شفقنا آینده- یک استاد دانشگاه و تحلیل گر مسائل بین الملل درباره نقش ایرانیان خارج از کشور در دیپلماسی عمومی، شبکهسازی علمی و اقتصادی می گوید: در شرایط کنونی، کشور بیش از هر زمان دیگری به سرمایهگذاری و دانش ایرانیان خارج از کشور نیاز دارد. این ظرفیتها میتوانند بخشی از فشارهای ناشی از تحریمها، کمبود سرمایهگذاری و فاصله فناوری ایران با جهان توسعهیافته را جبران کنند. نباید اجازه داد این ظرفیت بینظیر از دست برود؛ بلکه باید آن را بهعنوان یک اولویت راهبردی در نظر گرفت. دولت در این زمینه نقش تسهیلگر دارد و تنها کافی است قوانین و مقررات را بهگونهای اصلاح کند که هیچ مانعی برای مشارکت ایرانیان خارج از کشور وجود نداشته باشد.
دکتر سیدعطا تقوی اصل در گفت وگو با خبرنگار شفقنا آینده در پاسخ به این سوال که ایرانیان خارج از کشور چه تاثیری در عرصه های سیاسی اقتصادی و اجتماعی کشور می توانند ایفا کنند اظهار داشت: ایرانیان خارج از کشور ظرفیتهای چشمگیری در زمینه دیپلماسی عمومی، انتقال دانش و فناوری، و تقویت منافع ملی دارند. برآوردها نشان میدهد که بین پنج تا هفت میلیون ایرانی طی سالهای اخیر به خارج از کشور مهاجرت کردهاند. بخش قابل توجهی از این مهاجران از میان نیروهای تحصیلکرده و متخصص هستند؛ افرادی که بخش مهمی از آموزش خود را در ایران گذرانده و سپس در کشورهای توسعهیافته با فناوریهای نوین و نظامهای علمی پیشرفته آشنا شدهاند.
وی افزود: این گروه اکنون دارای مهارتها و تخصصهایی کمنظیر در سطح جهانی هستند و توانستهاند در جامعه دانشگاهی و علمی غرب جایگاههای ارزشمندی کسب کنند. یکی از مهمترین ظرفیتهای آنان، انتقال دانش و تجربههای علمی به داخل کشور و ایفای نقش در ارتقای سطح فناوری و پژوهشهای ملی است. بنابراین، مهاجران ایرانی نهتنها در بعد علمی و تخصصی، بلکه در بعد اقتصادی و سرمایهگذاری نیز میتوانند نقشآفرینی مؤثری داشته باشند. بهرهگیری از این ظرفیتها در چارچوب سیاستگذاریهای مناسب میتواند به پیشرفت منافع ملی، کاهش شکاف فناوری با جهان توسعهیافته، و تقویت جایگاه ایران در عرصه بینالمللی کمک کند.
نقش سرمایهداران و متخصصان ایرانی خارج از کشور در توسعه ملی
وی تصریح کرد: موضوع دوم به سرمایهداران ایرانی خارج از کشور مربوط میشود. این گروه از ایرانیان دارای منابع مالی بسیار قابل توجهی هستند که در صورت بازگشت یا سرمایهگذاری در ایران میتواند نقش مهمی در توسعه اقتصادی کشور ایفا کند. بنابراین، مهاجران ایرانی نهتنها در بعد علمی و تخصصی، بلکه در بعد مالی و سرمایهگذاری نیز ظرفیتهای راهبردی و ارزشمندی برای پیشرفت ملی محسوب میشوند. تجربههای اخیر نشان داده است که در شرایط بحرانی، از جمله در جنگ ۱۲ روزه، کشور بیش از پیش به بهرهگیری از توان علمی و مالی ایرانیان خارج از کشور نیاز دارد. برای رفع فاصله موجود با فناوریهای روز دنیا در حوزههایی همچون سایبری، هوش مصنوعی و صنایع نظامی، چارهای جز استفاده از ظرفیتهای علمی و تخصصی ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا وجود ندارد. این افراد با دانش و تجربههای منحصر به فرد خود میتوانند بخشی از شکاف فناوری و توسعه ایران با جهان پیشرفته را جبران کنند.
