امروز : جمعه 22خردادماه 1405 | ساعت : 17 : 24

آخرین اخبار

دومین دوره جشنواره علمی «حدیث‌پژوهان جوان» به ایستگاه پایانی رسید

شفقنا- آیین اختتامیه دومین دوره جشنواره علمی «حدیث‌پژوهان جوان»...

اولین بازی ایران در جام جهانی 2026 را چه کسی سوت می زند؟

شفقنا- فدراسیون بین‌المللی فوتبال امروز داور بازی ایران و...

فرحزاد: توسل و دعا زمان نزول بلا را کوتاه می‌کند

شفقنا- سخنران حرم حضرت معصومه (س) گفت: اگر در...

خطیب نماز جمعه اردبیل: دولت آمریکا به پایان فوری جنگ نیاز دارد

شفقنا- خطیب نماز جمعه اردبیل گفت: تمام تقلاهای دولت...

اسامی عطرهای غیر مجاز اعلام شد

شفقنا- روابط عمومی سازمان غذا و دارو، اسامی تعدادی...

لینزی گراهام: هر توافقی با ایران باید به کنگره ارائه شود

شفقنا- سناتور جمهوری‌خواه ایالات متحده، لینزی گراهام، در واکنش...

چرا از «قطع نشدن اینترنت» بیشتر از «شروع جنگ» تعجب کردیم؟

شفقنا- کاربران با اضطرابی آشنا در شبکه های اجتماعی...

دریادار سیاری: تنگه هرمز و خلیج فارس تحت کنترل ماست

شفقنا- رئیس ستاد و معاون هماهنگ‌کننده ارتش گفت: غرب...

«کتاب» چراغ آگاهی و ستون توسعه فرهنگی در اندیشه معاصر: نوشتاری از دکتر محمد حسین مختاری

شفقنا- دکتر محمد حسین مختاری، سفیر جمهوری اسلامی ایران در واتیکان در نوشتاری که در اختیار شفقنا قرار داده، آورده است:‌ آنچه ذیلا از نظرتان می گذرد گفتاری است به بهانه بیست و چهارم آبان ماه که روز کتاب و کتابخوانی و بزرگداشت مرحوم علامه آیت الله سید محمد حسین طباطبایی نامگذاری شده است.

کتاب و کتاب‌خوانی از بنیادی‌ترین ارکان رشد فرهنگی و تمدنی هر جامعه به شمار می‌روند. توسعه‌ای که اگر بر آگاهی، تفکر و گفت‌وگو استوار نباشد، سطحی و ناپایدار است. کتاب، ابزار انتقال اندیشه‌ها و حافظه جمعی بشر است و مطالعه، راهی برای بازتولید فرهنگ، پرورش تفکر انتقادی و نهادینه‌سازی خرد جمعی در جامعه محسوب می‌شود.

در تاریخ تمدن بشری، هیچ جامعه‌ای بدون پشتوانه معرفتی و فرهنگی به پیشرفت پایدار دست نیافته است. کتاب به عنوان نماد فرهنگ مکتوب، مهم‌ترین ابزار انتقال دانش، تجربه، ارزش‌ها و باورهای بشری در طول تاریخ بوده است. جامعه‌ای که کتاب را محور رشد خود قرار می‌دهد، در واقع مسیر آگاهی، خردورزی و استقلال فکری را برمی‌گزیند. در عصر دیجیتال نیز، هرچند ابزارهای جدید اطلاع‌رسانی توسعه یافته‌اند، اما کتاب همچنان عمیق‌ترین و منسجم‌ترین منبع شکل‌دهنده به ذهنیت و هویت فرهنگی انسان است. از این رو، بررسی جایگاه کتاب‌خوانی در توسعه کشورها نه‌تنها یک مسئله فرهنگی، بلکه موضوعی راهبردی در مسیر پیشرفت ملی است.

