شفقنا- در دهه اخیر، دانشگاههای ایران با موجی نگرانکننده از مهاجرت اعضای هیأت علمی روبرو شدهاند. این وضعیت باعث شده بسیاری از دانشکدهها با کمبود شدید استاد مواجهه شوند، به طوری که دانشگاهها پُر از دانشجو اما خالی از استادان با تجربه و کیفیت بالا شدهاند.
به گزارش شفقنا از ایرنا، امروزه آموزش عالی بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه جوامع قرار دارد؛ چراکه نقشی اساسی در تربیت نیروی انسانی متخصص و توانمند و پیوندی مستقیم با مسیر توسعه کشور ایفا میکند. بیتردید سیاستگذاری در این عرصه باید بسترساز ارتقای کیفیت نظام آموزش عالی، افزایش بهرهوری دانشگاهها، ایجاد توازن میان رشد کمی و کیفی، گسترش کمّی هوشمندانه، پاسخگویی به تحولات علمی جهانی، تضمین استقلال دانشگاهها و نیز انطباق آموزشها با نیازهای بازار کار و اشتغال دانشآموختگان باشد.
این حوزه اما مجموعهای از مسائل همچون رشد کمّی دانشگاهها و تأسیس دانشگاههای آزاد و غیرانتفاعی، آموزش از راه دور، استقلال دانشگاهها، مدرکگرایی، تناسب رشتهها با نیازهای جامعه و بازار کار و غیره داشته و دارد.
وضعیت اعضای هیات علمی کشور در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱
«در ۱۰ سال اخیر ۱۲ هزار عضو هیات علمی ایران مهاجرت کردند و از ایران رفتند. ۶۰ درصد این مهاجرت مربوط به چهار سال اخیر است. اکثر این ۱۲ هزار نفر از اساتید کیفیت بالای ایران بودند». این جملهها چندی پیش توسط سعید سمنانیان استاد دانشگاه تربیت مدرس مطرح شد؛ اظهاراتی که غلامرضا ظریفیان، معاون پیشین وزیر علوم در دولت اصلاحات نیز در بیستویکمین مجمع عمومی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها آنها را تأیید کرد.
بررسی توزیع آموزشگران دانشگاهی در مؤسسات آموزش عالی کشور در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ نشان میدهد که در مجموع ۱۷۳ هزار و ۶۳۰ نفر در این مراکز به تدریس اشتغال داشتهاند. از این تعداد، ۴۶ درصد (۷۹ هزار و ۷۵۷ نفر) بهصورت تماموقت و ۵۴ درصد (۹۳ هزار و ۸۷۳ نفر) به شکل پارهوقت فعالیت کردهاند. همچنین از میان کل آموزشگران دانشگاهی، ۱۱۳ هزار و ۲۴۳ نفر (۶۵.۲ درصد) مرد و ۶۰ هزار و ۳۸۷ نفر (۳۴.۸ درصد) زن بودهاند.
آمارهای مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی نشان میدهد از مجموع ۱۷۳ هزار و ۶۳۰ آموزشگر دانشگاهی، ۸۹ هزار و ۱۲۸ نفر عضو هیأت علمی هستند که بهصورت تماموقت یا پارهوقت در دانشگاهها فعالیت میکنند.
طبق این گزارش، از میان ۷۹ هزار و ۷۵۷ آموزشگر تماموقت، ۷۹ هزار و ۱۰۱ نفر (۹۹.۲ درصد) عضو هیأت علمی تماموقت به شمار میروند. از این تعداد، ۶۸ درصد (۵۳ هزار و ۸۶۸ نفر) در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی دولتی و ۳۲ درصد (۲۵ هزار و ۲۳۳ نفر) در دانشگاهها و مؤسسات غیردولتی مشغول تدریس هستند.
آموزشگران در رتبه استادیار بیشترین فراوانی را دارند
مرتبه علمی آموزشگران مؤسسات آموزش عالی به پنج دسته اصلی استاد، دانشیار، استادیار، مربی و مربی آموزشیار تقسیم میشود. بررسی آمار مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ نشان میدهد آموزشگران در رتبه استادیار بیشترین فراوانی را دارند.
براساس آمار، از میان ۷۹ هزار و ۱۰۱ عضو هیأت علمی تماموقت، ۶۴.۶ درصد (۴۳ هزار و ۱۸۱ نفر) با مرتبه استادیاری، ۱۹.۸ درصد (۱۵ هزار و ۷۰۱ نفر) با مرتبه دانشیاری، ۱۵.۹ درصد (۱۲ هزار و ۵۹۹ نفر) با مرتبه مربی، ۹.۶ درصد (۷ هزار و ۵۶۶ نفر) با مرتبه استادی و ۰.۱ درصد (۵۴ نفر) با مرتبه مربی آموزشیار در مؤسسات آموزش عالی فعالیت دارند.
