شفقنا- رضا حجتی، فعال سیاسی و از اعضای ادوار شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) با تأکید بر اینکه نسل امروز به دنبال روش ها و شیوه های جدیدی برای دستیابی به مطالبات ملی است، گفت: امروز با چشم غیر مسلح هم می توان دید که میزان «مشارکت اجتماعی» در بین تمامی اقشار و بویژه جوانان نسبت به قبل کاهش محسوسی داشته است. متاسفانه اعتماد عمومی نسبت به نهاد دولت روند نزولی دارد و از حیث آزادی بیان و امکان نقد ساختاری حاکمیت و حاکمان – حتی با نگاه محافظه کارانه هم – نسبت به دهه های 70 و 80، دانشگاه در وضعیت خاموشی و خمودگی به سر می برد و شاید این ناشی از سرزنش و سرخوردگی مداوم دانشگاه در سال های گذشته باشد!
متن گفت وگوی شفقنا با رضا حجتی را می خوانید:
به نظر شما مهمترین مطالبات، اولویتها و دغدغههای نسل کنونی دانشجویان کداماند؟
آزادی، عدالت اجتماعی و توسعه از مهمترین مطالبات دانشجویان است
پاسخ به این سوال در شرایطی که جامعه ایران در وضعیت تعلیق قرار گرفته تا حد زیادی سخت است ولی به نظر میرسد همچنان آزادی، عدالت اجتماعی و توسعه از مهمترین مطالبات دانشجویان باشد. هرچند نسل جدید بدنبال روش ها و شیوه های دیگری برای دستیابی به این مطالبات ملی است و جوانان امروز دیگر همچون قبل به اصلاحات و اصلاح طلبان باور ندارند و اعتماد نمی کنند. شاهد این مدعا موج تمایل و تقاضا برای خروج از کشور بویژه در بین دانشجویان است که نشانه خوبی نیست و به احتمال زیاد بیانگر نا امیدی نسل جدید از ایجاد تغییرات تدریجی به سمت بهبود شرایط عمومی و به نفع عامه است.
فضای عمومی دانشگاهها نسبت به سالهای گذشته از حیث آزادی، مشارکت و پویایی فکری چه تغییراتی را تجربه کرده است؟ و وضعیت آزادی بیان، آزادی علمی و امکان نقد ساختاری در دانشگاههای کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
اعتماد عمومی نسبت به نهاد دولت روند نزولی دارد
با چشم غیر مسلح هم می توان دید که میزان «مشارکت اجتماعی» در بین تمامی اقشار و بویژه جوانان نسبت به قبل کاهش محسوسی داشته است و این رابطه و نسبت مستقیم دارد با وضعیت «سرمایه اجتماعی»، متاسفانه اعتماد عمومی نسبت به نهاد دولت روند نزولی دارد و این بی اعتمادی نیز ناشی از باورناپذیری روایت های غریبی است که از رخدادهای ملموس و دَمِ دستی، در رسانه های رسمی تولید و تکرار می شود. از حیث آزادی بیان و امکان نقد ساختاری حاکمیت و حاکمان – حتی با نگاه محافظه کارانه هم – نسبت به دهه های 70 و 80 دانشگاه در وضعیت خاموشی و خمودگی به سر می برد و شاید این ناشی از سرزنش و سرخوردگی مداوم دانشگاه در سال های گذشته باشد!
تشکلهای دانشجویی در سالهای اخیر با چه چالشهای ساختاری، مدیریتی یا سیاسی مواجه بودهاند؟
علاوه بر برخوردهای امنیتی و قضایی، مداخله بیش از حد حکومت در نهادهای اجتماعی و سیاسی دانشجویی، استقلال ماهوی این تشکل ها را از بین برده است. مثلا مسئولان وزارتین علوم و بهداشت در یک دوره تلاش کردند «انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی» که یک نهاد مستقل حدوداً 90 ساله است را دستکم به دو تشکل موازی و متناسب با ساختارهای اداری در قوه مجریه تقسیم و تجزیه کنند که البته تا به حال موفق نبوده اند.
متاسفانه مدتهاست دولت تشکل های دانشجویی را با رویکرد امنیتی می نگرد در حالیکه این تشکل ها ماهیتی اجتماعی، فرهنگی و حداکثر سیاسی دارند و اگر دولت – در عمل و نه صرفاً حرف و شعار – بدنبال دانشگاه واقعی و پویاست؛ بایستی با شیوه های متعارف اجتماعی، فرهنگی و نهایتاً سیاسی به تشکل های دانشجویی بنگرد و با آنها تعامل کند.
دانشجویان و نهادهای دانشگاهی امروز چه نقشی در شکلدهی به روندهای فکری، اجتماعی و گفتمانی کشور ایفا میکنند؟
به نظر نمی رسد دانشگاه همچون دهه های پیش، نقش مرجعیت داشته باشد
در هر حال دانشگاه باید در جامعه نقش پیشرو داشته باشد و نهاد دانشگاه کم و بیش این نقش را در تمام جوامع – حتی جوامع بسته – ایفا می کند چون در هر حال دانشگاه محل تجمیع و متراکم سازی داده ها و پردازش اطلاعات در جوامع است و توقع و انتظار این است که رهیافت ها و راه های برونرفت از مسائل و بحران ها نیز توسط دانشگاه پیدا و معرفی شود؛ ولی به نظر نمی رسد دانشگاه همچون دهه های پیش در جامعه و در بین مردم، نقش مرجعیت داشته باشد.