اهمیت کتاب و کتاب‌خوانی در توسعه ملی

فرهنگ کتاب‌خوانی، بنیان شکل‌گیری تفکر انتقادی و روح پرسش‌گری در جامعه است. کتاب، ابزار تأمل، گفت‌وگو و گسترش افق دید انسان نسبت به جهان است. کشورهایی که در مسیر توسعه فرهنگی گام برداشته‌اند، همواره کتاب را در کانون سیاست‌های فرهنگی خود قرار داده‌اند.

کتاب، گنجینه‌ی خرد بشری و پلی میان نسل‌هاست. انسان از طریق کتاب با اندیشه‌ها، تجربه‌ها و احساسات گذشتگان پیوند می‌خورد و افق‌های تازه‌ای از شناخت و فهم در برابر او گشوده می‌شود. در جهانی که اطلاعات فراوان اما پراکنده و سطحی است، کتاب‌خوانی همچون چراغی است که مسیر را روشن می‌کند و ذهن را از آشفتگی و روزمرگی می‌رهاند. کتاب به انسان نظم فکری، عمق درک و آرامش درونی می‌بخشد؛ زیرا او را به تأمل، گفت‌وگو و بازاندیشی در خویشتن فرا می‌خواند.

از این رو، کتاب‌خوانی تنها یک فعالیت فرهنگی نیست، بلکه ضرورتی وجودی و تمدنی است. هیچ جامعه‌ای بدون گسترش فرهنگ مطالعه و تفکر نمی‌تواند به رشد پایدار دست یابد. تمدن‌ها از اندیشه زاده می‌شوند و اندیشه در دامان کتاب پرورش می‌یابد. در تاریخ بشر، هر زمان که کتاب مورد احترام بوده، علم، اخلاق و پیشرفت نیز درخشش یافته است. در مقابل، هرگاه کتاب فراموش شده، جهل و خشونت جای آن را گرفته‌اند.

در میان همه‌ی اقشار جامعه، جوانان بیش از دیگران نیازمند ارتباط زنده با کتاب‌اند. جوانی، فصل جست‌وجو و پرسش است؛ زمانی که ذهن تشنه‌ی دانستن و دل مشتاق معناست. اگر این میل فطری به دانایی در مسیر درست هدایت شود، جامعه از سرمایه‌ای عظیم برخوردار خواهد شد. اما اگر جوان از کتاب فاصله گیرد، به‌تدریج در دریای اطلاعات سطحی، سرگرمی‌های زودگذر و تقلید فرهنگی غرق می‌شود. کتاب، به جوان قدرت تمییز و انتخاب می‌دهد و او را از انفعال در برابر تبلیغات و هیاهوی رسانه‌ای می‌رهاند.

مطالعه‌ی کتاب برای جوانان نه تنها عامل رشد علمی، بلکه مایه‌ی رشد اخلاقی و روحی نیز هست. کتاب، ذهن جوان را منظم و زبان او را پرورده می‌سازد، به او دیدی انتقادی و در عین حال متعادل می‌دهد، و در برابر افراط، هیجان و ساده‌نگری، او را به تعمق و سنجیدگی فرامی‌خواند. جوانی که اهل مطالعه است، آینده‌ی جامعه را آگاهانه‌تر می‌سازد، زیرا تصمیم‌های او بر پایه‌ی دانش و تجربه‌ی انسانی است، نه احساس لحظه‌ای.

از منظر اندیشه‌ی اسلامی نیز، اهتمام به کتاب و علم، وظیفه‌ای اخلاقی و دینی است. قرآن کریم نخستین فرمان خود را با واژه‌ی «اقرأ» آغاز کرد، تا نشان دهد راه هدایت از خواندن و دانستن می‌گذرد. امام علی(ع) نیز فرموده‌اند: «کتاب، بوستان دانشمندان است.» این آموزه‌ها بیانگر آن‌اند که کتاب‌خوانی، راهی برای تعالی روح و تقرب به حقیقت است.

