شفقنا رسانه- در دنیای امروز، شاهد تحولات و چالشهای نوینی هستیم که شکل و شمایل جنگهای سنتی را تغییر داده است. ما در دورهای قرار گرفتهایم که جنگها دیگر تنها به نبردهای فیزیکی محدود نمیشوند و جنبه های چند وجهی و ترکیبی پیدا کرده اند که یکی از تاثیرگذارترین آن ها جنگ های شناختی و روانی است. در این میان نقش مخرب اخبار جنگ شناختی بر کودکان و نوجوانان، به عنوان یکی از دغدغههای مهم متخصصان سواد رسانهای، قلمداد میشود. محبوبه داوودی در بیان راهکار برای ایجاد مقاومت در برابر اخبار جنگ شناختی می گوید: باید تابآوری را در کودکان و نوجوانان تقویت کنیم. یعنی به آن ها کمک کنیم تا بتوانند در مواجهه با بحرانها و اخبار منفی، دوباره به حالت عادی برگردند و زندگیشان را ادامه دهند. مثلاً اگر نوجوانی خبری از یک بحران اجتماعی یا سیاسی بشنود و نگران شود، باید یاد بگیرد که هیچ خبری نمیتواند تمام احساساتش را تحت تاثیر قرار دهد.
گفتگوی شفقنا رسانه با دکتر محبوبه داوودی، دکترای ارتباطات و کارشناس حوزه سواد رسانه ای و اخبار جعلی را در ادامه بخوانید…
چه روشهایی برای آموزش کودکان و نوجوانان درباره تفاوت بین اخبار واقعی و اخبار جنگ شناختی وجود دارد؟
برای آموزش کودکان و نوجوانان در تمایز بین اخبار واقعی و اخبار جنگ روانی، یکی از مهمترین راهها، آموزش سواد رسانهای است. این به این معناست که به آنها یاد دهیم چگونه منابع خبری را ارزیابی کنند و بفهمند که آیا خبری که میخوانند واقعی است یا خیر. برای مثال؛ میتوان به آنها آموزش داد که وقتی یک خبر را میبینند، از خود بپرسند: «این خبر از کجا آمده؟»، «آیا منبع آن معتبر است؟» و «آیا این خبر فقط یک نظر است یا گزارش خبری؟» در این زمینه، کشورهای اسکاندیناوی مانند فنلاند الگوی موفقی دارند، جایی که سواد رسانهای از سنین پایین در مدارس تدریس میشود و به کودکان آموزش داده میشود که چطور اخبار را ارزیابی کرده و به منابع آن شک کنند.
برای تقویت این مهارتها، فعالیتهای تجربی بسیار مؤثر است. مثلاً میتوان در کلاس درس، دو خبر مشابه را به دانشآموزان نشان داد؛ یکی واقعی و دیگری جعلی. سپس از آنها خواسته شود که بررسی کنند چه تفاوتهایی در نحوه ارائه اطلاعات وجود دارد و چرا یک خبر ممکن است گمراهکننده باشد؟ این نوع تمرینات باعث میشود تا نوجوانان مهارتهای تحلیلی خود را تقویت کرده و بتوانند اخبار جعلی را راحتتر تشخیص دهند. در بریتانیا، برنامههایی تحت عنوان “News Literacy” وجود دارد که دانشآموزان را با تحلیل اخبار و شبیهسازیهای واقعی و جعلی آشنا میکند. برای مثال برنامه NewsWise که ویژه کودکان ۷ تا ۱۱ سال است، شامل درسها، کارگاهها و فعالیتهایی میشود که دانشآموزان را تشویق میکند تا اخبار را تحلیل کنند، منبع آنها را بررسی کنند و با دیدی انتقادی به موضوع بنگرند.
تفکر انتقادی بخش دیگری از آموزش است که باید به آن توجه شود. نوجوانان باید یاد بگیرند که وقتی خبری میخوانند، به دنبال «چرا» باشند. بهعنوانمثال، وقتی خبری درباره بحران یا جنگ منتشر میشود، باید از خود بپرسند که «آیا هدف از این خبر ترساندن مردم است؟» یا «چرا این خبر در این زمان خاص منتشر شده؟» اینگونه به آن ها کمک میکنیم که همیشه یک نگاه دقیقتری به اخبار داشته باشند. در ایالات متحده، سازمانهایی مانند The News Literacy Project به نوجوانان آموزش میدهند که چطور اخبار را تحلیل کرده و از منابع فکت چک برای بررسی صحت آن استفاده کنند.
