امروز : یکشنبه 5بهمنماه 1404 | ساعت : 05 : 57

آخرین اخبار

سخنگوی دولت: ایران همواره آماده گفت‌وگوهای مبتنی بر احترام متقابل است

شفقنا- سخنگوی دولت در واکنش به تصویب قطعنامه ضدایرانی...

ارائه گزارش بانک مرکزی از تحولات بازار ارز در جلسه سران قوا

شفقنا- سران سه قوه در نشستی به میزبانی رئیس‌جمهور،...

فرستادگان ویژه آمریکا برای بحث در مورد آینده غزه به اسرائیل سفر می‌کنند

شفقنا- منابع به رویترز گفتند: فرستادگان ویژه آمریکا برای...

تورم بخش خدمات در منطقه یورو به شدت افزایش یافت

شفقنا – بر اساس داده‌های اولیه، تورم بخش خدمات...

عراق: ساخت دیوار بتنی با سوریه ۸۰ درصد تکمیل شده است

شفقنا- صبح النعمان، سخنگوی فرماندهی کل نیروهای مسلح عراق،...

موسسه رتبه‌بندی فیچ، چشم‌انداز اقتصادی ترکیه را به «مثبت» ارتقا داد

شفقنا- موسسه رتبه‌بندی فیچ، چشم‌انداز اقتصادی ترکیه را در...

بریتانیا پس از فشار ترامپ، بحث در مورد جزایر چاگوس را به تعویق انداخت

شفقنا – رسانه‌های محلی گزارش داده‌اند که دولت بریتانیا...

اسموتریچ خواهان اشغال کامل غزه و برقراری حکومت نظامی شد

شفقنا- در یک مصاحبه جنجالی از بزالل اسموتریچ، وزیر...

پادشاه اردن، دستور بازسازی ارتش این کشور را صادر کرد

شفقنا- پادشاه اردن، عبدالله دوم، روز شنبه با صدور...

مجمع داووس و نفوذ آمریکا

شفقنا- حسن هانی زاده تحلیلگر در روزنامه آرمان ملی...

ادعای تهدید آمریکا علیه مقام‌های ارشد ونزوئلا در یک فایل صوتی

شفقنا- بر اساس فایل صوتی منتشرشده‌ای که بخش‌هایی از...

چین درحال بازجویی از یک مقام ارشد نظامی خود است

شفقنا- چین می‌گوید مقام ارشد نظامی این کشور تحت...

پنتاگون نقش خود را در بازدارندگی کره شمالی کاهش می‌دهد

شفقنا- سند سیاست ایالات متحده پیشنهاد می‌کند که کره...

انفجار انتحاری در یک مجلس عروسی در پاکستان چندین کشته برجای گذاشت

شفقنا- پلیس پاکستان اعلام کرد: حمله انتحاری در مراسم...

یک پژوهشگر: روابط ایران و اروپا گذار از تعامل انتقادی به سمت مقابله و...

شفقنا- یک پژوهشگر مسائل اروپا گفت: اروپا واجد ظرفیت‌های...

میراث ادب علوی در رفتار و بصیرت حضرت عباس(ع)

شفقنا - ادب و تواضع، از والاترین ارزش‌های انسانی...

استاد حسین عرب: «دفاع از مظلوم» از ارکان سیره فاطمی است/ انحرافی که پس از رحلت پیامبر (ص) رخ داد،‌ محصول چهار عامل «تبدیل»، «تعطیل»، «تحریف» و «کتمان» بود

شفقنا- آیت الله حسین عرب تأکید کرد:‌ انحرافی که پس از رحلت پیامبر (ص) رخ داد، محصول چهار عامل «تبدیل»، «تعطیل»، «تحریف» و «کتمان» بود. نخست، تبدیل غدیر به سقیفه؛ دوم، تعطیل سنت پیامبر و کنار نهادن مدیریت علمی اهل‌بیت (ع). سوم، تحریف مفاهیم دینی که توسط جریان اموی شدت گرفت. و چهارم، کتمان حقایق. کسانی که به خوبی می‌دانستند سیل علوم از کوهسار وجود امیرالمومنین علی(ع) سرازیر است، با کتمان خود، مسیر تاریخ را منحرف نمودند.