بنابراین، توجه به کتاب و کتاب‌خوانی، به‌ویژه از سوی نسل جوان، نه‌تنها ضرورتی فرهنگی بلکه حیاتی معنوی است. هر جامعه‌ای که جوانانش اهل کتاب باشند، آینده‌ای روشن‌تر خواهد داشت؛ زیرا کتاب، ریشه‌ی آگاهی و آزادی است. در دنیای پرهیاهوی امروز، شاید هیچ انقلاب فرهنگی‌ای بزرگ‌تر از آن نباشد که جوانی کتابی در دست بگیرد و اندیشه‌ای در دل بپرورد.

از دیدگاه متفکران اسلامی، کتاب و معرفت نقشی بنیادین در تعالی انسان و جامعه دارند. علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان، علم را سرچشمه‌ی هدایت و عامل حرکت تمدنی انسان می‌داند. ایشان در تبیین آیه‌ی «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» (زمر/۹) تصریح می‌کند که دانایی، مایه‌ی تمایز حقیقی انسان‌ها و اساس رشد فردی و اجتماعی است. به باور او، کتاب اعم از کتاب وحی و کتاب‌های بشری آیینه‌ی عقل و روح انسان است و مطالعه‌ی آگاهانه، نوعی «حرکت از جهل به نور» و تحقق مقام «خلافت الهی» در انسان است. در اندیشه‌ی علامه، توسعه‌ی فرهنگی بدون رشد علم و تفکر ممکن نیست، زیرا جامعه‌ای که از کتاب و معرفت فاصله گیرد، در «ظلمات جهل و تقلید» باقی می‌ماند.

کتاب‌خوانی، نه فقط یک فعالیت فرهنگی، بلکه بنیان توسعه‌یافتگی انسان و جامعه است. در جهانی که سرعت اطلاعات موجب سطحی‌نگری شده است، کتاب تنها ابزاری است که امکان تفکر عمیق و شناخت بنیادین را برای انسان حفظ می‌کند. از دیدگاه علامه طباطبایی(ره)، علم و معرفت سرچشمه‌ی کمال وجودی و بنیان تمدن انسانی‌اند، و کتاب‌خوانی راهی است برای تحقق این کمال در سطح فردی و اجتماعی. بنابراین، سرمایه‌گذاری در حوزه نشر، کتابخانه‌ها و آموزش مطالعه، در واقع سرمایه‌گذاری در آینده فرهنگی و علمی کشور است.

آسیب‌شناسی وضعیت کتاب و کتاب‌خوانی در جوامع در حال توسعه

۱. غلبه رسانه‌های مجازی و فرهنگ سطحی اطلاعات

در عصر دیجیتال، فناوری اطلاعات با شتابی حیرت‌انگیز در زندگی روزمره نفوذ کرده است. تلفن‌های هوشمند، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های آنلاین، شکل ارتباطات انسانی و مصرف فرهنگی را دگرگون کرده‌اند. این دگرگونی اگرچه دسترسی به دانش را آسان‌تر کرده، اما در عمل، فرهنگ مطالعه‌ی عمیق و تأملی را به حاشیه رانده است.

مطالعه‌ی کتاب، فرایندی تدریجی است که مستلزم تمرکز، درنگ و اندیشه است؛ اما محتوای فضای مجازی بر مبنای سرعت، اختصار و هیجان لحظه‌ای بنا شده است. کاربران به خواندن تیترها و جملات کوتاه عادت کرده‌اند، نه به تأمل در متن‌های طولانی. به این پدیده «فرهنگ اطلاعات سطحی» (Shallow Information Culture) می‌گویند.

در چنین فضایی، ذهن انسان دچار «خستگی شناختی» می‌شود و میل به مطالعه‌ی جدی کاهش می‌یابد. کتاب دیگر ابزار آرامش و تفکر نیست، بلکه در برابر سیل داده‌های پراکنده، کالایی کم‌هیجان جلوه می‌کند. این امر، به‌ویژه در میان نسل جوان، یکی از جدی‌ترین تهدیدها برای پایداری فرهنگ مطالعه محسوب می‌شود.

