شفقنا- استاد مهریزی گفت: براساس دستور العمل اخلاقی پیامبر(ص) به حضرت فاطمه(س) کسی که به خدا و قیامت ایمان دارد، یا باید سخن درست بگوید یا سکوت کند، چه بسیار فتنهها که با یک لفظ ایجاد میشود؛ چه بسیار مشکلات بزرگ که از یک جمله آغاز میگردد. عده ای با سخنان شتاب زده و مخرب دستور اخلاقی پیامبر را نقض می کنند که ریشه این مسئله در نوع دینداری ماست؛ بخشهای اخلاقی دین مغفول ماندهاند.
حجت الاسلام و المسلمین مهدی مهریزی در گفت وگو با شفقنا به یکی از دستورالعمل های پیامبر(ص) به حضرت فاطمه(س) اشاره و بیان کرد: روایتی در کافی در سه موضع تکرار شده است؛ هم در کتاب «العشرة» و هم در دو جای دیگر، که در آن مطلبی از حضرت فاطمه(س) به نقل از امام صادق(ع) گزارش شده است. در این روایت آمده است: «جَاءَتْ فَاطِمَةُ تَشْكُو إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ(ص) بَعْضَ أَمْرِهَا؛ حضرت فاطمه(س) نزد پیامبر آمد و از برخی مشکلات یا گرفتاریهای خود گلایه کرد.» در روایت ذکر نشده که مشکل چه بوده و چگونه بوده است.
وی افزود: پیامبر اکرم(ص) نوشتهای کوتاه به ایشان دادند؛ «فَأَعْطَاهَا رَسُولُ اَللَّهِ(ص) كَرَیْسَةً»؛ یعنی رسول خدا قطعه نوشته کوچکی به حضرت فاطمه داد و فرمود: «تَعَلَّمِي مَا فِيهَا»؛ آنچه در آن است را بیاموز و به آن عمل کن. پس از گشودن نوشته، سه جمله در آن بود: نخست: «مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلاَ يُؤْذِي جَارَهُ»؛ کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، همسایهاش را آزار نمیدهد. دوم: «وَ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ فَلْيُكْرِمْ ضَيْفَهُ»؛ کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، مهمان خود را گرامی میدارد. سوم: «وَ مَنْ کانَ یُوْمِنَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِر فَلْيَقُلْ خَيْراً أَوْ لِيَسْكُتْ»؛ کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، یا سخن نیک بگوید یا سکوت کند. ([1]. الکافی، ج۴، ص ۷۵۷ِ ح ۳۷۶۱ و ج۱۲، ص ۳۴۰ و ۳۴۱، ح ۱۱۶۳۰ و ۱۱۶۳۱.)
استاد مهریزی گفت: نکته حائز اهمیت اینکه میان درد و درمان باید تناسبی وجود داشته باشد؛ میان گلایه و راهحل باید ارتباطی باشد. همانگونه که وقتی بیمار نزد پزشک میرود و از سردرد شکایت میکند، به او پماد برای پا نمیدهند؛ یا اگر از زانودرد دارد، برایش قرص سرماخوردگی تجویز نمیکنند. بنابراین این پرسش مطرح است که چه ارتباطی میان گلایه حضرت فاطمه(س) و سه دستور پیامبر وجود دارد؟
وی معتقد است: ما انسانها در زندگی درد و رنج هایی داریم و گلایهها و شکوههایمان مطابق با نوع درد و رنج هاست. دردهایی که در زندگی داریم، در چهار دسته قابل طبقهبندی است.
دسته اول، درد و رنجهایی است که طبیعت بر انسان وارد میکند و دست انسان نیست. سیل میآید، زلزله رخ میدهد، خشکسالی میشود، بیماریهای واگیر شیوع مییابد، و حیواناتی مثل ملخ حمله میکنند؛ اینها حوادث طبیعیاند. بخش زیادی از درد و رنجهای انسان از این دسته است و انسانها در طول تاریخ برای مقابله با آنها راهکارهایی یافتهاند؛ برای مثال در برابر زلزله، خانههایی مقاوم ساختهاند و در برابر سیل، راهکارهایی ایجاد کردهاند که گاهی موفق بوده و گاهی موفق نبوده اند.
