رضا حاتمی _ چرخه جدید انتخابی تیم ملی کشتی ایران منتشر شد، اما پس انتشار قوانین جدید، واکنشهایی به بندهای این چرخه صورت گرفت. واکنشهایی که نشان میدهد این سند بیش از آنکه خیال اهالی کشتی را از «عدالت» راحت کند، پرسشها، نگرانیها و ابهاماتی را ایجاد کرده است.
در ظاهر، چرخه با هدف «شفافیت» و «عدالت برای همه اوزان» نوشته شده، اما بررسی دقیق جزئیات آن نشان میدهد برخی بندها میتواند برخلاف همین دو هدف عمل کند. تکرار مداوم عبارت «با نظر کادر فنی» در بخشهای مختلف سند، اولین نقطه بحثبرانگیز است؛ جملهای که شاید، تا حد زیادی مسیر انتخاب را از تشک به دفتر مربیان منتقل میکند و فضای سلیقهای را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، قانون به دور از عدالت «یک برد در برابر دو برد» برای مرحله نهایی، بیش از همه مورد بحث قرار گرفته است. طبق این قانون، مدالآوران جهانی برای ملیپوش شدن تنها به یک پیروزی نیاز دارند، در حالی که رقبای آنان باید دو بار برتری کسب کنند. این امتیاز ویژه که در ظاهر برای حفظ جایگاه ستارههاست، عملاً میدان را برای چالشگران نابرابر میکند و با اصول انتخابیهای رایج در دنیا همخوانی ندارد.
یکی دیگر از نکات مورد بحث، استفاده گسترده از واژههای مبهمی چون «عملکرد مطلوب»، «مستعد»، «درخشان» یا «کارنامه روشن» است؛ واژههایی که تفسیر آن از مربی به مربی تفاوت میکند و شفافیت انتخابها را تحتتأثیر قرار میدهد.
اما شاید بحثبرانگیزترین بخش چرخه، نام بردن مستقیم از حسن یزدانی در تبصرهای مربوط به وضعیت مصدومان باشد؛ اقدامی که در فضای حرفهای مرسوم نیست و به گفته تحلیلگران، قانون را از سطح «کلی» به سطح «شخصی» تنزل میدهد.
این انتقادها زمانی برجستهتر میشود که چرخه ایران با مدل کشورهای صاحب سبک مقایسه میشود.
مقایسه چرخه ایران با مدل انتخابی کشورهای صاحبنام نشان میدهد تفاوتها تنها در چند بند جزئی نیست، بلکه در «فلسفه انتخابی» ریشه دارد. در ایالات متحده، اساس کار بر رقابت مستقیم و برابر است. حتی قهرمانان جهان و المپیک نیز در مرحله نهایی هیچ امتیاز ویژهای ندارند و رقابتها همیشه به شکل «دو پیروزی از سه مسابقه» برگزار میشود؛ بدون معافیت از مبارزه و بدون ترجیح فردی. معیارها کاملاً عددی هستند و عملاً جایی برای عبارتهایی نظیر «مستعد» یا «نظر کادر فنی» وجود ندارد.
در ژاپن نیز نظم و ثبات حرف اول را میزند. دو تورنمنت اصلی داخلی (قهرمانی امپراتور و قهرمانی میجی) مسیر انتخاب ملیپوش را مشخص میکند و همه کشتیگیران موظفاند در همین مسابقات شرکت کنند. استثناها بسیار محدود و با معیار پزشکی رسمی تعریف شدهاند و هر کشتیگیر میداند برای رسیدن به تیم ملی چه باید انجام دهد.
در روسیه، هرچند نفوذ مربیان بیشتر از آمریکا و ژاپن است، اما ستون فقرات چرخه «قهرمانی کشور» و «جام یارگین» است. در نهایت، انتخابها در چارچوب ثابت انجام میشود و تقریباً هیچگاه اسمی از یک فرد خاص در سند رسمی انتخاب تیم برده نمیشود. با اینکه مربیان روس قدرت تصمیمگیری دارند، اما ساختار به شکلی طراحی شده که جای مانور سلیقهای بیش از حد وجود نداشته باشد.
این سه مدل یک نقطه مشترک بزرگ دارند: قانون بر فرد مقدم است. مسیر مسابقه برای همه مشخص است، معیارها کمیسازی شدهاند و هیچکس در مسابقه رو در رو امتیاز پیشفرض ندارد. به همین دلیل بهتر است چرخه ایران برای رسیدن به این استانداردها با کاهش تبصرههای سلیقهای، افزایش معیارهای عددی و مشخص، و فراهمکردن فرصت رقابت برابر میان ستارهها و پدیدههای جدید را فراهم کند.
جمعبندی ما این است که چرخه جدید با وجود نیت مثبت، همچنان با استانداردهای جهانی فاصله دارد. استفاده از معیارهای مشخص بهجای اصطلاحات تفسیرپذیر، یکسانسازی مسیر انتخاب در تمام اوزان و حذف امتیازهای غیررقابتی مانند «یک برد در برابر دو برد» میتواند این چرخه را به الگویی عادلانهتر و قابل دفاعتر تبدیل کند.
با این حال، تصمیم نهایی همچنان بر عهده فدراسیون و کادر فنی است؛ تصمیمی که میتواند آینده تیم ملی در سال المپیک را تعیین کند و سرنوشت بسیاری از ستارهها و چهرههای جوان کشتی ایران را رقم بزند.











