امروز : جمعه 14آذرماه 1404 | ساعت : 05 : 33

آخرین اخبار

جوزف عون:«هدف از مذاکرات مستقیم با اسرائیل دوری از وقوع جنگی دیگر است»

شفقنا-«جوزف عون»، رئیس جمهور لبنان امروز پنجشنبه گفت: اولین...

رییس جمهور: اگر نیت خدمت به مردم را نداشتم، یک روز هم در این...

شفقنا- رئیس جمهور با انتقاد از برخی رفتارهای اداری...

غذاهای فرآوری شده چه تاثیری بر سلامت روانی کودکان دارد؟

شفقنا-کودکان در سراسر جهان به طور فزاینده‌ای غذاهای فرآوری...

افزایش دمای هوا در خاورمیانه و شمال آفریقا بیش از دو برابر میانگین جهانی

شفقنا- سازمان جهانی هواشناسی وابسته به سازمان ملل متحد...

آیا خوردن گوشت قرمز بر طول عمر تأثیر می‌گذارد؟

شفقنا- پژوهش‌های علمی جدید نشان می‌ دهند که گوشت...

۵ ماده غذایی که پوست را جوان و شاداب می‌کند

شفقنا- یک مطالعه بین‌المللی نشان داده است که افزایش...

یک گزارش: هشدار مکرون به زلنسکی درباره خیانت آمریکا

شفقنا- بنا به گزارش‌ها، مکرون به زلنسکی هشدار داده...

وزیر علوم: حکمرانی آموزش عالی نیازمند سیاست گذاری واحد است

شفقنا- وزیر علوم، تحقیقات و فناوری تاکید کرد: ما...

«اقتصادِ آوار»؛ مردم غزه چگونه امرار معاش می‌کنند؟

شفقنا- العربی الجدید نوشت: غزه با گسترش ویرانی‌های ناشی...

ایران: تحریم‌های یک‌جانبه، ظالمانه و فراسرزمینی باید پایان یابند

شفقنا- نمایندگی ایران در سازمان ملل در نیویورک خواستار...

وزیر خزانه‌داری آمریکا: نیویورک تایمز دیگر روزنامه‌ای معتبر نیست

شفقنا - اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، با متهم‌کردن...

حکیم: عراق در برابر فرصت تاریخی بازسازی قرار دارد

شفقنا- سید عمار حکیم، رهبر جریان حکمت ملی عراق،...

نظرسنجی: یک چهارم اسرائیلی‌ها به مهاجرت فکر می‌کنند

شفقنا- مطالعه‌ای که موسسه دموکراسی اسرائیل انجام داده، نشان...

حجت الاسلام و المسلمین احمدی تهرانی در حسینیه شفقنا:‌ اگر حضرت فاطمه(س) نبود، اسلام و نبوت پیامبر(ص) از بین می رفت/ فرد ملعون و مغضوب خداوند، حق «حکومت بر مردم» را ندارد

شفقنا- حجت الاسلام و المسلمین احمدی تهرانی در سخنرانی که به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) در حسینیه شفقنا داشت، بیان کرد: کسانی که حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) را آزردند، پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و خداوند را به خشم آوردند، از رحمت خدا به دور هستند، فرد ملعون و مغضوب خدا، حق حکومت اسلامی بر مردم را ندارد، حق ندارد خلیفه باشد و حق ندارد ولی باشد و حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) این حقیقت را ثابت کرد.

متن سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین احمدی تهرانی در «حسینیه شفقنا» بدین شرح است:

ایام، متعلق به بی‌بی دو عالم، حضرت صدیقه‌ی کبری فاطمه‌ی زهرا (صلوات‌الله و سلامه علیها) است. ما شیعیان نسبت به حضرت فاطمه زهرا (صلوات‌الله علیها) اعتقادات مهمی داریم. یکی از این اعتقادات، این است که ایشان «اُم‌الائمه (علیهم‌السلام)» هستند؛ یعنی حضرت صدیقه‌کبری (سلام‌الله علیها) نزد اهل بیت، ارج و قرب عجیبی دارند.