دسته دوم، درد و رنجهایی است که دیگران بر ما وارد میکنند؛ اینها ممکن است فیزیکی یا ذهنی باشند. کسی سیلی میزند، کسی وارد خانه انسان میشود و دَر را میشکند، کسی فحش میدهد یا پشت سر انسان حرف میزند و با زبانش رنج ایجاد میکند. بخش عمدهای از درد و رنجهای ما ناشی از همین رفتار دیگران است و در روابط اجتماعی و انسانی بسیار شایع است.
دسته سوم، درد و رنجهای خودساخته است؛ یعنی رنج هایی که خودمان عامل آنها هستیم و منشاء آن خود ما هستیم. گاهی خود تحریکی داریم، حسادت به دیگران داریم، حرص و ولع داریم، یا نمیتوانیم رشد دیگری را ببینیم و آزردهخاطر میشویم و در ذهن خود تکرار میکنیم. شب تا صبح نقشه میریزیم که چگونه دیگری را از چشمان دیگران بیندازیم. بخش بزرگی از درد و رنج انسانها از همین نوع است؛ یعنی درد و رنجهای خودساخته.»
وی افزود: قسم چهارمی از درد و رنج نیز وجود دارد، اما ماهیت آن با سه دسته پیشین متفاوت است. من این دسته را درد و رنجهای خودخواسته مینامم. برای نمونه، فردی تصمیم میگیرد به مناطق محروم برود و به دانشآموزان درس بدهد؛ گرچه گرما و سختیهای فراوانی دارد، اما چون خود او این مسیر را انتخاب کرده، در حقیقت این دشواری را بهعنوان بخشی از رسالت و هدف خود میپذیرد و آن درد و رنج، برایش شیرین است.
یا فردی که تصمیم میگیرد در مقطع تحصیلات عالی ادامه دهد، ناچار است شبها بیدار بماند، مطالعه کند، کتاب تهیه کند، و نزد استادان برود؛ گاهی نیز باید تواضع بیشتری نشان دهد. اینها همگی سختیهایی است که شخص بهاختیار خود برمیگزیند و من از آنها بهعنوان دردهای خودخواسته یاد میکنم؛ یعنی انسان با انتخاب و رغبت خود به سراغ آنها میرود.
اخلاق و آموزههای اخلاقی نقش اساسی در کاهش درد و رنج ها دارد
وی ادامه داد: «اگر این دسته را کنار بگذاریم، سه نوع درد و رنج باقی میماند: دردهای ناشی از طبیعت، دردهایی که دیگران بر ما وارد میکنند، و دردهایی که خود ما مسبب آنها هستیم. از میان این سه، دسته نخست خارج از کنترل انسان است؛ اما دو دسته دیگر کاملاً در حوزه رفتارهای انسانی قرار میگیرند. بهنظر من، اخلاق و آموزههای اخلاقی نقش اساسی در کاهش این دو نوع درد و رنج دارد؛ یعنی رنجهایی که دیگران بر ما تحمیل میکنند و رنجهایی که خود ما منشأ آن هستیم.
وی توضیح داد: «معنای روایت ذکر شده را نیز میتوان در همین چارچوب فهم کرد؛ بهگونهای که گویی گلایه اصلی، آزار همسایه، بدگویی دیگران، یا رفتارهای نادرست اطرافیان بوده است. پیامبر(ص) در برابر چنین رنجهایی، سه دستورالعمل اخلاقی ارائه میکنند؛ دستورالعملهایی که میتواند دو دسته از درد و رنج را بهطور چشمگیری کاهش دهد. اگر کسی به انسان بدی میکند، میتوان با انتخاب شیوهای اخلاقی، رنج ناشی از آن رفتار را کم یا حتی برطرف کرد.
