امروز : یکشنبه 28دیماه 1404 | ساعت : 11 : 15

آخرین اخبار

استارمر: تهدید ترامپ به اعمال تعرفه بر سر گرینلند «کاملاً نادرست» است

شفقنا - نخست‌وزیر و سیاستمداران مخالف، تهدید به اعمال...

بازگشت حسن یزدانی؛ هدف‌گذاری برای ۹۷ کیلوگرم

شفقنا ورزشی - حسن یزدانی، پس از پشت سر...

روایت تاس از گفت و گوی پوتین با پزشکیان و نتانیاهو

شفقنا - دفتر مطبوعاتی کرملین اعلام کرد ولادیمیر پوتین،...

اعمال و فضیلت های شب و روز عید مبعث

شفقنا- ۲۷ رجب، روز مبعث پیامبر اکرم(ص) و از...

چرا امام هفتم شیعیان را باب الحوائج می نامند؟

شفقناقم- بازنشر / استاد حوزه علمیه گفت: نه تنها...

برگی از سیره امام موسى کاظم (ع)‏

شفقنا- امام هفتم حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام...

تصاویر قدیمی حرم مطهر کاظمین علیهم السلام

شفقنا - تصاویر بسیار قدیمی حرم مطهر کاظمین علیهم...

ویدیو کلیپ شهادت امام کاظم(ع) / «احسبنی بشر الحافي»

شفقنا- ویدیو کلیپ شهادت امام کاظم علیه السلام «احسبنی...

ویدیو کلیپ: «به کدامین گناه مسموم شد؟» باصدای باسم کربلایی

شفقنا- ویدیوکلیپ «به کدامین گناه مسموم شد؟» به مناسبت...

گفت و گوی سید عباس عراقچی با فاکس نیوز

شفقنا، شامگاه چهارشنبه سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه...

عطوان: نقشه آمریکا، ادغام لبنان در سوریه است/ روند عادی‌سازی روابط لبنان با اسرائیل آغاز شده است/ طرح اسرائیل بزرگ به صورت خرد در حال اجرا است

شفقنا- رای الیوم نوشت: گمان نمی کنیم توماس باراک، فرستادهٔ آمریکا به لبنان و سوریه، تصمیم گرفته باشد که به حزبِ «قومی اجتماعی سوریه» که به‌دستِ مرحوم انتون سعادة تأسیس شد، بپیوندد؛ حزبی که یکی از مهم‌ترین شعارهایش تشکیل «سوریهٔ بزرگ» است که لبنان و سوریه و فلسطین و اردن را به‌عنوان یک واحد واحد دربر بگیرد. مهم‌تر از این، شور و اشتیاق آشکار اوست برای اینکه نخستین گام در این مسیر، ادغام لبنان در «سوریه (احمد الشرع)» باشد، زیرا-به قول وی- «این دو نمایندهٔ یک تمدن شکوهمند هستند.»

به گزارش شفقنا، عبدالباری عطوان با اشاره به این موضوع در سرمقاله رای الیوم آورده است: باراک لبنانی‌الاصل این بمب خبری را در سخنرانی‌اش که روز جمعه در «نشست دوحه» ایراد کرد، منفجر ساخت؛ و این نخستین‌بار نیست که او درباره این گام سخن گفته است، که تأیید می‌کند این سخن صرفاً لغزش زبانی یا عبارت گذرا نبوده، بلکه یک برنامه راهبردی‌ایست که به‌خوبی توسط دولت آمریکا به‌ریاست دونالد ترامپ طرح‌ریزی شده است؛ دولتی که به‌طور کامل به نظریه «صلح تحمیلی با اِعمالِ زور» ایمان دارد، نظریه‌ای که دولتِ اشغالگر اسرائیل و به‌ویژه بنیامین نتانیاهو و حزب لیکود در تلاشند آن را بر خاورمیانه تحمیل کنند تا «صلح ابراهیمی» را تقویت و مسیر را برای تحقق «اسرائیلِ بزرگ» مهیا سازند.

اصرار باراک و رئیسِ او، ترامپ، بر خلع سلاح «حزب‌الله» در لبنان و جنبش «حماس» در نوار غزه، در چارچوب همین طرح قرار می گیرد؛ یعنی ادغام لبنان در «سوریه نوین»، زیرا سلاح مقاومت در فلسطین و لبنان، و شاید بعدها در یمن، سنگ بزرگِ پیشِ‌روی این طرح باشد و باید از راه مذاکره (چیزی شبیه یک تله) یا زور و حملات هوایی در سریع‌ترین زمان ممکن از میان برداشته شود.

