوت کرده است، گفت: علاوه بر این، فقه نسبت به تجربه خود زنان بی توجه است. به عنوان مثال، احکام زنان را می خواهد بگوید ولی کاری ندارد زنانی که با این تجربه درگیر هستند، چه مشکلاتی دارند. زنان خودشان باید ورود کنند و بگویند با چه مشکلاتی مواجهند. اینکه فقیه یک مرد است بنظر نمی آید اشکالی داشته باشد.
وی تصریح کرد: لازم است یکبار بشنویم که زن در احکامی که برای آنها تعریف می کنیم دچار چه مشکلی هستند و حکمی که برای او داریم صادر می کنیم متوجه هستیم که در مورد چه چیزی داریم صحبت می کنیم یا فقط همین که یک آیه و روایت را نگاه می کنیم و کنار هم می گذاریم و نتیجه گیری می کنیم و حکم می دهیم و اصلا کاری نداریم که زنان می توانند این احکام را اجرا کنند یا خیر؟
وی انحصار اقتدار دینی در مردان را هم مورد توجه قرار داد و افزود: زنان اصلا اجازه حرف زدن در فضای تاریخ پیدا نکردند و نمی کنند. ما تا تقریبا اواخر قرن اول یک حضور خیلی جدی از زنان داریم یعنی اساسا حدود یک سوم احادیث را زنان نقل کردند اما از قرن اول که عبور می کنیم حضور زنان کاملا منتفی می شود و اصلا زنان مرجعیتی ندارند، اجازه سخن گفتن از آنها گرفته می شود و این جایگاه در واقع از آنها سلب می شود.
موسویان با بیان اینکه ما دنبال یک سری مجموعه های ثابت و قطعی هستیم، گفت: اعتقاد ما این است که خداوند یک حرف را برای همه زمان ها و مکان ها می زند.این مبنا محل اشکال است و چون محل اشکال است، به همین خاطر هم ما در مباحث اصولی سراغ شهرت رفتیم در مباحث فقهی سراغ اجماع رفتیم اما آیا واقعا اجماع، شهرت و این بحث ها قابل پذیرش هست یا نیست؟ دیدگاه های زنانه نگر نسبت به این موضوع اشکال دارند.
وی نقدهای زبان شناختی فمنیست های مسلمان را هم مورد توجه قرار داد و افزود: زبان فقه، زبان تکلیفی است یعنی نگاه قانونی دارد. قرآن این گونه با ما انسان ها صحبت نکرده ولی فقه اینگونه با ما حرف می زند که به نظر می آید این به واسطه یک تاریخی است که ما در فضای اسلامی درگیر آن شدیم که چون حکومت دنبال یک متن قانونی بوده، آمده قرآن و روایات را مبنا قرار داده و یک متن قانونی درست کردیم که این مشکل تقریبا از قرن دوم ایجاد شده و همین طور ادامه یافته.
وی گفت: به لحاظ روان شناختی و هرمنوتیکی، متن به جای اینکه در فضای خودش فهمیده شود از بستر خودش کنده می شود. و این مشکلی است. در واقع فقیهی که در اینجا سخن می گوید باید گام دوم (توجه به زمان) را هم بردارد و نمی تواند فقط بر اساس اینکه چون در متن قرآن آمده بگوید که پس مبنا این است و نتیجه گیری کند و ما برای همه زنان یک حکمی صادر کنیم.
موسویان در پایان ابراز عقیده کرد که انتقادات فمنیست های مسلمان تا حد زیادی قابل دفاع هست و در فضاهای دیگر مانند تفسیر قرآن، فقه و حقوق خیلی از نکاتی که مطرح می کنند انتقادات جدی و قابل تاملی است.
برزگر: تلقی جامعه از مردانگی و زنانگی باید از طریق فرهنگسازی تغییر یابد
خانم خدیجه برزگر، استاد دانشگاه ادیان و مذاهب، در نشست «نواندیشی دینی و حقوق زنان» که در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر با همکاری معاونت امور زنان ریاستجمهوری برگزار شد، با بیان اینکه حقوق زنان همواره قصه پرغصهای در همه جوامع و دورههای تاریخی بوده است، گفت: گزارشهای تاریخی و جنبشهای اصلاحطلبانه نیز این مدعا را تأیید میکنند؛ بنابراین، فارغ از اینکه قائل به توسعه و ارتقای وضعیت زنان باشیم یا نه، هنوز مسائل مغفول زیادی باقی مانده است و همچنان شاهد برخی بیعدالتیها میان زنان و مردان هستیم و غالباً روال ما در مواجهه با این مسائل، انکار است.