راه برون‌رفت از این وضعیت، ایجاد تعادل میان فناوری و کتاب است. استفاده‌ی هوشمندانه از فضای مجازی برای تبلیغ کتاب، تولید پادکست‌های تحلیلی و ترویج مطالعه‌ی دیجیتال می‌تواند رسانه را از رقیب کتاب به یاور آن تبدیل کند.

۲. بحران اقتصادی و دشواری دسترسی به کتاب

اقتصاد فرهنگ در جوامع در حال توسعه همواره آسیب‌پذیر است. کتاب، به عنوان محصولی فرهنگی، تابع شرایط اقتصادی جامعه است. افزایش هزینه‌ی تولید، گرانی کاغذ، مالیات‌های سنگین و نبود حمایت از نویسندگان و ناشران، موجب کاهش تولید کتاب و در نتیجه، گرانی آن در بازار می‌شود.

در بسیاری از خانواده‌ها، کتاب در اولویت هزینه‌ها قرار ندارد. وقتی نیازهای معیشتی در صدر است، فرهنگ مطالعه به امری لوکس تبدیل می‌شود. این وضعیت، عدالت فرهنگی را نیز زیر سؤال می‌برد، زیرا اقشار ضعیف‌تر از دسترسی به منابع دانایی محروم می‌مانند.

از سوی دیگر، در بسیاری از کشورها شبکه‌ی توزیع کتاب کارآمد نیست. کتابخانه‌های عمومی ناکافی‌اند، در مناطق روستایی یا کم‌برخوردار وجود ندارند، و منابع دیجیتال به دلیل ضعف زیرساخت اینترنت در دسترس نیستند. بدین ترتیب، تبعیض دانایی پدید می‌آید: گروهی به آسانی به کتاب و آموزش دسترسی دارند، و گروهی دیگر نه.

راهکار این مشکل، سیاست‌گذاری حمایتی دولت‌هاست؛ از جمله تخصیص یارانه به نشر، تأسیس کتابخانه‌های عمومی، ایجاد کتابخانه‌های سیار در مناطق محروم، و تشویق بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری فرهنگی.

۳. ضعف نظام آموزشی در پرورش عادت مطالعه

نظام آموزشی در بسیاری از جوامع در حال توسعه، بر حفظیات و آزمون‌محوری استوار است. دانش‌آموزان و دانشجویان برای کسب نمره درس می‌خوانند، نه برای فهمیدن. کتاب در این نظام، ابزار گذر از امتحان است، نه پنجره‌ای برای تفکر.

در چنین ساختاری، ذهن‌های خلاق و جست‌وجوگر رشد نمی‌کنند. عادت مطالعه، برخلاف یادگیری اجباری، نیازمند انگیزه درونی و تجربه‌ی لذت از دانستن است. اگر کودک از سال‌های نخست با کتاب‌های جذاب، داستانی و علمی آشنا شود، مطالعه برای او به بخشی از سبک زندگی تبدیل می‌شود. اما اگر کتاب فقط وسیله‌ی اجبار در مدرسه باشد، ذهن او از کتاب دل‌زده می‌شود.

در نظام آموزشی موفق، کتاب‌خوانی به مهارت فکری تبدیل می‌شود برای مثال در فنلاند، ژاپن و کره جنوبی، از پایه‌های نخست آموزش، «خواندن تحلیلی» و «درک مطلب انتقادی» آموزش داده می‌شود. در مدارس این کشورها، کتابخانه‌ها فعال‌اند و معلمان دانش‌آموزان را به بحث و گفت‌وگو درباره‌ی کتاب تشویق می‌کنند. در مقابل، در نظام‌های آموزشی ضعیف، کتابخانه‌های مدرسه بیشتر جنبه‌ی نمادین دارند و آموزش همچنان بر طوطی‌وار حفظ کردن متون استوار است.