در حدیث معروفی از وجود مقدس امام حسن عسکری (علیه‌السلام) آمده است: «نحن حجت‌الله علی خلقه» (ما امامان – یازده امام – حجت خدا بر همه‌ی خلقیم). همان‌طور که می‌دانید «حجت» به معنی دلیل، راهنما و پیشوا است. سپس می‌فرمایند: «و جدتنا فاطمه حجت الله علینا» (و بی‌بی ما – جده‌ی ما – فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) حجت خداست بر ما اهل بیت (علیهم‌السلام))؛ یعنی او راهنمای ماست و دلیل ما.

برای توضیح این مطلب، باید به توقیع شریف حضرت ولی‌عصر (ارواحنا له الفدا) اشاره کنیم که فرمودند: «ولیَّ فی ابن رسول الله اسوه» (برای من، در مادرم فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) الگو و اسوه است). به این مفهوم که من به ایشان اقتدا می‌کنم و از ایشان الگو می‌گیرم.

این نکته بسیار مهم است که فردی – یک بانوی – غیر از جایگاه مادری یا مادربزرگی، برای فرزندش – حتی برای حضرت بقیه‌الله (ارواحنا فداه) که چکیده‌ی عالم هستی است – الگو باشد. البته ما مؤمنان، اهل ایمان، شیعیان و فرزندان حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، روزبه‌روز بر اعتقادمان نسبت به خاندان عصمت و طهارت افزوده می‌شود. اگر خود را با سی سال پیش مقایسه کنیم، متوجه می‌شویم که افق فکری‌مان درباره‌ی حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) بسیار گسترده‌تر شده است. حال اگر سال‌های آینده را در نظر بگیریم و فرض کنیم در آن زمان در عالم برزخ به سر می‌بریم، بسیاری از حجاب‌ها کنار می‌رود و حقایق بسیاری را می‌بینیم؛ از جمله این که حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) در آنجا چه نقشی دارد.

ان‌شاءالله امیدواریم به همین شکل، روزبه‌روز بر عمق اعتقاداتمان به بی‌بی دو عالم، حضرت صدیقه‌ی کبری (سلام‌الله علیها) افزوده شود.

تقریباً حدود بیست سال از محضر حضرت آیت‌الله ضیاءآبادی استفاده می‌کردیم. ایشان نیز مانند همه‌ی علمای شیعه، حساسیت ویژه‌ای نسبت به حضرت صدیقه‌ی طاهره (صلوات‌الله علیها) داشتند و مطالب بسیار دقیقی را بیان می‌فرمودند. از جمله این سؤال که هر یک از ما به اندازه‌ی معلومات خود می‌دانیم: درباره‌ی نهضت فاطمیه چه شد که حضرت صدیقه (سلام‌الله علیها) پس از رحلت پیغمبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) قیام کردند و حرکت نمودند؟ به هر حال، هر چه معرفت انسان بیشتر باشد، بهتر می‌تواند به پاسخ این سؤال پی ببرد که اگر صدیقه‌ی طاهره نبودند، اگر اصل وجود ایشان نبود، چه اتفاقی می‌افتاد؟ یعنی اگر خداوند، کوثر را به پیغمبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) نمی‌داد، چه پیش می‌آمد؟ این، سؤال اول است.

سؤال دوم این است که اگر حضرت زهرا(س) حرکت نمی‌کردند و قیام نمی‌نمودند، چه اتفاقی می‌افتاد؟ یعنی اگر قضیه‌ی نهضت و شهادت پیش نمی‌آمد، آن خطبه‌ی فدکیه را نمی‌خواندند و اقدامی نمی‌کردند، چه رخ می‌داد؟ به نظر می‌رسد جا دارد که انسانِ نسبتاً دقیق، در این باره و به‌ویژه درباره‌ی سؤال دوم، بسیار مطالعه کند.

در پاسخ به بخش اول که اگر حضرت زهرا(س) نبودند چه می‌شد؟ باید گفت ایشان مادر امامت و مادر ولایت هستند. اگر ایشان نبودند، امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) نبودند. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) همسران دیگری نیز داشتند، اما هیچ‌یک مادر امام حسن، امام حسین و حضرت زینب (سلام‌الله علیها) نشدند. تنها مادر امامت و ولایت، حضرت صدیقه‌ی کبری (سلام‌الله علیها) است.