وی افزود: از سوی دیگر، فضای مجازی بهعنوان یک ابزار ارتباطی نوین، امکان نزدیکی و تعامل بیشتر میان ایرانیان خارج از کشور و داخل را فراهم کرده است. نمونههای متعددی وجود دارد که متخصصان ایرانی در آزمایشگاههای پیشرفته کشورهای غربی، دستاوردهای علمی خود را از طریق شبکههای اجتماعی با هموطنان به اشتراک گذاشتهاند. این اقدام نهتنها موجب ارتقای آگاهی عمومی میشود، بلکه به انتقال دانش و فناوری به داخل کشور نیز کمک میکند. در مجموع، سرمایهداران و متخصصان ایرانی خارج از کشور ظرفیتهای بیبدیلی در اختیار دارند که میتواند در شرایط کنونی، بهویژه در مواجهه با چالشهای اقتصادی و فناوری، نقش تعیینکنندهای در توسعه و پیشرفت ایران ایفا کند.
نقش فضای مجازی و دیپلماسی عمومی در بهرهگیری از ظرفیتهای ایرانیان خارج از کشور
تقوی اصل با بیان اینکه به عنوان نمونه میتوان اشاره کرد که فضای مجازی توانسته است نقش بسیار مهمی در نزدیکی ایرانیان خارج از کشور با مسائل داخلی ایفا کند گفت: این ابزار ارتباطی نوین امکان همدلی و مشارکت سریعتر و گستردهتر را فراهم کرده است؛ بهگونهای که میزان همبستگی ایرانیان خارج از کشور در جریان جنگ ۱۲ روزه، به واسطه فضای مجازی، قابل مقایسه با دوران جنگ تحمیلی هشتساله نیست. در حالی که در گذشته سالها طول میکشید تا چنین ارتباطاتی شکل گیرد، اکنون به دلیل سرعت و گستردگی فضای مجازی، این تعاملات بهعنوان یک ظرفیت راهبردی قابل استفاده است. با وجود این ظرفیتها، نکته اساسی آن است که باید سازوکارها و قوانین داخلی کشور بهگونهای طراحی شوند که رفتوآمد ایرانیان خارج از کشور، بازگشت آنان برای سرمایهگذاری، و انتقال دانش و تخصصشان به داخل کشور بسیار آسان و بدون مانع باشد. بسیاری از ایرانیان مقیم خارج تمایل دارند سرمایه، تخصص یا توان علمی خود را در اختیار کشور قرار دهند، اما این امر در مواردی نیازمند حضور فیزیکی در ایران است. بنابراین، تسهیل قوانین داخلی برای رفتوآمد آنان ضرورتی اجتنابناپذیر است.
وی ادامه داد: در شرایط کنونی، کشور بیش از هر زمان دیگری به سرمایهگذاری و دانش ایرانیان خارج از کشور نیاز دارد. این ظرفیتها میتوانند بخشی از فشارهای ناشی از تحریمها، کمبود سرمایهگذاری و فاصله فناوری ایران با جهان توسعهیافته را جبران کنند. نباید اجازه داد این ظرفیت بینظیر از دست برود؛ بلکه باید آن را بهعنوان یک اولویت راهبردی در نظر گرفت. دولت در این زمینه نقش تسهیلگر دارد و تنها کافی است قوانین و مقررات را بهگونهای اصلاح کند که هیچ مانعی برای مشارکت ایرانیان خارج از کشور وجود نداشته باشد. البته ممکن است تعداد اندکی از مهاجران درگیر مسائل خاص یا پروندههای جنایی باشند، اما اکثریت قریب به اتفاق آنان از نیروهای متخصص و توانمند هستند که میتوانند ظرفیتهای علمی و مالی خود را در خدمت توسعه کشور قرار دهند. در شرایطی که چشمانداز روشنی برای رفع تحریمها یا عادیسازی کامل روابط بینالمللی وجود ندارد، استفاده از ظرفیتهای ایرانیان خارج از کشور میتواند بخشی از مشکلات داخلی را کاهش دهد و دسترسی ایران به آخرین دستاوردهای فناوری جهان را تسهیل کند.
وی تاکید کرد: از منظر دیپلماسی عمومی نیز ایرانیان خارج از کشور میتوانند نقش مهمی ایفا کنند. دیپلماسی عمومی به معنای تقویت کنشهای اجتماعی و سیاسی ایرانیان مهاجر در راستای منافع ملی است. این امر نیازمند سیاستگذاریهای داخلی هوشمندانه است تا حس مسئولیتپذیری و تعلق ملی در میان آنان تقویت شود. نمونههایی همچون تغییر رویکردهای اجتماعی در داخل کشور، از جمله موضوع حجاب، میتواند در تقویت دیپلماسی عمومی ایران در خارج از کشور مؤثر باشد؛ زیرا این تغییرات برخی از نقاط ضعف پیشین را از دست مخالفان خارج از کشور گرفته و زمینه را برای همگرایی بیشتر فراهم کرده است.
