شفقنا رسانه_ صفحه یک روزنامهها به عنوان ویترین در مقابل چشم خواننده است به همین جهت انتخاب تیتر، عکس و مطالب فرعی در این صفحه اهمیت زیادی دارد تا خواننده را به داخل متن بکشاند و همراه خود کند. در این گزارش سعی کردیم با نگاهی به روزنامههای امروز، آنهایی که دارای مطالب خوب و مخاطب محور و یا محل نقد و بحث هستند، مورد بررسی قرار دهد.
به گزارش شفقنا رسانه، «عوامل درجا زدن تولید صنعتی» تیتر روزنامه دنیای اقتصاد است و در گزارشی به این سوال پاسخ داد که آمارهای رشد اقتصادی چه پیامی از بنگاهها مخابره میکند؟ این روزنامه نوشت:«رشد منفی ۱.۱درصدی بخش صنعت در نیمه اول ۱۴۰۴، نتیجه مجموعهای از سیاستهای مخل تولید در سالهای اخیر است؛ تدابیری که قرار بود ابزاری برای مقابله با تحریمهای اقتصادی باشد، اما به یک محدودیت قویتر از نمونه خارجی تبدیل شده است. در شرایطی که کشور با چالش ناترازی ارز مواجه شده، «اعمال عوارض بر کالاهای صادراتی» و «افزایش فاصله نرخ ارز تجاری با بازار آزاد»، انگیزه صادرکنندگان را کاهش داده است. از سوی دیگر واردات مواد اولیه با موانع موجود، یک ماموریت بسیار دشوار برای تولیدکنندگان محسوب میشود. با این حال، این تمام مشکلات نیست؛ کارخانه دولتی تولید بخشنامه همچنان فعال است و ریسکها را در فضای کسبوکار افزایش میدهد. در این بین بحران ناترازی آب، برق و گاز نیز از یک پدیده فصلی به یک محدودیت دائمی تبدیل شده است. همه این مسائل، چرخه شومی را ایجاد میکند که باعث کاهش سرمایهگذاری و کوچک شدن مداوم صنعت ایران خواهد شد؛ چرخهای که شکستن آن نیازمند تصمیمات ساده، اما شجاعانه است. »
«وعدههای تکراری؛ سراب بازگشت» تیتر روزنامه شرق است که به بررسی موضوع بازگشت نخبگان در گفتوگو با مجتهدزاده و موسوی پرداخت و نوشت:«از حبیب محبیان گرفته تا استادان دانشگاه، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور هنوز دلشان برای وطن تنگ است. اما وعدههای بازگشت، ترس و موانع اجرائی باعث شده امید بازگشت، هنوز در هالهای از ابهام باقی بماند. این روزها کافی است چند دقیقه در شبکههای اجتماعی پرسه بزنید تا موج تازهای از ویدئوها بیاختیار جلوی چشمتان ردیف شود؛ ویدئوهایی که چهرههایی آشنا را دوباره به مرکز صحنه بازگرداندهاند. نامهایی که سالها پیش ستاره پرده نقرهای بودند و حضورشان در سریالهای شبانه، بخشی از عادت روزمره خانوادهها را میساخت، حالا در قابهایی دیگر ظاهر میشوند؛ قابهایی که نه بوی صحنه میدهند و نه حالوهوای سینما را دارند.
این چهرهها، که زمانی با نقش و دیالوگ دیده میشدند، حالا در نقش تازهای فرو رفتهاند: مهاجرانی که در میان استودیوهای رسانهای برونمرزی و فضای سیاستزده اپوزیسیون فارسیزبان، مشغول روایت نسخه خود از آینده ایراناند. خیلیهایشان راهی آمریکا و کشورهای اروپایی شدهاند؛ مقصدهایی که سکوی تازهای برای ابراز عقیده فراهم کرده و آنها را از دل پرده سینما به متن بحثهای سیاسی پرتاب کرده است. در ویدئوهایی که منتشر میکردند، اغلب پشت میزی مینشستند، پرچم شیر و خورشید در پسزمینه و با شور و قطعیت درباره «تحولاتی که بهزودی رخ خواهد داد» حرف میزدند. برای مخاطبانشان از ایده گذار سیاسی میگویند و از روزی که شاید بتوانند دوباره به خاک ایران قدم بگذارند؛ نه به عنوان هنرمندانی که مردم آنها را با سریال و فیلم به یاد میآورند، بلکه به عنوان چهرههایی که حالا ادعای نقشآفرینی در آینده سیاسی کشور دارند. اما امروز آن سوی مرزها جایی میان پناهندگی و رؤیاپردازی سیاسی به خط پایان پشیمانی رسیدند.»












