شفقنا- ۳۲ داستان از سجاد عربی، نویسنده استان فارسی، در کتاب «باریکه مارها» منتشر شد.
به گزارش شفقنا، مجموعه داستان «باریکه مارها» نوشته سجاد عربی، که اخیراً منتشر شده، شامل داستانهای کوتاه در ژانرهای حماسی، اجتماعی، مذهبی و بعضاً طنز از قبیل «باریکه مارها»، «قتلگاه علی اصغر»، «صدایی که خاموش نمی¬ماند»، گنج»، «فرزند نانوشته»، «خاتون»، «خاک¬های نرم شیخ جراح»، «سایه¬ای در تاریکی»، «روزی دوباره برمی-گردید»، «شهر نفرین شده»، «یک دروغ مصلحتی، یک دنیا مشتری»، «آن سوی شعارها»، «ملاقات کاری»، «جامانده»، «تونل وحشت»، و مواردی از این قبیل است.
در مقدمه این مجموعه آمده است: مجموعه داستانی «باریکه مارها» مانند دروازهای به دنیای پیچیده، پر از تضادها و احساسات انسانی است که به سرعت شما را درون خود میکشد. این مجموعه که شامل داستانهای کوتاه متعدد است، به کاوش در لایههای عمیق روان انسانها و دنیای پیرامونشان میپردازد. باریکه مارها، همچنان که از نام آن پیداست، تصاویری از دنیای تاریک، خطرناک و پر از تردید را به ذهن میآورد، جایی که انسانها با خود و دیگران در نبردند و گاهی اوقات باید به قیمت فداکاری، از این درهها عبور کنند.
در نخستین داستان این مجموعه تحت عنوان «باریکه مارها» که یک داستان حماسی درباره جنگ با انگلیسی¬ها در جنوب کشور و مشخصاً شهيد مظفرالسلطنه برازجانی است، می¬خوانیم:« فاصله چندانی تا شاه پسر مرد نمانده بود. فقط یک گردنه دیگر تا امام¬زاده فاصله داشتند. هرچه به آبادی نزدیک¬تر می¬شدند، شوق و ذوق میرزا بیشتر می¬شد. دل توی دلش نبود. اسبش هم دست¬کمی از خودش نداشت. هر لحظه بر سرعتش افزوده می¬شد. انگار می¬دانست لحظه وصال نزدیک است. باد هم به آنها هم¬نوا شده بود. همه چیز دست به دست هم داده بودند تا میرزا را سریعتر به مقصد برسانند. انگار می¬دانستند روزه است. دلهره شدیدی تمام وجودش را فراگرفته بود. به لحظه دیدار با گیلین فکر می¬کرد. ما¬ه¬ها بود او را ندیده بود. تفنگش را محکم در آغوش گرفت. همان حسی را داشت که می¬خواست به جنگ انگلیسی¬ها برود، اما این بار به جنگ عشق می¬رفت تا خود را دو دستی اسیر سربازانش کند.»
نشر راوین شیراز این مجموعه داستان را منتشر کرده است.
انتهای پیام