گذار از ناسیونالیسم احساسی به دیپلماسی عمومی مبتنی بر منافع ملی
این استاد دانشگاه بیان کرد: یکی از تحولات مهم در سالهای اخیر آن است که برخی عناصر حساس اجتماعی و فرهنگی، که پیشتر بهعنوان نقطه ضعف مورد استفاده مخالفان خارج از کشور قرار میگرفت، اکنون از دست آنان خارج شده است. این تغییر موجب شده فضای جدیدی در کشور شکل گیرد که در آن مخالفان نتوانند از این موضوعات بهعنوان ابزار فشار علیه حاکمیت بهرهبرداری کنند. در دوران جنگ تحمیلی هشتساله، ایران نتوانست از ظرفیت دیپلماسی عمومی بهطور مؤثر استفاده کند، هرچند مردم ایران علاقه و تعلق خاطر زیادی به کشور خود داشتند. دلیل اصلی این ضعف، فقدان سازوکارهای لازم برای هدایت کنشهای اجتماعی و سیاسی ایرانیان خارج از کشور در راستای منافع ملی بود.
وی تصریح کرد: واقعیت آن است که ناسیونالیسم ایرانی هنوز عمدتاً در سطحی احساسی باقی مانده است. برای بهرهگیری مؤثر از دیپلماسی عمومی، باید این ناسیونالیسم احساسی به ناسیونالیسمی عقلانی و مسئولیتپذیر تبدیل شود؛ ناسیونالیسمی که ایرانیان خارج از کشور را نسبت به منافع ملی حساس کند و آنان را به واکنش و همدلی در مواقعی که کشور با چالشهای جدی مواجه میشود، وادارد. رسانهها و سیاستگذاریهای داخلی باید در جهت تقویت این رویکرد حرکت کنند. ایرانیان خارج از کشور باید نسبت به مسائل حیاتی همچون بحران آب، خشکسالی، وضعیت اقتصادی، سرمایهگذاری، ایجاد اشتغال و توسعه کشور احساس مسئولیت کنند و در برابر این مسائل واکنش نشان دهند. اگر بتوانیم ناسیونالیسم احساسی را به ناسیونالیسم عقلانی مبتنی بر منافع ملی ارتقا دهیم، دیپلماسی عمومی در میان ایرانیان خارج از کشور بهطور چشمگیری تقویت خواهد شد.
تقوی اصل با بیان اینکه نمونههای تاریخی نشان میدهد که در جنگ تحمیلی، هیچگاه شاهد تجمع گسترده ایرانیان خارج از کشور در مجامع بینالمللی برای اعتراض به استفاده از سلاحهای ممنوعه یا حمایت از قربانیان نبودیم اظهار داشت: این امر ناشی از ضعف دیپلماسی عمومی در آن دوره بود. در مقابل، در جنگ کوتاه ۱۲ روزه، به واسطه رشد فضای مجازی و ارتقای سطح آگاهی، میزان همدلی و واکنش ایرانیان خارج از کشور چندین برابر دوران جنگ تحمیلی بود. این تجربه نشان میدهد که گذار از ناسیونالیسم احساسی به عقلانی، همراه با بهرهگیری از ابزارهای نوین ارتباطی، میتواند ظرفیتهای دیپلماسی عمومی را بهطور چشمگیری افزایش دهد. برای تقویت این روند، اقدامات نمادین داخلی نیز اهمیت دارند. هرچند برخی از این اقدامات هنوز پراکنده و ناکافیاند، اما اگر در سطح گستردهتر اجرا شوند، میتوانند نقش مهمی در تقویت هویت ملی و جذب ایرانیان خارج از کشور ایفا کنند. بهعنوان مثال، برگزاری برنامههای جهانی در سالگرد کوروش در شیراز و دعوت از مهمانان خارجی، میتواند بهعنوان یک اقدام نمادین، انرژی و ظرفیت دیپلماسی عمومی ایرانیان خارج از کشور را در خدمت منافع ملی قرار دهد.