«بزرگ‌ترین دستاورد» آمریکا در تغییر نظام سوریه ــ که الشرع و طرفدارانش در نخستین سالگرد آن جشن گرفتند ــ در اظهارات خودِ باراک پس از دیدار «تاریخی» در کاخ سفید میان رئیس‌جمهور موقت سوریه (الشرع) و رئیس‌جمهور آمریکا جلوه‌گر شد؛ باراک آنجا اعلام کرد «پیوستن الشرع به ائتلاف بین‌المللی برای نابودی گروه تروریستی داعش» پس از آن رخ داد که الشرع موافقت خود را با تعهد به مبارزه با سازمان‌های تروریستی در منطقه، به‌ویژه «حزب‌الله» در لبنان و جنبش «حماس» در غزه و کرانهٔ باختری، اعلام کرده بود.

ادغام لبنان در سوریه چارچوب «پروژه» آینده برای تغییرِ لبنان، انحلالِ ترکیب و هویت کنونی آن و ذوب ساختارهای سیاسی، طائفی و اجتماعی‌اش به سود حکومتی است که بر پایه‌های طائفه‌ای و به رهبری احمد الشرع و زیر چترِ آمریکا و اسرائیل اداره می‌شود؛ آن هم در چارچوبِ نظم امنیتیِ گستردهٔ شرقِ میانه که پرچمش «صلح ابراهیم» خواهد بود و ستارهٔ شش‌پر آبی (مِهر داوود) در میان آن خواهد درخشید.

همه موارد نقش آتش بس توسط اسرائیل در لبنان و جنوب آن،  برگه‌هایی برای فشار بر نهادهای لبنانی است تا تسلیم شوند و به خواست‌های آمریکا و اسرائیل تن دهند.

تأسف‌آور است که دولت حاکم لبنان شروع به سازش با این فشارها کرده و دستاویز رسمی‌شان «اجتناب از یک تهاجم اسرائیلی جدید و فراگیر به لبنان» است. گام نخست پذیرش مشارکت در نشست رأس الناقوره و مذاکرهٔ «مستقیم» با رژیم اشغالگر اسرائیل در قالب آنچه «مکانیسم» نامیده می‌شود، یعنی کمیتهٔ نظارت بر آتش‌بس، و بدون همه‌پرسی یا بحث در پارلمان، بود. در این نشست اول که هفتهٔ گذشته با میانجی‌گری آمریکایی برگزار شد، تفاهمات امنیتی و اقتصادی حاصل شد و نشست دوم قرار است در نوزدهم دسامبر جاری برگزار شود. به مردم لبنان گفته می‌شود که این «عادی سازی روابط نیست و توافقِ صلح هم نیست»، و این فریب‌کاری توسط حامیان سیاسی و رسانه‌ای آن تبلیغ می‌شود.

جالب این‌که نبیه بری، رئیس پارلمان، و ولید جنبلاط، رهبر دروز، در دیدار دوجانبهٔ دیروز در دفتر رئیس مجلس تأکید کردند که «از مذاکره با اسرائیل تحت آتش » «امتناع» می‌کنند که این در واقع به معنای پذیرشِ مذاکره است و شاید توسعه آن باشد آن هم اگر اسرائیل حملات به اهداف مختلف لبنانی — از جنوب تا بقاع و ضاحیهٔ جنوبی — را متوقف کند. مشکل نه درِ مذاکرات مستقیم یا عادی سازی روابط نظامی و اقتصادی است، بلکه «فقط» در توقفِ بمباران است؛ اگر بمباران متوقف شود، همه‌چیز به‌نحو گذشته بازمی‌گردد.

این آغازِ عادی‌سازی روابط است؛ گامی نخست در مسیرِ پیوستن لبنان و سپس سوریه به «صلح ابراهیم»، به‌گونه‌ای که رژیم اشغالگر به‌وسیلهٔ حلقه‌ای از کشورهای سابقاً «مخالفِ» عادی سازی روابط شده که اکنون «دولِ حامی» خواهند شد، احاطه شوند تا راه برای دولت اشغالگر و آمریکا فراهم گردد تا به گامِ دوم و مهم‌تر بپردازند که همان تأسیسِ «اسرائیلِ بزرگ» بر فراز تمام سرزمین‌های سوریه و لبنان و فلسطین و بخش‌های وسیعی از عراق و شمال عربستان سعودی از جمله مکه و مدینه، و نیز شمال مصر و بخش عمدهٔ سینا است.

ما دربارهٔ یک طرحِ آمریکایی ــ اسرائیلی با مشخصات روشن صحبت می‌کنیم که دارد به‌صورت خُرد خونی بر زمین اجرا می‌شود، و این در حالی‌ست که ارتش‌های عرب یکی‌یکی از هم می‌پاشند و اکثر یا تمام دولت‌های عربی، هریک به‌نوبهٔ خود، از ترس و وحشتِ اشغالگر و هواپیماها و موشک‌هایش تسلیم می‌شوند. سپاس از مقاومت در غزه که از این قاعده سر باز زد و بخشی از کرامت امت را حفظ کرد و هنوز هم بی‌مهابا فداکاری می‌کند؛ آن‌ها ذره‌ای از این آتش زیر خاکستر را خاموش نکرده‌اند و سفید کردنِ پرچمِ تسلیم را نخواهند پذیرفت… و روزها پیشِ ماست.

متن مطلب در رای الیوم

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید