شفقنا- رییس فدراسیون صنعت آب می گوید: اکنون در درون یک بحران بسیار گسترده و فراگیر به سر میبریم. هر حکومتی برای تأمین پایدار آب و امنیت آبی شهروندان وظایفی دارد، اما در کشور ما وظیفه حفظ امنیت آبی دقیقاً به عهده کدام نهاد و سازمان است؟! ما در تبیین یک الگوی حکمرانی موفق برای بخش آب شکست خوردهایم و خشک شدن تالابها، دریاچهها و رودخانهها نتیجه همان شکست است.

رضا حاجی کریم درباره وضعیت فعلی منابع آبی به شفقنا توضیح می دهد: در حال حاضر بحران بسیار فراگیر و گسترده است. اصولاً در نوع مدیریت منابع آب، کشوری که بیش از ۴۰ درصد ذخایر تجدیدپذیر خود را مصرف کند، در وضعیت تنش آبی و بحران قرار دارد. ما امروز کجا هستیم؟ ما امروز از ۱۰۳ میلیارد مترمکعب منابع نرمال، ۹۳ میلیارد مترمکعب آن را مصرف میکنیم. این رقم در سال جاری ۱۴۰۴، و حتی در سال آبی گذشته، کل نزولات جمعی کشور ما 65 میلیارد مترمکعب بوده است، (یعنی با در نظرگرفتن شیرین سازی و باز چرخانی برداشت آبهای نامتعارف) این موضوع نشان میدهد که ما بیشتر از صدر در صد از منابع تجدیدپذیر برداشت کرده ایم.
وی افزود: این موضوع باعث میشود وقتی وارد سال خشکتری شویم(1405)، در تأمین آب شرب کلانشهرهایمان به اشکال بر بخوریم. بنابراین گفتن اینکه بحران میرسد یا در راه است، تعبیر درستی نیست؛ ما اکنون در درون یک بحران بسیار گسترده و فراگیر به سر میبریم. همان طور که مولانا گفته: «ماهیان ندیده غیر از آب/ پرس پرسان زهم که آب کجاست» — ما نیز تا زمانی که آب هست و از شیر جاری میشود، بحران را نمیبینیم، اما وقتی آب قطع میشود و دیگر از شیر نمیآید، تازه متوجه میشویم که آب نیست.
این کارشناس حوزه آب درباره دلایل رسیدن به چنین بحرانی در کشور توضیح می دهد: همان طور که وظیفه هر حکومت، تأمین غذای شهروندان، حفظ امنیت غذایی است برای تأمین پایدار آب و امنیت آبی برای شهروندان هم وظایفی دارد. اما در کشور ما وظیفه حفظ امنیت آبی دقیقاً به عهده کدام نهاد و سازمان است؟ آیا این وظیفه بر عهده وزارت جهاد کشاورزی است که بیمحابا ۹۰ درصد مصرف آب کشور را انجام می دهد؟ یا وزارت نیرو که صرفاً تأمینکننده و توزیعکننده است؟ آیا این وظیفه شورای عالی آب با مصوباتی که مشخص نیست چه روندی را طی میکند و چطور قرار است به پایداری منجر شود؟
حاجی کریم تاکید می کند: ما در تبیین یک الگوی حکمرانی موفق برای بخش آب شکست خوردهایم. خشک شدن تالابها، دریاچهها و رودخانهها نتیجه همان شکست است. البته منظور این نیست که کشاورزان یا بهرهبرداران را محکوم کنیم؛ بلکه ایراد از نظام حکمرانی است. با استیضاح وزیر نیرو یا حتی تعطیل کردن وزارت نیرو مساله آب حل نمی شود.
وی با اشاره به تبعات این شکست بیان می کند: وقتی در طراحی الگوی حکمرانی آب اشکال داریم، این مسئله در مراحل دیگر نیز خود را نشان میدهد؛ بهگونهای که حتی در مشارکت مردمی و بخش خصوصی (که بازوی مهم این عرصه است) دچار ضعف میشویم. امروز پروژههای بخش آب با مشکل جدی در تأمین مالی و سرمایهگذاری مواجهاند و کسی حاضر به سرمایه گذاری نیست.
وی درباره بهره گرفتن از تجریبات کشورهای دیگر مانند امارات با بارورسازی ابرها می گوید: در وضعیت فعلی باید بزرگترین خط قرمز ما پرهیز از پوپولیسم و شبهعلم باشد. در شرایط بحرانی فعلی، مقایسه کشوری با وسعت یک میلیون و ۷۰۰ هزار کیلومترمربع مثل ایران، با کشورهای کم وسعی چون امارات بسیار اشتباه است. امارات متحده عربی تنها کشوری است که دورترین نقطهاش از دریا تنها ۱۰۰ کیلومتر فاصله دارد! امارات (با وسعت کم و اقلیم خاص) نمیتواند با کشورهایی مثل ایران مقایسه شود. بارورسازی ابرها یک کار مطالعاتی و دانشگاهی است و مساله آب کشوری به وسعت ایران با بارورسازی حل نمی شود. تهران مصرف آبی بسیار بالا دارد، اصفهان ۶۰۰ میلیون مترمکعب مصرف آب دارد. پس این مقایسه اصلاً منطقی نیست. ما باید به الگوی مدیریت درونزا برسیم؛ الگویی که مطابق شرایط و منابع خودمان باشد. هرچند استفاده از تجربیات کشورهای دیگر مفید است، اما تقلید و گرته برداری صرف از آنها جواب نمیدهد.
حاجی کریم در پاسخ به اینکه در فدراسیون صنعت آب آیا راهکار نوآورانهای برای بهبود وضعیت فعلی دارید؟ می گوید: بله، مدلی طراحی کردهایم با عنوان نهاد تنظیمگر میانبخشی آب یا همان رگولاتوری. دولت نیز طبق برنامه هفتم توسعه مکلف است این کار را انجام دهد. در این مدل رگولاتوری، به صورت توأمان هم منافع پایداری سرزمین صیانت میشود، هم تمام ذینفعان بخش خصوصی امکان ورود پیدا میکنند. آب شهری تأمین میشود و بخش کشاورزی نیز منتفع خواهد شد.