نباید دشمنیِ دیگران شما را به ستمکردن وادار کند
استاد مهریزی با اشاره به آیات قرآن گفت: «در برابر بدی دیگران، قرآن چهار نوع مواجهه را بیان میکند. نخستین نوع، واکنش شدیدتر از رفتار طرف مقابل است؛ یعنی اگر او ناسزا گفته، انسان سیلی بزند، یا اگر برگهای را پاره کرده، ما آن را آتش بزنیم. قرآن این رویکرد را نادرست میداند و میفرماید: «وَلَا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلَى أَلَّا تَعدِلُوا»؛ یعنی دشمنیِ دیگران شما را به ستمکردن وادار نکند.
وی افزود: «راه دوم، مقابلهبهمثل در همان اندازه است؛ راهی که عقل آن را تأیید میکند و دین نیز آن را مجاز دانسته است. اگر کسی به شما تعدی کرد، شما حق دارید به همان مقدار پاسخ دهید؛ نه بیشتر. در ادامه آیات، قرآن میفرماید: «أَعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى»؛ یعنی عدالت ورزیدن به تقوا نزدیکتر است.
مواجههٔ سوم گذشت است و اینکه مقابلهبهمثل نکند؛ این روش انسان را به آرامش میرساند. وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ.
نوع چهارم مواجهه، فراتر از گذشت است؛ یعنی نه تنها باید از مقابلهبهمثل خودداری کنیم، بلکه با خوبی با بدی مواجه شویم: «ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ؛ بدی دیگران را با رفتار نیک پاسخ دهیم.» سپس خداوند میفرماید: «فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ؛ در این حالت، دشمنی به دوستی نزدیک میشود، هرچند این کار دشوار است.» این روش، ویژه کسانی است که صبر و ممارست دارند: «وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا» و یا کسانی که از جوهر انسانی برخوردارند «وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ»
استاد مهریزی عنوان کرد: با عمل به این اصول اخلاقی، میتوانیم درد و رنج ناشی از بدی دیگران را از بین ببریم یا زمینه آن را محدود کنیم و آنقدر رشد کنیم که رفتارهای نادرست دیگران بر ما اثر نگذارد. گاهی مثال میزنم؛ اگر کسی به ما بدی کرده، گاهی ممکن است پس از گذشت دو ماه، اثر بدی بهکلی فراموش شود. ولی میتوانیم همان لحظه بگذریم و این فاصله زمانی را با وسعت وجودی جبران کنیم و بدی دیگران بر ما اثر نگذارد و ما آزرده نشویم و رفتاری نامناسب انجام ندهیم. بنابراین، میان دردها و رنجهای زندگی که از دو ناحیه ناشی میشوند—یکی رفتارهای دیگران و دیگری وسوسهها و تخیلات درونی خود انسان—آموزههای اخلاقی نقش اساسی دارند و میتوانند بخش زیادی از این رنجها را درمان کنند.
دستورالعمل اخلاقی پیامبر نیز بر همین اساس بود: همسایه خود را اذیت نکنید؛ کسانی که با ما در ارتباط مستقیم هستند، مورد آزار قرار نگیرند؛ حرمت و احترام مهمانان حفظ شود؛ نیز در مواجهه با بدی دیگران، یا سکوت کند یا حرف نیک بگوید: «مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْرًا أَوْ لِيَسْکُتْ». این بدان معناست که اجباری به سخن گفتن وجود ندارد بلکه حرف زدن باید هدفمند و معنادار باشد.»
وی گفت: هنگامیکه انسان سخن میگوید، پیام او بر سه مؤلفه سوار میشود. پیامی که به مخاطب منتقل میگردد، تنها در الفاظ و کلمات خلاصه نیست؛ بلکه کلمات، لحن و موقعیت بیان، همگی در انتقال معنا نقش دارند. ممکن است سخن از نظر محتوا درست و طبیعی باشد، اما اگر با لحن نامناسب بیان شود، معنایی نادرست را منتقل میکند. همچنین اگر سخن در موقعیت نامناسب گفته شود، اثر سوء خواهد داشت.