۴. ضعف سیاست‌گذاری فرهنگی و پراکندگی نهادی

در جوامع در حال توسعه، یکی از چالش‌های اساسی در حوزه‌ی کتاب‌خوانی، نبود سیاست‌گذاری فرهنگی یکپارچه است. نهادهای فرهنگی متعددی درگیر موضوع کتاب‌اند اما میان آن‌ها هم‌افزایی و هماهنگی مطلوب وجود ندارد.

فعالیت‌های فرهنگی اغلب به مناسبت‌ها محدود می‌شود؛ مثلاً در هفته‌ی کتاب، نمایشگاه‌ها و جشنواره‌هایی برگزار می‌شود، اما پس از پایان آن، چرخه‌ی کتاب‌خوانی به سکوت بازمی‌گردد. نبود سند ملی ترویج مطالعه و نبود بودجه‌ی پایدار فرهنگی موجب می‌شود که فعالیت‌ها مقطعی، تبلیغاتی و غیراثربخش باشند.

در مقابل، کشورهای پیشرفته، «برنامه‌های ملی خواندن» دارند که در آن، از سطح آموزش ابتدایی تا رسانه‌ها، اهداف و روش‌های ترویج مطالعه مشخص شده است. برای مثال، در ژاپن برنامه‌ی «خواندن برای زندگی» از دوران کودکی آغاز می‌شود و خانواده‌ها، کتابخانه‌ها و رسانه‌ها در آن مشارکت دارند. بنابراین، برای ترویج واقعی کتاب‌خوانی، باید سیاست فرهنگی به‌صورت راهبردی و میان‌نهادی تدوین شود، نه صرفاً نمادین و تبلیغاتی.

۵. دگرگونی الگوهای فرهنگی و ارزش‌های اجتماعی

با گسترش فرهنگ مصرفی و رقابت اقتصادی، معیار ارزش‌گذاری در بسیاری از جوامع تغییر یافته است. «داشتن» جای «دانستن» را گرفته است. منزلت اجتماعی دیگر با علم و فرهنگ سنجیده نمی‌شود، بلکه با ثروت، ظاهر یا قدرت اقتصادی اندازه‌گیری می‌شود.

در چنین جامعه‌ای، کتاب از نماد منزلت فرهنگی به کالایی حاشیه‌ای تبدیل می‌شود. ارزش‌ها و الگوهای فرهنگی غالب نیز، که از طریق رسانه‌ها ترویج می‌شوند، کمتر بر مطالعه تأکید دارند. ستارگان رسانه‌ای، ورزشی یا تجاری در مرکز توجه‌اند، نه اندیشمندان و نویسندگان. در نتیجه، نسل جوان کمتر الگویی برای الهام از مطالعه و تفکر می‌یابد.

از سوی دیگر، تغییر سبک زندگی شهری نیز در این دگرگونی نقش دارد. طولانی بودن ساعات کار، خستگی روزانه و فشارهای اقتصادی، زمان فراغت را محدود کرده است. افراد ترجیح می‌دهند اوقات آزاد خود را صرف سرگرمی‌های سریع و کم‌زحمت کنند تا مطالعه‌ی کتاب. در نتیجه، کتاب‌خوانی از رفتار روزمره‌ی اجتماعی به فعالیتی نادر و نخبه‌گرایانه بدل می‌شود. راه برون‌رفت از این آسیب، بازسازی ارزش‌های فرهنگی است: ارتقای جایگاه کتاب در رسانه‌ها، معرفی نویسندگان و اندیشمندان به عنوان الگو، و ایجاد فضاهایی برای گفت‌وگوی فرهنگی و کتاب‌محور در جامعه.

۶. ضعف تولید محتوای بومی و جذاب

فرهنگ کتاب‌خوانی زمانی گسترش می‌یابد که کتاب، زبان و دغدغه‌های جامعه‌ی خود را بازتاب دهد. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، کتاب‌ها یا ترجمه‌هایی هستند که با بافت فرهنگی جامعه بیگانه‌اند، یا آثاری که به زبانی خشک و غیرجذاب نوشته شده‌اند.

نویسندگان جوان و خلاق اغلب به‌دلیل نبود حمایت مالی و عوامل دیگر، فرصت بروز استعداد خود را از دست می‌دهند. از سوی دیگر، مترجمان متخصص و ویراستاران حرفه‌ای کم‌اند، در نتیجه بسیاری از آثار ترجمه‌شده کیفیت علمی یا ادبی لازم را ندارند. همچنین بخش کودک و نوجوان، که مهم‌ترین مرحله برای نهادینه‌سازی عادت مطالعه است، از کمبود آثار جذاب و متناسب با نیازهای سنی رنج می‌برد. در نتیجه، نسل جدید، به محتوای مجازی پناه می‌برد که آسان‌تر و مهیج‌تر است.

برای رفع این آسیب، باید صنعت نشر را تقویت کرد: حمایت از نویسندگان جوان، برگزاری کارگاه‌های نویسندگی، آموزش مترجمان حرفه‌ای، و گسترش انتشار دیجیتال برای کاهش هزینه‌ی کتاب.

۷. آسیب روان‌شناختی: کاهش صبر و تمرکز ذهنی

مطالعه، عملی ذهنی و عمیق است که نیاز به تمرکز و آرامش دارد. اما انسان معاصر، در عصر سرعت و هیجان، دچار نوعی «پریشانی شناختی» شده است. پیام‌های لحظه‌ای، تصاویر متحرک، و تحریک‌های مداوم حسی، تمرکز او را فرسوده کرده‌اند. مطالعه‌ی کتاب، به‌ویژه کتاب‌های فلسفی یا علمی، به‌دلیل نیاز به تفکر پیوسته، برای ذهن‌های بی‌قرار دشوار شده است. در جوامع در حال توسعه که استرس اقتصادی و اجتماعی بالاست، این بی‌قراری دوچندان است. افراد کمتر به خود اجازه‌ی سکون و خلوت برای مطالعه می‌دهند.

از دیدگاه روان‌شناسی شناختی، کتاب‌خوانی می‌تواند درمانی برای این وضعیت باشد. خواندن منظم، تمرکز، حافظه بلندمدت و توان تحلیل را تقویت می‌کند. بازگشت به مطالعه‌ی منظم، نوعی بازسازی ذهنی و آرامش فکری است که می‌تواند حتی به سلامت روان جامعه کمک کند.

در نتیجه می توان گفت؛ فرهنگ کتاب‌خوانی در جوامع در حال توسعه با مجموعه‌ای از چالش‌های پیچیده روبه‌روست: از سلطه‌ی رسانه و بحران اقتصادی گرفته تا ضعف آموزش، سیاست‌گذاری و تولید فرهنگی. این چالش‌ها تنها با شعار یا برنامه‌های مقطعی برطرف نمی‌شوند، بلکه نیازمند رویکردی تمدنی، چندبعدی و پایدار هستند. کتاب‌خوانی باید از سطح رفتار فردی به سطح سیاست فرهنگی و ارزش اجتماعی ارتقا یابد. دولت، مدرسه، رسانه و خانواده باید شبکه‌ای هماهنگ برای بازسازی فرهنگ مطالعه ایجاد کنند.

بازگشت به کتاب، بازگشت به تفکر و هویت انسانی است. کتاب همان راهی است که جوامع را از «جهل» به «نور» می‌برد، و بی‌تردید، ملتی که بخواند، خواهد اندیشید؛ و ملتی که بیندیشد، خواهد ساخت.

اخبار مرتبط
اخبار مرتبط

پاسخ دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
نام خود را بنویسید