وزارت علوم، بیشترین و دانشگاه فرهنگیان کمترین تعداد آموزشگران دارد
بررسی آخرین دادههای مرکز پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی نشان میدهد در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مجموع ۴۰ هزار و ۶۹۵ نفر آموزشگر فعالیت میکنند. به تفکیک در دانشگاه پیام نور ۱۹ هزار و ۶۶۴ نفر، دانشگاه جامع علمی کاربردی ۲۰ هزار و ۴۲۱ نفر، دانشگاه فنی و حرفهای ۲۰ هزار و ۷۱۰ نفر و دانشگاه فرهنگیان ۸۵۰ نفر آموزشگر تدریس میکنند. بر این اساس، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بیشترین تعداد آموزشگران بخش دولتی را در اختیار دارد و دانشگاه فرهنگیان کمترین تعداد آموزشگران را دارد.
مطابق این گزارش، در مراکز غیر دولتی در مجموع ۴۸ هزار آموزشگر فعالیت میکنند که از این تعداد، ۲۲ هزار و ۳۵۷ نفر در دانشگاه آزاد اسلامی و ۲۵ هزار و ۶۴۴ نفر در مؤسسات آموزش عالی غیردولتی غیرانتفاعی به تدریس اشتغال دارند. مقایسه آموزشگران در بخشهای دولتی و غیردولتی نشان میدهد که ۲۳.۴ درصد از آموزشگران در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، ۱۴.۸ درصد در مؤسسات آموزش عالی غیردولتی غیرانتفاعی، ۱۲.۹ درصد در دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۲.۳ درصد در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ۱۱.۹ درصد در دانشگاه فنی و حرفهای و ۱۱.۸ درصد در دانشگاه جامع علمی و کاربردی فعالیت دارند
آمارها در ۱۰ سال اخیر چه میگویند؟
در دهه اخیر، کاهش تعداد اعضای هیأت علمی در ایران نگرانیهای قابل توجهی ایجاد کرده است. بر اساس گزارش و تحلیل «مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور»، از سال تحصیلی ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ حدود ۲۷۰۰ نفر از اعضای هیأت علمی کشور کاهش یافتهاند. این کاهش تنها ناشی از مهاجرت نیست و عواملی مانند بازنشستگی، فوت، استعفا، بازخرید و انفصال از خدمت نیز در آن نقش داشتهاند. البته استادانی که قصد مهاجرت دارند، معمولاً از طریق استعفا، بازخرید یا خروج خودخواسته از وزارت علوم اقدام میکنند.
نمونههایی از دانشگاههای برتر کشور نیز این روند را تأیید میکنند. مسعود تجریشی، استاد تمام دانشگاه صنعتی شریف، در سال ۱۴۰۳ به تسنیم گفت: «گزارشی که توسط شورایعالی نخبگان منتشر شده بود، نشان میداد که در یک مقطع ۷۴ نفر از دانشگاه صنعتی شریف و ۷۲ نفر از دانشگاه تهران به خارج از کشور رفتهاند … من از ۱۰ دانشکده شریف در دانشکده خودمان یعنی عمران، دیدم که تنها در سال گذشته، ۸ نفر از اعضای هیأت علمی رفتهاند … الآن که من دارم با شما صحبت میکنم تعداد اعضای هیأت علمی ما به ۲۰ سال پیش برگشته است. ما الآن داریم راجع به ۳۴۰ نفر صحبت میکنیم نه آن ۵۰۰ نفری که سایت دانشگاه شریف اسمشان را با احتساب افراد بازنشسته گذاشته است.»
محمد مقیمی، مدیر همکاریهای علمی و صنعتی دانشگاه علم و صنعت، نیز درباره خروج اساتید گفت: «اگر نسل اساتید در شرف بازنشستگی در دانشگاه علم و صنعت را در نظر بگیریم، اگر آنها از دانشگاه بروند، حدود ۶۰ درصد از یک دانشکده خالی میشود و همه چیز یکباره میخوابد. ما باید از ۱۰ سال پیش جذب اعضای هیأت علمی جوان را شروع میکردیم، اما امروز این کسری جبران نشده است و چراغ خطر روشن شده است.»
کارن ابرینیا دبیر کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران درباره مهاجرت استادان از کشور گفته است: «بهطورکلی از سال ۱۳۹۷ – ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ – ۱۴۰۳ از میان ۶ هزار استاد در رشتههای فنی مهندسی در دانشگاههای برتر یک هزار و ۵۰۰ نفر بهعبارتی ۲۵ درصد آنها مهاجرت کردند. در دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه تهران حدود ۱۰ نفر از اساتید یا خودشان را بازنشسته کردند و مهاجرت کردند یا اینکه در فرصت مطالعاتی بودند و برنگشتند. من مهاجرت را به زخمی تشبیه میکنم که بر پیکر دانشگاهها وارد شده و دارد عمیقتر هم میشود. همین حراست دانشگاه و نگاه امنیتی آنها یکی از دلایل است، من بیش از ۳۰ سال استاد دانشگاه تهران هستم، همه هم من را میشناسند، موقع ورود به دانشگاه حتما باید برای نگهبان یک دستی تکان بدهم تا در دانشگاه را برای من باز کند، حالا اگر نگهبان جدید آمده باشد و من را نشناسد سوال هم میکند، که مثلاً شما کجا میخواهی بروی؟ این رفتارها برای استادان جوان که در دنیا هم مطرح هستند وضعیت برخورنده دارد».
سمنانیان این آمار را بر اساس پژوهش انجام شده از سوی موسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام (ISC) ارائه کرده است. در این پژوهش، مقالات اساتید ایرانی و جایگاهی که اساتید از آنجا مقاله خود را ثبت کرده اند، بررسی شده است. به عنوان نمونه وقتی استادی در سال ۱۳۹۹ به عنوان عضو هیئت علمی یکی از دانشگاههای ایران، مقاله خود را ثبت کرده و در سال ۱۴۰۳ از یک مرکز دانشگاهی یا پژوهشی در کانادا مقاله خود را منتشر کرده است، این به منزله جابجایی اساتید در نظر گرفته شده است. ظاهرا اکثر این 12هزار مهاجرت در سه سال اخیر انجام شده و برخی نویسندگان برجسته که مقالات علمیشان در مجلات Q1 منتشر میشده، در میان مهاجرتکنندگان دیده میشوند.
علی گزنی، دانشیار موسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام (ISC) در پاسخ پژوهشگر ایرنا، ضمن تایید انجام این پژوهش از سوی این موسسه، روش پژوهش انجام شده در این زمینه را بر اساس یک مقاله در نشریه نیچر بیان کرد که movement اساتید را در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ بررسی کردند.
این متخصص علمسنجی توضیح داد: هر پژوهشگر که در زمان تحصیل یا تدریس خود مقاله علمی مینویسد، وابستگی سازمانی خود را نیز ذکر میکند. در این پژوهش، مقالات با توجه به سال انتشارشان بررسی شده است و اگر مثلاً در سال ۲۰۱۲ استادی با وابستگی به یک دانشگاه یا موسسه تحقیقاتی در ایران مقاله را نگاشته و در سال 2023 مقاله را با عنوان یک موسسه دانشگاهی پژوهشی خارج از کشور به ثبت رسانده، موضوع به عنوان جابجایی و مهاجرت آنها در نظر گرفته شده و احتیاطات علمی نیز در این زمینه رعایت شده است.
علاوه بر این، سیماییصراف، وزیر علوم، در آذرماه ۱۴۰۳ اعلام کرد: «شاید بتوانم بگویم در این چند سال اخیر، ۲۵ درصد از اساتید مهاجرت کردهاند.»
این اظهارنظر رسمی وزیر بهعنوان یک شاخص قابل توجه بیان شده است اما از نظر آماری باید با احتیاط تفسیر شود، زیرا مشخص نیست که این ۲۵ درصد مربوط به کدام سال یا بازه زمانی دقیق است. مجموع شواهد نشان میدهد که کاهش اعضای هیأت علمی ترکیبی از مهاجرت و عوامل دیگر بوده و در صورت ادامه روند جایگزینی ناکافی، ظرفیت پژوهشی و آموزشی دانشگاهها با خطر کاهش جدی مواجهه خواهد شد.
فرآیند جذب هیات علمی در دانشگاهها
فرآیند جذب هیأت علمی در دانشگاههای ایران معمولاً با فراخوان عمومی از سوی وزارت یا دانشگاه آغاز میشود و داوطلبان باید مدارک تحصیلی و رزومه علمی خود را در سامانه جذب بارگذاری کنند. سپس صلاحیت عمومی آنها (مانند سلامت روانی، سوابق امنیتی و تعهدات قانونی) بررسی شده و در گام بعد پرونده به مصاحبه علمی و ارزیابی سوابق آموزشی‑پژوهشی ارجاع داده میشود. در نهایت، نتایج بررسی هیأتهای اجرایی جذب و هیأت مرکزی جذب تعیینکننده انتخاب نهایی است. البته هر یک از این مراحل، از نحوه اجرا گرفته تا شفافیت و عدالت در ارزیابی، جای بحث و انتقادهای جدی دارد. بررسی دقیق نحوه انجام این فرآیندها و نقاط ضعف و نقدهای مربوط به آن، موضوعی است که خود میتواند تحلیل مفصل و جداگانهای را طلب کند. در ادامه به آمار و اطلاعات جذب هیأت علمی طی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ پرداخته میشود.
سال ۱۴۰۰: در این سال، وزارت علوم گزارش داده که رشد مثبت در جذب هیأت علمی رخ داده و نسبت استاد به دانشجو به حدود ۲۵ شد. همچنین تعداد اعضای هیأت علمی تماموقتش در بازه ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۹ افزایش یافته بود اما در همین نقطه (۱۴۰۰) به نظر میرسد جذب هیأت علمی به اندازهای مورد توجه قرار گرفت که گزارش رسمی به «نرخ مثبت رشد جذب» اختصاص یافته است.
سال ۱۴۰۱: در این سال، ظرفیت جذب اعضای هیأت علمی به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرد. بر اساس اظهارنظر یکی از مسئولان، ظرفیت جذب در مقایسه با سال پیش (۱۴۰۰) دو برابر شد، که نشاندهنده یک جهش در سیاست جذب بود.
سال ۱۴۰۲: اولین فراخوان رسمی جذب اعضای هیأت علمی در این سال از ۴ شهریور تا ۱۶ شهریور برگزار شد؛ در این فراخوان حدود ۱۶۰۰ عضو هیأت علمی برای دانشگاههای دولتی و حدود ۱۴۰۰ نفر برای مؤسسات غیرانتفاعی اعلام ظرفیت شد. همچنین اعلام شد که ۱۶۰ نفر از نخبگان برای دریافت ردیف استخدامی در این فراخوان بهطور ویژه مدنظر قرار گرفتهاند.
سال ۱۴۰۳: آمار متقاضیان جذب هیأت علمی در فراخوان این سال بسیار بالا بود: بیش از ۳۹ هزار نفر برای جذب ثبتنام کردهاند و بیش از ۱۵ هزار نفر ثبتنام قطعی داشتهاند. در همین سال، ظرفیت جذب اعلام شده برای حدود ۲۰۰۰ نفر بود که نشاندهنده فاصله زیاد بین تعداد متقاضی و ظرفیت واقعی پذیرش است.
سال ۱۴۰۴: براساس آخرین اطلاعیه منتشر شده در سامانه جذب اعضای هیأت علمی وزارت علوم، فراخوان جذب در سال ۱۴۰۴ دو بار برگزار خواهد شد.
کمبود اعضای هیات علمی در کشور وجود دارد
با وجود اقدامات انجام شده، دانشگاههای کشور همچنان با کمبود اعضای هیأت علمی مواجهاند. در این راستا، سید جلیل حسینی در آبان ماه طی نامهای به روسای دانشگاهها و دانشکدههای علوم پزشکی تأکید کرد که دانشکدههای دندانپزشکی در بحران هیأت علمی به سر میبرند و با توجه به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره افزایش ظرفیت پذیرش دانشجویان، این بحران تشدید شده است. وی خواستار استفاده روسای دانشگاهها از اختیارات خود جهت تبدیل وضعیت اعضای هیأت علمی از تماموقت جغرافیایی به تماموقت در دانشکدههای دندانپزشکی شد.
سعید بهزادیپور، مدیر دفتر ارزیابی و نظارت دانشگاه صنعتی شریف، تصویری دقیق از وضعیت جذب هیأت علمی در این دانشگاه ارائه داد. وی اعلام کرد که بهطور میانگین هر سال بین ۱۵ تا ۲۵ نفر عضو هیأت علمی جدید به جمع دانشگاه اضافه میشوند اما معمولاً ۴ تا ۵ نفر در همان سالهای ابتدایی به دلایلی مانند فرصتهای کاری خارج از کشور، تغییر مسیر شغلی یا عدم تمایل به ادامه همکاری، دانشگاه را ترک میکنند.
در دانشگاه ملی مهارت نیز وضعیت کمبود نیروی انسانی آشکار است. غلامرضا زمانی رئیس دانشگاه، اعلام کرد که این دانشگاه دارای ۸۳۹ عضو هیأت علمی و ۴۸۹۵ غیرهیأت علمی است و طی پنج سال گذشته، ۲۶۲ عضو هیأت علمی و ۱۲۴۴ غیرهیأت علمی از مجموعه خارج شدهاند. با توجه به سونامی دانشجویان فارغالتحصیل هنرستانها در برنامه هفتم توسعه، کمبود نیروی انسانی تشدید خواهد شد و نیاز به تأمین حدود ۲ هزار عضو هیأت علمی احساس میشود.
با توجه به این کمبودها، محمدعلی کینژاد رئیس هیأت عالی جذب شورای عالی انقلاب فرهنگی، درباره فراخوان سال ۱۴۰۴ اعلام کرده که دانشگاه آزاد فراخوان خود را منتشر کرده و سایر دانشگاهها و وزارت علوم و بهداشت نیز بهزودی فراخوانهای خود را اعلام خواهند کرد. وی تأکید کرده که دانشگاهها باید پروندههای جذب سال ۱۴۰۳ را تعیین تکلیف کنند؛ در غیر این صورت نمیتوانند برای رشتههای مورد نیاز اعلام نیاز کنند و برنامه آمایش نیروی انسانی نیز مشخص نخواهد شد.
جمعبندی
طی دهه اخیر، مهاجرت اعضای هیأت علمی یکی از چالشهای اصلی دانشگاههای ایران بوده است. علاوه بر مهاجرت، بازنشستگی، فوت و استعفا نیز باعث کاهش تعداد اعضای هیأت علمی شده و فشار قابل توجهی بر دانشگاهها وارد کرده است. برخی دانشکدهها با کمبود شدید اعضای هیأت علمی مواجههه شدهاند و نیاز فوری به تأمین نیرو احساس میشود.
در پاسخ به این فشار، وزارت علوم سیاستهایی برای افزایش جذب و تسریع فرآیندها اتخاذ کرده است. در برخی سالها، مانند ۱۴۰۱ و ۱۴۰۳، تعداد اعضای جذبشده افزایش قابل توجهی داشته و زمان بررسی پروندهها کاهش یافته است. با این حال، ظرفیت جذب محدود بوده و بسیاری از ردیفهای استخدامی استفاده نشده باقی ماندهاند؛ این نشان میدهد که افزایش جذب، هرچند مثبت، هنوز نتوانسته خلأ ناشی از مهاجرت و بازنشستگی را به طور کامل جبران کند.
عملکرد هیأت عالی جذب طی دوره ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۴ نیز مورد ارزیابی قرار گرفته است. بر اساس گزارش، از آن سالها تاکنون حدود ۵۵ هزار و ۷۶۸ نفر به صورت پیمانی جذب شده و تقریباً ۵۳ هزار نفر وضعیت استخدامیشان به رسمی آزمایشی یا قطعی تبدیل شده است.
در سال ۱۴۰۴، بررسی «ردیفهای استخدامی جامانده» نیز مطرح شد؛ این ردیفها مربوط به اعضای هیأت علمی هستند که در سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ تخصیص داده شده اما استفاده کامل نشدهاند و این اقدام برای بهرهبرداری مؤثر از ظرفیتهای موجود و تکمیل جایگاههای خالی در دانشگاهها انجام شده است.
تعداد متقاضیان در فراخوانهای جذب به شکل چشمگیری افزایش یافته اما محدودیت ظرفیت باعث شده بخش زیادی از متقاضیان نتوانند جذب شوند. همچنین، علیرغم ظرفیت اعلامشده، استفاده کامل از ردیفهای استخدامی صورت نگرفته و برخی ردیفها واگذار نشده یا تأمین مالی نشدهاند. با وجود افزایش جذب، چالشهایی مانند ماندگاری اعضای هیأت علمی، تبدیل وضعیت استخدامی و تأمین اعتبار ردیفهای جذب همچنان باقی است و نیازمند برنامهریزی دقیق و هدفمند است.
با توجه به این شرایط، سیاستهای افزایش جذب هیأت علمی توسط وزارت علوم و هیأت عالی جذب اعمال شده است اما محدودیت ظرفیت و تأمین نشدن کامل ردیفهای استخدامی باعث شده است که خلأ ناشی از مهاجرت و بازنشستگی هنوز جبران نشود. به این ترتیب، مهاجرت هیأت علمی در ایران وجود دارد، شمار آن قابل توجه است و این کمبود در بسیاری از دانشگاهها نگرانیبرانگیز و نیازمند برنامهریزی فوری است.











