شفقنا- پژوهشگر اندیشه دینی معاصر، در هماندیشی «نواندیشی دینی و حقوق زنان» با اشاره به نقدهای فمنیستهای مسلمان به اجتهاد فقهی و نگاه سنتی به زن، گفت: فقه سنتی بیشتر بر کنترل و تبعیت زنان متمرکز است و تجربه و حقوق واقعی زنان در فرایند اجتهاد نادیده گرفته میشود.
به گزارش شفقنا، دکتر سید حمید موسویان در نشست علمی نواندیشی دینی و حقوق زنان که در پژوهشکده اندیشه دینی معاصر برگزار شد، اظهار داشت: آنچه مورد توجه زنان فمینیست مسلمان هست بحث فقهی است و انتقادات در این زمینه جنبه های مختلفی دارد.
وی با بیان اینکه محور بحث فمینیست های مسلمان، تفسیر قرآن یا حدیث یا موضوعات دیگر است، تاکید کرد: دغدغه محوری فمینیست های مسلمان بحث عدالت و برابری جنسیتی است، آنها به اجتهاد فقهی، نقدهای هستی شناختی، معرفت شناختی، الهیاتی، روان شناختی و زبان شناختی هرمنوتیک دارند.
وی به نقدهای هستی شناسانه فمنیست های مسلمان اشاره کرد و گفت: وقتی صحبت از نقد هستی شناختی می کنیم یعنی فهم ما از هستی دچار یک اخلالی هست و به این دلیل دچار یک برداشت های اشتباه در لایه های بعدی اندیشه شده است؛ طبیعتا یک فردی که با رویکرد زنانه نگر به موضوع نگاه می کند محور بحث هستی شناختی او این مسئله هست که جایگاه زن در این عالم کجاست و در بین مرد و زن چگونه باید قضاوت کرد.
وی در بحث «تمایزگذاری میان موضوع جنسیت و جنس» خاطرنشان کرد: «جنس» یک امر زیست شناختی و بیولوژیکی است که به واسطه ظاهر بدن برای افراد ایجاد می شود ولی «جنسیت» یک امری است که افراد در روند تربیت اجتماعی با آن مواجه می شوند و قابل تغییر و تحول است. اینکه آن اتفاق منجر به این بشود که در روند حقوق ما تغییراتی را ببینیم این موضوع ممکن است مورد اشکال قرار گیرد.
وی با اشاره به قدمت سیطره «پدرسالاری» در تاریخ زندگی بشر عنوان کرد: این موضوع مورد مطالعات خیلی زیادی قرار گرفته و کتاب هایی هم در این زمینه نوشته شده است. اساسا یک ذهنیتی شکل گرفته که اصلا خود زن ها هم خیلی اوقات به خود اجازه نمی دهند که بحث را به گونه دیگری فهم کنند و موضوع را به شکل دیگری اجازه بدهند.
وی افزود: موضوع دیگری که در آثار و افکار فمنیست های مسلمان دیده می شود اینکه اساسا ما در موضوع زن با یک ماجرایی مواجهیم و آن اینکه زن به لحاظ جسمی و به منزله «کالا» مورد توجه در مباحث فقهی حقوقی قرار می گیرد که به نظر می رسد برآمده از یک نگاه سلسله مراتبی و نگاه جامعه برده داری یا نگاه پدرسالاری است که در نظام خانواده وجود دارد و خود را به جاهای دیگر سرایت می دهد.
موسویان در حوزه نقدهای معرفت شناسانه فمنیست های مسلمان نیز گفت: در این بخش نیز دو اشکال را وارد می دانم؛ یک مسئله بحث تقدس شریعت و دین مقدس است. اما آیا برداشت ما از دین هم مقدس است؟ فمینیست های مسلمان اشکالی که مطرح می کنند این هست که چرا تقدس شریعت سرایت کرده به فهم های بشریت و این یک اشکال مجموعه ای است که در واقع ذهنیت ما را در این زمینه پیش می برد.
وی »فقه» را یک دانش مردمحور دانست و گفت: اساس در فقه، مرد تلقی شده و زنان به عنوان یک حاشیه شمرده شدند و هر وقت در مورد زنان صحبت می شود به عنوان نسبت آنها با مردان مورد توجه قرار می گیرد.
وی به نقدهای الهیاتی فمنیست های مسلمان هم اشاره کرد و گفت: وقتی به متون دینی نگاه می کنیم توحید در خوانش ما از متون دینی محوریت ندارد. به عنوان مثال، واژه «قانتات» در آیه 34 سوره نساء تنها جایی است که در مناسبات بین دو انسان تفسیر و معنا شده است. یعنی «قانتات» را به این معنا گرفتند که زن باید از شوهرش تبعیت کند. یعنی آیه زن را توصیف می کند که حافظات للغیب هستند یا قانتات هستند و این را مفسر به این شکل تفسیر می کند. اما توحید در این ماجرا کجاست؟ برتری یکی بر دیگری در نظام توحیدی کجا ترسیم می شود؟ این یکی از اشکالات معنایی است که اینجا وجود دارد.
وی، بی توجهی به روش بیان خدا در قرآن را از دیگر انتقادات فمنیست های مسلمان بر فقه عنوان کرد و گفت: قرآن وقتی نکته ای را بیان می کند حتی در مباحث حقوقی یک شکل بیان می کند ولی ما وقتی می خواهیم فقه بنویسیم طور دیگری حرف می زنیم. خداوند در موضوعات مختلف سعی می کند مباحث را در قرآن به شکلی بیان کند که متعادل باشد ولی این وقتی در فقه می آید، آن تعادل را ندارد. ما نیاز به این داریم که بررسی بکنیم روش قرآن چیست و ما در فقه چه مدلی را پیگیری کردیم.
وی انتقادات روش شناسانه فمنیست های مسلمان را هم مورد توجه قرار داد و افزود: یکی از مسئله هایی که ما به لحاظ روشی با آن مشکل داریم این است آن چیزی که در متن دینی آمده وابسته به شرایط زمان و مکان است. که این مبنا نیازمند دلیل است.
وی متن محوری را نیز مورد نقد قرار داد و گفت: گاهی اوقات به قدری روی متن گیر می کنیم که واو به واو متن را می خوانیم و ظاهر نصّ برای ما اهمیت دارد اما وقت نمی کنیم به فلسفه پیدایش این متن و سرنوشت آن فکر کنیم. ظواهر نصوص مهم است اما هدف کلی نصّ، موضوع ما نیست. علوم جدید اساسا مورد توجه در روند اجتهادی و فقهی نیست و اگر فقیهی به علوم جدید توجه می کند، این را از سر لطف می داند و اصلا وظیفه خودش نمی داند که به علوم جدید توجه داشته باشد.
این پژوهشگر حوزوی با بیان اینکه فقه نسبت به مسائل جدید سکوت کرده است، گفت: علاوه بر این، فقه نسبت به تجربه خود زنان بی توجه است. به عنوان مثال، احکام زنان را می خواهد بگوید ولی کاری ندارد زنانی که با این تجربه درگیر هستند، چه مشکلاتی دارند. زنان خودشان باید ورود کنند و بگویند با چه مشکلاتی مواجهند. اینکه فقیه یک مرد است بنظر نمی آید اشکالی داشته باشد.
وی تصریح کرد: لازم است یکبار بشنویم که زن در احکامی که برای آنها تعریف می کنیم دچار چه مشکلی هستند و حکمی که برای او داریم صادر می کنیم متوجه هستیم که در مورد چه چیزی داریم صحبت می کنیم یا فقط همین که یک آیه و روایت را نگاه می کنیم و کنار هم می گذاریم و نتیجه گیری می کنیم و حکم می دهیم و اصلا کاری نداریم که زنان می توانند این احکام را اجرا کنند یا خیر؟
وی انحصار اقتدار دینی در مردان را هم مورد توجه قرار داد و افزود: زنان اصلا اجازه حرف زدن در فضای تاریخ پیدا نکردند و نمی کنند. ما تا تقریبا اواخر قرن اول یک حضور خیلی جدی از زنان داریم یعنی اساسا حدود یک سوم احادیث را زنان نقل کردند اما از قرن اول که عبور می کنیم حضور زنان کاملا منتفی می شود و اصلا زنان مرجعیتی ندارند، اجازه سخن گفتن از آنها گرفته می شود و این جایگاه در واقع از آنها سلب می شود.
موسویان با بیان اینکه ما دنبال یک سری مجموعه های ثابت و قطعی هستیم، گفت: اعتقاد ما این است که خداوند یک حرف را برای همه زمان ها و مکان ها می زند.این مبنا محل اشکال است و چون محل اشکال است، به همین خاطر هم ما در مباحث اصولی سراغ شهرت رفتیم در مباحث فقهی سراغ اجماع رفتیم اما آیا واقعا اجماع، شهرت و این بحث ها قابل پذیرش هست یا نیست؟ دیدگاه های زنانه نگر نسبت به این موضوع اشکال دارند.
وی نقدهای زبان شناختی فمنیست های مسلمان را هم مورد توجه قرار داد و افزود: زبان فقه، زبان تکلیفی است یعنی نگاه قانونی دارد. قرآن این گونه با ما انسان ها صحبت نکرده ولی فقه اینگونه با ما حرف می زند که به نظر می آید این به واسطه یک تاریخی است که ما در فضای اسلامی درگیر آن شدیم که چون حکومت دنبال یک متن قانونی بوده، آمده قرآن و روایات را مبنا قرار داده و یک متن قانونی درست کردیم که این مشکل تقریبا از قرن دوم ایجاد شده و همین طور ادامه یافته.
وی گفت: به لحاظ روان شناختی و هرمنوتیکی، متن به جای اینکه در فضای خودش فهمیده شود از بستر خودش کنده می شود. و این مشکلی است. در واقع فقیهی که در اینجا سخن می گوید باید گام دوم (توجه به زمان) را هم بردارد و نمی تواند فقط بر اساس اینکه چون در متن قرآن آمده بگوید که پس مبنا این است و نتیجه گیری کند و ما برای همه زنان یک حکمی صادر کنیم.
موسویان در پایان ابراز عقیده کرد که انتقادات فمنیست های مسلمان تا حد زیادی قابل دفاع هست و در فضاهای دیگر مانند تفسیر قرآن، فقه و حقوق خیلی از نکاتی که مطرح می کنند انتقادات جدی و قابل تاملی است.