همه‌ی ما این جمله را از نوجوانی به خاطر داریم که پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) می‌فرمودند: «فاطمه ام ابیها» (فاطمه مادر پدرش است). برای مثال، فرض کنید آقایی، همسرش در سن جوانی فوت می‌کند و از او دختری باقی می‌ماند. این دختر پس از فوت مادر، از پدرش مراقبت می‌کند. آیا تنها به این جهت است که می‌گوییم «فاطمه ام ابیها»؟ زیرا از پدرش نگهداری کرد؟ این موضوع مانند این است که پیغمبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) فرمودند: «حسین منی». مسلم است که حسین – امام حسین (علیه‌السلام) – نوه‌ی پیامبر است و از نسل ایشان می‌باشد، اما «حسین منی و انا من حسین» بدان معناست که اگر حسین نبود، اگر امامت او نبود، اگر قیام او نبود، اگر کربلا نبود، تمام زحمات نبوت من از بین می‌رفت. همین جمله را درباره‌ی امام حسن (علیه‌السلام) و نیز درباره‌ی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) دارند که: «علی منی و انا من علی».

«فاطمه ام ابیها». البته این موضوع نیز وجود دارد که حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) پس از حضرت خدیجه (سلام‌الله علیها)، بسیار مراقب پدرشان بودند. آن رسالتی که حضرت خدیجه به عنوان نگهبان و حافظ پیغمبر داشتند، حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) بر عهده گرفتند. حتی پس از این که به خانه‌ی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) رفتند، باز هم توجه بسیاری به پیغمبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) داشتند. اما «فاطمه ام ابیها» معنای دقیق‌تری دارد. مشابه همان جمله‌ی «و انا من حسین» است؛ یعنی اگر حسین ابن علی (علیه‌السلام) نباشد، قیام او نباشد، تمام زحمات من از بین می‌رود؛ زحمات نبوت من نابود می‌شود. «فاطمه ام ابیها»؛ «اُم» به معنای اصل و ریشه است؛ یعنی اصل و ریشه‌ی من فاطمه است. اگر فاطمه نباشد، به یک تعبیر، حسن و حسینی نیستند و نبوت و امامت من ادامه نمی‌یابد.

جمله‌ای نیز درباره‌ی امامت و نبوت خدمت عزیزان عرض می‌کنم. همه‌ی عزیزان می‌دانند که در درس‌های امامت و ولایت، مقام امامت بالاتر از نبوت شمرده می‌شود. زیرا در حدیثی از حضرت رضا (علیه‌السلام) آمده که خداوند مقامات متعددی به حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) عطا کرد: او را نبی قرار داد، سپس رسول نمود، او را به عبودیت پذیرفت، پس از آن مقام خلت را به او داد و خلیل الله شد. در نهایت فرمود: «إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»؛ یعنی مقام امامت، مقامی است بالاتر از مقام نبوت و رسالت. پیغمبر گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله) نیز پیش از آن که نبی و رسول باشند، دارای مقام امامت بودند.

در نهج‌البلاغه نامه‌ای وجود دارد که در پاسخ به معاویه نوشته شده است. معاویه به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نوشته بود که مسئله‌ی خلافت و امامت با هم جمع نمی‌شود و پیغمبر اکرم که نبی و رسول بود و پس از او خلافت و امامت با ماست. سپس امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در پاسخ به او نوشتند که پیغمبر اکرم مقامی بالاتر از مقام نبوت و رسالت خود دارد و او امام بوده است؛ یعنی پیشوا و خلیفه و اگر تو بخواهی این مقام را از پیغمبر سلب کنی، اشتباه است؛ این‌گونه نیست. در دعای توسل نیز می‌خوانیم: «یا مُحَمَّدُ بنَ عَبْدِاللهِ، یا إِمَامَ الرَّحْمَةِ» (صلی الله علیه و آله).