وی افزود: مطالعات زنان ماهیتی انتقادی دارد، در حالی که در جامعه ما این مطالعات عمدتاً ایجاد شد تا نشان دهد وضعیت زنان خوب است و باید همینطور باشد؛ تا زنان نتوانند بپرسند چرا حضانت و حق طلاق باید در اختیار مرد باشد و چرا اشتغال زنان باید محدود شود. بنابراین، هدف از ایجاد این مطالعات بیشتر توصیف وضعیت موجود زنان بوده و در کلاسهای دانشگاهی هم عمدتاً به توجیه و تبیین وضع موجود پرداخته میشود، اما به اینکه وضعیت دیگری هم ممکن است، توجه نمیشود.
وی افزود: «به نظر میرسد که زن تازه به عنوان یک مسئله مطرح شده است، در حالی که باید جنسیت مسئله شود و نه اینکه جنسیت را صرفاً به زن تقلیل دهیم.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب بیان کرد: با گذشت ۲۰ سال از ایجاد رشته مطالعات زنان، هنوز موضوع مردانگی وارد این مطالعات نشده و مورد غفلت است؛ بنابراین، ما باید مطالعات زنان را به مطالعات جنسیت تبدیل کنیم و هدف اصلی نیز ایجاد برابری با تأکید بر مقوله جنسیت باشد. نباید زن به تنهایی مسئله شود و حتی اگر مردان هم در مواجهه با وضعیت نابرابر باشند، باید به آن پرداخته و از آن غافل نمانیم.
وی با تأکید بر اینکه مسئله مطالعات زنان از زاویه فقه، دین، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و … قابل بررسی است»، اظهار کرد: مسئله زن در ایران دفرمه شده است. برای حل این مسئله، باید به دو سؤال پاسخ دهیم: قانون چه میگوید و جامعه چه چیزی را تجربه میکند؟ در حال حاضر این دو با هم زاویه دارند؛ بنابراین وضعیت زنان و حتی جنسیت در ایران دفرمه شده است.
وی با بیان اینکه وقتی به این دو سؤال پاسخ درستی ندهیم، قاعده مرد نانآور و زن خانهدار شکل میگیرد و سیاستگذاریها نیز به همین سمت میرود، گفت: در حال حاضر، ما نمیدانیم از زنان چه انتظاری داریم؛ آیا باید خانهدار باشند یا در جامعه مشارکت داشته باشند. از آنجا که ذهن سیاستگذار مبتنی بر این قاعده است، در زمینه اشتغال فرصتهایی مانند شیردهی و مرخصی زایمان فراهم میکنیم، اما کارفرما رعایت نمیکند. یا در مورد حضانت، قانون وجود دارد اما ضمانت اجرا ندارد و رویه قضایی واحدی هم شکل نگرفته است.
وی اضافه کرد: «کلاه گشادی بر سر زنان رفت که گرفتن حضانت و حق طلاق بود؛ یعنی حضانت و حق طلاق را به بانوان دادند، اما کسی نگفت بانوی طلاقگرفته چگونه باید مخارج فرزند تحت حضانت خود را تأمین کند، بهویژه اینکه مهریه او نیز با شرایط سخت پرداخت میشود.»
وی تأکید کرد: اکنون حقوقی به این زنان دادهایم که جز تشدید بار اجتماعی چیز دیگری برایشان نداشته است. قطعا حضانت باید به زن داده میشد، اما فهم جامعه و ساختارها چه؟ هنوز درک مردان جامعه از زن، زن سنتی است، حتی اگر مرد پزشک باشد.
وی با بیان اینکه «قصد داریم حقوق را مدرن کنیم، ولی ارتکاز عمومی مردم مدرن نشده است»، گفت: تلقی جامعه نسبت به مردانگی و زنانگی تغییر نکرده است؛ یعنی یک مرد، با وجود اینکه میخواهد همسرش مادر و همسر خوبی باشد و اشتغال هم داشته باشد، در عین حال زن خانهدار خوبی هم باشد و اگر در این امور کوتاهی کند، از سوی جامعه سرزنش میشود، بهویژه در حوزه مادری.