بسیاری از مواقع در بحثها میگویند: «این حرف که حرف بدی نبود»، اما مشکل آن است که سخن با لحن بد گفته شده یا در جای نادرست و در جمع نادرست بیان شده است. بنابراین پیام از سه طریق منتقل میشود: نخست الفاظ؛ دوم لحن، شامل حرکات دست، حالت چهره و نوع تُنْ صدا که بخش عمده معنا را شکل میدهد؛ و سوم موقعیت، اینکه سخن را در چه شرایطی و در برابر چه کسی بیان میکنیم. گاهی انسان به فرزندش تذکری میدهد؛ اگر در خلوت باشد، فرزند میپذیرد، اما اگر در حضور دوستانش گفته شود، موجب شرمندگی او خواهد شد. در حالیکه همان تذکر است، اما موقعیت اثر آن را تغییر میدهد. لحن آرام پیامی منتقل میکند و لحن تمسخرآمیز پیامی دیگر.
باید محتوای سخن درست باشد، موقعیت آن مناسب باشد و لحن آن نیز صحیح انتخاب شود
از همین رو، گاهی در دفاع از کسی گفته میشود: «فلان عالم هم همین جمله را گفته است.» در حالیکه آن عالم سخن را با لحن تمسخر نگفته، اما این شخص همان جمله را با لحن تمسخرآمیز بیان کرده است.
استاد مهریزی افزود: «قرآن برای کلام الهی سه ویژگی برمیشمارد: صدق، یعنی درستی محتوا؛ عدل، یعنی سخن بهجا و مناسب باشد؛ و حُسن، یعنی نیکویی لحن. خداوند میفرماید: «تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا» و در آیه دیگری میفرماید: «تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ حُسْنًا». پس باید محتوای سخن درست باشد، موقعیت آن مناسب باشد و لحن آن نیز صحیح انتخاب شود.
بنابراین، وقتی تعبیر روایت میگوید: کسی که به خدا و قیامت ایمان دارد، یا باید سخن درست بگوید یا سکوت کند، این سخن به اهمیت همین سه بُعد اشاره دارد.
وی یادآور شد: چه بسیار فتنهها که با یک لفظ ایجاد میشود؛ چه بسیار مشکلات بزرگ که از یک جمله آغاز میگردد. گاهی یک مسئول یا یک فرد با یک سخن، بحران بزرگی ایجاد میکند؛ اگر آن سخن گفته نمیشد، آن مشکل نیز به وجود نمیآمد. چه بسیار کشتارها که ریشه در یک کلمه دارد و چه بسیار فتنهها که با یک جمله شکل میگیرد.
وی در پاسخ به این پرسش که با وجود اینکه پیامبر پیام خود را بهصورت صریح و روشن بیان کردند، چرا در جامعه ما هنوز شاهد سخنان شتابزده و مخرب هستیم؟ گفت: ریشه این مسئله در نوع دینداری ماست؛ بخشهای اخلاقی دین مغفول ماندهاند. در جامعه ما دو حوزه برجسته شده و سایر ابعاد کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ نخست مسائل مناسکی و شعائر دینی و دوم مباحث سیاسی. برای نمونه، در ایام فاطمیه، اگر آموزههای حضرت زهرا (س) بهصورت درست در کنار عزاداری در جلسات بیان شود و تنها به عزاداری اکتفا نشود، تا حد فراوانی میتواند جامعه را به جامعه اخلاقی دینی نزدیک کند.
استاد مهریزی تأکید کرد: فاصله ایجاد شده میان روح ولایت، روح دینداری و روح توحید که مبتنی بر حقوق و اخلاق است با دینداریهای رایج بسیار است. مناسک و امور سیاسی، جزو دین هستند اما لایههای اصلی دین نیستند. متأسفانه این دو بخش آنچنان برجسته شدهاند که جای آموزههای اخلاقی و حقوقی را گرفتهاند.