به هر صورت، وقتی می‌گوییم حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) مادر امامت، مادر نبوت و مادر ولایت است، یک تعبیرش این است که اگر حضرت زهرا نبود، امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) به دنیا نمی‌آمدند و مسئله‌ی امامت تا حضرت ولی عصر (عج‌الله تعالی فرجه) ادامه نمی‌یافت. تعبیر دیگر این است که اگر فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) قیام نمی‌کردند، اسلام از بین می‌رفت؛ اگر صدیقه کبری (سلام‌الله علیها) نبود، زحمات پیغمبر، نبوت پیغمبر، همگی نابود می‌شد. همان‌گونه که اگر امام حسین (علیه‌السلام) نبود، کربلا نبود و اگر امام حسن (علیه‌السلام) نبود، صلح امام حسن (علیه‌السلام) روی نمی‌داد.

لذا پیغمبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) این مقام را به ایشان دادند که در منابع اهل سنت نیز آمده است: «إِنَّ اللهَ یَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ یَرْضَى لِرِضَاهَا»؛ یعنی خشم و رضایت خدا در پی خشم و رضایت فاطمه است. حضرت آیت‌الله سبحانی در کتاب «عصمت» می‌فرمایند: اولین مطلبی که از این حدیث فهمیده می‌شود – و علما و مجتهدین از آن استنباط می‌کنند – مقام عصمت حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) است. زیرا اگر حضرت زهرا حتی یک‌بار خشنودی یا غضبش برای غیر خدا رخ می‌داد، پیغمبر این حدیث را درباره او بیان نمی‌فرمود. این که فرموده خشم خدا و رضایت خدا در پی خشم و رضایت فاطمه است، نشان‌دهنده‌ی آن است که فاطمه معصومه است؛ یعنی هیچ‌گاه برای غیر خدا خشم نمی‌گیرد و برای غیر خدا نیز راضی نمی‌شود.

یا این که می‌فرمودند: «فَاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنِّی» (فاطمه پاره‌ی تن من است)؛ «مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی» (کسی که فاطمه را اذیت کند، مرا آزرده کرده)؛ «وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَى الله» (کسی که مرا آزار دهد، قطعاً خدای متعال را اذیت کرده است). کسانی که خشمشان خشم خداست و رضایتشان رضایت خداست، آزار آنها آزار خداست. یعنی امت اسلامی باید بدانند اگر کسی پس از من، فاطمه را بیازارد، مرا آزرده است. اگر کسی مرا بیازارد، خدا را آزرده است. خداوند در آیه‌ای از سوره‌ی مبارکه‌ی احزاب می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ». کسانی که فاطمه را اذیت کنند، مرا اذیت کرده‌اند. کسانی که مرا اذیت کنند، خدا را اذیت کرده‌اند. کسانی که خدا را اذیت کنند، مورد لعن و نفرین خدا در دنیا و آخرت هستند.

در واقع منظور این است که کسانی که حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) را آزردند، پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) و خداوند را به خشم آوردند و از رحمت خدا به دور هستند، فرد ملعون و مغضوب خدا، حق حکومت اسلامی بر مردم را ندارد، حق ندارد خلیفه باشد و حق ندارد ولی باشد و حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) این حقیقت را ثابت کرد. در واقع، حضرت صدیقه کبری (سلام‌الله علیها) پس از پیغمبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) با امت، اتمام حجت نمودند.

البته ایشان به همین مقدار و خطبه‌ی فدکیه بسنده نکردند؛ چهل شب، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) را سوار بر مرکب می‌کردند و به همراه امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) به در خانه‌های مهاجر و انصار می‌رفتند و یاری می‌طلبیدند. یعنی روز قیامت هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید پس از پیغمبر، وقایع بر ما پوشیده ماند و ما راه اشتباه رفتیم. حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) به عنوان حجت بالغه‌ی الهی، حجت را تمام کردند. این حجت، نه تنها برای مردم آن زمان، که آثارش تاکنون باقی است. مخفی بودن قبر مطهر ایشان، خود دلیلی بر این امر است. احادیث مربوط به ایشان در میان اهل سنت نیز نقل شده است. این‌ها همه دلیل بر حجت بودن حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) است. حرکت ایشان، حجت و اتمام حجتی برای همه‌ی مسلمانان تا روز قیامت است. ایشان تا آنجایی بر این امر اصرار ورزیدند که جان مبارکشان را برای امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، ولایت و امامت فدا کردند.