وی تأکید کرد: اکنون اگر درباره ویژگیهای همسر خوب از مردم قم بپرسیم، پاسخها متفاوت است و در تهران جوابهای دیگری میشنویم. وقتی جامعه اینقدر تشتت دارد، قانون به درستی اجرا نمیشود؛ بنابراین زمان آن رسیده که به سمت فرهنگسازی برویم و نه صرفاً تقنین، زیرا تقنین به تنهایی کار را پیش نمیبرد.
برزگر در پایان افزود: مردان حاضرند زندان بروند اما مهریه ندهند، در حالی که مهریه جزء دیون است، یا همچنان قتل ناموسی و قتل دختر توسط پدر رخ میدهد و قانون کارآمد نیست؛ بنابراین، لازم است تلقی جامعه از مردانگی و زنانگی از طریق فرهنگسازی تغییر یابد.
مرادی: تفسیر قَوّامون از قرن دوم در پیوند میان حکومت و روابط زن و مرد قرار داشته است
نفیسه مرادی، پژوهشگر مطالعات زن و خانواده، هم در هماندیشی «نواندیشی دینی و حقوق زنان» که از سوی پژوهشکده اندیشه دینی معاصر و با همکاری معاونت امور زنان ریاستجمهوری برگزار شد، با بیان اینکه تفسیر «قوّامون» با چهار عنصر مهم در آیه «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ …» مرتبط است، گفت: فضیلت، انفاق و نحوه برخورد با زنان ناشزه و صالحه چهار عنصر اصلی در این آیه هستند.
وی افزود: عنصر فضیلت مبتنی بر مفهوم قدرت است و منظور من از قدرت، همان قدرت در اندیشه فوکو است؛ او معتقد است قدرت به صورت مویرگی در تمام جامعه جریان دارد و از عوامل غیرشخصی ناشی میشود که پیوندی جدی با دانش دارد.
وی با اشاره به اینکه قدرت سیاسی از مصادیق روشن قدرت است، اظهار کرد: نوع دیگری از قدرت، قدرت مقدس است؛ شامل کلام خدا، سخنان پیامبر(ص)، اقوال معصومین(ع) از منظر شیعه و سخنان صحابه و تابعین از نگاه اهل سنت. وی افزود: این نگاه سبب شکلگیری جریان تفسیری روایی در طول تاریخ اسلام شده و البته رویکرد افراطی آن، باب اجتهاد را بسته است.
این پژوهشگر دینی افزود: شهرت علمی نیز نوع سوم قدرت است؛ مانند کشاف زمخشری و تاریخ طبری که بر نسلهای تفسیری پس از خود تأثیرگذار بودهاند و تفاسیر بعدی از آنها تأثیر پذیرفتهاند.
وی با بیان اینکه بیشتر تفاسیر مکتوب مربوط به سده دوم تا سیزدهم است، گفت: در این دوره عمدتاً رویکرد تربیتی در تفسیر لحاظ میشد؛ ازاینرو فهم واژه قَوّامون از دل آرای صحابه و تابعین و نیز تفاسیر اهل سنت شکل گرفت؛ به این معنا که مرد بر زن تسلط دارد تا او را تربیت و ادب کند و این ادب در راستای اوامر الهی تعریف میشود.
مرادی بیان کرد: این تبیین اهل سنت نیز مبتنی بر سخن ابن عباس است که گفته: مردان امیر بر زنان هستند و زنان باید از مردان تبعیت کنند. برخی علمای شیعه در سده چهارم ــ مانند سید رضی ــ نیز گفتهاند: زن باید از شوهر همانند سرباز در برابر امیر اطاعت کند. بنابراین، مرد در خانواده امیر تربیتی است و به گفته طبری، امیر تربیتی باید قدرت نفوذ کلام، منع و موعظه داشته باشد.
وی با بیان اینکه از همان سده چهارم، منع خروج زن از منزل در تفاسیر به همه زنان ــ چه صالح و چه ناشزه ــ تعمیم داده شد، در حالی که این دیدگاه پشتوانه قرآنی ندارد و موعظه زن راهکار قرآن در این زمینه است، گفت: دومین ویژگی امیر تربیتی داشتن قدرت تنبیه است که در آیه شامل هَجر و ضَرب میشود. ضَرب به معنای کتک زدن است و از ضرب بدون آسیب تا جایی که به مرگ منجر نشود را در بر میگیرد. همچنین گفتهاند که این آسیبها قصاص ندارد مگر اینکه به مرگ زن بینجامد.