در نهایت، باید به نوجوانان آگاهی در مورد جنگ روانی بدهیم. باید به آنها توضیح دهیم که گاهی اخبار برای تأثیرگذاری روی احساسات و افکار مردم منتشر می شود. مثلاً وقتی بحران یا جنگی اتفاق می افتد، اخبار ممکن است ترس ایجاد کند یا افکار مردم را به هم بریزد. وقتی کودکان این مسائل را بدانند، راحتتر میتوانند از تاثیرات منفی اخبار جنگ شناختی جلوگیری کنند. در این زمینه، بسیاری از کشورهای پیشرفته در حال پیادهسازی برنامههای مشابه هستند که به کودکان و نوجوانان کمک میکند از تأثیرات اخبار مخرب و جنگشناختی در امان بمانند.
این آموزشها میتواند کمک کند که نوجوانها بتوانند در دنیای پر از اخبار و اطلاعات جعلی و جنگ روانی، هوشیارتر و آگاهتر عمل کنند.
چگونه میتوان به خانوادهها و مربیان آموزش داد تا در مقابل انتشار اخبار منفی و جنگ شناختی، کودکان و نوجوانان را حمایت کنند؟
برای آموزش خانوادهها و مربیان در حمایت از کودکان و نوجوانان در برابر اخبار منفی و جنگشناختی، چند نکته اساسی وجود دارد که باید در نظر گرفته شود.
اولین قدم، آموزش سواد رسانهای به بزرگترهاست. والدین و مربیان باید ابتدا خودشان سواد رسانهای را یاد بگیرند تا بتوانند به کودکان این مهارتها را منتقل کنند. به طور مثال، اگر والدین در خانه روزنامهها و اخبار آنلاین میخوانند، میتوانند به کودک خود نشان دهند که چگونه اخبار را ارزیابی کنند. مثلاً وقتی یک خبر درباره بحران اقتصادی یا سیاسی منتشر میشود، به کودک خود توضیح دهند که این خبر از چه منبعی آمده است، آیا آن منبع معتبر است یا خیر و چطور میتوانند آن را از منابع دیگر چک کنند. مثلاً اگر کودکی خبری درباره کرونا میبیند که در آن گفته شده است “کرونا بهسرعت در حال گسترش است”، والدین میتوانند به او توضیح دهند که چرا چنین خبری باید از یک منبع معتبر مثل سازمان بهداشت جهانی یا منابع دولتی بررسی شود تا از صحت آن اطمینان حاصل کنند.
ایجاد فضای گفتوگوی باز نیز یکی از روشهای مؤثر است. زمانی که کودک با اخبار منفی یا ترسناک روبهرو میشود، والدین باید فضایی فراهم کنند که کودک بتواند آزادانه احساسات خود را بیان کند. مثلاً اگر کودکی خبر مربوط به یک حمله تروریستی را شنیده و نگران است، والدین میتوانند با او صحبت کنند و بگویند: «من میفهمم که این خبر ممکن است ترسناک باشد، اما بیایید با هم بررسی کنیم که آیا این خبر از یک منبع معتبر آمده است و چه اطلاعاتی در آن وجود دارد.» بهاینترتیب، کودک احساس نمیکند که تنها استرس و نگرانی در مورد اخبار به او منتقل شده است و بهجای آن، میتواند احساسات خود را به طور سالم بیان کند و درک بهتری از اخبار پیدا کند.
مدیریت واکنشها هم یکی از مهمترین مهارتهایی است که والدین و مربیان باید یاد بگیرند. وقتی خبری ترسناک یا نگرانکننده منتشر میشود، بهجای واکنشهای احساسی، باید آرامش خود را حفظ کرده و به کودک کمک کنند تا بادقت بیشتری آن را تحلیل کند. مثلاً اگر کودکی در مورد یک خبر ناخوشایند از رسانههای اجتماعی صحبت میکند، بهجای ترسیدن یا ابراز نگرانی، والدین میتوانند با آرامش به کودک خود بگویند: «این خبر را بادقت بخوانیم و بررسی کنیم که آیا دیگر منابع خبری هم همین را تأیید کردند یا خیر. همیشه مهم است که قبل از ترسیدن، اطلاعات بیشتری بدست بیاوریم.»