بارها در اندیشه‌ی این جمله‌ی حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفدا) فرو رفته‌ام که فرمودند: «وَلی فی ابنِ رَسولِ اللهِ أُسْوَتِی، وَ أُمِّی فاطِمَةُ الزَّهْراءُ قُدْوَتِی»؛ (پسر رسول الله اسوه‌ی من، و مادرم فاطمه زهرا الگوی من است). شاید توجه اصلی ایشان بر این سیره‌ی جدّه‌ی بزرگوارشان، حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) است که انسان باید خود را در راه امامت و ولایت فدا کند. خود حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفدا) چه بار سنگین غم و مصیبتی را بر دوش می‌کشند. آنچه امروز از ولایت کلیه‌ی الهی بر روی زمین وجود دارد، وجود مقدس ایشان است. بالاترین هزینه را ایشان می‌پردازند. قلب مبارکشان آکنده از همۀ غم‌هاست و چه غم‌های بزرگی! بیش از هزار و صد سال است که این مصائب را در قلب مبارک خود حمل می‌کنند. حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) برای ما الگو و اسوه هستند تا در راه ولایت و امامت، حرکتی شایسته انجام دهیم.

خداوند مرحوم آقای قزوینی را که در قم به رحمت ایزدی پیوستند، غریق رحمت فرماید. هنگامی که من در قم جوان بودم، ایشان از منبری‌های توانا بودند و کتاب‌هایی نیز تألیف نمودند؛ از جمله کتابی درباره حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) با عنوان «فاطِمَةُ مِنَ الْمَهْدِ إِلَى اللَّحْد» که بعدها توسط آقای دکتر فریدونی و دیگران ترجمه شد. به خاطر دارم در ایام فاطمیه، در مجلس حضرت آیت‌الله میلانی – که در گذر خان و همسایه مرحوم آقای بهجت بودند – حاضر می‌شدند و منبر می‌رفتند. یادم است مرحوم آقای گلپایگانی، مرحوم آیت‌الله نجفی مرعشی و مرحوم آقای بهجت – این مراجع بزرگ – در آن جلسه‌ی روضه حضور می‌یافتند و ایشان برای علما و مراجع به خوبی سخنرانی می‌کرد. آقای قزوینی از سادات و از علما و نویسندگان بودند. همواره می‌فرمودند: تا زنده هستیم بکوشیم برای حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) اثری از خود به جای بگذاریم. ایشان برای دیگر ائمه (علیهم‌السلام) نیز کتاب‌هایی تألیف کرده بودند. هنگامی که به سرطان حلق و حنجره و زبان مبتلا شدند، با مشقت بسیار به رحمت خدا رفتند. در زمانی که راه کربلا بسته بود، وصیت کردند: بدن مرا به امانت به خاک بسپارید و هنگامی که راه کربلا گشوده شد، جنازه‌ام را به کربلا انتقال دهید. چقدر عاشق اهل بیت و امام حسین (علیه‌السلام) بودند. پیکر ایشان را در همان مؤسسه، در طبقه‌ی فوقانی محلی که به عنوان امانتگاه درست کرده بودند، به خاک سپردند. پس از هجده سال که راه کربلا باز شد، خواستند بقایای جنازه‌ی ایشان را انتقال دهند. فیلم آن را پخش کردند که جنازه‌ی ایشان سالم بود، حتی کفنش نیز سالم مانده بود. دوباره کفنش را تجدید کردند و غسلش را نو نمودند، سپس در کربلای معلی تشییع کردند و به خاک سپردند. ایشان می‌فرمودند: بکوشید تا زنده هستید برای حضرت صدیقه کبری (سلام‌الله علیها) اثری بگذارید و قدمی بردارید؛ حالا چه برپایی مجلس، چه تألیف کتاب، چه ایراد سخنرانی، به هر حال یک کار فرهنگی. الحمدلله در جامعه‌ی ما امروز بسیاری از عزیزان، با تولید تئاترها و فیلم‌هایی شبیه تعزیه‌های قدیم اما به شیوه‌ای پیشرفته، می‌کوشند قضیه‌ی فاطمیه را به نسل جوان نشان دهند.