وی افزود: در قرن دوم شافعی گفته است ضرب زنان مباح و ترک آن افضل است ولی این نظر مورد توجه شیعه قرار نگرفت لذا سیدمحسن حکیم در دورههای بعد گفته است که زنان را نباید زد و ترک کرد.
وی با بیان اینکه قدرت این امیران دو نوع است، ادامه داد: یکی اینکه آنان امیران سخن و دستور خدا هستند اما در نوع دیگر قدرت امیران در اقامه کتابالله حذف میشود و تأکید بر این است که مرد به صورت مطلق امیر است، لذا زن باید اطاعت مطلق داشته باشد مگر در معاصی یعنی حتی زن در مباحات هم نمیتواند مستقل باشد.
این پژوهشگر مطالعات زنان با اشاره به غلبه مکتب شافعی در سده پنجم هجری گفت: تبدیل گفتمان تربیتی به گفتمان سلطانی به دلیل ورود فلسفه و تقدم عقل بر شرع بود و همین امر باعث شد بر اطاعت زن از مرد تأکید بیشتری شود. برای نمونه، زمخشری گفته است مردان در خانه حکم والی دارند و زنان رعیت هستند؛ یعنی زن باید از مرد تبعیت کند، همانگونه که مردم از والی اطاعت میکنند.
وی افزود: این تفسیر پس از زمخشری از سوی شیعیان مورد تأیید قرار نگرفت و چندان مورد توجه نبود تا دوره صفویه؛ در این دوره، با رسمی شدن مذهب شیعه و شکلگیری رابطه میان علما و شاهان، جرجانی تفسیری شاهی نوشت و همان برداشت تفسیری اهل سنت را در آن بازتاب داد؛ روندی که ادامه یافت.
وی گفت: تفسیر قَوّامون از همان قرن دوم در پیوند میان حکومت و روابط زن و مرد قرار داشته است؛ یعنی هرگاه مردم باید از حاکمان تبعیت بیشتری میکردند، زنان نیز باید از مردان بیشتر اطاعت میکردند و برعکس. همچنین نوع رابطه علما و حاکمان نیز در شکلگیری این نگاه مؤثر بوده است.
بنیادی: جنسیت به عنوان ویژگی بنیادین انسان می تواند در ارتباط با آموزه ها و قوانین دین مورد مطالعه دقیق قرار گیرد
خانم بتول سادات بنیادی هم در سخنانی در پنل نظری نشست نواندیشی دینی و حقوق زنان بیان داشت: «زن» کلی طبیعی است و بنابر قواعد منطقی، موضوع قضایای علوم قرار نمی گیرد زیرا قضیه ای که کلی طبیعی موضوع آن قرار گیرد قضیه ای مهمله (فاقد سور) دانسته می شود و این قضایا به علت اهمال در سور، با مشکل عدم تعین مواجهند و قابل شراکت در قیاس و استدلال نیستند.
وی افزود: «زنان» اما یک گروه انسانی متعین است و ابژه مطالعه در علوم اجتماعی است که بر پایه استقراء قادر به صدور گزاره هایی در باب جمعیت معین و خاصی از زنان است و می تواند مقدمات استدلالات برخی دانشهای دیگر را فراهم سازد.
وی در تعریف الهیات هم گفت: الهیات، دانشی استقرایی نیست. الهیات از علوم اجتماعی تغذیه می کند اما خود مطالعه اجتماعی نمی کند. الهیات بر اساس منابع، بنیادها و قواعد خود از گزاره های تولید شده توسط علوم اجتماعی، برای پاسخ به برخی پرسشهای خود بهره می گیرد
استاد حوزه بیان کرد: متاسفانه در حال حاضر، با نوعی مسامحه منطقی، که موجب ضعف و آسیب نظری است، مسائل و مباحث گوناگونی در مجامع علمی ما به عنوان «مطالعات اسلامی زن و خانواده» و ذیل دانشهای اسلامی مطرح و آثار پژوهشی بر همین مبنا تولید می شوند که فاقد دقت منطقی و معرفت شناختی مورد انتظار است و به همین علت قادر نیستند آموزه های اسلامی را برای حیات مومنانه زنان امروز فراخوانی کنند و آنها را در حد جدال های کلامی فرو می کاهند.
وی ادامه داد: آنچه در ساختار منطقی یک مطالعه الهیاتی می گنجد «جنسیت» به مثابه یک ویژگی بنیادین در انسان است و می تواند در ارتباط با آموزه ها و قوانین دین مورد مطالعه دقیق قرار گیرد.