تقویت تفکر انتقادی در کودکان یکی از کلیدیترین ابزارها برای مقابله با اخبار منفی است. والدین باید به کودکان آموزش دهند که به هر خبری با شکوتردید نگاه کنند. مثلاً وقتی خبری از یک بحران سیاسی یا اجتماعی میشنوند، از کودک بپرسند: «چرا این خبر الان منتشر شده؟»، «چه هدفی از انتشار این خبر دنبال میشود؟». این سؤالها به کودک کمک میکند تا ذهن خود را نسبت به اخبار منفی و جهتدار باز کند و بداند که همیشه باید به منابع خبری شک کند. بهعنوانمثال، اگر کودکی خبری درباره یک تهدید هستهای میبیند، والدین میتوانند به او توضیح دهند که اینگونه اخبار ممکن است برای ترساندن یا ایجاد نگرانی در مردم منتشر شوند و باید همیشه از خود بپرسند که «چه کسی این خبر را منتشر کرده و چرا؟»
در نهایت، آگاهی از جنگشناختی یکی از مهمترین مهارتهاست. والدین و مربیان باید به کودکان بیاموزند که گاهی اوقات اخبار باهدف تأثیرگذاری بر افکار و احساسات مردم منتشر میشود. مثلاً اگر کودکی خبری را از یک شبکه اجتماعی میبیند که مردم را علیه گروهی خاص تحریک میکند، والدین میتوانند به او توضیح دهند که این نوع اخبار ممکن است بخشی از جنگشناختی باشد که هدفش تغییر نگرش و ایجاد تفرقه است. برای مثال، در زمانهای خاصی که بحران یا جنگ رخ میدهد، ممکن است اخبار باهدف برانگیختن احساسات ملیگرایانه یا ترس منتشر شوند. والدین میتوانند به کودک خود توضیح دهند که اینگونه اخبار معمولاً بر اساس احساسات انسانها عمل میکنند تا آنان را به سمت واکنشهای خاص هدایت کنند.
رسانههای آموزشی و فضای مجازی چه نقشهایی میتوانند در کاهش تأثیرات منفی اخبار جنگ شناختی بر نسل نوجوان ایفا کنند؟
رسانههای آموزشی و فضای مجازی میتوانند نقش خیلی مهمی در کاهش تأثیرات منفی اخبار جنگشناختی بر نسل نوجوان ایفا کنند. این رسانهها بهعنوان ابزارهایی قدرتمند میتوانند به نوجوانها کمک کنند تا اطلاعات دقیقتر و معتبرتر به دست بیاورند و از اخبار جعلی و جهتدار دور بمانند.
اولین کاری که رسانهها میتوانند کنند، این است که منابع معتبر را در اختیار نوجوانها بگذارند. مثلاً اگر یک نوجوان به دنبال اخبار روز است، باید بتواند بهراحتی به منابعی دسترسی پیدا کند که اطلاعات درستی می دهد. بهجای اینکه اخبار را از شبکههای اجتماعی یا وبسایتهایی که ممکن است خبرهای دستکاریشده منتشر کنند بگیرد، میتواند از رسانههایی استفاده کند که محتوای معتبر و مستند دارند.
دومین نقشی که رسانهها میتوانند داشته باشند، ایجاد فضای گفتوگو است. وقتی نوجوانها اخبار را میخوانند یا میبینند، مهم است که بتوانند در مورد آن با دیگران صحبت کنند و دیدگاههای مختلف را بشنوند. مثلاً وقتی یک خبر منفی یا ترسناک منتشر می شود، نوجوانها باید بتوانند با دوستان یا خانواده در موردش صحبت کنند، نظرات مختلف را بشنوند و بتوانند با دید بازتری به آن اخبار نگاه کنند. این باعث می شود که بیشتر به اخبار شک کنند و از آن تأثیرات روانی که ممکن است احساساتشان را تحتتأثیر قرار دهد، دور بمانند.
در نهایت، رسانههای آموزشی و فضای مجازی باید به نوجوانها آموزش دهند که اخبار را بهطور مستقل بررسی کنند. یعنی به آن ها نشان دهند که وقتی خبری میبینند، باید از خودشان بپرسند که «این خبر چطور به دست من رسیده؟»، «منبع آن کجاست؟» و «آیا من میتوانم این را تایید کنم؟» اینگونه نوجوانها یاد میگیرند که با تحلیل دقیقتر، اخبار را ارزیابی کنند و نه اینکه فقط به چیزی که میخوانند یا میشنوند، اعتماد کنند.
بهطور خلاصه، رسانههای آموزشی و فضای مجازی میتوانند ابزارهای بسیار مؤثری برای مقابله با اخبار جنگ شناختی و تأثیرات منفی آنها باشند. وقتی نوجوانها یاد بگیرند که اخبار را از زاویههای مختلف ببینند، با دیدگاههای مختلف مواجه شوند و مستقلا تحلیل کنند، میتوانند در دنیای پر از اخبار دستکاریشده و جنگ شناختی، تصمیمات آگاهانهتری بگیرند.
بهترین راهکارها برای ایجاد مقاوت روانی در کودکان و نوجوانان در مقابل اخبار مخرب و جنگ شناختی چیست؟
برای ایجاد مقاومت روانی در کودکان و نوجوانان در برابر اخبار مخرب و جنگ شناختی، چند رویکرد اساسی وجود دارد که میتواند به آن ها کمک کند که از پس فشارهای روانی و اضطرابهای ناشی از اخبار منفی و دستکاریشده بر بیایند.
اول از همه، باید تابآوری را در کودکان و نوجوانان تقویت کنیم. یعنی به آن ها کمک کنیم تا بتوانند در مواجهه با بحرانها و اخبار منفی، دوباره به حالت عادی برگردند و زندگیشان را ادامه دهند. مثلاً اگر نوجوانی خبری از یک بحران اجتماعی یا سیاسی بشنود و نگران شود، باید یاد بگیرد که هیچ خبری نمیتواند تمام احساساتش را تحت تاثیر قرار دهد. والدین میتوانند به او یاد دهند که همیشه جنبههای مثبت و امیدبخش زندگی را پیدا کند و از آنها انرژی بگیرد تا در برابر اخبار منفی مقاوم بماند. مثلاً ممکن است والدین با تعریف کردن از موفقیتهای روزمره یا تجربههای مثبتی که داشته، به کودک کمک کنند تا حس مثبتتری پیدا کند.
موضوع بعدی مدیریت استرس و احساسات است. وقتی نوجوانان با اخبار اضطرابآور روبهرو میشوند، باید یاد بگیرند که چطور احساساتشان را کنترل کنند. مثلاً اگر خبری از یک تهدید جهانی یا بحران میشنوند که باعث ترس یا نگرانی می شود، باید به آن ها یاد داده شود که چطور با نفسهای عمیق یا روشهای مشابه، آرامش خودشان را حفظ کنند و از استرس و اضطراب دور شوند. والدین میتوانند به کودکان کمک کنند تا بدون ترس و اضطراب، اخبار را با دقت بررسی کنند و به راحتی از اثرات منفی اخبار جلوگیری کنند.
خودآگاهی هم یکی از ابزارهای مهم برای مقاومت روانی است. وقتی نوجوانان بتوانند احساسات خودشان را شناسایی کنند و بفهمند که چرا به یک خبر خاص واکنش نشان می دهند، راحتتر میتوانند بر احساسات خودشان مسلط شوند. برای مثال، اگر خبری باعث نگرانی یا ترس در کودک می شود، باید به او یاد داد که از خودش بپرسد: «چرا این خبر من را نگران کرده؟»، «آیا واقعاً این احساس به حقیقت نزدیک است؟» اینطور، نوجوانها یاد میگیرند که اخبار را از زاویهای منطقیتر ببینند و تحت تأثیر احساسات لحظهای قرار نگیرند.
حمایت اجتماعی هم یکی از کلیدیترین بخشهاست. وقتی نوجوانها با اخبار منفی روبهرو میشوند، مهم است که بدانند که کسی هست که می توانند احساساتشان را با او در میان بذارند. والدین یا دوستان میتوانند به عنوان حامی کنار او باشند. برای مثال، وقتی کودکی خبری درباره یک حادثه میشنود که باعث ترس می شود، اگر بدون اینکه احساس ترس و اضطراب به او منتقل شود، بتواند با کسی صحبت کند و نگرانیهایش را بیان کند، این کمک میکند که بتواند احساساتش را مدیریت کند و از تأثیرات منفی آن خبر جلوگیری شود.
در نهایت، ایجاد حس امید یکی از بهترین راهها برای کمک به نوجوانها در مقابله با اخبار منفی و جنگ شناختی است. وقتی به نوجوانها یاد دهیم که به جای تمرکز فقط بر روی اخبار منفی، بتوانند به جنبههای مثبت و امیدبخش زندگی توجه کنند، میتوانیم مقاومت روانیشان را در برابر تلاشهای رسانهها برای دستکاری احساساتشان تقویت کنیم. اینگونه نوجوانها به جای اینکه تحت تأثیر اخبار ترسناک و جنگ شناختی قرار بگیرند، یاد میگیرند که با دیدگاه مثبت و مقاومتر به دنیا نگاه کنند و در برابر اطلاعاتی که هدفشان ایجاد ترس یا اضطراب است، مقاومت کنند.
چه برنامهها و سیاستهای آموزشی در مدارس میتوانند به افزایش سواد رسانهای و مقابله با اثرات جنگ شناختی کمک کنند؟
برای کمک به افزایش سواد رسانهای و مقابله با جنگ شناختی در مدارس، چند برنامه و سیاست آموزشی هست که میتواند خیلی مؤثر باشد. اول از همه، باید درس سواد رسانهای را به برنامه درسی مدارس اضافه کنیم. این درس میتواند به بچهها کمک کند تا یاد بگیرند چطور اخبار را بررسی کنند، منابع معتبر را شناسایی کنند و بفهمند کدام خبرها واقعی هستند و کدام ممکن است که جعلی باشند. مثلاً وقتی بچهها خبری میشنوند یا میبینند، باید بتوانند سریع تشخیص دهند که این خبر از یک منبع قابل اعتماد آمده یا خیر.
یک راه دیگر این است که برای معلمان دورههای آموزشی بگذاریم. معلمها باید خودشان یاد بگیرند که چطور به بچهها کمک کنند، اخبار را تحلیل کنند و از اخبار دستکاریشده دور بمانند. برای اینکه معلمها بتوانند به بچهها آموزش دهند، باید خودشان هم مهارتهای سواد رسانهای را داشته باشند. مثلا می توان کارگاههای آموزشی ترتیب داد که معلمها یاد بگیرند چطور به بچهها کمک کنند تا اخبار جعلی را تشخیص دهند و در برابر جنگ شناختی مقاومتر باشند.
تحلیل و شبیهسازی اخبار یکی دیگر از راهکارهای خوب است. مثلاً می توان اخبار مختلف را برای بچهها آماده کرد و از آن ها خواست که بررسی کنند که آیا این خبر واقعی است یا قسمتی از جنگ شناختی و اخبار دستکاریشده است. این روش به بچهها کمک میکند که مهارتهای تحلیلی خود را تقویت کنند و بهتر بتوانند اخبار صحیح را از اخبار جعلی تشخیص دهند.
پروژههای گروهی هم خیلی مؤثر هستند. در این پروژهها، بچهها میتوانند با هم اخبار را بررسی کنند و نتایج تحلیل خودشان را با هم به اشتراک بگذارند. این کار هم مهارتهای تفکر انتقادیشان را بالا میبرد و هم به آن ها یاد میدهد که نظرات مختلف را بشنوند و از دیدگاههای گوناگون استفاده کنند.
آموزش مفاهیم جنگ شناختی هم خیلی مهم است. بچهها باید یاد بگیرند که وقتی خبری میبینند، همیشه از خودشان بپرسند: «چرا این خبر منتشر شده؟»، «آیا این خبری که میشنوم ممکن است هدف خاصی داشته باشد؟» اینگونه میتوانند اخبار را از زاویهای متفاوت بررسی کنند و بهتر متوجه شوند که چطور رسانهها از اخبار برای تأثیرگذاری بر احساسات مردم استفاده میکنند.
همچنین، مدارس باید بچهها را تشویق کنند که از منابع خبری معتبر استفاده کنند و یادشان بدهند چطور از ابزارهای فکتچکینگ برای بررسی اخبار استفاده کنند.
در نهایت، باید فضای گفتوگوی آزاد در مدارس فراهم شود. وقتی بچهها بتوانند آزادانه در مورد اخبار مختلف صحبت کنند و نظراتشان را با هم به اشتراک بگذارند، راحتتر میتوانند تشخیص دهند که کدام اخبار واقعاً معتبرند و کدامها ممکن است برای تأثیرگذاری بر احساساتشان منتشر شده باشند.