آیا دانشگاههای ایران همچنان ظرفیت ایفای نقش «وجدان انتقادی جامعه» را دارند؟ چه محدودیتها یا فرصتهایی در این مسیر دیده میشود؟
با پدیده «آقازادگی» و تبعیض های ناروا مواجه هستیم
به نظر نمی رسد دانشگاه همچون گذشته بتواند نقش «وجدان انتقادی جامعه» یا چشم های بیدار و نگران جامعه را ایفا کند زیرا متاسفانه در دوره های پیشادانشگاه، یعنی دوره های آموزش عمومی (ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان) هزینه هایی که توسط خانواده های غالباً برخوردار و متمول مستقیماً صورت می گیرد؛ تعیین کننده اصلی و «پول» حاکم بلامنازع است.
بعید است دانش آموزی که با صرف هزینه ای بالغ بر یک میلیارد تومان توسط خانواده اش، توانسته وارد یکی از دانشگاه های برتر و به اصطلاح رشته های تاپ و پول ساز شود؛ بتواند درد و رنج و حتی دغدغه های معمول اقشار متوسط و محروم را درک و فهم کند. متاسفانه در اینجا هم – بر خلاف صریح قانون اساسی – ما با پدیده «آقازادگی» و تبعیض های ناروا مواجه هستیم. اکنون مدارس غیردولتی با دریافت شهریه های گزاف، دانش آموزان را به سمت دانشگاه هدایت می کنند و بلکه هُل می دهند. با چنین وضعیتی، هر ساله تعداد کم و کمتری از فرزندان خانواده های متوسط و محروم می توانند به دانشگاههای برتر کشور راه یابند و تصمیم گیران هم به طور معمول جایی و وقتی به این ناترازی ها اقرار می کنند که «کار از کار گذشته» باشد!
میزان و چرایی شکلگیری خودسانسوری در میان استادان و دانشجویان را چگونه تبیین میکنید؟
علت اصلی و بنیانی «خودسانسوری» ، حاکمیت «ترس» است
علت اصلی و بنیانی «خودسانسوری» ، حاکمیت «ترس» است. آنها که به گزاره «نصر بالرعب» باور و توجه و توسل دارند؛ خوب می دانند که پیامد آن چیزی نخواهد بود جز رواج خودسانسوری و گسترش روزافزون فرهنگ انحطاط آورِ دروغ، تملق، چاپلوسی، تزور و ریا کاری!
جامعه و ساختار سیاسی تا چه حد به مطالبات، هشدارها و صدای دانشجویان توجه نشان میدهند؟
اگر قرار بود به نقش و نظر نهاد دانشگاه وقعی بنهند که کار به اینجاها نمی کشید!
شما چه راهکارهایی برای تقویت مشارکت دانشجویان در فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی پیشنهاد میکنید؟
هیچ راهبردی به جز «تأمین و تضمین حرمت و حریت نهاد دانشگاه» وجود ندارد و راهکارهای قرار گرفتن در این مسیر نیز تا حدود زیادی روشن است. دستکم اینکه مانع تشکل یابی و فعالیت های مدنی و غیر خشونت آمیز بخشی از جامعه که همچنان خواستار اصلاح امور و ایجاد تغییرات تدریجی و موثر به نفع عموم مردم هستند؛ نشویم. در این صورت حتما بایستی در برخوردهایی که بویژه بعد از سال 88 با تشکل های ریشه دار و قدیمی مثل «انجمن های اسلامی دانشجویان» شده است؛ تجدید نظر شود. ایجاد گسست ها و فترت های بین نسلی، حتماً و قطعاً مانع انتقال تجربیات به نسل بعد، استمرار رویه ها، شکل گیری سنن و در نتیجه باعث بروز فراز و فرودهای ناهنجار در رفتار اجتماعی، تکرار اشتباهات فاحش تاریخی یا به عبارت دیگر وقوع مکرر افراط و تفریط های اجتماعی خشونت آمیز و زیانبار خواهد شد.
چشمانداز آینده جنبش دانشجویی را با توجه به شرایط کنونی دانشگاهها و جامعه چگونه پیشبینی میکنید؟
هر گاه «انتقاد» و «اعتراض» به طور موثر شنیده نشود؛ تبدیل به «فریاد» خواهد شد!
سال هاست که چیزی به نام «جنبش دانشجویی» در جامعه ایران قابل مشاهده نیست؛ ولی طبیعتاً اگر این دروه خموشی و خمودگی در بین دانشجویان و جوانان بیش از حد به طول انجامد؛ باید منتظر یک دوره فوران آتشفشانی در اعتراضات اجتماعی باشیم. به قول معروف؛ هر گاه «انتقاد» و «اعتراض» به طور موثر شنیده نشود؛ تبدیل به «فریاد» خواهد شد!