یادم است یک بار حضرت آیت‌الله وحید – خداوند ایشان را سالم بدارد و طول عمر عطا فرماید – آقای آل طعمه و جمعی از بزرگان را به قم دعوت کردند و جلسه‌ای تشکیل دادند. ایشان فرمودند: بکوشید فاطمیه را پرشورتر برگزار کنید. هر سال تأکید می‌فرمودند: کاری کنید که فاطمیه، عاشورای دوم شود. پس از آن، به خاطر دارم آقای آل طعمه وقتی بازگشتند، در طول جمادی‌الاول و جمادی‌الثانی – این شش دهه – منبری‌ها و مداحان خوبی را برای تجلیل از مقام حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) دعوت می‌کردند؛ چرا که تجلیل از ایشان، در حقیقت تجلیل از مقام ولایت و امامت است.

به هر روی، هر چه بیشتر در این حرکت صدیقه کبری (سلام‌الله علیها) بیندیشیم و آن را از زوایای مختلف بررسی کنیم، می‌توانیم روزبه‌روز مطالب بیشتری را از این قیام استخراج نماییم. گذشته از محتوای مهم خطبه‌ی فدکیه – که شامل مسائل اصول دین، فروع دین و سنت پیغمبر است – حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) در آن خطبه به آیات زیادی استشهاد کردند. همچنین در گفت‌وگویی که با ابوبکر و اصحاب پیغمبر داشتند و نیز هنگامی که گروهی برای عیادت از ایشان – پس از بیماری و بستری شدن – آمدند، مطالبی را به زنان مهاجر و انصار بیان فرمودند. برای نمونه، یکی از سخنانی که آن زنان به هنگام عیادت به حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) گفتند، این بود: ای بی‌بی، اگر شوهرت [علی] زودتر برای امامت و خلافت پیش می‌آمد، شوهران ما با او بیعت می‌کردند. بی‌بی در پاسخ فرمودند: پس از قضیه‌ی غدیر خم، پدرم هیچ عذری برای شما باقی نگذاشت. چگونه ممکن است که شما و شوهرانتان همگی در غدیر خم با امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) بیعت کردید، سپس بیعت با او را شکستید و با دیگری بیعت نمودید، و حالا می‌گویید ای کاش علی زودتر می‌آمد تا با او بیعت می‌کردید؟ مگر بیعت با امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در غدیر خم بر عهدۀ همۀ شما و شوهرانتان نبود؟ «حَلَّ أَبِی بَعْدَ غَدِیرِ خُمٍّ، هَلْ بَقِیَ لِأَحَدٍ بَعْدَ الْغَدِیرِ عُذْر»؛ (آیا پدرم پس از غدیر خم، برای کسی عذری باقی گذاشت؟) چنین نیست.

سپس آن جمله‌ی تاریخی را فرمودند: اگر این امت پس از پدرم رسول خدا، افسار شتر خلافت را به دست پسرعم من علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) می‌سپردند، تا روز قیامت دو نفر با هم اختلاف نمی‌کردند.

در واقعه‌ی غدیر خم، حدیثی از امام باقر (علیه‌السلام) در کتاب شریف کافی – گمان می‌کنم در روضه‌الکافی، جلد هشتم – آمده که فرمودند: هنگامی که جدم رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) دست امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) را بلند کردند و فرمودند: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاه»، برخی از بزرگان منافق در آنجا ایستاده بودند و چشمانشان از شدت حسد و کینه در حدقه می‌چرخید. سپس گفتند: ما نمی‌گذاریم – پناه به خدا – محمد (صلی‌الله علیه و آله) زنده به مدینه بازگردد؛ یعنی در راه او را از بین می‌بریم – آن قضیه‌ی لیلة‌العقبه که آن هشت نفر برای ترور پیغمبر گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله) جمع شدند و مرحوم علامه امینی و دیگران این واقعه را نقل کرده‌اند. در آنجا ابلیس حضور داشت. امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرمایند: ابلیس در آنجا حاضر بود، صیحه‌ای زد و فریادی کشید. همۀ شیاطین از دریاها و خشکی‌ها گرد آمدند و گفتند: ای سرور و مولای ما، این چه فریادی بود که زدی؟ ما تاکنون چنین فریادی از تو نشنیده بودیم. گفت: امروز این پیغمبر کاری کرد و دست علی را به عنوان امامت و خلافت بلند نمود. اگر امامت و خلافت او استوار گردد، تا روز قیامت حتی یک نفر نیز گناهی مرتکب نخواهد شد.

خداوند مرحوم امام خمینی (ره) را رحمت کند. ایشان می‌فرمودند: اگر پس از پیغمبر، همۀ امت از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) پیروی می‌کردند، امروز ما در بهشت زندگی می‌کردیم. مفهوم فقهی این سخن را قرآن بیان می‌فرماید: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَةَ اللهِ کُفْرًا وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ»؛ (آیا به کسانی که نعمت خدا را به کفر تبدیل کردند و قوم خود را به سرای نابودی کشاندند، نظر نیفکندی؟). آنان منصب خلافت و امامت – این نعمت الهی – را به کفر مبدل ساختند و آن را از خانۀ پیغمبر بیرون بردند و «أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَار»؛ (قوم خود را به دار البوار کشاندند). دار البوار کجاست؟ خود قرآن می‌فرماید: «جهنم یَصْلَوْنَهَا»؛ (همه را به جهنم متصل کردند) و «وَ بِئْسَ الْقَرَار»؛ (چه بد جایگاهی است). یعنی در دنیا جهنمی برپا شده و اکنون ما در میان گناه و ظلم و ستم زندگی می‌کنیم. اما همان‌گونه که حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) این حقیقت را فرمودند و در بیان امام باقر (علیه‌السلام) آمده، حتی ابلیس – که بزرگترین دشمن امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است – نیز گفت: اگر این کاری که پیغمبر کرد – بلند کردن دست علی برای خلافت و امامت – استوار می‌ماند، تا روز قیامت حتی یک نفر اختلاف نمی‌کرد، گناهی نمی‌کرد و دو نفر با هم نزاع نمی‌نمودند.

اگرچه امروز ما در این دنیای پر از شرارت و ستم زندگی می‌کنیم، داستانمان داستان حضرت ابراهیم خلیل (علیه‌السلام) است که در میان آتش افتاد. آتش بزرگی برافروختند و ابراهیم را در میان آن انداختند. امروز ما که ولایت حضرت ولی عصر (عج‌الله تعالی فرجه) را داریم و دست به دامان بی‌بی‌مان حضرت صدیقه کبری (سلام‌الله علیها) هستیم، داستانمان داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) است. می‌توانیم در همین آتش و همین جهنم، سالم زندگی کنیم. همینجا این آتش می‌تواند به برکت و سلامتی و بهشت تبدیل شود، تا ما در بهشت زندگی نماییم.

همان حدیثی که راوی خدمت امام صادق (علیه‌السلام) آمد و گفت: آقا دعا کنید خداوند ما را به بهشت ببرد. حضرت فرمودند: مگر ولایت ما را نداری؟ گفت: چرا، دارم. فرمود: پس همین الان در بهشتی. گفت: پس برای چه دعا کنم؟ حضرت فرمودند: بگو: «اللَّهُمَّ لَا تَسْلِبْنَا الْجَنَّة» (خدایا، بهشت را از ما مگیر). ما که امروز به امام زمان و خاندان عصمت (علیهم‌السلام) عقیده داریم، بهشتی هستیم و در بهشتیم. اگر پرده‌ها کنار رود، بهشت را می‌بینیم. خود قرآن می‌فرماید: «وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِید» (و بهشت برای پرهیزگاران نزدیک شده، دور نیست). اما امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند این گونه دعا کنید و بگویید: «اللَّهُمَّ لَا تَسْلِبْنَا الْجَنَّة»؛ خدایا ما را از بهشت محروم مکن.

در مورد تشرف احمد بن اسحاق به خدمت امام عسکری (علیه‌السلام) – هنگامی که امام زمان (علیه‌السلام) حدود سه سال داشتند – نقل شده که امام عسکری (علیه‌السلام) به احمد بن اسحاق فرمودند: مَثَل مهدی من، مانند حضرت خضر و ذوالقرنین است. گفت: آقا، چرا؟ حضرت فرمودند: یکی از شباهت‌های مهدی ما با حضرت خضر و ذوالقرنین، طولانی شدن غیبت (طول الغیبه) است. راوی پرسید: آیا غیبت مهدی واقعاً طولانی خواهد شد؟ فرمود: «ای و ربی» (آری، سوگند به پروردگارم)، غیبت مهدی طولانی خواهد شد. «حتی یَرْجِعُ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ أَکْثَرُ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِه»؛ (تا جایی که بیشتر معتقدان به امامت او، از این امر [اعتقاد به امامت] بازمی‌گردند). از این فتنه‌ها به خدا پناه می‌بریم.

در احادیث آمده که ممکن است فرد مؤمن صبح از خانه خارج شود و شب بی‌ایمان بازگردد – یا بالعکس – شبی مؤمن باشد و صبح کافر گردد – دینش را از دست بدهد – یا وقتی از خانه خارج می‌شود مؤمن است و وقتی بازمی‌گردد، دین و ایمانش را از کف داده باشد. این خطری است که واقعاً برای همۀ ما وجود دارد. خدا رحمت کند مرحوم آقای نجفی مرعشی را، می‌گویند ایشان صبح‌ها وقتی به درس و بحث می‌رفتند – به حرم حضرت معصومه (سلام‌الله علیها) و مسجد اعظم و مسجد بالاسر – می‌فرمودند: «خدایا، دین و اعتقاداتم را به تو می‌سپارم». امروز واقعاً عصری است با این ویژگی‌ها.

این حدیث شریف را نیز به خاطر داشته باشید: راوی می‌گوید امام صادق (علیه‌السلام) از من پرسیدند – فرمودند – می‌دانی بهترین مردم در همۀ اعصار و زمان‌ها چه کسانی هستند؟ گفتم: آقا، خدا و رسول خدا و حجت خدا که شما هستید بهتر می‌دانید، خودتان بفرمایید. حضرت فرمود: کسانی که در عصر غیبت مهدی زندگی می‌کنند و به ولایت و امامت ما ایمان و اعتقاد دارند، اینان بهترین مردم همۀ اعصارند. راوی می‌گوید: ساکت شدم. سپس فرمودند: می‌دانی بدترین مردم در همۀ زمان‌ها و اعصار چه کسانی هستند؟ گفتم: آقا، خودتان بفرمایید. فرمود: کسانی که در زمان غیبت مهدی زندگی می‌کنند و تمام دین و اعتقاداتشان را به کلی از دست می‌دهند. یعنی به تعبیر امام صادق (علیه‌السلام) که در کتب معتبر شیعه نقل شده، بهترین مردم همۀ زمان‌ها اکنون هستند و بدترین مردم همۀ زمان‌ها نیز اکنونند.

دین و اعتقاداتمان را به حضرت بقیه‌الله (عج) می‌سپاریم و از آن بزرگوار می‌خواهیم همان‌گونه که تاکنون ما را هدایت فرموده، از این پس نیز دست ما و دست نسل و فرزندانمان را بگیرد. همۀ ما به خوبی می‌دانیم که اگر امروز در خطر هستیم، قطعاً در آینده خطر برای فرزندان و نسل ما چندین برابر خواهد بود. ولی کاری ندارد، همان‌گونه که عرض کردم، داستان حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) در میان آتش است. اگر آن بزرگواران ولایت و امامت خویش را بر ما عنایت فرمایند – همان‌گونه که حضرت فرمودند: یکی از عوامل سلامت در عصر غیبت این است که «وُفِّقَ لِدُعَاءِ تَعْجِیلِ فَرَجِهِ» (توفیق دعا برای تعجیل فرجش را بیابد) و دیگری این که «وَ أُیِّدَ بِرُوحِ مِنْهُ» (با روحی از جانب خدا تأیید گردد). در کتاب شریف کافی، در باب ایمان و کفر آمده که از حضرت پرسیدند: «رُوحِ الْقُدُس» یعنی چه؟ فرمود: یعنی تأیید به ایمان؛ خداوند او را با ایمان تأیید کند.

اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید