شفقنا آینده– یک استاد دانشگاه درباره محرکهای اصلی مهاجرت ایرانیان می گوید: مسئله ثبات شغلی و ثبات سیاسی و اقتصادی در ایران نقشی تعیینکننده دارد. هنگامی که افراد چشمانداز روشنی از آینده خود در کشور نمیبینند و احساس میکنند امکان دستیابی به زندگی شرافتمندانه، خرید خانه و رفاه پایدار وجود ندارد، مهاجرت را بهعنوان راهحل انتخاب میکنند. این تصمیم اگرچه با خطرات و چالشهای فرهنگی و اجتماعی همراه است، اما همچنان برای بسیاری از ایرانیان بهعنوان مسیری برای دستیابی به آیندهای بهتر تلقی میشود.
دکتر علی اصغر زرگر در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده در پاسخ به این سوال که موضوع مهاجرت ایرانیان در دهههای اخیر به یکی از مباحث مهم اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است. آمارها نشان میدهد که روند مهاجرت در سالهای اخیر شدت یافته و همچنان ادامه دارد. پرسش اصلی این است که محرکهای اصلی این مهاجرتها چه بودهاند؛ آیا عوامل اقتصادی و آموزشی نقش پررنگتری داشتهاند، یا کیفیت حکمرانی و آیندههراسی در تصمیم مهاجران تأثیرگذارتر بوده است؟ اظهار داشت: البته باید توجه داشت که مهاجرت پدیدهای تازه نیست. در قرنهای هجدهم و نوزدهم و حتی اوایل قرن بیستم، میلیونها نفر از انگلستان به ایالات متحده، کانادا، استرالیا، نیوزیلند و دیگر کشورها مهاجرت کردند. بنابراین، جابهجایی جمعیت در تاریخ همواره وجود داشته است. با این حال، مهاجرت ایرانیان ویژگیهای خاصی دارد که آن را متمایز میکند.
مهاجرت ایرانیان بیشتر از میان نیروهای متخصص و کارآمد صورت گرفته است
وی افزود: بخش قابل توجهی از مهاجران ایرانی از میان افراد تحصیلکرده و دارای تجربههای حرفهای هستند؛ بسیاری حداقل دیپلم داشته و گروهی نیز دارای تحصیلات عالیهاند. این امر نشان میدهد که مهاجرت ایرانیان بیشتر از میان نیروهای متخصص و کارآمد صورت گرفته است. علتهای مهاجرت چندگانهاند و نمیتوان آن را به یک عامل خاص محدود کرد. یکی از مهمترین دلایل، مسائل اقتصادی است. بسیاری از مهاجران بر این باورند که در کشورهای مقصد میتوانند به فرصتهای شغلی بهتر، ثبات کاری بیشتر و امکانات رفاهی مناسبتر دست یابند. دغدغههایی همچون ناتوانی در خرید مسکن، نبود امنیت شغلی و محدودیت در تأمین آینده فرزندان، از جمله دلایل اصلی تصمیم به مهاجرت هستند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، مهاجرت ایرانیان معمولاً به کشورهایی صورت میگیرد که از نظر فرهنگی و اجتماعی برای آنان آشناتر و پذیراتر هستند. مهاجرت گسترده به کشورهایی مانند چین، روسیه یا هند کمتر مشاهده میشود، در حالی که کشورهای غربی به دلیل جذابیتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مقصد اصلی مهاجران ایرانی بودهاند. در مجموع، ترکیبی از عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در تصمیم به مهاجرت نقش دارد. بسیاری از ایرانیان با وجود داشتن زندگی نسبتاً مناسب در داخل کشور، مهاجرت را راهی برای دستیابی به آیندهای بهتر، ثبات شغلی و رفاه بیشتر میدانند.
دلایل و محرکهای مهاجرت ایرانیان
زرگر با بیان اینکه بسیاری از افراد در ایران بر این باورند که اگرچه امکان داشتن یک زندگی معمولی وجود دارد، اما در بلندمدت دستیابی به اهدافی همچون خرید خانه، برخورداری از ثبات شغلی و تأمین یک زندگی مطلوب و رفاه کافی برای خود و فرزندانشان دشوار است. این نگرانیها یکی از دلایل اصلی مهاجرت محسوب میشود تصریح کرد: گروهی دیگر از مهاجران، مسائل سیاسی و اجتماعی را مطرح میکنند. آنان معتقدند که در ایران میدان فعالیتهای اجتماعی و سیاسی محدود است و در محیطهای کاری نیز فرصتهای برابر برای همه فراهم نمیشود. برخی استادان دانشگاه و متخصصان بر این باورند که اگر در کشورهایی مانند انگلستان یا کانادا زندگی کنند، امکان فعالیت و پیشرفت بیشتری خواهند داشت. هرچند این کشورها نیز محدودیتهای خاص خود را دارند، اما تصور غالب این است که فضای فعالیت در آنها بازتر است.
در میان متخصصان و نخبگان، انگیزههای شغلی و علمی نیز نقش مهمی ایفا میکند
وی تاکید کرد: در میان متخصصان و نخبگان، انگیزههای شغلی و علمی نیز نقش مهمی ایفا میکند. بسیاری از اساتید و مهندسان بر این باورند که در ایران به تواناییهای آنان توجه کافی نمیشود و فرصتهای تحقیق و توسعه محدود است. آنان مهاجرت را راهی برای دستیابی به محیطی میدانند که امکان پیشرفت علمی و حرفهای بیشتری فراهم کند. علاوه بر عوامل داخلی، کشش و جذابیت کشورهای مقصد نیز در تصمیم به مهاجرت مؤثر است. برای نمونه، آلمان چندی پیش اعلام کرده بود که به بیش از یک و نیم میلیون نیروی متخصص در حوزههای فنی و کامپیوتری نیاز دارد. کانادا نیز سیاست جذب نخبگان و مدیران میانی را دنبال میکند و در بسیاری از صنایع، مدیران میانی از میان مهاجران انتخاب میشوند. این سیاستها جذابیت زیادی برای متخصصان ایرانی و دیگر کشورها ایجاد کرده است. در ایران، کمبود سرمایهگذاری و نبود فرصتهای شغلی کافی موجب شده است که حتی افراد فاقد تحصیلات عالی نیز به مهاجرت روی آورند. بسیاری از مشاغل فنی و خدماتی مانند نجاری، آهنگری، آرایشگری و سایر حرفهها به دلیل نبود بازار کار مناسب در داخل کشور، به کشورهای دیگر منتقل میشوند؛ حتی اگر در آن کشورها شرایط کاری مطلوبی برای آنان فراهم نباشد.
مسئله ثبات شغلی، سیاسی و اقتصادی در ایران نقشی تعیینکننده دارد
وی افزود: در نهایت، مسئله ثبات شغلی و ثبات سیاسی و اقتصادی در ایران نقشی تعیینکننده دارد. هنگامی که افراد چشمانداز روشنی از آینده خود در کشور نمیبینند و احساس میکنند امکان دستیابی به زندگی شرافتمندانه، خرید خانه و رفاه پایدار وجود ندارد، مهاجرت را بهعنوان راهحل انتخاب میکنند. این تصمیم اگرچه با خطرات و چالشهای فرهنگی و اجتماعی همراه است، اما همچنان برای بسیاری از ایرانیان بهعنوان مسیری برای دستیابی به آیندهای بهتر تلقی میشود.
یکی از دلایل فرهنگی مهاجرت برخی ایرانیان، گرایش تاریخی آنان به غرب است
عامل اجتماعی «چشموهمچشمی» نیز در تصمیم به مهاجرت نقش دارد
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه زمانی که ثبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در یک کشور وجود نداشته باشد و آینده برای افراد قابل پیشبینی نباشد، بسیاری از آنان به فکر مهاجرت میافتند اظهار داشت: با وجود خطرات، بیکاریها و تضادهای فرهنگی که در کشورهای مقصد وجود دارد، افراد همچنان تصمیم میگیرند به امید دستیابی به آیندهای بهتر، کشور خود را ترک کنند؛ حتی اگر آن «بهشت موعود» در واقعیت وجود نداشته باشد. یکی از دلایل فرهنگی مهاجرت ایرانیان، گرایش تاریخی آنان به غرب است. بسیاری از ایرانیان غرب را سازگارتر با ارزشها و سبک زندگی خود میدانند و آن را آیندهای مطلوبتر تصور میکنند، در حالی که فرهنگهای دیگر مانند روسیه، چین یا هند کمتر برای آنان جذابیت دارد. علاوه بر این، عامل اجتماعی «چشموهمچشمی» نیز در تصمیم به مهاجرت نقش دارد؛ مشاهده مهاجرت دوستان، بستگان و آشنایان، افراد دیگر را نیز به این مسیر سوق میدهد.
زمانی که روند مهاجرت از حد طبیعی خود فراتر رود، باید بهعنوان زنگ خطری جدی برای جامعه تلقی شود
وی افزود: بنابراین، مهاجرت پدیدهای چندعلتی است و نمیتوان آن را تنها به یک عامل محدود کرد. اگر هدف جلوگیری از سیل مهاجرت، بهویژه فرار مغزها باشد، باید راهکارهایی جدی در نظر گرفته شود. ایجاد آیندهای امیدوارکننده، تقویت ثبات اقتصادی و سیاسی، و سرمایهگذاریهای مؤثر برای ایجاد فرصتهای شغلی میتواند از مهمترین اقداماتی باشد که مانع از مهاجرت گسترده نیروهای متخصص و کارآمد میشود. البته مهاجرت در سطحی معقول همواره وجود داشته است؛ چه در قالب دانشجویانی که برای ادامه تحصیل به خارج میروند و چه در قالب افراد ماجراجویی که به دنبال تجربههای جدید هستند. اما زمانی که این روند از حد طبیعی خود فراتر رود، باید بهعنوان زنگ خطری جدی برای جامعه تلقی شود.