به گزارش شفقنا، آیت الله حسین عرب در سخنرانی که در موسسه فهیم با عنوان «رازهای ناگفته انسان کامل در پرتو خطبه فدکیه» داشت، بیان کرد:‌ علامه طباطبایی فرموده بودند: «در چهار موضع از قرآن کریم درماندم و اگر مطلبی در المیزان نگاشتم، خودم قانع نشدم». آن چهار موضع عبارت‌اند از: نخست حقیقت «آسمان‌های هفت‌گانه» (سماوات سبع)، دوم مسئله «شهاب‌ها»، سوم داستان «سامری» (که می‌گوید: «قَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ») و چهارم ماجرای حضرت سلیمان و اسب‌ها و فرزندش. این فرمایش علامه مفهوم مخالفی دارد و آن اینکه ایشان در سایر مواضع قرآن مشکلی نداشته‌اند؛ حتی در آیاتی که ما آن‌ها را متشابه می‌پنداریم، برای ایشان محکم و حل‌شده بوده است.

وی در باب جایگاه علمی و عینی «انسان کامل» گفت: در اینجا مصداق قاعده «تُعْرَفُ الْأَشْیاءُ بِأَضْدادِها» جاری است؛ یعنی قرآن کریم انسان کامل و ضد آن را در تقابل با هم معرفی می‌نماید. با استقرا در آیات و روایات، می‌توان به حصر عقلی گفت که انسان از سه حالت خارج نیست: یا در حال «وقوف» و ایستایی است، یا در حال «صعود» و ترقی، و یا در حال «سقوط» و تنزل. روایتی در کتاب شریف «معانی‌الاخبار» مرحوم صدوق از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که مؤید همین معناست: «مَنِ اسْتَوَى يَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ وَ مَنْ كَانَ آخِرُ يَوْمَيْهِ خَيْرَهُمَا فَهُوَ مَغْبُوطٌ وَ مَنْ كَانَ آخِرُ يَوْمَيْهِ شَرَّهُمَا فَهُوَ مَلْعُونٌ». پس نتیجه این سه حالت مشخص است: یا مغبون است (در حالت تساوی و وقوف)، یا مورد غبطه است (در حالت صعود)، و یا ملعون و بیچاره (در حالت سقوط).

استاد عرب بیان کرد:‌ در آیات قرآن کریم نیز همین احوالات با بیانی دیگر ترسیم شده است. بر اساس استنباط بنده، شش مرتبه برای انسان قابل‌تصور است: یک مرتبه وقوف، سه مرتبه سقوط و دو مرتبه صعود. حالت توقف همان حیات مشترک حیوانی است که قرآن می‌فرماید: ﴿مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ﴾ (نازعات: ۳۳). به تعبیر استاد ما، امام راحل (ره)، آیات قرآن اخبار است و نه انشا و توهین؛ لذا این آیه بیانگر آن است که تمتعات مادی میان شما و حیوانات مشترک است. اگر کسی در این مرحله متوقف شود، نه صعودی دارد و نه سقوطی. اما مراتب سقوط عبارت‌اند از: نخست، تنزل به مرتبه‌ای پست‌تر از حیوان: ﴿أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ﴾ (اعراف: ۱۷۹). دوم، سقوط به مرتبه‌ای پست‌تر از سنگ: ﴿ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً﴾ (بقره: ۷۴). قرآن در ادامه می‌فرماید از برخی سنگ‌ها آب جاری می‌شود، اما از قلوب اینان هیچ خیری صادر نمی‌گردد. و سوم، که آخرین مرحله سقوط است، تبدیل‌شدن انسان به هیزم و سنگ آتش‌زنه دوزخ: ﴿وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ﴾ (بقره: ۲۴). انسانی که قابلیت صعود تا اعلی‌علیین را داشت، اکنون در کنار بت‌ها و معبودهای باطل، مواد سوختنی جهنم را تشکیل می‌دهد.

وی عنوان کرد: در مقابل، دو مرتبه صعود برای انسان متصور است. اوج این صعود، هم‌نشینی با فرشتگان و بلکه بالاتر از آن‌ها در مقام شهادت بر وحدانیت حق‌تعالی است: ﴿شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ﴾ (آل‌عمران: ۱۸). این شهادت، صرفاً شهادت قولی نیست. آن‌گونه که اهل حکمت و صدرالمتألهین در برهان صدیقین تبیین کرده‌اند، خودِ «هستیِ محض» گواه بر یکتایی خویش است. خداوند نمی‌فرماید «ای مردم بدانید من یکتا هستم»، بلکه می‌فرماید «خداوند خود شاهد است». تحلیل اصل هستی، ما را مستقیماً به واجب‌الوجود رهنمون می‌سازد، زیرا در تحلیلِ حقیقتِ وجود، نه ماهیت راه دارد، نه امکان و نه معلولیت. موجودات یا واجب‌اند، یا ممتنع و یا ممکن. اگر واجب باشد، فوق نیاز است و اگر ممکن، نیازمند علت. این آیه شریفه نشان می‌دهد که «اولوا العلم» در کنار خداوند و ملائکه (که عقل محض‌اند) قرار می‌گیرند و به وحدانیت حق شهادت می‌دهند؛ مقامی که اوج پرواز انسان است.

استاد عرب اظهار کرد: بحث «انسان کامل» از آیه ۳۰ سوره مبارکه بقره آغاز می‌شود: ﴿وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ﴾. فرشتگان دو اشکال یا ابهام را مطرح کردند: نخست با اشاره به پیشینه موجودات زمینی (مانند نسناس‌ها که مفسد و خون‌ریز بودند)، فلسفه خلقت موجودی مشابه را جویا شدند. دوم، اشکالی طلبگی مبنی بر «تحصیل حاصل» وارد کردند؛ بدین معنا که اگر غرض از خلقت، تسبیح و تقدیس است، ما فرشتگان که عقل محض هستیم، این وظیفه را به نحو اتم انجام می‌دهیم. پاسخ خداوند «إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ» ناظر به این حقیقت است که انسان زمینی، قرار است خلأیی را در عالم هستی پر کند که حتی فرشتگان با تمام کمالاتشان قادر به پر کردن آن نیستند. فرشتگان مظاهر اسمای تنزیهی و تقدیسی خداوند (مانند سُبّوح و قُدّوس) هستند، اما انسان کامل، مظهر تامِ تمامیِ اسمای حسنای الهی، اعم از جمال و جلال است. آن ظرفیتی که در انسان برای مظهریت تامه وجود دارد، در ملائکه نیست؛ لذا پاسخ خداوند اجمالاً این بود که آنچه شما انجام می‌دهید، تنها بخشی از حقیقت است، نه تمام آن.

مرحوم حاج‌آقا مرتضی حائری (ره) لطیفه‌ای از این آیه استخراج کرده‌اند که اگر زمین حتی برای یک آن از «انسان کامل» خالی باشد، اعتراض فرشتگان بر خداوند وارد خواهد بود؛ زیرا غیر از انسان کامل (معصومین علیهم‌السلام)، سایر انسان‌ها همواره در معرض لغزش، فساد و سفک دماء هستند. تنها انسان کامل است که فلسفه خلیفة‌اللهی را تمام می‌کند.

استاد عرب تأکید کرد: در خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره (سلام‌الله علیها) نیز این معنا متبلور است. ایشان می‌فرمایند: «اِعْلَمُوا أَنِّي فَاطِمَةُ وَ أَبِي مُحَمَّدٌ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) أَقُولُ عَوْداً وَ بَدْءاً وَ لَا أَقُولُ مَا أَقُولُ غَلَطاً وَ لَا أَفْعَلُ مَا أَفْعَلُ شَطَطاً». حضرت در مدینه و در جمعی که ایشان را کاملاً می‌شناختند، به معرفی خود می‌پردازند. این معرفی برای اثبات نسب نیست، بلکه برای اثبات جایگاه وجودی و عصمت است. مانند مرجع تقلیدی که در شهر خود بگوید «من فلانی هستم» تا حکم خود را تنفیذ کند.

حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) با این جملات، نکاتی می گویند که هیچ فیلسوف، فقیه یا عارف بزرگی در طول تاریخ جرأت بیان آن را نداشته است: «آنچه می‌گویم، مصون از هرگونه خطا (غلط) است و آنچه انجام می‌دهم، مبرا از هرگونه زیاده‌روی و انحراف (شطط) است». نه فارابی، نه بوعلی سینا، نه خواجه نصیر و نه ملاصدرا نمی‌توانند چنین ادعایی کنند. این ترازِ «انسان کامل» است. عصمت مطلق، تنها شایسته معصوم است. لذا اصطلاحاتی مانند «عصمت ظلّی» اگر به این معنا باشد که هنوز احتمال خطا وجود دارد (چرا که نتیجه تابع اخس مقدمات است)، در واقع عصمت نیست و نوعی عدالت در مراتب عالیه است. عصمت یعنی استحاله وقوع خطا و گناه، و این مقامی است که حضرت زهرا (س) با صراحت آن را بیان می‌فرمایند و پیامبر اکرم (ص) نیز با جمله «إِنَّ اللَّهَ يَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا» آن را امضا کرده‌اند. این تضمین صددرصدی خداوند، تنها برای کسی است که وجودش با حق مطلق گره خورده باشد، نه فقیهی که ممکن است در فتوا اشتباه کند و بعداً عدول نماید.

وی با بیان اینکه از آموزه‌های دیگر خطبه فدکیه، ترسیم جامعه ترازِ نبوی و علوی است، گفت: حضرت زهرا (س) به ما آموختند که جامعه اسلامی، جامعه‌ای «تحلیل‌گر» و «پرسش‌گر» است، نه جامعه‌ای «کرنش‌گر» و ستایش‌گر که مطلوب نظام‌های اموی است. در منطق فاطمی، قدرت باید پاسخگو باشد و هیچ منطقه ممنوعه‌ای برای پرسش وجود ندارد. اگر روحیه پرسش‌گری از جامعه گرفته شود، هر خرافه‌ای را می‌توان به نام دین به مردم تحمیل کرد؛ چنان‌که در تاریخ دیدیم معاویه دستور داد کدو را ذبح شرعی کنند یا نماز جمعه را در روز چهارشنبه خواند و جامعه پذیرفت! اما حضرت زهرا (س) با استدلال‌های منطقی، قرآنی و حقوقی به مصاف انحراف رفتند.

استاد عرب اضافه کرد: در ماجرای فدک، حضرت استدلال‌های فقهی متقنی ارائه کردند. وقتی ابوبکر از ایشان «بیّنه» (شاهد) خواست، این درخواست برخلاف قواعد مسلم فقهی بود. قاعده «البیّنهُ عَلَی المُدَّعی وَ الیَمینُ عَلَی مَن أَنکَرَ» اصلی پذیرفته‌شده است. حضرت زهرا (س) «ذوالید» (صاحب تصرف) بودند و فدک در اختیار ایشان بود؛ لذا مطالبه شاهد از کسی که مال در دست اوست، نشان از بی‌اطلاعی از اولیات احکام یا شدت خصومت دارد. حضرت با استناد به آیات قرآن در باب ارث انبیا (مانند وراثت سلیمان از داوود)، اجتهاد در برابر نص خلیفه را باطل کردند و نشان دادند که این رفتار، بازگشت به جاهلیت است: ﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ﴾ (مائدة: ۵۰).

وی با تأکید بر اینکه دفاع از مظلوم، رکن دیگر سیره فاطمی است، اظهار داشت: قرآن کریم در سوره‌های آغازین نزول (مانند تکویر و بروج)، با شدیدترین لحن از حقوق پایمال‌شده انسان‌ها، حتی دختران زنده به گور شده در عصر جاهلیت، دفاع می‌کند: ﴿وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ﴾ (تکویر: ۸-۹). شاید بتوان احتمال داد (به‌عنوان یک برداشت طلبگی) که خداوند پیش از رسیدگی به سایر پرونده‌ها، به دادخواهی این مظلومان می‌پردازد. هرجا در قرآن لعن و نفرینی هست، پای تضییع حق خدا یا حق مردم در میان است.

استاد عرب با اشاره به اینکه انحرافی که پس از رحلت پیامبر (ص) رخ داد، محصول چهار عامل بود: «تبدیل»، «تعطیل»، «تحریف» و «کتمان»، گفت: نخست، تبدیل غدیر به سقیفه؛ سقیفه‌ای که نه یک انتخابات، بلکه کودتایی از پیش طراحی‌شده بود. ما ضمن حفظ وحدت با برادران اهل سنت، بر مبانی خود استواریم. ادعای اجماع در سقیفه، فاقد مبنای علمی است و چنان‌که شیخ انصاری در رسائل فرمودند، اصلی برای آن وجود ندارد. دوم، تعطیل سنت پیامبر و کنار نهادن مدیریت علمی اهل‌بیت (ع). امیرالمؤمنین (ع) در نهج‌البلاغه ارزش حکومت را از لنگه کفشی وصله‌دار کمتر می‌دانند، مگر آنکه حقی را اقامه یا باطلی را دفع کنند: «وَاللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا». سوم، تحریف مفاهیم دینی که توسط جریان اموی شدت گرفت. و چهارم، کتمان حقایق. علمای اهل کتاب، پیامبر (ص) را همچون فرزندان خود می‌شناختند: ﴿الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ﴾ (بقره: ۱۴۶)، اما حقیقت را کتمان کردند. همین کتمان در خصوص ولایت امیرالمؤمنین (ع) نیز رخ داد؛ کسانی که به خوبی می‌دانستند سیل علوم از کوهسار وجود او سرازیر است («يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لَا يَرْقَى إِلَيَّ الطَّيْرُ»)، با کتمان خود، مسیر تاریخ را منحرف نمودند.

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید